۲۴ ساعت

28 آگوست
۳دیدگاه

آنجا که خیال حیرت آمد 

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۶ سنبله ( شهریور) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۸ آگست ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————————————

آنجا که خیال حیرت آمد 

در ضرورت شناخت مکتب هنری هرات 
——————————
مقدمه !
مکتب هنری هرات صرفا یک جریان ـ یک سبک و یا یک حرکت زود گذر در تاریخ ما نیست، بلکه تجلی‌گاه هنر و فرهنگ، شعر ترانه، نگار گری و میناتور – خطاطی و خوشنویسی و تذهیب و نقاشی است.
پیوندی مبارک و مقدس میان ادبیات فاخر فارسی و عربی، هنر های بصری وعرفان اشراقی است.
جستجو، بررسی و شناخت ریشه های تاریخی این مکتب یکی از بهترین و زیباترین فراز های فکری فرهنگی مارا در روند دانایی، آگاهی و خرد و خود باوری در تاریخ شکل وجهت می بخشد.
ریشه های نخستین و جوانه های پر بار این جنبش عظیم هنری و بینشی را مورخان پس از ویرانگری های هولناک چنگیز خان مغول و امیر تیمور گورکانی معین و مرزبندی نموده اند.
بعد از آنکه در ۸۰۵ هجری قمری روح ناآرام تیمور گورکانی در شب حمله به سرزمین چین آرام گرفت ودر خاک خفت ـ فرزندانش در سمرقند و هرات، حکومت و حاکمیت یافتند ودر نهایت ،، شاهرخ،، که مدتها همه کاره ووالی هرات بود بر تخت سلطنت نشست و هرات را رسماً پای تخت خراسان، ماوراء النهر و ایران غربی آن زمان برگزید.
هرات آن زمان مأمنی دلکش و آرام و روحی خلاق داشت و تازه از خاکستر خون و درفش های سرنگون شده و کشتار های دسته جمعی، کوچ وبی 
پناهی – بخود آمده بود و برخود می نگریست.
أمیر تیمور گورکانی، پیش از مرگش از سراسر قلمرو اسلامی و دیگر بلاد مفتوحه هنرمندان بیشماری را جهت آموزش و تدریس به منسوبان و فرزندانش سکنا گزین شهر باستانی واریایی هریوا نمود و در کارگاههای سلطنتی ، دارالکتابها،و مدارس معتبر و عصری آن دوران هنر کتاب آرایی ـ نگار گری ـ تذهیب ـ مینیاتور ـ و خطوط ثلث ـ نسخ و خصوصا نسختعلیق که بتدریج ،،نستعلیق،،نامیده شد این عروس خطوط شرقی را در حجله گاه هرات، هنرمندان بی شماری به مشاطه و گرایش گرفتند، و بچنان درجاتی از جمال،کمال، ظرافت و غنای ساختاری دست یافتند که برای قرنها معیار سنجش، عیار هنری در زیبایی و گل سرسبد هنر شرقی قرار گرفت.
درزندگی هر ملت و کشوری چهار عنصر بیش از هرچیز دیگری با هویت آنها ترکیب و پیوند می خورد :رنگ،نور،خط و صدا. رنگ، جلوه امید، زیبایی و استقامت است مانند پرچم یک ملت. نور؛ نماد آگاهی، فرزانگی وفر، شکوه است. خط؛ نشانگر خرد، بینش،دانایی و آگاهیست.
صدا؛ پژواک حقیقت ،ندای هنر و فرهنگ و…. جالب است که با استقرار خاندان تیموری درین خطه وانتخاب شایسته هرات بعنوان پای تخت و شاه نشین خراسان، بدین چهار عنصر بهای کافی و وافی داده شد و از جمله اهل قلم، اهل علم و أهل دل گفته اند،
منزلتی که خط و خوشنویسی به دانش و فرهنگ بخشیده درحکم «الخط نصف العلم » و آنهاکه خوشنویسی و خطاطی را ا شعر، نقاشی،نگارگری ،معماری و کاشیکاری درآمیخته اند به قرینه همان جمله متواتر گفته اند ؛[ الخط نصف العشق] نقاشی و سپس خوشنویسی از نخستین دوره های تکاملی بشر با ایجاد شکوفایی عقل و عشق بصورت مسحور کننده ای وجود داشته و رشد نموده است.
خیلی‌ ها دور نمی رویم تا از سپیده دم  تاریخ بیاغازیم.
بر می گردم به ششصد سال قبل با معرفی پیشگام خوشنویسان مبدع و واضع خط زیبای نستعلیق یعنی میر علی تبریزی که ظهور هنرش از بنیاد هم خط پارسی را متحول و هم دگرگونی در ساختار مندی نگار گری، نقاشی و مینیاتوری پدید آورد.
در رساله قدیمی خوشنویسان هرات داستانی از قول میرعلی روایت شده که شبی در خواب پرواز قو ها وغاز ها را دید که با یک چنان ابهت پر می گشایند و یا بر روی دریا فرود آمده و خرامان حرکاتی دارند…
او در بیداری از آن حرکات،،سیال،، و انعطاف نرم بدن این پرندگان هنگام پرواز الهام گرفت و اشکال اولیه خط نسخ و تعلیق را در هم ریخت واز ترکیبات این دو خط { نستعلیق} را پدید آورد که در ابتدا ساده می نمود اما با درایت و تدبیرش آنرا به قله رفیع هنر با سخت کوشی رساند .
برگی از کتاب دیوان سلطان احمد جلایر نگاشته شده در بغداد به سال۱۴۰۵ میلادی با خوشنویسی میر علی تبریزی ونگارگری حاشیه آن از ،، جنید نگار گر،، وجود دارد که شاید نخستین سند مکتوب باقی مانده از« رسمیت نستعلیق » در تاریخ خراسان بزرگ باشد.
میر علی تبریزی فرزند حسن متولد حدود ۷۸۰ هجری و وفات او حدود ۸۵۰ هجریست. مرگ اورا مورخین ۱۴۴۶ میلادی نوشته اند.
چرا درین جای اشارت نمودم به کار نامه وزنده گی نامه میر علی تبریزی؟
بخاطر آنکه دوسه تن از شاگردان او در انتقال هنرمندان از بلاد روم،شام، تبریز، و بغداد توسط أمیر تیمور گورکانی به هرات حضور داشتند وان خط را به دنیای هنر خوشنویسی خراسان ارمغان اوردند بطوریکه هرات مهد تکامل هنر خط نستعلیق این عروس خطوط شرقی گشت و استادانی چون میرعلی هروی و سلطان علی مشهدی قواعد نستعلیق را بکمال رسانده واین عروس حجله نشین هنر و اندیشه را تا اوج آسمان بر کشیدند.
سلطانعلی مشهدی متولد ۸۴۱ هجریست.
.
.
واما میر علی هروی در دربار هرات از خوشنویسان خاص سلطان حسین بایقرا و أمیر کبیر علیشیر نوایی – مقام یافته بود. او دیوان مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی، خمسه نظامی، و شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی را بازنویسی، استنساخ و باقلم توانمندش،جانی دگر باره به آنها بخشید.
مرکب برداری یکدست او روی کاغذ های زر افشان هرات چنان حیرت آور است که پس از ششصد سال مرکب آثار اوهنوز،، سیاه،، و درخشان وبدون کم ترین پخش شدگی در «مکتب هنری هرات » بی همتا باقی مانده است.
در یک اثر اصیل و تألیف و پژوهش ـ هنر آوران هری در سال های اخیر، نمونه زیبای خط نستعلیق این رباعی زیبا با خامه میر علی هروی در پشت جلد خود نمایی میکند:
.
.
 ای   ناله   پیر   خانقاه   از  غم تو   
وی  گریه  طفل بی گناه از غم تو  
افغان خروس  صبحگاه   از غم تو 
آه  از  غم  تو ، هزار  آه   از غم تو 
نکته جالب توجه در قطعه چلیپا ی فوق، فراموش نمودن {از} در مصرع آخر آنست که میر علی هروی با مهارت در گوشه بالایی خطش این کلمه را گنجانده است.
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت :
یکی از برجسته ترین حامیان هنر و فرهنگ که در تاریخ اورا تندیس هنر خوانده اند و پدر مینیاتور ـ استاد کمال الدین بهزاد است.او در قامت رسا ترین و تأثیر گذار ترین چهره مکتب هنری هرات همچنان مطرحست.
منشی قاضی احمد قمی نوشته :
« تا صورت نقش بسته، همچو او مصوری کس در روزگار ندیده .»
