۲۴ ساعت

آرشیو آگوست, 2026

01 آگوست
۱ دیدگاه

یادداشت انتقادی بر یک مصاحبه تلویزیونی

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۱۰ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱ آگست ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————————————–

 

یادداشت انتقادی بر یک مصاحبه تلویزیونی

———————————————————-

نور محمد غفوری

ژورنالیسم، رسالتش پرسیدن است، نه دفاع کردن؛ روشن ساختن حقیقت است، نه تبلیغ یک روایت سیاسی.

وقتی یک ژورنالیست از جایگاه بی‌طرفی خارج می‌شود و در عمل به وکیل مدافع سیاست‌های یک کشور خارجی بدل می‌گردد، در حالی که طرف داخلی را در جایگاه متهم می‌نشاند، دیگر نمی‌توان آن را روزنامه‌نگاری حرفه‌ای نامید. در چنین وضعیتی، مرز میان خبرنگار، تحلیلگر سیاسی و مبلغ یک روایت، عملاً از میان می‌رود.

خبرنگار باید از همه طرف‌ها با یک معیار پرسش کند؛ نه اینکه از یک طرف دفاع کند و طرف دیگر را در معرض بازجویی قرار دهد. اگر نتیجهٔ مصاحبه از پیش مشخص باشد و پرسش‌ها تنها برای اثبات همان نتیجه طراحی شوند، آنچه ارائه می‌شود مصاحبه نیست، بلکه اقامهٔ دعوا به سود یک طرف است.

هیچ ایرادی ندارد که یک سیاستمدار یا تحلیلگر از سیاست‌های یک کشور دفاع کند؛ اما هنگامی که یک ژورنالیست همان نقش را بر عهده می‌گیرد، اعتماد مخاطب به بی‌طرفی رسانه آسیب می‌بیند. رسانه زمانی اعتبار دارد که صدای حقیقت باشد، نه بازتاب‌دهندهٔ منافع و روایت‌های سیاسی.

نور محمد غفوری

۳۰/۰۷/۲۰۲۶

 

01 آگوست
۱ دیدگاه

وطن

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۱۰ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  –  ۱ آگست ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————————————–

وطن

 می شود  تا  که  به خاکم ب رسد این خبرم

 که  چه   ها  بگذرد  از جور   فراقش   بسرم

 تا   شدم   دور  ز   خاک   وطنم   یک   لحظه

 هیچ نیامد بخوشی خواب به این چشم ترم

 هر که  دارد  وطنی صاحب عز است و  وقار

بی وطن چون شده ام من که چنین در بدرم

 گفته   بودم  که   ز  خاکم    بنمایم   گلشن

 نشود  گرد  و   غباری  همه ی  دور  و  برم

اگر    آزار      کند     غیر      جوابش     گویم

چون ز افغان به فغانم که از آن  خون جگرم

 به دل آن بود که  آسان گذرد  نیمه ی عمر

آنقدر  دیر  هنوز  است  که  من   در  سفرم

چون گذشت عمر به بی حاصلگی در غربت

 همچو   بید  سایه  گذارم  که  اگر بی ثمرم

 این”امان“تا که به سوی تو  به  پرواز شود

 چون کبوتر شده بشکسته همه  بال و پرم

 امان قناویزی

 

 

01 آگوست
۱ دیدگاه

حسنِ فریبا

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۱۰ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱ آگست ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————————————–

حسنِ فریبا

ایکه چشمی دل کش و حسنِ فریبا داشتی

 از   قدیما  در  دلی    دیوانه ام   جا  داشتی

 خال  در  کنجِ  لبت  گمراهِ  عالم   کرده   بود

 شاعرِ  فرزانه  ، امّا  خویش   تقوا   داشتی

 شاعران  بخشیده بودند  نصف عالم را تورا

 حال  می دانم چرا بیش  تر  تقاضا  داشتی

 چشم زیبا ،حسن رعنا ،خال لب ، ابرو کمان

 خوب  رویان یک  به  یک اما  تو تنها داشتی

 مرحبا با  آن که عمرم  خاک درگاهی تو شد

 گاه   با   لبخند   خود   ما  را  تسّلا   داشتی

گفته  بودم   دفترم  را  وقف  چشمانت  کنم

 شرمم آمد بس که  چشمانِ  فریبا  داشتی

 در دلم   گفتم   خدا خواهد  بغل  گیرم تو را

کاش   در   سر  نازنینا   فکر ما   را   داشتی

 صد غزل  گفتم  فرستادم تو را ای مه جبین

 پائین اش   امضا نما  گر میل  شیدا داشتی

 سرو طاهر در قدم  های  تو  خم شد دلبرم

 بس که  ابروی  کمان  و  قد و  بالا  دانشی

سیدآصف طاهری

نیدرزاکسن-آلمان

 ۳۱/۰۷/۲۰۲۶