۲۴ ساعت

19 مارس
۱ دیدگاه

در معبدِ قلبِ من

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۸ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۹ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

در معبدِ قلبِ من

زلزله‌ای‌ست

که در من جاری‌ست،

استخوان‌های سختِ سکوتِ تنم را

لحظه‌به‌لحظه

به طوفانی بی‌صدا بدل می‌کند،

و از ویرانه‌های خاموشِ وجودم

فریادی

به وسعتِ آسمان برمی‌خیزد.

من در تو

چنان گم می‌شوم

که جغرافیا از هراس

خود را به خویش می‌پیچد؛

قطب‌ها جای خویش را واژگون می‌کنند

و قطب‌نماها

بی‌اختیار

به سجده می‌افتند.

نامت را که زمزمه می‌کنم،

اقیانوس‌ها از مرزهایشان سرریز می‌شوند،

ماه از مدارش می‌لرزد،

و خورشید

از شدتِ حسادت

لحظه‌ای خاموش می‌ماند.

تو چیستى؟

کیستی

که با یک نگاهت می‌آیی

و فلسفه‌های هزارساله‌ی درونم

چون قصرهای شنی فرو می‌ریزند،

و من،

این ذره‌ی سرگردان در کهکشانِ تردید،

به یقینی سوزان بدل می‌شوم

که مرا می‌بلعد.

تو را

خاموشیِ همه‌ی چراغ‌های زمین می‌دانم،

و بودنت

خدایِ دوباره‌ی معناست

در معبدِ قلبِ من.

امشب

تو را چنان می‌نوشم

که از طعمِ وجودت

آتش در رگ‌هایم می‌دود،

تنم از وسعتت لبریز می‌شود،

زبان می‌سوزد،

و معنا

در برابرِ عظمتِ تو

زانو می‌زند.

تو چیستى؟

کیستی

Sohilla Ziaie

سهیلا ضیایی

17 مارس
۳دیدگاه

دلباختهٔ عشق 

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۲۶ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۷ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

دلباختهٔ عشق 

در حسرت دیدارِ توام، جان  به لبم شد

هجران تو  آتشکده‌ای  روز  و شبم شد

در دام تو افتادم و درمان شده از دست

زنجیر  نگاهت  سبب  سوز  و  تبم شد

هر لحظه به یاد تو  جگر سوخته‌ام، آه

حاصل همه ازاین رمق و آن سببم شد

در سینه دلی مانده که دیوانه‌تر از پیش

وسعت‌کده‌ی جان و جهان یک وجبم شد

با نام  تو   آمیخته   شد    خون   رگانم

موسیقیِ   مژگان   ملیحت  طربم شد

در دیده‌ی خونبار من از شوق تو باران

هر قطره‌ی نوشین  و نزاکت ادبم شد

از پنجره  بر ابر  و  دمن خیره که دیدم

آشفته‌   ترین  عاشق  دنیا  لقبم شد

دلباختهٔ   عشق  تو می‌باشم و دائم

هر بیت غزل شاهد رنج و طلبم شد

سهیلا ضیایی