تولد اورا در نیمه های قرن نهم ۸۵۴ هجری و بعضاً حدود ده سال اختلاف ۸۶۵ قمری رقم زده اند.
او در عهد پادشاهی سلطان حسین بایقرا به مدارجی والا دست یافت ۱۴۵۰ میلادی. زاد گاه او هرات و از دوران کودکی و نو جوانیش و حتا خانواده اش در متون تاریخی باقیمانده از عصر تیموری ذکری بمیان نیامده است و اما گفته شده است که در کودکی  ،،یتیم،، مانده وسر پرستی و آموزش اورا استاد روح الله میرک که کتابدار شاه و سرپرست نگارستان دربار و منصب امور آبدات – داشت بعهده گرفت واورا فرزند خواند.
واما استاد میرک هروی از پیروان امیر خلیل و حکیم،، فرید الدین جعفر،، معروف به جعفر بایسنغری است.
میرک به روایتی دیگر ماما یا،، دایی،، استاد بهزاد بوده و از سادات کمانگر هرات است.
پس از مرگ نابهنگام بای سنغر میرزا، موسس و حامی آکادمی هنر هرات در ۸۳۷ هجری که مورخین سن اورا ۳۸ نوشته اند که وفات یافت، پدرش شاهرخ میرزا دستور داد که هییتی از هرات به تبریز رفته وجناب خواجه ( غیاث الدین پیر احمد زرکوب) را به هری آورند.
خواجه زرکوب پس از ورود، جنگ معروف بایسنغری را قلم گیری و تصاویر نیمه کاره آن را بازسازی وبه انتها رساند.
و همین طور گفته اند که حسب الامر دیگر شاهزاده گان تیموری و موافقت شاهرخ، خواجه غیاث الدین زرکوب بسوی چین و ختای بسفارت رفت تا که با نقاشی سبک چینی آشنا گردد. او در نهایت پس از چند سال سفارت، طرح باغ های چین، و کهسار، آبشار و سایه سار طبیعت را با خود به خراسان آورد و به خواجه روح الله میرک آنرا آموخت…..
وفات روح الله میرک در اوایل استیلای محمد شیبانی،، ازبک،،در ۹۱۲ هجری اتفاق افتاد.
میدانیم که بعد از وفات،، شاهرخ میرزا،، در شهر «ری» و انتقال جنازه او به هرات، بانو گوهر شاد بیگم دستور داد که بوصیت شوهرش اورا در سمرقند بخاک بسپارند.
با فوت شاهرخ و اندک فعل و انفعالات سرداران تیموری خوشبختانه بر سر  پادشاهی،، حسین بای قرا،، موافقت نمودند و دوره طلایی تیموریان در هرات رقم خورد.
در همین دوره به سبب تبحر، توانایی و چیره دستی استاد کمال الدین بهزاد – شخص سلطان حسین بایقرا اورا لقب « مانی ثانی » داد و بهزاد با نقاشی و طراحی کاریکاتور هایش، خاطر سلطان و اطرافیان او را شاد و خرسند نگه می‌داشت چنانچه زین الدین واصفی در اثرش،، بدایع الوقایع،، که یک جامعه شناسی تاریخی شمرده می شود می نگارد :
در زمان سلطان حسین ـ بدربار او شخصی بود بنام « امیر بابا محمود » که صورتی عجیب و قیافه ای غریب داشت….
او گاهی اوقات به مجلس سلطان دعوت می شد و هم بزم دیگر مهمانان می گشت.
بابا محمود خیلی چاق و فربه بود، ولی در عین حال خوش طبع و شیرین حرکات، بهزاد چون میدانست که سلطان بحرکات و خوش طبعی أمیر بابا علاقه مند است،
رسم‌ها و کاریکاتور گونه هایش را می کشید و این کار را فی البداهه در مجلس انجام میداد و سلطان از دیدن آن قهقهه می زد.)و اما بعد از سقوط دولت و ساختار سیاسی واجتماعی تیموریان با مرگ حسین بایقرا، هرات باز هم دستخوش آشوب وبحران گشت مرحوم دکتر عبد الحکیم طبیبی پیرامون پراکنده شدن هنرمندان دران عصر می گوید:
« رفتن استاد بهزاد به تبریز در سال ۹۱۹ هجری برابر با۱۵۱۰ میلادی اتفاق افتاده و شاه اسماعیل صفوی مانند تیمور گورکانی که بزرگان علم،هنر و دانش را از هر جا جمع و به سمرقند و هرات می فرستاد،،،،، استاد بهزاد ، روح الله میرک، حاجی محمد ، قاسم علی چهره گشا ، دوست محمد گواشانی و سایر همفکران و هنرمندان مشهور هرات را به پای تخت خود تبریز انتقال داد.»
بهزاد در تبریز به تربیت شاگردانی چون، خواجه عبدالعزیز و استاد مظفر علی پرداخت  و به موجب فرمان ۲۸ جمادی الاول ۹۲۸ق شاه اسماعیل اورا به منصب استیفا همایونفرکاتبان، نقاشان، زرکوبان،مذهب شویان، و لاجورد شویان بعنوان مستوفی و تعهد کلانتری کتابخانه و نگار خانه درباربرگزید.
بعد از آنکه استاد بهزاد به تبریز مقیم گشت، مکتب بغداد و تبریز را که تا آن زمان متداول و مشهور بود، منسوخ ساخت و سبک نو تری در نقاشی ومیناتور مکتب هرات پدید آورد که اکثر هنرمندان پیشکسوت بعدی درین تجدد هنری از او پیروی کرده و می نمایند.
.
.
نگاهی به شش دستاورد هنری استاد بهزاد،۱۴۵۰- -۱۵۳۵
۱ – تأکید بر واقع گرایی و ،، اومانیسم،، :
مهمترین چهار چوب و کادر بندی که در آثار  بهزاد جلوه گری می نماید، نگاه ها، چهره ها،موقعیت ها، مناظر طبیعی، معماری با جزییات و جایگاه اجتماعی افراد گوناگونست او صحنه های انسانی را با عوامل و عواطف عمیق بشری پیوند داده و بتصویر کشانده است.
۲ – تحول در نقاشی خراسان و یک قلمرو اسلامی پهناور :
در واقع امر استاد بهزاد از قرار داد ها و محدودیت های متعصبانه زمانه اش نه تنها فاصله گرفت بلکه بر،،تابو،، های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ذهنی ناسالم تاریخ شورید.
این شوریدگی دراستفاده از رنگهای روشن ، شاد و درخشان ـ فضای سازی مبتکرانه رادر آثارش به نمایش گذاشته و تغییر آفرینی را مژده می دهد.
۳ – تاثیرات متقابل هنر بهزاد بر شرق و غرب عالم:
سبک نوین نقاشی بهزاد پس از وفات او علاوه بر خراسان در دو حوزه تمدنی مصر، روم ،شام و مکتب مغولی هندوستان بسیار تاثیر گذاشت و این رویکرد دوگانه را میتوان در آثار برجسته ایرانیان و مغولان مشاهده کرد.
۴ – در مقام کارگردانی هنری و مناصب فرهنگی:
بهزاد در حلقه،، استاد و شاگردی،، اش بعنوان استاد و مربی مینیاتور، شاگردان شهیر و برجسته ومحبوبی را هم در هرات و هم در تبریز تربیت نمود، بر علاوه از ریاست کتابخانه سلطنتی شاه اسماعیل و شاه عباس صفوی او وظیفه داشت که از وضعیت معیشتی و رفاهی هنرمندان عصرش آگاهی و زمینه کار و فعالیت بیشتر را فراهم سازد.
۵ – مهمترین پیام بهزاد چیست؟ :
اساسی وبنیادی ترین ویژگی هارا می توان در آزادگی، رواداری، وبردباری بهزاد دید، پیغامش واقع‌گرایی و ایده‌آلیستی جانبدارانه است.
او هنر مینیاتور را از حالت درباری و ،،نمادین،، خارج و آنرا راهی برای بیان خاطرات، واقعیات، خوبی و پاکی مردم برگزید.
۶ – شاهکار های بهزاد :
از معروفترین آثار برجسته بهزاد می توان از – معراج پیامبر اسلام، بازدید سلطان حسین بایقرا از دارالشفا ـ یوسف و زلیخا و تصویر گری‌های ناب و
نقادانه بر دیوان حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی و خمسه نظامی گنجوی اشاره کرد.
دیدگاه معاصران و شخصیت های معروف :
یعقوب آژند می نویسد:
در حقیقت مواریث مکتب هنری هرات، چهار اند ـ مکتب بخارا ـ مکتب تبریز ( شیراز و اصفهان) گورکانیان هند و مکتب استانبول.
دکتر آژند همچنین مکتب هرات را به دو دوره پیشین و پسین نام گذاری نموده ـ مکتب پیشین را شامل روزگار حکمرانی شاهرخ میرزا ۸۰۷/ ۸۵۰ هجری یا ۱۴۰۵/ ۱۴۴۷ میلادی.
