در نکوهش جنگ و رنج ملتها
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۲۳ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۳ جون ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————-
قصیدهٔ :
در نکوهش جنگ و رنج ملتها
جهان از شرارِ فتنهٔ دوران میسوزد
دلِ انسان ز داغِ ظلمِ انسان میسوزد
به هر سو آتشی از جنگِ بیپایان فروزان
چراغِ خانه ها در بادِ طوفان میسوزد
به دشتِ اوکراین آتشِ خون ریزِ قدرت
به جانِ کودک و پیرانِ نالان میسوزد
به شام و قدس و لبنان شعلهٔ اندوه برپاست
دلِ مادر به یادِ طفلِ گریان میسوزد
به یمن، نانِ مردم در حصارِ مرگ و قحطی
به کامِ خاک میافتد ، به زندان میسوزد
به سودان آتشِ بیدادِ قومی شعلهور شد
وطن در شعلههای فتنهٔ پنهان میسوزد
به لیبیا ز بعدِ سال ها آشوب و ویران
چراغِ صلح در گردابِ طغیان میسوزد
به افغانستان ز بیدادِ زمانه نسل ها
میانِ آتش و باروتِ ویران میسوزد
میانِ خصمجوییهای دو قدرت وایران
دلِ مردم به بیمِ حادثه هر آن میسوزد
به هر سو لشکرِ سوداگری بر جانِ ملت
به نامِ صلح اما در هوسران میسوزد
زمین از خونِ بیگناها ن شده رنگین
ولی سوداگرِ جنگ از دلِ آنان میسوزد
جهان در چنگِ زر و نفت و سوداهای پنهان
به دستِ قدرت و سرمایهداران میسوزد
سیاستپیشهگان در بزمِ نیرنگ و فریبش
ولی وجدانِ بیدارِ ستمدان میسوزد
سازمانِ ملل خاموش و درمانده ز تقصیر
که در بندِ وتو و قیدِ فرمان میسوزد
نه فریادِ یتیمان را شنیدن میتواند
نه از اشکِ اسیرانِ پریشان میسوزد
اگر عدل و خرد روزی به دنیا بازگردد
چراغِ صلح در هر کوی و میدان میسوزد
ولی تا ظلم و حرص و جنگافروزی بماند
دلِ آزادهٔ انسانِ هشیار میسوزد
در آخر شاعر این نالهٔ جانسوز را گوید
که فائز از غمِ این حالِ ویران میسوزد
خلیل الله فائز تیموری
۱۴۰۵/۳/۱۹ -هه،ش
تهران ، ایران

جناب آقای فائز تیموری عزیز قلم تان رنگین و طبع تان رسا باد ، سعادتمند باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی