۲۴ ساعت

23 جولای
۱ دیدگاه

ایران در دو جنگ با امریکا و اسرائیل

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۱ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۳ جولای ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————————————–

 ایران در دو جنگ با امریکا و اسرائیل

در بارۀ جنگ دوازه روزه که با حملۀ امریکا و اسرائیل به خاک کشور ایران به تاریخ ۲۳ خرداد یا جوزای ۱۴۰۴ خورشیدی مطابق به ۱۳ جون ۲۰۲۵ میلادی و جنگ چهل روزه ۹ اسفند یا حوت ۱۴۰۴ خورشیدی مطابق به ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ میلادی به راه افتاد، زیاد مطالعه، تحلیل و بررسی شده است. در این جا نمی‏خواهم بحث را به درازا بکشانم و به تکرار مطالب نوشته شده بپردازم.

هدفم بیشتر اشاره به علل استراتیژیک و ژئوپلیتیک حملات نظامی امریکا و اسرائیل به ایران می‏باشد. در زیر به علل و دلایلی به طور فشرده اشاره کرده ام. برای روشن شدن اهداف استراتژیک و تاکتیکی امریکا و اسرائیل در حمله به ایران هریک را به طور بسیار مختصر شرح می‏دهم.

دلایل استراتژیک، ژئوپلیتیک و تاکتیکی حملۀ امریکا و اسرائیل به کشور ایران

  • دفاع از نظام تک قطبی به رهبری امریکا در جهان و ایجاد موانع در برابر نظام چند قطبی که مرکز قدرت آن بیشتر در آسیا می‏باشد.
  • دفاع از پترودلار با زیر کنترول داشتن انرژی در شرق میانه و دیگر مناطق ممکن در جهان.
  • دفاع از اسرائیل به عنوان پشتگاه اصلی نفوذ امریکا در شرق میانه.
  • رقابت همه جانبه با چین و روسیه.
  • محاصرۀ چین از طریق افغانستان، تسلط بر موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، استحکام روابط با کشور هند و خرید دولت و ارتش پاکستان با دالر امریکایی مانند گذشته.
  • ایجاد موانع در برابر راه ابریشم طرح بزرگ استراتژیک و تاریخی چین با کنترول راه‏های بحری و زمینی.
  • تلاش برای کنترول تنگه های اسرتاتیژیک و راه های دریایی .
  • کریدور هند، امارات، کشورهای عربی و اسرائیل با حمایت همه جانبه امریکا.
  • جلوگیری از تشکیل کشور مستقل فلسطین.
  • زمینه سازی برای تخریب زیر ساخت های کشورهای حوزۀ خلیج فارس و ایران و تضعیف بازدارنگی استراتژیک ایران.
  • ایجاد بی ثباتی، ناامنی، هرج و مرج، آشوب و جنگ در آسیا، خاصه شرق میانه.
  • تخریب زمینه های سیستم امنیت جمعی و مشترک در بین کشورهای شرق میانه و آسیای مرکزی. ایجاد اختلاف و خصومت در بین کشورهای خلیج فارس و خاورمیانه و ایران هراسی برای فروش سلاح و مهمات.

شرح مختصر دلایل حملۀ امریکا و اسرائیل به کشور ایران

  • دفاع از نظام تک قطبی: پس از فروپاشی نظام دو قطبی در جهان، دول غرب به سرکردگی امریکا تلاش کرد تا خلای قدرت را با عجله و عدم آمادگی لازم پر کنند. به این حساب یک سلسله مداخلات را در کشورهای شرقی طرح و به اجرا درآمد. در افغانستان نیروهای نظامی امریکا و کشورهای غربی مستقر شدند. به عراق حمله گردید و رژیم عراق متلاشی شد. دولت معمر قذافی را سرنگون کردند. دولت بشار اسد در زیر فشار امریکا، اسرائیل و غرب سقوط کرد. روسیه را در جنگ اوکراین درگیر کردند. پس از تحریم‏های طولانی به کشور ایران حملۀ مستقیم نظامی صورت گرفت.

با ایجاد بی ثباتی، ناامنی و هرج و مرج در آسیا به ویژه شرق میانه تلاش کردند تا در جلو رشد و انکشاف جهان چند قطبی سنگ اندازی کنند،  تا امریکا در راس  غرب بتواند از نظام تک قطبی حراست و سلطۀ اقتصادی، سیاسی و نظامی خود را در جهان حفظ کند.

 دفاع از پترودلار با زیر کنترول داشتن انرژی در شرق میانه: بعد از جنگ دوم جهانی قدرت مالی جهان به دست امریکا افتاد. با طرح پلان مارشال سلطۀ اقتصادی و مالی آن بر کشورهای اروپایی که در جریان جنگ ویران شده بودند دامن گسترانید. دالر با پشتبانی منابع طلای این کشور به اسعار قوی و یکه تاز در جهان تبدیل شد. کنترول مراکز مالی جهان از جمله بانک جهانی و سازمان تجارت بین المللی به دست امریکا افتاد.

پس از شکست پشتبانۀ طلایی دالر سیستم مالی امریکا به بحران رو به رو شد؛ اما پترودلار با همکاری مستقیم عربستان سعودی و کشورهای نفت خیز خاورمیانه به یاری آن آمد. انرژی پشتبانۀ دالر گردید. تمام فروش نفت به دالر صورت می‏گرفت؛ یعنی امریکا آزاد بود که دالر چاپ کند و قدرت مالی خود را به آسانی در جهان گسترده سازد.

از عراق و لیبی زمزه هایی به گوش امریکا رسیده بود که سران آن کشورها قصد بیرون شدن از سلطۀ پترودلار را دارند؛ امریکا خیلی زود آن دولت‏ها را به بهانه‏های دروغین سقوط داد. بعد این صدا در جریان جنگ اوکراین خیلی قوی تر از روسیه بلند شد و چین هم از آن حمایت کرد. ایران به سبب موقعیت استراتژیک و ژئوپلیتیک به عنوان کشور بزرگ نفت خیز و دارای ذخایز عظیم گاز در بازار انرژی جهانی و  سیطرۀ طبیعی بر خلیج فارس و تنگۀ هرمز برای امریکا بسیار مهم است.

یکی از دلایل عمدۀ حملۀ نظامی کنترول بر نفت و موقعیت استراتیژیک و ژئوپلیتیک ایران بود و هست؛ زیرا ایران سپری قوی در برابر نفوذ امریکا به روسیه و چین می‏باشد و نظام مالی و داد و ستد غیر دلاری را در منطقه و جهان تقویت کرده می‏تواند. حمله به کشور ونزوئلا برای کنترول ذخایر بزرگ نفت آن سرزمین صورت گرفت. این هیولای متجاوز امریکایی نفت دم می‏کشد و به بوی نفت زنده است.

  • دفاع از اسرائیل به عنوان پشتگاه اصلی نفوذ امریکا در شرق میانه: کشور اسرائیل در جهان دو قطبی و جنگ سرد در حال آمادگی به آینده و دفاع از خود بود؛ هرچند در جنگ با اعراب موفق برآمد و به وسعت ارضی خود افزود. کشورهای نفتی عرب به سبب وابستگی به امریکا همواره با اسرائیل همکاری کرده اند.

ایران در دورۀ شاه با اسرائیل کنار آمده بود. تجاوز نظامی شوروی سابق به افغانستان معادلات منطقوی را تغییر داد و در مجموع به سود اسرائیل تمام شد؛ زیرا نیروهای افراطی زیر نام جهاد با کمونیسم در منطقه گسترش یافتند. افغانستان به کمک مستقیم غرب در راس امریکا به میدان مبارزه و «جهاد» علیه نیروهای شوروی تبدیل گردید.

در ایران انقلاب شد و روحانیون شیعه قدرت را در دست گرفتند. در پاکستان تندروان روی کار آمدند. ایران و پاکستان در راستای منافع استراتژیک و ژئوپلیتیک امریکا و غرب دو پشتگاه جنگ و «جهاد» علیه اتحادجماهیر شوروی را تشکیل دادند. در جریان آن کشاکش آتشین بین دو قطب مسلط جهانی بر محور افغانستان، اسرائیل آرام به ساخت و ساز و رشد و انکشاف خود مشغول شده بود.

جنگ ایران و عراق برای تضعیف رژِیم عراق و ایران به راه افتاد که بعد به سرنگونی حزب بعث عراق و صدام منجر شد. قذافی بلند پروازی داشت و خاندان اسد پیشینۀ بعثی در همسویی با شوروی سابق داشتند. امریکا و اسرائیل در واقع سران قدرتمند، ملی گرا و سرکش کشورهای عربی را از میان برداشتند.

در نخست محور مقاومت یا هلال شیعه را از نگاه استراتژیک به ضرر خود نمی‏دانستند؛ زیرا در مخالفت با جریانات چپ و ایدئولوژی شوروی سابق تعریف شده بود و این به معنی همسویی با استراتژی کلی امریکا و غرب بررسی می‏شد. همچنان ایران نقش مهمی در جنگ طولانی افغانستان علیه شوروی داشت. افغانستان و پاکستان به مراکز مهم پرورش ایدئولوژی افراطی در جهان تبدیل شدند.

اگر در هند بریتانیایی دارا علوم دیوبند به ابتکار انگلیس تشکیل شد و از دل آن کشوری به نام پاکستان از بتن استعمار انگلیس به دنیا آمد، در پاکستان هزاران مدرسۀ دینی در جریان جنگ افغانستان به زور دالر نفتی تاسیس گردید. در این بستر طالب، داعش و دیگر گروه های افراطی تربیه شدند.

