به سعی خود نتوان برد پی بگوهر مقصود
(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۲۴ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۴ می ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————–
به نام خداوند بخشنده مهربان
تقدیم به عزیزان فرهیخته و هنر دوست
خلاصهای از خاطراتم که از استاد محمدعلی عطار هروی (پدرم) را که بخاطر دارم با افتخار می نویسم .
استاد عطار با صبر و حوصله و توانایی فراوانی که داشت هنر زیبا و ظریف خوشنویسی را دنبال می کرد و هیچگاه خستگی را احساس نمی نمود.
او همیشه شاگردانش را با مهربانی راهنمایی می کرد.
من امروزه هرگاه قلم در دست می گیرم حضور او را احساس میکنم.
من درآن زمان در لیسه جامی هرات درس میخواندم.
بعضی روزها بعد از ظهر به دکان عطاری پدرم می رفتم .همیشه بعد از ظهرها مشتری کمتر به دکان می آمد ، بیشتر مشتریها از طرف صبح می آمدند چون اکثرا از اطراف هرات بودند.
دوستان پدرم معمولا بعد از ظهر ها می آمدند از آن جمله آقای شیخ محمدطاهر قندهاری و بعضی روزها استادفکری سلجوقی و استاد مشعل غوری و همچنین آقای نقشبندی که در آن زمان شاروال هرات بود و عشق و علاقهٔ خاصی به هنر خطاطی و آثار هنرمندان قدیم داشت. باهمصحبت میکردند و صحبتهایشان درباره هنر خط و آثار مکتب استاد کمال الدین بهزاد ،قرآنهای نفیس خطی و تذهیب شده و کتابهای خطی از استادان قدیم بود.
روزهایی که استاد فکری سلجوقی به دکان می آمد تا موقع تعطیلی دکان با پدرم صحبت می کردند و بعضی از عصرهای جمعه به خانه ما می آمد و یا استاد عطار به خانه شان می رفت .
چنانچه یادم هست که یک جمعه بعد از ظهر من به همراه پدرم و محمود جان (برادرم) به خانه استاد سلجوقی رفته بودیم و در آنجا آقای علی اصغر فروغی که از هنرمندان هنر موسیقی و از دوستان استاد سلجوقی و پدرم در هرات بود را دیدم .
برایم خیلی خوش گذشت چون من علاقه زیاد ی به خط نستعلیق داشتم و از روی خطاطی های پدرم تمرین می کردم. وپدرم نیز در این راه مشوق من بود و مرا یاری می کرد.
استاد عطار عشق وعلاقه زیاد به آثار خطاطان قدیم داشت .
چنانچه یک خط چلیپا یا قرآن خطی یا کتاب خطی از یکی از استادان قدیم مثلا میر عماد حسنی یا میرعلی هروی ، یا خط شکسته درویش عبدالمجید طالقانی، میرعبدالرحمن و یا خط نسخ احمد نیریزی و دیگر استادان خط را اگر کسی نزد ایشان می آورد به هر قیمتی که می گفت می خرید.
با وجود آنکه خودش در خانه خود انواع تابلو های خطاطی استادان و هنرمندان قدیم را جمع آوری کرده بود.
دکان عطاری پدرم همیشه میزبان هنرمندان ،نویسندگان،شاعران ،عالمان و هنردوستان آن زمان بود و شاگردان زیادی داشت که به دکان می آمدند و سرمشق می گرفتند و آموزش می دیدند اگر کسی از دوستداران هنر خط تقاضای یک قطعه خط را می کرد با کمال خوشرویی می پذیرفت و به موقع برایش آماده می کرد اما هیچ موقع مزدی دریافت نمی کرد چنانچه کتیبه های مسجد جامع هرات ودیگر مساجد و جاهای دیگر را هیچ موقع پولی نمی گرفت و از هنر خود امرار معاش نمی کرد و تمام مخارج زندگی فقط از دکان عطاری تامین می شد. و چند سالی هم مدیریت موزیم هرات را به عهده داشت .
استاد عطار هیچ موقع در اتاق کار خود بیکار نمی نشست و همیشه مشغول نوشتن بود.
اتاق ایشان از انواع تابلوهای بزرگ و کوچک از استادان قدیم و کارهای خودش مزین شده بود تا اینکه رژیم کمونیستی سر کار آمد و مردم را زیر فشار آوردند و استاد عطار مجبور شد که به ایران مهاجرت نماید.
و چند سالی در بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در مشهدمقدس مشغول کارهای خطاطی شد و چندین اثر با ارزش از خود به یادگار گذاشت.
استاد عطار قبل از مهاجرت به ایران تعداد زیادی از آثار و قطعات بزرگ و متوسط که در خانه هرات داشت و زحمات چندین ساله او بود به کتابخانه مسجد جامع هرات اهدا نمود به امید آن که در آنجا حفظ گردد و تعدادی از مرقعات و تابلوهای کوچک نزد ما برادرها موجود میباشد و یک تعداد کمی که در خانه هرات باقی مانده بود به سرقت رفت چون رژیم کمونیستی حاکم در آن زمان یک روز مردم شهر هرات را به استادیوم هرات جمع کرده بودند یک تعداد استفاده جو که شهر را خالی از مردم دیدند به خانه ها دستبرد زدند و خانه استاد عطار که کسی داخل خانه شان نبود، مورد دستبرد قرار گرفت. همان تعداد باقیمانده آثار و برخی وسایل خطاطی و مقداری از وسایل خانه به سرقت بردند. امیدوارم روزی برسد که رسوا شوند.
روحش شاد و خاطرش گرامی باد
بنا به تقاضای دوست عزیز و گرامی ام آقای محمد رفیع اصیل یوسفی خلاصه ای از خاطرات استاد عطار را یاد آوری کردم.
بهبود عطار
شهر وان. کانادا
دوازدهم اردیبهشت یکهزار و چهارصد و پنج