دوره ی پسین را مقارن با پادشاهی سلطان حسین بایقرا/حکومت/ ۸۷۳ تا ۹۱۱ هجری قمری واز ۱۴۵۸ تا ۱۵۰۶ میلادی می داند.
نصیری جامی از مکتب هرات بنام رستاخیز هنر ایرانی یاد می کند.
اریک شرودر:
تصویر جالب توجهی از دوران تیموریان هرات ارایه داده و گفته است :
« هیچ سلسله دیگری در تاریخ به اندازه ایشان ـ کتاب را بعنوان یکی از انواع ،،هنر،، ترویج نکرده است.!
شرودر، پارا فراتر نهاده و می گوید در آن زمان هرات گلستان جهان بود.»
رفیع اصیل یوسفی مدعی است :
بزرگترین انقلابات که به تغییرات بنیادین در جهان انجامیده اند، نی از میدان های جنگ ، بلکه از قلم، شعر، اندیشه و هنر آغاز شده اند و سپس سیاستمداران وارد میدان های بعدی شدند.
جناب استاد عبدالغفور آرزو در وصف استاد کمال الدین بهزاد سروده :
هزار  آینه   مانی   نگاه   بهزاد   است 
صفیر   نبرد   هنر   پرورت  ، بهار  ترین 
ز عطر سبز  هریوا  شکفت  تاج  محل 
نوای  عشق  تو   گردید   یادگار  ترین 
اگر چه خانه خرابیم و خانه بر دوشیم 
تویی به  چشم  هنر آشنا ، عیار ترین 
صفیر کلک تو در گلشن  بهشت گلاب 
و    یاد  سبز  تو  ،  یاد   آور   بهار ترین 
ده چهره و قلم و هنر برتر مکتب هرات :
آژند، از استاد [ محمد سیاه قلم ] بعنوان پیشکسوت مینیاتور هرات نام برده و نوشته، معلومات ما در باره او فراوان اندک است » و بنده هم با پژوهش وجستجو در منابع معتبر تاریخی فرهنگی و هنری،چیزی بیشتر بدست نیاوردم واز صاحب نظران درین زمینه رجا مندم که از دانسته های خود بر ما بیفزایند.
واما از جمله سر آمدان هنر مکتب هرات؛ أمیر خلیل نقاش، خواجه غیاث الدین زرکوب، سید روح الله میرک، میرزا جعفر بای سنغری،مولانا سعدالدین، خواجه عبدالرحیم، مولانا شهاب، کمال الدین بهزاد، مولانا محمد مظهر، و بایسنغر میرزا و بسیاری دیگر کارنامه ی درخشانی از خود در کهکشان هنر و فرهنگ بجای گذاشتند که مهمترین آثار بجای مانده را درین فرصت بطور مختصر نام می برم :
طبقات ناصری، کلیات وتاریخ حافظ ابرو، تاج الماثر، گلستان سعدی، همای و همایون، شاهنامه فردوسی، کلیله و دمنه، هفت پیکر،تاریخ جهانگشای جوینی، ترجمه تاریخ طبری، کلیات عماد،، فقیه،، خمسه نظامی، چهار مقاله عروضی سمرقندی، دیوان خواجه حافظ شیرازی، معراج نامه میر حیدر، سته و خمسه حکیم عطار نیشابوری، شاهنامه محمد جوگی.منطق الطیر،بوستان و گلستان سعدی، ظفرنامه علی یزدی،جنگ های شعر فارسی،
مثنوی معنوی، غزلیات کاتبی، خمسه امیر خسرو، دیوان سلطان حسین، چهل حدیث، خمسه میر علی شیر نوایی، عجایب المخلوقات، هشت بهشت، بهارستان جامی، چهار مثنوی مولانا هاتفی، دیوان کامل امیر علی شیر نوایی واثار دیگری میتوان نام برد.
تحریر…. دوم سنبله ۱۴۰۵ 
۲۴ اگست ۲۰۲۶
محمد رفیع اصیل یوسفی 
ادامه دارد . . .
 

۳ پاسخ به “آنجا که خیال حیرت آمد ”

  1. admin گفت:

    فرهیخته گرامی جناب آقای اصیل یوسفی عزیز قلم زیبای تان همیشه رنگین باد ، سعادتمند و سرافراز باشید.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

  2. رفیع اصیل یوسفی گفت:

    درود بر هنر دوستان گرانمایه و فرزانگان!
    امیدوارم به این مباحث عمیقأ توجه و تجزیه و تحلیل ونقد علمی نماییم.

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما