ارسال شده توسط admin در
اشعار
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ ۲۰ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۰ جون ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————-

فریادِ خاموشِ زنانِ
افغانستان
به زیرِ سایهٔ بیداد ، دختران میگریند
ز داغِ حبسِ ستم ، بیامان میگریند
به کوچههایِ غمآلودِ شهرِ خاموشان
کبوترانِ پَرِ خون نشان می گریند
نه حقِّ درس ، نه امیدِ کار و آزادی
ز تیرگیِ شبِ این زمان می گریند
زنانِ خستهٔ هرات و بلخ و قندهار
چو شمعِ سوخته در هر مکان میگریند
گناه چیست؟ جز آرزوی رهاییِ خویش
که در کمینِ دلِ ناتوان میگریند
به جرمِ آنکه نسیم از رخشان پرده گشود
درونِ دخمه و زندانِ جان میگریند
جهان اگرچه شنیدهست قصهٔ اندوه
هنوز بر غمِ این داستان میگریند
کجاست عدل؟ که بیند هزار فریادی
که از دلِ زن و طفلِ نوان میگریند
کجاست وجدانِ بیدارِ اهلِ عالم تا
بداند از چه چنین بیامان میگریند
ستمگران به چه نام از خدا سخن گفتند
که از جفایشان اهلِ ایمان میگریند
بُرید بالِ امید از هزار دخترِ پاک
که اختران به شبِ بیکران میگریند
کتاب مانده به کنجی ، قلم شکسته ز درد
به حالِ مدرسه هایِ خزان میگریند
هزار چشمهٔ دانش به خاک خشکیدهست
از این مصیبتِ تلخِ زمان میگریند
مگر نه مادرِ فرداست هر زنِ آزاده؟
چرا ز جورِ ستمکارگان میگریند
صدای گریهٔ آنان گذشته از دیوار
که کوهها ز غمِ بیکران میگریند
اگرچه پنجرهها را به قفل بسته ستم
هزار روزنِ نور از نهان میگریند
به یادِ دخترکی کز هراسِ تازیانه
شبانه در دلِ خود بیامان میگریند
خدا کند که رسد روزِ فتح و آزادی
که دشمنان ز شکستِ گران میگریند
«فائز» ز داغِ دلِ مادرانِ داغدیده
به پایِ مرثیه هایِ جهان میگریند
خلیل الله فائز تیموری
۱۴۰۵/۳/۱۸- هجری شمسی
تهران – ایران