حدیث آرزو گفتن خوش آید…..
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۲۳ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۳ جون ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————-
محمد مهدی بنایی ؛
سرپرست کانون هنر های زیبا ، اندیشه و دانش در هرات.
گویند هر چهره و هر صدا و هر سبک هنری یک کتاب است ، هر چهره همان اندازه از ماست که از نام و نامه او بهره می بریم ،،،
بهزاد از کسی نیست که تصویر گری های ناب اورا ندیده باشد ، روح الله میرک از کسانی نیست که بر نام او افتخار و دستاوردش را در تزیین مسجد جامع بزرگ شهر نبینند !
=
.
و همین طور مشعل ، عطار ، پیرزاد و صد ها شاگرد و پیرو سلوک و مشرب شان که گرایش به هنر ، عاطفه تاریخی آنانست و هنر ، حافظه تاریخی ما را رهنما گر ما را شوربختانه بی عدالتی و جنگ از ما دزدیده ودنیا نسبت به این حالت بی ثمر ونا امید کننده واز همه مهمتر خود ما نباید بی تفاوت ، تماشا چی و سیل بین باشیم درین میدان خوشبختانه چهره های سرشناسی هم داشتیم که ماندند و ایستادند در زمانه ایکه ،، برگ پی برگی ،، چونان باد پاییزی بهر سو ما را می پراکند !
.
.
به یاد می آورم که دوست دیرین و مهر آفرینم قلم هنر و پژوهش را قدرتمندانه در دست گرفت وبا تلاش شبانه روزی نشان داد که داشته های فرهنگی هنری یک ملت را نمی توان با دگر گونی های سیاسی واجتماعی وفکری از بین برد.
او سی سال پیش در اوج اختناق و سلطه سیاه و قهر آلود حاکمان بی خرد به سراغ مشعل هنر – در هرات شتافت و با آنکه مورد خشونت و بی رحمی و قساوت قرار گرفت اما دل به تاریکی نسپرد ودر آن کور سوی تاریخ شمعی فرا روی آیندگان از آن اخگر رو بفراموشی بر افروخت واینک هزاران شمع از آن شعله ، نور ، رنگ و روشنائی می تابانند…..
.
.
.
در آخرین مصاحبه استاد مشعل غوری که در کتاب ارزشمند [ رنگ و رنج] آمده ،رفیع اصیل یوسفی اورا { مشعلی در ظلمات}خواند و نوشت !
آثارش در خاطره ها ونامش در گوشها ـ آوای آشناست……او مشعلدار هنر و آینه دار فرهنگ گذشته ماست.
وجودش و هنرش ، تداعی گر بهزاد است. انگار در پایان قرن بیستم/ بهزاد دیگری در کنج عزلت وبی مهری – سر در گریبان غریبی خویشتن فرو برده است ،،،،،
–
–
تلاش های خستگیناپذیر او نشان داد که هنر یک سرزمین ، حتا در تاریک ترین دوران تاریخ و در زمان جنگ و آوارگی نیز می تواند به کمک هنر دوستان و هنر آفرینان زنده و سر پای بماند وبه نسل ها و اعصار بعدی اخگر آن سپرده شود.
–
–
جنگ و جا بجایی جغرافیایی نباید به گسست فرهنگی بینجامد تألیف هنر آوران هری وبه تعقیب آن انتشار مرقع خوشنویسی ،، قرآن اساور،، در سالروز صد سالگی تولد استاد محمد علی عطار هروی که اورا ( امیر کشور خط) و شاعر کتیبه های قدسی لقب بخشیده اند ، در حالی که فقط
پانزده سال از رحلت حضرت استاد عطار گذشته بود نشانه آن بود که روح هنری وفکری پربار عطار در کالبد رهروانش جاریست.
.
.
همین گونه بر پایی کانون کهزاد در ایجاد نمایشگاههای کتاب ، عکس ، نقاشی ،مینیاتور ، خوشنویسی ، تذهیب ، نگار گری ،سوخته کاری روی چوب و منبت کاری و طراحی با مداد یک حرکت روان شناختی برای جامعه محروم از رسانه و مطبوعات بود که حتا کودکان رنجدیده مهاجر نیز
فرصت آن را نمی یافتند که احساسات کودکانه شأن را عیان و تبارز بخشند.
.
.
از دید گاه او – در بستری از جنگ و نومیدی ، بازگشت به نقاشی ، خوشنویسی ، نگارگری و تذهیبکاری نوعی درمان فرهنگی و تزریق اشتیاق ، آگاهی و امید به جامعه بود تابتواند پویایی و نشاط خودرا حفظ کند. ذهنیت راهگشای آموزشی و اخلاقی او پیوند زدن هنر خوشنویسی معاصر افغانستان با موی قلم نگار گری برگهای جامعه بود، تا هنر ، سپر بلای فرهنگ در برابر تند باد های سهمگین روزگار باشد.
.
.
چون دگر گونیهای سیاسی و مهاجرتهای اجباری و خود خواسته نباید به انقطاع فرهنگی ، ادبی و تاریخی ملتی بینجامد…..این پیکار است که نامش را زندگی نهاده اند ،براستی آیا بجز الترناتیو ،، قلم و رنگ ،،و انگیزه و آگاهی بخشی – روزنه دیگری پیرامون خود سراغ داشته ایم که مارا ازین بحرانهای پی درپی /امید خلاصی بخشد ؟
.
.
خلق یک اثر هنری هر چه که باشد ، در عرصه هنر هفتم «سینما» موسیقی ، تیاتر ، نقاشی ،خطاطی ، و مجسمه سازی ـ ابزار مقاومت وباز یابی کرامت ، شرافت وسعادت جمعیست واین رسالت هنرمندان و نخبگان جوامع زنده بیدار و پویاست بقول گران مهر غفور آرزو:
صفیر کلک تو در گلشن بهشت ، گلاب و یاد سبز تو یاد آور بهار رویش ترین سه گانه ماندگار هنر آوران هری با بررسی عمیق فرهنگی سه ،، پیر،، دیر هنر هرات آغاز میشود.
۱ – استاد محمد علی عطار، احیاء کننده سنت خطوط کهن در تاریخ معاصر و حافظ ارزشها و دستاوردهای ملموس آن در باز سازی آثار و آبدات تاریخی و نوسازی ابنیه دینی.
۲ – روانشاد استاد محمد سعید مشعل غوری ،مینیاتوریست ارشد و مروج مکتب هرات.
۳ –زنده یاد استاد امین الله پیرزاد هروی ،خطاط کتیبه های قدسی وحامی واقعی هشت قلم خط دلنشین در تجلیگاه هنر حقیقی و معنوی. پیرزاد هروی بر علاوه بنیاد گزار کانون کهزاد در کنار هنر آورانی چون استاد تابش ، رفیع اصیل ، سید مقصود خوشبخت ،روانشاد فضل الله زاهدی ، رفعت ، محمد ناصر طالب فراهی ، محمد داوود نجفی ،و مرحوم محمود انوش در مشهد بود.
.
.
محمد جواد بنایی
.
یکی دیگر از چهره های حامی ، همراه و سراپا خلوص و عشق به فرهنگ ،هنر و ارزشهای اخلاقی در کانون هنرهای زیبا اندیشان افغانستان جناب آقای محمد جواد بنایی است.
ایشان با ارادت و التفاتی که به شادروان استاد براتعلی فدایی شیخ الشعرای هرات داشتند با حمایت مادی و معنوی خود نخستین بار در ایران مجموعه اشعار استاد فدایی را بنام «( حریم راز)» بدست نشر سپردند که مرحوم استاد پیرزاد نیز در آن مجموعه ادبی بعضی از اشعار گلچین فدایی را خوشنویسی نمود.
همین طور با استقرار دولت موقت حامد کرزی و برگشت مهاجرین به وطن در سال ۱۳۸۰ خورشیدی مدیریت و راه اندازی کارگاه آموزشی در عرصه
هنر خوشنویسی ، نقاشی ، مینیاتور ، تذهیبکاری و هنر های تجسمی سهم گیری همه جانبه در کنار استاد نجیب الله انوری داشتند ودر محل کار وکسب خود اتاقی را برای آموزش و تربیت علاقمندان زیر نظر استاد نجیب الله انوری از سرآمدان هنر خوشنویسی و نقاشی خط معاصر هریوا قرار دادند.
.
.
بر علاوه علاقه مندی و گرایش به هنر عکاسی و رسامی ، تصاویری به یاد ماندنی از زندگی روزمره مردم را ثبت نموده که تعدادی از عکس های ریالیستی ایشان در تقویم ،هنری فرهنگی و عرفانی ،، مهر آیین ،، که بیست وپنج سال پیوسته منتشر می گردید به نشر رسیده است.
بنا به پیشنهاد آقای اصیل یوسفی در سال ۱۳۸۱ و موافقت اعضای کانون هنر های زیبا – اندیشه و دانش جمع آوری اشعار قدیمی روانشاد استاد براتعلی فدایی در هرات روی دست گرفته شد و با تلاش پیگیری های خستگیناپذیر او و با همکاری های پیوسته استاد محمد ظاهر رستمی ، علیشاه حکیمی و مرحوم نظام الدین شکوهی مجموعه ،، چامه ها وچکامه ها،، با مقدمه به یاد ماندنی استاد سعادت ملوک تابش هروی و با ویراستاری استاد محمد کاظم کاظمی در ایران اقبال چاپ یافت که بازتاب بسیار وسیعی در مراکز ادبی وفکری فرهنگی و و انجمن های شعر
وادبیات داشت.
.
.
لازم میدانم که یاد آور شوم که چامه ها وچکامه ها در دو بخش جداگانه از اشعار قدیم و جدید تنظیم وبا کیفیت عالی بدست نشر سپاریدند.
باری من در هرات بهمراه استاد تابش و آقای اصیل بدیدن نمایشگاهی در تالار لیسه استاد کمال الدین بهزاد دعوت شدیم ،هنگام باز دید ، خانم یلدا رضوانی که روی اثری از خط ،، تبسم ،، از ابداعات استاد انوری کار می کردبه آقای اصیل پیشنهاد نمود که این فرم نو ظهور هنر خوشنویسی معاصر افغانستان باید جدی گرفته شود واگر ممکن باشد به نشر برسد!
.
.
متعاقب آن روزی در کانون و انجمن ادبی { فرخ حسین ناظم هروی} که محل حضور و کلاس درس استاد تابش بود – هنرمند مخلص و خوش سیرت ما تابلوی نقاشی خط زیبای با خود آورد با طلاییه شعری خاطره انگیز از استاد تابش در اقلام شکسته ، غبار و نستعلیق با این ابیات :
غبار نیستی بودم به تمنای تماشایش
بهشتی از تقلای شکفتن آفرید از من
چه شیرین دستگاهی دارم از تماشای وصالش
که هرجا لاله ی پژمرد ،خون او چکید از من
این مصرع آخر را استاد انوری چنان ماهرانه در ،، سیاه مشق ،، بقلم آورده بود که حیرت آدمیان را بر می انگیخت و احسنت ، احسنت را زمزمه لبان و کلام شان می ساخت…..
.
.
در آن بزم هنری و ادبی آقای رفیع اصیل یوسفی به علامه استاد تابش هروی گفت :
وقت آنست که مجموعه ای از هشت قلم هنری و نقاشی خط های خوشنویسی استاد نجیب الله انوری را تدارک دیده تا اگر بشود با کیفیت عالی و به همت هنر دوستان و علاقمندان آن را بزیور طبع آراست و شما پیشاپیش نامی برای این مجموعه و قلم ابداعی استاد ( شیوه تبسم)و معرفی آن به مجامع هنری انتخاب کنید.
استاد تابش مکثی نمود و سپس فرمود :
«( هنر انوری ، نور نجابت ماست ومن نام این اثر خوش یمن را تلاوت نی میگذارم)»
.
.
او بطور نا باورانه ی به روز چهارشنبه هفتمین روز از ماه میزان « ۱۳۸۹» در سرزمین افسانوی هندوستان که جهت طبابت و درمان مریضی قلبی اش رفته بود،رخ از ما برای همیشه بربست و به ملکوت اعلی پرواز کرد…..
اما اصیل از پای ننشست ودر پی تقریظ وتمهید مقدمات و انتهای زیبا تر اثر از محقق عبد الغنی نیک سیر ، استاد براتعلی فدایی ،علی عبدالهی ، محمد ظاهر رستمی وسید عبدالقادر رحیمی مدد گرفت و چاپ نخست آن دربهار سال ۱۳۹۳ با ویرایش استاد محمد کاظم کاظمی و طراحی وحید عباسی توسط ،، نشر بدخشان ،، با مشخصات صفحات مصور و حروف نگاری میرویس رضا زاده و با مساعدت مقداری از هزینه چاپ وکاغذ از بخش فرهنگی موسسه خیریه امام جواد ، ع، این مجموعه ماندگار تقدیم نگاه دوستداران هنر خوشنویسی و خطاطی گشت خوبست که یادی بکنم از شاعر معاصر هریوا جناب آقای حنفی دشتی و مرحوم محمد ناصر ناهض تیموری که در اخیر این کتاب ،خاطره و شعر سروده اند با این شاه بیت
حضرت حافظ :
همچو جم جرعه می کش که ز سر دو جهان
پرتو جام جهان بین دهدت آگاهی…..
ودر انتهای سخن عرض ادب وارادت دارم محضر فرهیخته یاران در سایت ۲۴ ساعت که این فرصت را فراهم ساختند و این دیدار را خاطره آفرین – همیشه دست حق همراهتان .
حدیث آرزو گفتن ، خوش آید
بدان مشکل توان ،رنگ عمل بست.



















فرهیختگان گرامی از مطالب زیبا و خاطرات نیک تان جهانی سپاس ، سعادتمند و سرافراز باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی