حسرتِ جهان
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۲۳ سنبله ( شهریور) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۴ سپتامبر۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
——————————————————————————————————————————————————–
حسرتِ جهان
زِ پیشرفتِ جهان انگشت گَزیدم
ولی من رنگِ آسایش ندیدم
با شصتسال عُمرِ پُررنج و تکلّف
فقط جنگ دیدم و از جنگ شنیدم
مرا از درس به سویِ جنگ بردند
دهها بار دل از این عالم بریدم
جوانانِ زیادی سر سپردند
به چشمِ خویش، خود در صحنه دیدم
هزاران زیر بِنا ویرانه گردید
من از ویرانه ها ظلمت خریدم
جهان بر سویِ کشفِ کهکشان رفت
ولی من حسرتِ دنیا چشیدم
جهان آباد و در امواجِ شادی
من از لبخند و شادی ناامیدم
بشیر، در حسرتِ فردای روشن
همه عمرم به تاریکی خزیدم
بشیر احمد شیرین سخن

جناب شیرین سخن عزیز زیبا قلم زدید ، مؤفق و مؤید باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی
جناب آقای قیوم بشیر هروی، شاعر فرهیخته و گرامی!
شما از تبار عیاران و از جملهٔ خوبترین و شایستهترین فرزندان این وطن هستید.
همّت والا و بلند شما، خدمات صادقانه و شایستهتان در راه فرهنگپروری، هنردوستی و پاسداری از ارزشهای فرهنگی، همواره قابل توجه و درخورِ تحسین و ستایش است
بیگمان، تلاشهای فرهنگی و احساس پاک و انسانی شما، مایهٔ دلگرمی اهل فرهنگ و ادب است
من شخصاً خود را ممنونِ احسان، محبت و احساس پاک شما میدانم و از صمیم قلب، برای همهٔ نیکیها و حمایتهای ارزشمندتان سپاسگزارم
سربلند و پایدار باشید و چراغ فرهنگ و ادب این سرزمین را همچنان فروزان نگه دارید
با حرمت وارادت خاص بشیر شیرین سخن
خواهش میکنم جناب آقای شیرین سخن عزیز ، ممنون از محبت و لطف همیشگی تان.