پس از قدرتمندی روسیه به رهبری پوتین و ظهور مقتدرانۀ چین در عرصۀ اقتصادی، تکنولوژی و تجارتی در منطقه و جهان. جنگ اوکراین و جنگ‏های خاورمیانه، موضوع دفاع از اسرائیل و طرح اسرائیل بزرگ روی دست گرفته شد. در راستای آن، حمله به محور مقاومت که مورد پشتبانی ایران بود، شدت یافت و به دنبال آن حملۀ نظامی به ایران صورت گرفت تا ایران را به سرنوشت عراق، لیبی و سوریه گرفتار سازند. به این حساب یکی از علل این دو جنگ امریکا و اسرائیل با ایران دفاع از موقعیت استراتژیک و ژئوپلیتیک اسرائیل در خاور میانه ارزیابی شده می‏تواند.

  • رقابت همه جانبه با چین و روسیه: پس از فروپاشی شوروی میدان برای امریکا و غرب خالی شده به نظر می‏رسید. از چین هنوز ترسی در دل امریکا و غرب نبود. بر اساس افکار دورۀ استعماری غرب، کشور وسیع و پر نفوس چین را به سبب نیروی کار ارزان محل مناسبی برای سرمایه گذاری و بازار فروش می‏دانستند؛ اما در دهۀ اخیر رقا‏بت‏ها داغ شد؛ زیرا چین را رقیب قدرتمند و رو به رشد پترودلار در خاورمیانه تشخیص دادند. به این حساب از روابط کشورهای نفت خیز خاور میانه خاصه ایران با چین به هراس افتادند؛ خاستند با فشار و جنگ ایران را از سر راه خود بردارند تا از قدرت رقابتی چین و روسیه بکاهند.

 محاصرۀ چین: برای مهار چین نیاز به تسلط بر کشورهای دارای موقعیت استراتژیک و ژئوپلیتیک پیرامون این سرزمین پهناور است. افغانستان، ایران و تاجیکستان در شرق میانه، جنوب آسیا و آسیای مرکزی مهم تشخیص داده می‏شوند. در افغانستان پس از مذاکرات طولانی و عقد پیمان قطر، طالبان را بر سر قدرت آوردند تا ثبات استراتژیک این کشور تاریخی را سست و سلاح ژئوپلیتیکی آن را تا حد ممکن کند سازند.

بعد از تحریم‏های درازدامن و فشارهای متنوع، به ایران دو حملۀ بزرگ نظامی کردند تا این سد مستحکم را در جنوب آسیا و خاور میانه بشکنند. همزمان با این عملیات، نفوذ در کشورهای اقیانوسیه و شرق دور را ادامه می‏دهند. روسیه را همچنان در جنگ اوکراین مصروف نگهداشته اند.

 ایجاد موانع در برابر راه ابریشم با کنترول راه‏های بحری: برای کاهش توان رقابتی چین و تنگ کردن دایرۀ محاصره، سنگ اندازی به منظور کند کردن جریان ساخت و ساز جادۀ تاریخی و بزرگ ابریشم را شدت بخشیدند. هدف حملۀ به ایران در اصل متلاشی کردن این سرزمین بود. طرح تجزیۀ ایران را در سر داشتند.

افغانستان را از خود می‏دانند. بعد از تجزیۀ ایران به جان آسیای میانه می‏رفتند. به این ترتیب جلو گسترش راه ابریشم را می‏گرفتند و زمینۀ محاصرۀ چین را در حوزۀ وسیع خاورمیانه، جنوب آسیا و آسیای مرکزی  سر و صورت می‏دادند. سپس  حوزۀ خفتۀ اقیانوسیه و شرق دور را فعال می‏کردند. حمله به ایران عمق، پهنا و پی آمدهای زیادی دارد.

 تلاش برای کنترول تنگه های اسرتاتیژیک و راه های دریایی: اگر به تاریخ نگاه کنیم، قدرت استعماری کشورهای غربی با کنترول راه های دریایی، تنگه ها و بنادر استراتیژیک همراه بوده است. در جهان کانال سوئز، کانال مانش، تنگۀ پاناما، تنگۀ کره و تایوان، باب‏المندب و تنگۀ هرمز بسیار مهم می‏باشند. امریکا بر بیشتر تنگه‏های استراتیژیک قارۀ امریکا و اروپا مسلط است؛ اما در تنگۀ هرمز و باب المندب در خلیج فارس و خاورمیانه مشکل دارد.

یکی از اهداف عمدۀ امریکا در جنگ با ایران کنترول بر تنگۀ استراتژیک هرمزاست. تنگۀ هرمز بزرگ ترین برگ برنده در دست ایران است؛ زیرا از نگاه طبیعی، جغرافیایی و شناخت اراضی بر آن چیرگی دارد و می‏تواند بر ترانزیت انرژِی و کالاهای ضروری بخش عمدۀ از جهان نظارت و کنترول داشته باشد.

در دریای چین جنوبی در اقیانوس آرام و تنگۀ تایوان که دریای چین شرقی و دریای چین جنوبی را به هم وصل می‏سازد نیز دسترسی مؤثر ندارد؛ هرچند با حمایت از تایوان در تلاش است تا نفوذ خود را بر آن حوزه توسعه دهد. حمله به ایران نمی‏تواند از این حرص درونی قدرت در سران امریکا جدا باشد.

  • کریدور هندی، عربی و اسرائیلی با حمایت همه جانبۀ امریکا: این طرح در سال ۲۰۲۱ میلادی در جلسه ای با اشتراک آمریکا، اسرائیل، امارات و هند از جانب اسرائیل مطرح شد. در این کریدور راه آبی و ریلی در نظر گرفته شده است که شرق را به غرب وصل می‏سازد. کشورهای عربی نفت خیز در این طرح در کنار اسرائیل، امریکا و هند ایستاده اند. این کریدور در حقیقت در مقابل راه ابریشم چین طراحی گردیده است.

اسرائیل، امریکا و کشورهای عربی خلیج فارس به ایران اعتماد ندارند و این کشور را رقیب سرسخت و قدرتمند خود می‏دانند. اسرائیل این ذهنیت را در طول تاریخ در ذهنیت اعراب خلیج تقویت کرده است. هند با چین اختلاف تاریخی دارد.

اسرائیل و امریکا با جنگ می‏خواستند ایران را از جلو راه خود بر دارند؛ اما مردم ایران به یاری نظامیان دلاور از خانۀ اجدادی خود با قربانی کردن جان حراست کردند. چین و روسیه باید این واقعیت عینی را درک کنند که اگر سد ایران شکست امریکا به طور مستقیم به مرزهای شان می‏رسد.

  • جلوگیری از تشکیل کشور مستقل فلسطین: با حمایت کامل از طرح اسرائیل بزرگ برای کنترول خاورمیانه و منابع انرژی تشکیل کشور فلسطین با اهداف استراتیژیک و ژئوپلیتیک اسرائیل و امریکا در خاور میانه همگون نمی‏باشد. حمله به عراق، لیبی، غزه، سوریه، لیبنان و به ویژه ایران را می‏بایست از این اصل استراتژیک و تشکیل اسرائیل بزرگ جدا ندانست. صلح کشورهای عربی با اسرائیل و عقد پیمان ابراهیم با پشت بانی امریکا مانع بزرگی در پیش روی طرح تشکیل کشور مستقل فلسطین ایجاد کرده است.

پس از انقلاب اسلامی ایران موضوع قدس و فلسطین توسط جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی مطرح گردید و محور مقاومت در این راستا شکل گرفت. جهان غرب به سرکردگی امریکا اگرچه از تشکیل جمهوری اسلامی در مقطعی از زمان به سبب موضع ایدئولوژیک آن در برابر اتحاد جماهیر شوروی (در جنگ افغانستان به عنوان یکی از پشت گاه های مهم جنگ علیه تهاجم شوروی) راضی بودند؛ اما با موضع دولت، آیت الله خمینی و بعد آیت الله خامنه ای در قسمت تشکیل دولت مستقل فلسطین، قدس و اسرائیل مخالف بودند.

  • زمینه سازی برای تخریب زیر ساخت های کشورهای حوزۀ خلیج فارس و ایران: در نظر ساده و سطحی طرح این مسئله برای اذهان عمومی مشکل است؛ اما در واقعیت این مسایل پیشینۀ تاریخی دارند. به طور مثال، بعد از جنگ دوم جهانی سرمایه گذاری امریکا در کشورهای اروپایی اوج گرفت؛ زیرا آن کشورها در اثر جنگ ویران شده بودند و نیاز به بازسازی و سرمایه گذاری خارجی داشتند.

در برّش‏هایی از تاریخ سران برخی کشورهای قدرتمند جهان جنگ به راه می‏اندازند تا در اثر تخریبات زمینه برای سرمایه گذاری های جدید فراهم گردد. از جانب دیگر آن کشور یا کشورهای جنگ زده تمام خواسته های استعماری و ظالمانۀ شان را از مجبوری قبول کنند. مانند: جرمنی، ژاپن و کشورهای اروپایی بعد از جنگ دوم جهانی.

اوکراین، سوریه، لیبی، افغانستان، ونزوئلا و غیره در حال حاضر. امریکا منابع نایاب اوکراین را مفت و مجانی غصب می‏کند و آن کشور را بازار فروش سلاح های امریکایی ساخته است. زلنسکی بهترین نقش را در تداوم جنگ، ویرانی فراز مغزها در اوکراین به سود امریکا، غرب و اسرائیل بازی کرده است. برای افغانستان طرح طولانی مدت تری در نظر گرفته اند.

امریکا و اسرائیل از همین حالا دندان ‏های خود را به جان کشورهای عربی خلیج فارس که از جنگ خسارت دیدند، تیز کرده اند. اگر امریکا و اسرائیل به آنان دلسوز می‏بودند و به امنیت خاور میانه و خلیج فارس اهمیت می‏دادند، چرا جنگ علیه را تشدید کرده و ادامه می‏دهند؟ چرا زیرساختهای ایران را خراب می‏کنند؟ معلوم است که کاسه زیر نیم کاسه دارند.          
تخریب این کشورها جزئی از پلان استراتژیک امریکا و سرمایه داران بزرگ امریکایی و اسرائیلی  می‏باشد؛ لیکن کشورهای عربی غافل اند و به عاقبت این جنگ نمی‏اندیشند. تضعیف کشورهای عربی نفت خیز، زمینه را برای طرح اسرائیل بزرگ آماده می‏سازد.

امریکا و اسرائیل به طور استراتژیک در پی تضعیف توان بازدارندگی ایران می‏باشند. به این سبب خیال خلع سلاح ایران در سر می‏پرورانند؛ زیر ساخت های آن را تخریب می‏کنند؛ خیلی بی رحمانه کودکان و مردم را به آتش می‏کشند. در مقابل این دشمنی غیرانسانی چه راهی وجود دارد، جز دفاع دلاورانه با تمام وجود.

آیا ماشین ظالم، بی رحم و عاطفۀ جنگی امریکای ناله و فریاد کودکان معصوم و مادران و پدران داغ دیده را می‏شنود، هرگز! امریکا و اسرائیل از جنایات جنگی و ضد بشری هیچ شرم و حیایی ندارند. تنها یک راه در پیش روی مردم ایران، منطقه و جهان باقی می‏ماند و آن پرورش بازدارندگی استراتژیک در برابر تجاوز، اشغال، جنگ و ویرانگری است و بس.

 ایجاد بی ثباتی، ناامنی، هرج و مرج، آشوب و جنگ در آسیا و شرق میانه: پس از فروپاشی جهان دو قطبی، در قلمرو گستردۀ اتحاد جماهیر شوروی هرج مرج و گسستگی به وجود آمد. کشورهای زیادی مستقل شدند. جهان غرب به سرکردگی امریکا بر آتش این آشوب ها، ناامنی ها، بی ثباتی ها و بحران های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در خاور میانه، اروپای شرقی، افغانستان، اوکراین و غیره افزودند.

پس از ایجاد طرح انتقال قدرت به طالبان بر مبنای پیمان قطر تمام ساختارهای سیاسی، حقوقی، نطامی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و غیره که در این افغانستان ساخته شده بود به طور پلان شده تخریب گردید و افغانستان در سیاه چال قرون وسطی ای انداخته شد.

هدف استراتژیک امریکا و غرب این بود تا در قلمرو وسیع اتحاد جماهیر شوروی و در کل آسیا و شرق آتش افروزند. از احیای مجدد روسیه جلوگیری کنند. چین را زیر کنترول داشته باشند و در برابررشد،  توسعه و گسترش منطقه ای و جهانی  آن مانع ایجاد کنند.

با این همه آتش افروزی روسیه از دل فروپاشی ها سربلند کرد. چین به قدرت اقتصادی دوم جهان ارتقا یافت. مردم ایران در دو جنگ دلیرانه مقاومت کردند و روند عملی جهان چند قطبی در ذهن و عمل شتاب گرفت. جنگ های اخیر با ایران را باید در راستای این استراتژی امریکا، اسرائیل و غرب ارزیابی کرد. 

بازدارندگی استراتژیک در مقابل تجاوز و حملات امریکا

در موقعیت، اوضاع و شرایط کنونی جهانی اصل استراتژیک بازدارندگی اهمیت زیادی پیدا کرده است؛ زیرا سران و نخبگان سیستم امریکا در اتحاد با کشورهای غربی برای حفظ سیطرۀ سیاسی، اقتصادی (مالی، تجارتی، کنترول بازارهای بین المللی و انرژی) و دفاع استراتژیک از جهان تک قطبی از هیچ گونه تجاوز، حمله، تیوری توطئه و آتش افروزی ویرانگرانه پرهیز نمی‏کند.

کشورهای جهان که در قطب های مقابل این جهان تک قطبی و انحصارگر قرار گرفته اند، مجبور به دفاع از خود می‏باشند. برای دفاع موثر، درازمدت و پایدار به بازدارنگی استراتژیک و ژئوپلیتیک ضرورت دارند. بازدارندگی استراتژِیک می‏تواند در سطوح متنوع مورد مطالعه، تحلیل و ارزیابی علمی و عملی مطابق به اوضاع و شرایط داخلی و بین المللی هر کشور قرار گیرد. برای ایران بازدارندگی استراتژیک بسیار حیاتی می‏باشد. در زیر به ستونهای اساسی آن توجه کنید.

بازدارندگی طبیعی و جغرافیایی

بازدارندگی با افزایش قدرت دفاعی و تهاجمی

بازدارندگی هسته ای

بازدارندگی با گسترش حلقۀ دفاعی در پیرامون سرزمین مادر

بازدارندگی در اتحاد و همکاری فعال با رقبای استراتژیک و توانمند متجاوز و یورشگر

بازدارندگی بر محور تاریخ و تمدن

بازدارندگی متکی بر اقتصاد مستقل و تاب آور

بازدارندگی تکنولوژیکی و دانش محور

در موقعیت، شرایط و اوضاع داخلی، منطقه ای و بین المللی ایران در حال حاضر، لازم است تا محورهای عمدۀ بازدارنگی استراتژیک تحلیل و بررسی شود. در ایران می‏توان از بازدارندگی طبیعی و جغرافیایی استفاده های عملی در دفاع و حمله انجام داد. بخش مهمی از خاک ایران در ساحل خلیج فارس دامن گسترانیده است. ایران کوه های بلند و استوار دارد. در اطراف تنگۀ هرمز سپرهای دفاعی طبیعی و اراضی مناسب افتاده است. در گرداگرد ایران بنادر تجارتی آبی و خاکی وجود دارد.

یکی از مهم ترین ارکان بازدارندگی در حال حاضر افزایش توان نظامی در سطح دفاعی و تهاجمی می‏باشد. توان موشکی و پهپادی ایران این اصل را در دو جنگ نابرابر در مقابل امریکا و اسرائیل ثابت کرد. مردم ایران تحت هیچ شرایطی نباید این توان را معامله کنند؛ بلکه باید آن را به مثابۀ بازدارندگی استراتژیک به طور همه جانبه رشد، انکشاف و گسترش دهند.

در جهان آشفته، پرآشوب و بی قانون کنونی که تجاوزات و حملات امریکا با پشتبانی دول غربی آن را به اوج بحران، ناامنی، جنگ و کشاکش رسانیده است، بازدارندگی هسته ای جایگاه ویژه ای پیدا کرده است. خیلی ساده می‏توان به پاکستان در مقابل هند، کرۀ شمالی در برابر کرۀ جنوبی و امریکا، اسرائیل در مقابل کل کشورهای عربی و جهان اسلام نگاه کرد.

ایران نمی‏تواند از دانش و تکنولوژی هسته ای تحت هیچ شرایطی بگذرد. اگر ایران طی دهه های اخیر به بهانه های مختلف غفلت نمی‏کرد، امروز در زیر بمب ها و موشک های امریکا و اسرائیل تخریب نمی‏گردید و مردم به خاک و خون کشیده نمی‏شدند. بازدارندگی هسته ای اهمیت مرگ و زندگی برای نسل امروز و فردای ایران دارد.

بازدارندگی در اثر گسترش حلقۀ دفاعی در پیرامون سرزمین مادر. این نوع بازدارندگی در تاریخ چند هزار سالۀ ایران و خراسان بزرگ تجربه شده است. امپراتوری‏های هخامنشی در ایران غربی و شرقی، امپراتوری اشکانیان که از شرق خراسان بزرگ برخاست و تا میان رودان و بالاتر گسترش یافت و امپراتوری ساسانی در مقابله با امپراتوری روم از این اصل خوب استفاده کردند. در دورۀ اخیر می‏توان به محور مقاومت اشاره کرد.

برای ایران عراق، افغانستان، پاکستان، آسیای مرکزی، شرق میانه، قفقاز و محور مقاومت در اطراف اسرائیل بسیار مهم است. در این بخش موضوع تشکیل دولت مستقل فلسطین و بیداری اعراب جهت بیرون شدن از زیر یوغ استعماری و استثماری امریکا مهم می‏باشد. تعادل امنیتی و برگشت آرامش پایدار در خاورمیانه زیر سقف بزرگ امنیت دار، آرامش دهنده و ثبات بخش جهان چند قطبی اهمیت حیاتی دارد.

بازدارندگی بر محور تاریخ و تمدن در کشورهای دارای تاریخ و تمدن کهن موثر است؛ زیرا مردم بر محور درک جامع از تاریخ و تمدن گذشته سرافرازی، آزادی، دلبستگی به استقلال و تسلیم ناپذیری را یاد می‏گیرند و در خود می‏پرورانند. در این نگاه ژرف و گسترده سقفی شکل می‏گیرد که تمام اقشار، گروه‏ها، اجتماعات، فرهنگهای محلی، باورها و داشته های یک سرزمین تاریخی و تمدن دار در آن جا می‏گیرد و توان عمومی منسجم، شعور جمعی و عقل و خرد همگانی بازدارندگی و حراست از سرزمین مادری را رشد و تکامل همه جانبه می‏دهد. ما این نوع توان جمعی را در چین، هند، ایران کهن و خراسان بزرگ دیده می‏توانیم. هم چنان نشانه هایی از آن در جریان دو جنگ ایران با امریکا و اسرائیل نیز نماد یافت.

بازدارندگی بر اساس اتکا بر اقتصاد مستقل و دارای تاب آوری قوی در موقعیت و شرایط جنگ، تحریم، محاصره و فشارهای چند جانبه و جند لایۀ امریکا و غرب. اگر به تاریخ بنگرید امریکا بعد از جنگ جهانی دوم از ضعف کشورهای اروپایی که ناشی از جنگ و ویرانی‏های گسترده بود استفاده کرد و سلطۀ سیاسی، اقتصادی، مالی و نظامی خود را گسترش داد. تا امروز کشورهای اروپایی نتوانستند از زیر سلطۀ امریکا بیرون آیند.

ایران نمی تواند روی روابط اقتصادی سالم با امریکا حساب باز کند. این به معنی از دست دادن زمان و فرصت‏های واقعی دیگر است؛ زیرا از نگاه استراتژِک امریکا و اسرائیل در گام نخست توان بازدارندگی استراتژیک ایران را نابود می‏کنند، بعد اقتصاد آن را به زنجیر می‏کشند. دل بستن به کمک امریکا، رفع تحریم‏ها و آزادی منابع مالی ایران در صورتی امکان پذیر است که ایران بازدارندگی استراتژیک خود را به اوج اقتدار برساند.

برای رسیدن به آن ایران نیاز به اقتصاد مستقل و دارای تاب آوری قوی دارد. برای تحقق این مهم روابط اقتصادی، تجارتی و مالی با کشورهای دوست و غیرمتخاصم حامی جهان چند قطبی و رهایی از سلطۀ مالی و پترودلار امریکایی اهمیت کلیدی پیدا می‏کند. سران و نخبگان ایران باید در این مقطع تاریخی تصامیم خردمندانه با استفاده از تجارب تاریخی، تجربه های دو جنگ اخیر و اوضاع داخلی، منطقه ای و جهانی بر مبنای بازدارنگی استراتژیک اتخاذ کنند. آزموده را آزمودن خطاست و وقت طلا است.

بازدارندگی دانش محور در جهان مدرن که تکنولوژی چهار نعل می‏تازد، اهمیت زیادی پیدا کرده است. ما این نوع بازدارندگی را به طور مثال، در اسرائیل کوچک و چین بزرگ مشاهده کرده می‏توانیم. در این عرصه استفاده از پیشرفته ترین دانش، اختراعات و انکشافات عصر حاضر مطرح می‏گردد که در محور آن هوش مصنوعی قرار دارد. با استفاده از تکنولوژی بهتر میتوان از امکانات و داشته های داخلی در راه دفاع و حراست از سرزمین مادری بهره برداری کرد و نقاط قوت و ضعف دشمن را شناخت. افزون بر آن توان نظامی، دفاعی و تهاجمی خود را ارتقا بخشید.

بازدارندگی اطلاعاتی و استخباراتی نیز در گذشته و حال دارای اهمیت  بوده است. به وسیلۀ دستگاه های اطلاعاتی، تکنولوژی پیشرفته، امکانات موجود و نیروهای آموزش دیده می‏توان به عمق حریم ممنوعۀ دشمنان نفوذ کرد و آگاهی لازم را برای ساخت تاکتیک‏ها و عملیات متنوع به دست آورد. اسرائیل روی این بخش سرمایه گذاری زیادی کرده و تمرکز جدی مبذول داشته است. در جنگ با اعراب و در جنگ های اخیر با ایران از آن استفادۀ حد اکثر کرده است. ایران باید در این عرصه خود را آماده و مجهز کند.

معماری سیستم امنیتی جمعی و منطقوی در خاورمیانه و خلیج فارس (به صورت واقعی) برای بازدارندگی استراتژیک ایران مهم می‏باشد و از فشارهای ناامن سازی امریکا، به منظور دامن زدن به تشنج، آشوب، ترس و دلهره می‏کاهد. جهت عملی کردن آن لازم است تا خاورمیانه خالی از تسلیحات کشتار جمعی شود؛ زیرا فروش تسلیحات کشتار جمعی به بهانه های واهی و خطر ناک نشان دادن ایران برای شرکت‏های سلاح سازی امریکا و غرب درآمد وافری به وجود می‏آورد.

در راستای امنیت جمعی و استقرار آرامش و ثبات پایدار در منطقه باید پایگاه‏ های نظامی فرا منطقه ای برچیده گردد. در این صورت است که امنیت، ثبات و آرامش به شرق میانه و حوزۀ خلیج فارس دوباره دامن می‏گستراند. زمینۀ عملی این طرح مهم و استراتژیک در زیر چتر کلان نظام چند قطبی در آیندۀ نه چندان دور مساعد خواهد شد. به امید آن روز.

 نگاهی به ماهیت مذاکرات ایران و امریکا

‏سیاست در زمان و مکان، در شرایط و اوضاع معینه شکل و شیرازه گرفته و در عمل تطبیق شده می‏تواند. سران نظام سیاسی در یک کشور باید شرایط  داخلی و خارجی و چند و چون اوضاع منطقه‏ای و بین المللی را درک کنند. گفتگو و مذاکره برای حل مسائل پیچیدۀ مورد اختلاف با طرف مقابل انجام می‏شود. هر نوع مذاکره و گفتگو باید در راستای اهداف استراتژیک و ژئوپلیتیک مدون پیش برده شود. مذاکره در واقع زمینه ساز تحقق استراتژی در بستر عملی با تاکتیک های کارآمد است. طرف مقابل را به طور منطقی و با مهارت سیاسی به سوی قبول استراتژی می‏کشاند.

 اگر هدف هردو طرف باز نمودن گره های کور باشد، به نتیجه می‏رسد. در غیر آن صورت بر پیچیدگی مسائل افزوده شده و زمان از دست می‏رود. در این جا برای روشن شدن موضوع به دو نمونۀ تاریخی اشاره می‏کنم: مذاکرات ویتنام و افغانستان با امریکا در راس جهان غرب.

جنگ درازدامن ویتنام در زمان جهان دو قطبی به وقوع پیوست و درست میدان کشاکش بین قطب غرب به سرکردگی امریکا و قطب شرق به سرکردگی اتحاد جماهیر شوروی در همراهی با چین انقلابی بود. در ویتنام دو نیروی داخلی حضور داشتند. نیروهای چپ و انقلابی و نیروهای راست و حامی امریکا و جهان غرب.

در آن موقعیت و شرایط داخلی و بین المللی مذاکرۀ نیروهای انقلابی و ملی با امریکا برای آزادی، استقلال و خروج قوای اشغالگر امریکایی از خاک ویتنام بود؛ اما امریکا از چیرگی و تسلط نیروهای وابسته بر نیروهای ملی و انقلابی و قبول سلطۀ استعماری خود بر ویتنام دفاع می‏کرد. از اول معلوم بود که مذاکره به نتیجه نمی‏رسد؛ زیرا نگاه استراتژیک دو طرف از ریشه باهم در تضاد بود. سرانجام امریکا مجبور شد که قوای نظامی خود را از ویتنام خارج کند.

در ویتنام سیاست و جنگ هم‏آهنگ بود و نیروهای انقلابی موضع استراژیک مشخص و معین داشتند: جنگ و مبارزه با اشغال امریکا تا کسب استقلال و آزادی. در آن شرایط زمانی و مکانی سران انقلابی ویتنام به طور آشکار و آگاهانه از پشتبانی شوروی و چین استفادۀ معقول می‏کردند؛ یعنی در بین دو قطب حاکم جهانی از نگاه استراتژیک و ژئوپلتیک سرگردان و حیران نبودند. این استراتژی روشن و قاطع، ویتنام را از زیر یوغ  استعماری امریکا به طور همه جانبه تا به امروز بیرون کرد.

نمونۀ دیگر افغانستان است. جنگ افغانستان پس از کودتای هفت ثور و تجاوز نظامی شوروی به این کشور آغاز شد و با حمایت سیاسی، مالی و نظامی و تسلیحاتی غرب به سرکردگی امریکا تداوم پیدا کرد. این جنگ در دنیای دو قطبی جریان یافت؛ در واقع جنگ و تقابل پیمان ناتو و پیمان ورشو در خاک افغانستان بود. دیدیم که پس از فروپاشی قطب شوروی وارد مراحل دیگری شد.

مذاکرات ژینو بر سر جنگ و صلح در زمان ببرک کارمل زیر نظر سازمان ملل آغاز گردید و در آستانۀ فروپاشی اتحاد جماهیر شووری نیروهای نظامی شوروی از افغانستان خارج شدند؛ اما جنگ داخلی بین دولت جمهوری دیموکراتیک افغانستان به ریاست داکترنجیب الله و مجاهدین(اتحاد هفت گانه در پاکستان و اتحاد هشتگانه در ایران) در سالیان ۱۹۸۹ و ۱۹۹۲ میلادی در این سرزمین در آتش جنگ سوخته، شدت گرفت.

ادامۀ مذاکرات به اصطلاح صلح باز روی دست گرفته شد. دولت نجیب الله آشتی ملی اعلان کرد؛ اما مجاهدین نپذیرفتند. اگر دقیق تر بگوییم. ریشۀ مذاکرات در واقع  از دو قطب، یکی جهان غرب به سرکردگی امریکا و دیگری شوروی در حال فروپاشی آب می‏خورد. امریکا و متحدان آن که در ظاهر حامی مجاهدین بودند اهداف استراتژیک و ژئوپلیتیکی خود را پیش می‏بردند. پاکستان کاملاً در خدمت امریکا و غرب بود.

بر اساس دیدگاه استراتژیک و ژئوپلیتیک غرب به سرکردگی امریکا تمرکز روی سرعت دادن به فروپاشی شوروی، دولت داکتر نجیب با تمام دست آوردها، امکانات و ساختارهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و غیره قرار داشت. مجاهدین بی خبر و ساده دل در این بستر چوب سوخت و بنزین این کورۀ آتشین رقابت‏های غرب و شرق بودند. پی آمد مذاکرات در حقیقت جنگ داخلی ویرانگر، بعد از سقوط دولت نجیب الله بود که ادامۀ آن به دورۀ اول طالبان و دورۀ جمهوری کشانیده شد.

در مذاکرات قطر(دوهه) سریال گذشته در شکل و شمایل دیگری ظاهر گردید؛ این بار اهداف استراتژیک و ژئوپلیتیک امریکا و متحدین غربی آن از مذاکرات دفن تمام دار وندارچند دهۀ اخیر از زمان سقوط ظاهر شاه و داوود خان تا فرار اشرف غنی بود. آنان به کمک پاکستان و کشورهای عربی خاصه قطر افغانستان را به طالبان سپردند. به این حساب تمام ساختارهای سیاسی، حقوقی، قضایی، اقتصادی، فرهنگی، کانون‏های دفاع از حقوق زنان و «دموکراسی که غربی ها با لاف پف از آن یاد می‏کردند» را ویران و نابود کردند. اکثریت تحصیلکردگان، کارشناسان و نخبگان افغانستان مجبور به ترک وطن شدند.

یعنی افغانستان را در چاه تاریک قرون وسطی ای انداختند. این بود نتایج مذاکرات. یعنی گفتگوها و مذاکراتی که بر مبنای اهداف استراتژیک و ژئوپلیتیک مردم این سرزمین نبود؛ بلکه منافع طرف و جوانب مقابل (امریکا و متحدین آن، پاکستان و افراطیون دست پروردۀ آن) را در عمل به شکل بسیار تأسف باری تأمین کرد.

مذاکرات ایران با امریکا: در این بخش لازم است تمرکز روی برجام و مذاکرات پیش از دو جنگ و در جریان دو جنگ و در حال حاضر معطوف گردد. چونان که پیش تر گفته شد، مذاکرات می‏بایست در راستای دکتورین استراتژیک و ژئوپلیتیکی یک کشور پیش برده شود تا زمینه ساز تحقق آن اهداف ریشه ای و درازمدت گردد و بازدارندگی را در عمل و در بستر زمان تحقق بخشد.

برجام به عنوان یک حرکت و طرح سیاسی-مذاکراتی با عمق استراتژیک و ژئوپلیتیک سرمزمین مادر که بازدارندگی را می‏بایست تأمین می‏کرد، همآهنگ نبود. به این سبب در ۱۳۹۴ خورشیدی به صورت خام زاده شد و در ۱۴۰۴ خورشیدی ارمان به دل دارفانی را وداع گفت.

سران سیستم امریکا که برجام را تأیید کرده بودند باز آن را به آسانی باطل کردند. چون بازدارندگی ضعیف و کم رمق استراتژیک ایران شکل عملی به خود نگرفته بود تا پشتگاه ستبر آن توافق گردد. با این نگاه برجام در حقیقت به نحوی از انحا بیش از یک دهه بازدارندگی اصلی و بنیادی ایران را عقب انداخت.

به عبارت دیگر همان سیستمی که برجام را در ظاهر امضا کرده بود، دو جنگ ویرانگر را بر ایران تحمیل کرد. تحریم‏ها دامنه دار تر شد و دارایی های توقیف شده آزاد نگردید؛ بلکه جنگ، ویرانگری، کشتار، محاصرۀ دریایی، ترور شخصیت های نظامی، سیاسی، علمی، فرهنگی و نخبگان شدت گرفت و گسترش یافت.

مذاکرات پیش از جنگ دوازده روزه و در آستان تجاوز و حملۀ، مذاکرات قبل و بعد از جنگ چهل روزه چه نتیجه ای داده است. میانجی گران در پی منافع سیاسی و اقتصادی خود اند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند. سران پاکستان طی چند دهه با خون مردم افغانستان تجارت کرده اند و در آخر این است سرنوشت آن مردم مظلوم افغانستان که مشاهده می‏کنید. امریکا منافع استراتژیک و ژئوپلیتیک خود را در خاورمیانه، چنوب آسیا و آسیای مرکزی دنبال می‏کند. در این نبشته به دیدگاه استراتژیک امریکا در رقابت با چین و روسیه، حراست از جهان تک قطبی، پترودلار و غیره پرداخته شد.

امریکا و اسرائیل در پی تضعیف و متلاشی کردن توان بازدارندگی ایران می‏باشند؛ چه در جنگ و چه در مذاکره. طرح مهار توان موشکی و هسته ای ایران به چه معناست. چرا زیر ساخت های ایران را تخریب می‏کنند. اگر همین توان موشکی و پهپادی نبود، امروز ایرا ن در زیر چکمه های سربازان  اشغالگر خرد و خمیر می‏شد و سرنوشت آن خیلی بد تر از لیبی، سوریه و عراق بود.

پس اصل اساسی بقاء برای ایران اتکا بر بازدارندگی استراتژیک است نه سستی و تسلیم در مذاکره؛ باید این راه نجات که با قیمت خون مردم و نخبگان این سرزمین به دست آمده، در جریان جنگ و مذاکره تعقیب شود و از آن حتی یک لحظه جدایی و یک ملی متر عقب نشینی جبران ناپذیر خواهد بود. باید بازدارنگی استوار و فعال پشتبان واقعی هر نوع مذاکره و هرنوع توافق باشد.

رسول پویان

۲۲/۷/۲۰۲۶

 

 

 

10 جولای
۱ دیدگاه

سفرنامۀ زندگی

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ  ۱۹ سرطان ( تیر) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱۰ جولای ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————-

نــوای نـی و نـغـــمـۀ  آبـشار

هـوای خوش و دامـن کهسار

سـرود قناری، خرامان کبک

به شوق گل باغ  صوت هزار

سکوت شب و خلوت مهتاب

دل آسـمان بـر لـب  جـویـبـار

غروب طلایی و شـام  غریب

شود روز نو ازطلوع  آشکار

لب خشک صحرا زده  تبخال

و یا قهـر توفان و خشم  بحار

عـوالـم بسی در سیه چاله ها

گهی غیب وگاهی شودآشکار

به تابلوی هستی اگـر بنگرید

تجلی نور است در  چنگ تار

سیاه و سپید اسـت در کائنات

دونیرویی برکلّ هستی  سوار

دل ازنورِهستی منور  شدست

سـیاه و سپید انـد از یک تبار

چراجسم تاریک درپرده است

بُوَد بیش اگـرچه ز هر مقدار

کـشـد خامـۀ دل تابلوی رنگ

به قامـوس شـب ثابت و سیّار

دران بیکران رقص انواربین

چوگلهای رنگین درسبزه رار

زمـانی زمـیــن بـود آتشفشان

ولی چیـره شـد بارش  تند بار

زمستان یخ هم به پایان رسید

زمین زنده شد تا که آمد بهار

بهرحال بگذشت پنج انقراض

شدن زنده کرد باز  قلب فگار

زمین ذرۀ کـوچکی  در فـضا

که دارد ز هسـتی کل  یادگار

جهان در تغییر و تحول بُـوَد

نمانـد کسی در جهـان پایـدار

دهـان وا کند گاه گاهی زمین

کـنـد زلـزله خـلـق را  دغـدار

بمیزان عمرجهان هیچ نیست

دوروزی که آدم بُوَد  شهریار

سـفـرنـامـۀ زنـدگی در زمان

کتابی پر الـوان نقـش و نگار

ز تـرکیـب مغـلـق تنوع  نگـر

فزون ازحساب و کتاب  نظار

شده زنـدگی درطبیعت عجین

به قانـون هستی شده سازگار

جدا شـد زمام طبیعت چو دل

نهاد سربه زانـوی پروردگار

گرفتار اخلاق و قانون گشت

دلی درکمند وسری در فسار

نجیب زادۀ خیل اشـراف  شد

فضیلت نما و عـدالت  شـعار

در دوزخ بـرده داری  گشود

در آن برده گردید  ابزار کار

ربـود حـق ذاتی انسان و داد

به شاهان وزورآوران اختیار

به نام خـدا تیغ دو دم گـرفت

ببست وبکشت وبزد بی‏شمار

جـهانی ز رویای خـود آفـرید

که تا بی نهایت شـود ماندگار

اگرچه بنای تمدن خوش است

ولی انحصـاری  بـشد اقـتــدار

ببستند بـه زنجیر اوهـامِ ذهـن

دو پای عمل را چنین استوار

دهـد عقل دانا به مفهوم ذهـن

به هنگام کار و عمـل اعتبار

ز دهـقـان پـیر خـرد یاد گیـر

طریـق نگهداری از کـشتزار

بصحرای مغز وبه دنیای دل

گـیــاه مفـیـد و معـطــر بکار

بـه دکّان تـاریک ذهـن بـشـر

 به صد رنگ کالا شده انبار

فروشنده ومشتری رو به رو

سـلاح سخـن تیز  در کارزار

به غاردرون اژها خفته است

به تدبیر و دانش بگردد مهار

اگـر نـاخـودآگاه  تـلاطـم کـنـد

شکسته دلان را کند بی قرار

هراس آفرین درد ورنج کهن

ز دوران سرما و عهد شکار

از اعماق ذهن وزژرفای ژن

ز ژرفای ذهن وز اعماق ژن

برون کن اثرهای  زارو نزار

حذر کـن ز فـردای جنگ اتم

که هرگز نماند  یکی از هراز

اگر سود و سرمایه رنج آورد

زمین بهتر از خـانـۀ زرنگار

مـزن درّه بــر آرزوهـای دل

بـه نـام خـدا و بـه اسـم وقـار

چرامرده دل‏هاعاشق کش اند

تعصب کندعشق راسربه دار

درِعیش و مستی اگربسته اند

بنوشـید خُـم باده از چـشم یار

بقا در تمنای عـشـق دل است

که سوز خزان را کند نوبهار

نگاهی که بـر زنـدگانـی کنید

دهـد شـادمـانی، کـنـد دلفگار

غـم و اضطرابِ نهـانِ درون

گذارد روان را به زیـر فشار

کلید درخانه در دسـت ماست

اگر غـم درآید وگر غمگسار

برون ازمکان وزمان عالمی

که آدم نـدانـد یکـی از هـزار

رسول پویان

۳ جون ۲۰۲۶

28 ژوئن
۱ دیدگاه

تمنای رهایی

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۷ سرطان ( تیر) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۸ جون ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————-

تبسـم حال خـوش  در خاطر دل می کند جاری

ولی چین جبین صدگونه مشکل می کند جاری

بـه زیـر تـیـغ صـیـادان  ظالـم غـمـزۀ چـشـمی

امـیـد پـر زدن در مـرغ  بسـمل می کند جاری

چونان دراوج توفان دل به دریا می زند هردم

که امواج گهر بر طرف  ساحل می کند  جاری

دل تـنها بـه کنج خلـوت خـود تا که آزاد  است

تـمـنـای رهـایـی در سـلاسـل  می کـنـد  جاری

خیال بـوی زلـفی در دل مـسـت  غـزل  پـیـچـد

که حّس دلربا در قلب خوشکل  می کند جاری

نـویـسـم داســتان عـشـق دل بـر دفـتـــر رویـا

چودردل ها هـوای وصل  کامل می کند جاری

سـرود گـردش چـشـمی شـنـیدم از لب سـاغـر

که خون دخـتـر رز در شمایـل  می کند جاری

درِ اخلاص دل بگـشـوده ام؛ لیکن نمی نـدانـم

کی نوری ازکجا درکهنه  منزل می کند جاری

تمام لحظه های عمر شیرین گـر شود یک دم

کدام عـشق و وفا پیغـام عاجـل می کند جاری

پـرسـتـار دل غـمدیـده کس هـرگـز  نمی گردد

ولی بـر زخـم دل از دور فلفل  می کند  جاری

غـبـار کاروان هـجـر لیلی چـشـم مجـنون شـد

نگه از بـس به دنـبـال قـوافــل می کـند جاری

تو گـویی آرزوی وصل دل  ها رفته  از خاطر

که سوز درد هجران با  فواصل می کند جاری

مگـر قلب فگار از تیغ  ابـرو را علاجی نیست

که خـون درد از تـلــوار  قـاتـل می کنـد جاری

زبس ازکینه توزیهای گردون خون دل خوردم

عسل در کام دل  زهـر هـلاهـل  می کند جاری

کـروژ رودکی و  مــولـــوی و حـافــظ و خیام

شرر در رگ هـای  شعـر بیدل  می کند جاری

رسول پویان

۲۴ جون ۲۰۲۶

17 ژوئن
۱ دیدگاه

کیف آزادی

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه مؤرخ  ۲۷ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱۷ جون ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————-

کیف آزادی

لباس غـم برون از قـامت شـادی کنید هردم

بـرای شادخـواری  کار بـنـیــادی  کنید هردم

درخت درد و رنج خشک  را بیرون کنید از باغ

هـوای آب و تاب بـاغ شـمـشادی کنید هردم

طلسـم کهـنۀ اوهـام اذهـان را کـنـیـد بـاطـل

ز نـور عقل  و دانش  کیف  آزادی  کنید هردم

بـه دام حیله افکـنـدنـد تا عـشـق و محبت را

دوبـاره نعـرۀ  مجنون و  فـرهادی  کنید هردم

دل غمدیده را در  محـفـل شـادی  به  یاد آرید

غزل ها را  عروس  بخت دامادی  کنید هردم

اگر بنیاد فـرهنگ و ادب  ویران  شـده؛  لیکن

بـه نیروی خـرد از ریـشه آبـادی  کنید هردم

بـیــاد  آریـد  از  نقـش و  نگار  دفـتــر  ارژنگ

تـمـدن را پـر از الــوان بهــزادی  کنید  هردم

هنر در دســت بازار تجـارت  می شـود  کالا

برون ازسودوسودا طرح ایجادی کنید هردم

ز جورخیل نادان درس وتعلیم زنان منعست

بـه پا خیزیـد و در میهن اسـتادی کنید هردم

بدون مکتب و علم و سبق  عالم  بُـوَد تاریک

سکوت کهکشان را جیغ وفریادی کنیدهردم

اگرشمشیر خون آشام دشمن می زند جولان

قـلــم را تـیـز تـر از تیغ  پـولادی  کنید هردم

بـه روی  گـنج  تاریـخ و  تمـدن زار  و  نالانید

به خودآیید و یاد ازارث اجدادی کنید  هردم

رسول پویان

۱۸ فبروری ۲۰۲۶

 

 

09 ژوئن
۱ دیدگاه

بیاد دنیای امن و آزاد

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۱۹ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۹ جون ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————-

بیاد دنیای امن و آزاد

نفت و گاز اول فروغ  منزل  و کاشانه  شد

بعد ازآن دردام دالر ماند  و  آب  و دانه شد

تا که شـمع نفت و  گاز آمـد  در بـزم جهان

صاحب سرمایه بی چون و چرا پروانه شد

سـرگـذشت سیستم مالی بسـی  پیچیده است

آن که روزی بـا طلا گنجـیـنـۀ  دردانـه شد

سکه از سـیم و زر دوران ارشـمند گـشت

در خـزانــه پـشـتـگاه قــدرت  شـاهـانـه شد

پول که چرک دسـت آدم بود؛  اما در عمل

داخل گاوصندوق دکّان وبانک  و خانه شد

جنگ ودعوا برسرپول است درگر د جهان

حرص امریکا زبوی نفت  چون  دیوانه شد

از بـرای غـارت سـرمـایـه و  نـفـت جـهان

روزوشب درگیر جنگ و حملۀ  دزدانه شد

انقـراض آخـریـن را مـیـزنـد انـسـان رقـم

تا که امـریکا و اسـرائـیــل زرادخـانـه شد

عاشـقان را لعـل  نـوشینی اگـر  مستی دهـد

آزمندان را که چاه نفت و خـون پیمانه شد

تـا که دالـر در جـهان بـا آشـنا بیگانـه شـد

قـلعـۀ پترودلار هـم کـم کمک ویـرانـه شد

در حـقـیـقـت کاغــذ دالـر نــدارد  اعـتـبـار

بی طلا؛ با نـفــت دنـیـا بـازی رنـدانـه شد

نفت و تریاک و طلا بالانشین گـردیـده اند

یار تنباکو چلیم و چـرس در سـرخـانه شد

صخرۀ تعرفـه و تحریم سـرها را شکست

نعـش سـنگین دلار نـفـت روی شـانـه شد

سینۀ بانک جـهانی را چـونـان بشکافـتـند

بورس اوراق سـهام غـرب بیمارخانه شد

سـازمـان پـول نـدارد قـدرت  دیـروزه  را

کاکل سـرمایـه با شمشیر خونین شانه شد

آن چنان کوبید بر فـرق جهان  ظالم عصا

تسبیـح ورد و دعـای غـرب دانه دانه شد

نظـم چـنـد قـطبی نگـردد تـابـع پترودلار

چونکه درپای تجارت  بدتر از  زولانه شد

حـاکـمان لیبی و بغـداد کـردنـد اعتراض

در نبـرد نفت و دالـر کله هـا دنـدانـه شد

اژدهـای خفته ازخواب گران بیدار گشت

گنج هوش مصنوعی وثروت ورایانه شد

عـقـل کـنفیسیوس و دل صافی لائـوتـسه

نظم ونسق دفتـر و نوش لب خمخانه شد

روح تایوانی  نمی‏گردد  ز اصل  خود  جدا

تا که تاریـخ کـهــن احیاگـر سـامـانـه شد

خرس قطبی سوزوسرمارا تحمل کردباز

وارد فصـل بهــار و گـرمی گلخـانـه شد

آن که در جنگ جهانی  دوم پیروز گشت

با همه تحریم و تهدید زمان شادمانه شد

جنگ اکراین رابه سختی میکند آخرتمام

زورامریکا ونقش غرب چون پوقانه شد

جنگ ایـران تنگۀ هرمز  را مسدود کرد

نفت ودالر درخلیج فارس داغ وفـانه شد

آبراه باب المندب کارت  برد دیگر است

هردودرشطرنج برد وباخت والادانه شد

ســـرو آزاد تـمــدن بـا خـــرام  جــاودان

نزد ایران وخراسـان فاخـر و جانانه شد

یار ایـران کهـن باشـد  خـراسـان  بـزرگ

قله های شـامخ شان بـر عقابان لانـه شد

با شکـست دالـر نفتی جهان گردد دیگـر

قلب بانک امریکا فرسـوده در پایانه شد

سوژۀ پترودلاررا گوبه هوش مصنوعی

زان که در گـوش دل انسانیت افسانه شد

وحـدت دنـیای نـو بـا نـظـم مـالی جـدیـد

باب طـبـع نخـبگان و مـردم فـرزانه شد

عشق دلها را کند ازچنگ دیوجنگ رها

شـادی و شـور و محبت بادۀ میخانه شد

دل بیاد صلح وارمان و رفاقت درجهان

در هـوای امـن و آزاد ملـل مستانـه شد

رسول پویان

۷ جون ۲۰۲۶

 

01 ژوئن
۱ دیدگاه

آیینۀ تاریخ

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۱۱ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱ جون ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————

آیینۀ تاریخ

چه خـوش گفت توسیدیـد فیلسوف

که بُد جنگ اسپارت وآتن خسوف

نشد حاصل از کشت و خون دراز

به جـز درد ویـرانی و آخ و اُوف

در آزمـون دوران ز دل  بنگـریـد

بـرآریـد ز دریـای تـاریـخ سـوف

کـنـد حـمـلـه ار گاو بـر  اژدهـات

به خـاک سـیه می‏نـشـینـد  مخوف

جـهان یکـه تازی نخـواهـد دیگـر

به جـنـگ و تجـاوز نـداده پروف

زمـانی که خـالی شـود  سـفـره ها

ز خـون بشـر پـر گـردد  ظـروف

ز فـرهـنگ اپستین دوری کنـیــد

که نفرت پـراکـنـده از راه سوف

عجب کودک آزار و مظلوم کُشند

کـنند شــمع اخـلاق انـسـان پُوف

ز یـورش بـر خـاک  ایران زمین

چه آمد به دستش به غیرازبلوف

به میناب وصور و فلسطین ببین

زمین سوخته ویران کرده صنوف

ز خـون گرد عـالـم بگرد آسیاب

خدا بی صدا و جهـان بی وقوف

شـود گفـتـگـوهـا بـتـر از تفـنگ

اگر استخـوان را کند  غضروف

ز سـر بگـذرد تـازه سـرباز اگر

چـو رستم کند پاره قلب صفوف

کـسی گـر به بندد کمر  در عـمل

یقین را کند چیره برلاف  وپوف

غـزال محبـت بـه چنگال  گـرگ

خشونت دریـد است  قلب رئوف

اگر نفـرت از عـشق  گـردد جلو

رود مهرواحساس دل درکسوف

اگـر عـقـل و دانـش بُـوَد رهنما

نیازی نباشـد بـر کوف و چوف

ز شمشیر فزون قـدرت واژگان

بسازنـد قامـوس هـا از حروف

ز عـشـق و وفـا و محبت شـود

دل آدم آیـیـنـۀ صـاف وصـوف

رسول پویان

۲۹ می ۲۰۲۶

24 می
۱ دیدگاه

شیرۀ جان

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۳ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۴ می ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————

شیرۀ جان

شیرۀ جان ازدو چشم خون چکانم می چکد

لـؤلــؤی لالا ز  کـلـک  زرفـشـانـم می چکد

تا که گوش عدل داور  در جهان گردیده کر

جیغ خـامـوش از لب داد و فـغـانم می چکد

گرچـه دوران زهـر تلخ  نامـرادی می دهـد

شــهـد شـعـر نغز فـارسی از لبانم می چکد

قـصه و افـسانـه و حــماسـه ها دارم به دل

بـوی تـاریـخ و تـمــدن از دهـانـم می چکد

در زبـان مـادری قامـوس هـا  بـنوشـتـه انـد

قطره قطره گـوهر از نـوک زبانم می چکد

در خـزان فـصـل پیری نـوبهـار آیـد بـه یاد

با غــزل عطر گل از طبع جـوانم  می چکد

خوشه خوشه لعل شیرین چیده ام  از جویه باغ

بـرکت از گـوشــوارۀ تاک رزانـم می چکد

آن قـدر در کـورۀ هجران فلک سوزانده ام

آتـش دل از گـــداز اســتـخـوانـم می چـکـد

گر زمین بار دیگر آتشفشان گردد ز جنگ

بـارش بـی انــتـــهـا از آســمـانـم می چکـد

مـسـتی خـمـخـانـۀ عـهــد کـهن در یـاد بـاد

بس که بیداد و تعـصب در زمانـم می چکد

کلبه ام غـمخانـه گـشت و میهنم آتش گرفت

دود و خـون درد و داغ از آشیانم می چکد

کودک و پیروجوان گرد جهان در آتش اند

آه خـونـیــن از کـران تا بیکـرانـم می چکد

دشمن ار یورش برد برمرز و بوم باستان

خـون عزم آرش از تیر و کـمانم می چکد

از هـلاکت شـهـپر سـیمرغ می سـازد رها

عـقـل کیهان از دل جسم و روانم می چکد

دانش پـنـهان هــسـتی را خـرد آزمـون کند

گـنج اسـرار از فــروغ جـاودانـم می چکد

گـر هـزاران بار ویـرانـم  بـسـازد روزگار

عـشـق آبـادی ز شــوق واژگانـم  می چکـد

تا خـراسـان بـزرگـم آفـتــاب دل شـدســت

وحدت ایران و تـوران در گمانم می چکد

از ورارود و خـراسـان تا که دل یاد آورد

اشـک شـوق از دیـدۀ اشـکانیانـم  می چکد

رسول پویان

۲۴ می ۲۰۲۶

11 می
۱ دیدگاه

محبتگاه عشق

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۲۱ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱۱ می ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————-

محبتگاه عشق

زلف چین چین  دام صید و تیغ ابرو قاتل است

در شکار دل  بـه صد افسـون  ظالـم قابل است

قـصۀ چـوپان  و گرگ  و روسـتا را خاله گفت

بارۀ عشق  وصداقت  وصل دل  را حامل است

عـشـق، شـوق و جـذبـۀ  دیـدار  در دل پـرورد

درسر بازیگـران با عـشق ، لیکـن؛ نازل است

چینی فغـفور اگر بشکـست برش اش  می زنند

مر دل بشـکسـته را پیونـد کـردن  مشکل  است

بـا پــر امــوج تــوفـان دل  بــه دریـا  می زنــد

گـوهـر پـر قیمت کمیاب  دور از سـاحـل  است

عـشـق اگـر پــروانــۀ دل را  بـه  پــرواز آورد

تا قیامت گـرد شـمع حـسن رقـص  بسمل است

سـرمـه در چشـم خماریـن تا که  بازی می کند

وای در چـشـم دل هـجــران ســوز  فلفـل است

گـر درون خــانــه  از اســرار دل  خـالـی بُــوَد

گـرد سنگ و چـوب  گـردیدن  دور باطل است

عـشـق را کالای  بـازار تـجـــارت کــرده انــد

هر طرف سوداگرانی  چـون ربـات ناقل است

حـسـن زیـبـا را بـه آرایـش  نـبــاشـد احـتـیــاج

این همه اقـلام مصنـوعی بـرای حـاصل است

هوش مصنوعی چه پیغامی به دل ها می دهد

آنکه بی احساس عشق و مهردل درمحفل است

بـوی عـشـق و هـمـدلی از گل بیامـوزد چـمن

نیش خـار از شـور بلبل جلـوۀ گل غافـل است

عـشـق لیلی را ز چشـم  خـسـتۀ مجنون بخوان

در دل دیـوانـه یک دنـیــا  جـنـون عاقـل است

یادگار سعدی و فردوسی و حافظ خوش است

نغـمه هـای رودکی تصویـر شـعـر بیدل  است

دل محبتگاه عـشـق و مکتب عهـد  و وفـاسـت

درس و تعـلـیم دل پاکـیـزه  وصل کامـل است

رسول پویان

۱۰ می ۲۰۲۶

29 آوریل
۱ دیدگاه

شب سیاه

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه  مؤرخ  ۹ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۹ اپریل  ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————– 

شب سیاه

شب سیاهی گریخته ماهی، شکـسته چنگی گـرفته نایی

سحـر نیامد شـفق کجا شـد، بگو به  خورشید چرا نیایی

نـوای مطـرب سـرود غـم شـد، تـرانـۀ دل  همه الـم شد

نه شـادخواری نه پایکـوبی، نه شورومستی نه دلربایی

زعشق نامی که درکتابست، سوال دلها که بی جوابست

جفا و جور زمانه بابست، کجاست حافظ چه شـد سنایی

وفا به گفت وقراروپیمان، گریخته  از دل   فسرده درجان

به درد و رنج فراق و حرمان، شفا کهِ  یابد  ز بی دوایی

جهان فتاده به چنبر خون، فغان و شیون  صدای محزون

سـتم چه دارد به جـز شبیخون، تـرور انسـان و مافیایی

مـرام اخـبـار دروغ شاخدار، مـخـدر  هـوش  بـلای افکار

شـده دل آزار هـمیشه تکـرار، حـقیقت انکار چه ابتلایی

زجنگ نفتی به سـود دالر، کند جهان را به خون شناور

به سان جلاد به طرز هیتلر، به جان انسان عجب بلایی

به آه و زاری به بـردباری، نکـرده ظالـم  بـه  کـس یاری

به پنجۀ زور فـتاده مجـبور، اگـر که مظلـوم کند خطایی

ز رنج مردم ببرده لـذت، به خـون  خـوردن  بکرده عادت

نه ترس یزدان نه قید وجدان، شدست مشهوربه بی حیایی

ز جـور ظالم جهـان خـرابسـت، درون آتش بشر کبابست

به سوز وساز و در اضطرابست، نیاز انسان به رهنمایی

به نام لیلی ز عشق مجنون بخوان به دل‏ها سرود موزون

ز قـله فـرهاد فتاده در خـون، خبر بـه شیرین دهـد همایی

خوشا که انسان زسوزافغان، زدردهجران زترس عصیان

گریزد آسان به مهرواحسان، به عشق وارمان به با وفایی

بترز زندان افغانسَتان است، برای مردم نه کارو نان است

به داد و افغان پیر وجوانست، به درس وتعلیم نمانده جایی

جهان چو بهتر دلان منّور، امید وباور به خویش و کـشور

حقوق انسان به هم برابر، بخوان بـه داور بـه هـم صـدایی

رسول پویان

۲۸ اپریل ۲۰۲۶

21 آوریل
۱ دیدگاه

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۱ اپریل  ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————– 

قلۀ پیروزی

از قلـب خراسـان  کهـن آمده ام

با یعـقوب لیث و  تهمتن آمده ام

تا راوی فرهنگ و تمدن شده ام

با تیـغ قـلــم در انجـمـن آمده ام

*******

سـازش به قـاتـلان مـردم جرم است

باخـتـن بـرای بـار چـنـدم  جرم است

از قـلـۀ پـیـروزی بـه خـاک  افـتــادن

چون کاه بدون کسب گندم جرم است

*******

مردم و نظامیان چه خوب  جنگیدند

بـر لاف و گـزاف  دشمنان   خندیدند

در  عـرصۀ  گفتگو  و  تدبیر  و  خـرد

ارباب ســیـاسـت کمــاکان لغزیدند

*******

تسلیم  به  تجـاوزگـر ظالم مرگ است

ماندن  به  زیر پای  گرگ  گرگ است

با ظالـم  و  خـونخـوار تـبــانی کـردن

چون دادن نفت وشاه کلید ارگ است

*******

ظالم به تک  و  تاز تجاوز بکند

بـر قـوم سر افـراز تجاوز بکند

گـر هـمـت سـرباز  دلاور نَبُوَد

صد  بار  دیگر  باز  تجاوز بکند

*******

یک بام خـدا به  چند هـوا می خواهند

ازهرطرفی به  خود  فضا می خواهند

مظلـوم بـه زیـر تـیغ ظلـم افـتـادسـت

بـر وی  هـمـه  چیز  ناروا می خواهند

*******

هشدار که بازی را به مفت می بازید

میدان نـبـرد را ، بـه گـفــت  می بازید

درگیر قـمــار  باز  و  دغـل  بـازان  اید

با چال و فریب طاق وجفت می بازید

*******

بـا دزد ســرگـردنـه  یاری نکنید

هرگزبه پیش خصم زاری نکنید

از   مـرز  بـرانـیـد  تجـاوز گـر را

بـا خنجـر  زور  بـردبـاری  نکنید

*******

حرف وعمل ستمگـران  مردودست

بر قتل و قتال گرد جهان افزودست

آتـش زده  در لانــۀ  مـرغـان چــمن

یـارانـۀ  امـریکا بـه مــردم دودست

*******

زنجـیـر شـریـر  ظلم  را  پاره  کنید

آزاد ز بـنـد، خـلــق  بـیـچـاره  کنید

با مشت گـره کـرده بـه فـریاد آیید

درحفظ وطن ز جان و تن باره کنید

*******

از دورِ خراسـان کهن یاد آرید

از هیمنۀ ایـران وطن یاد آرید

از عزم نیاکان  و  بزرگان خرد

از رزم سترگ  تهمتن یاد آرید

*******

در کابل و  غزنی  و  هری غوغا کن

در بلـخ و بـدخـشــان علـم بـرپا کن

رویای  خراسان  بزرگ در دلهاست

این را به زبان  مرد  و  زن  گویا کن

*******

ایران و خراسان کهن هم کیش اند

از یک تبار  اند  و  با هم  خویش اند

فردوسی و  رودکی  و  حافظ دارند

با  مولوی  از  بلخ  کهن  درویش اند

*******

افـغـانـسَــتـان بـاز خـراســان گردد

این تیره شبان صبح درخشان گردد

تاریـخ کـهــن تا که  بـه  فـریـاد آیــد

خـورشــید تمدن رز  افـشــان گردد

*******

از خائن و بد خواه   وطن  دوری کن

راهی به گشا و  ترک  مجبوری کن

بیشک که میدان به دستان  شماست

لعنت بـه تـسلـیمی و  مزدوری کن

*******

هشدار که گول  چرب زبانی نخورید

خـنجــر ز  پـشـت  ناگــهـانی نخورید

همسایه که با مکروفریب آمده است

از قـلــه ســقـوط پـلـه گانی نخورید

*******

ظالم به زر و به  زور  خود می نازد

با تخنیک و بمب کور  خود می نازد

از کــشـتـن کـودکان نــدارد شــرمی

بر خفّـت و بر  غـرور  خود می نازد

*******

هشدار که شمشیر به  ظالم ندهید

زور  و  زر  و   تدبیربه   ظالم ندهید

ازقدرت  هسته ای  اگرمی ترسند

یک ذرّه  ز اکسیر  به ظالم ن دهید

*******

جنجال جهـان  جـنگ انرژی باشد

سـاز همه دنگ دنگ انرژی باشد

از تـنـگۀ  مالاکا و  هـرمز  گـویـنـد

این هـر دو گلو تنگ  انرژی باشد

*******

دانش به فـرزند  ایرانی عیب است؟

نیروی اتـم حق جهانی  عیب است؟

خـاخـام که بمب اتمی سـاخته اسـت

برق اتمی به شیخ فانی عیب است؟

*******

مفهـوم یَهُوَه در  جـهان بیداد است

سلاخی مام و  کودک  نوزاد است

در غزه  و  میناب  شده خون جاری

ازحمله و  ظلم  امریکا  فریاد است

*******

پـروردن دانـش  اتم  حق شماست

دفترچۀ خوانش اتم حق شماست

ظالم  که  بـه بمب اتـمی می نازد

نـوبـاوۀ  زایـش اتم حق شماست

*******

هـر ذره بـه  بـطـن  خـود جـهـانی دارد

دنـیـــای خــودی و  کـهـکـشـانـی دارد

این قدرت ذرّگان که دردست شماست

بـیـگانـه بـه  درک  خـود گـمــانی دارد

*******

قانون جهان موشک  و خمپاره شدست

حـقــوق ملـل کـشـتـۀ غــدّاره شدست

با خنجـر  خـونین  که  خـدا  را  کـشـتـند

انجیل  به  دست زور و زر پاره شدست

*******

با دشـمـن  دیـرینه به سـازش نرسید

هشدار به دیوودد به خواهش نرسید

بـا قـاتــل  کـودکان  و   فــرزنـدان  ات

هـرگز بـه تـوافـق  و  نـوازش  نرسید

*******

بر خـلـق   عنایـت  خـدا  نـزدیک است

در هـسـتی تـداوم بـقــا  نزدیک است

نـیـــروی  تـمــدن  کـهــن  زنـده شـود

حقا که شکست  امریکا نزدیک است

رسول پویان

۲۰ اپریل ۲۰۲۶

11 آوریل
۱ دیدگاه

نظم نوین

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۲۲ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۱۱ اپریل  ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

نظم نوین

سازش به دشمنان وحشی ننگ است

افـتــادن پا بـه پنجـۀ خـرچنگ است

گـر بـار سـوم بـه دام دشـمن افـتـیـد

دوراز خرد و تمدن و فرهنگ است

*******

با گرگ خشن  سـازگاری  پوچ است

با تـشـنۀ خـون  بـردباری پـوچ است

باعهد شکن به صلح وسازش نرسید

با کـور خرد نامه  نگاری پوچ است

*******

در صـورت پــمـان قـطر باید دید

صد بار ازان زشت و بتر باید دید

طالب که چون بردۀ پاکستان است

در هردو به تردید و حذر باید دید

*******

در کلۀ پاکستان مکـر اسـت و فریب

چون گودی کند بازی با طرزعجیب

با سـلطۀ اسـتـعـمار پـیـونـد زده بـود

پوند و یـوان و دالر انداخته به جیب

*******

منطـقـه ز نـو نـظـم دیگر می طلبد

صهیون وعرب رزم دیگرمی طلبد

احیای خراسـان کبیر در پیش است

افـغـان‏ســتـان عـزم دیگر می طلبد

*******

درمـرز کهن شـیر ژیان باید بود

چون رسـتم دور باستان باید بود

برکلۀ ضحاک که خون میخواهد

کاوه روش وپتک گران باید بود

*******

از ببرک کاغذی هراسان نشوید

از زوزۀ کـفـتار پریـشـان نشوید

آتش بـه درون دیـو و دد اندازید

هرگز اسیر چنگ ودندان نشوید

*******

در جنگل دیو و دد قانـون به کجاست

جزتشنۀ خون خلق مأمون به کجاست

سرمایه که دیوانه و وحشی شده است

عقل وخرد وعدل فریدون به کجاست

*******

در کاخ سیه دلان مجو نور سپید

در خـانـۀ تاریک کهِ را بایـد دید

با خدعه و نیرنگ نوین می آیند

بـر صلـح دروغـیـن مبندید امیـد

*******

کنگـرۀ امـریکا که جنگ می خواهد

مجلـس سـنا تیر و تفـنگ می خواهد

از جنگ و تجاوز چو حمایت کردند

در سفره به جای نان سنگ میخواهد

*******

جنگ را به دشمنان گران باید کرد

از نـرخ انــرژی نگـران باید کرد

پا بـر گلـوی نفـت جهـان بگـذارید

تـا بـام فـلــک،  نـردبـان باید کرد

*******

با خنجـر امریکا جهـان خونین است

ازجنگ و تجاوز بـشر زخمین است

درد دل عـالـم شــده از حـد بـیــرون

این زخـمِ سراطونِ بلا چرکین است

*******

افسوس! جهان جنگل وحشی شده است

برپیر و جوان جنگل وحشی شده است

در کاخ سـفـیـد که شـد هـیـولا سـلـطان

ازحرصِ ددان جنگل وحشی شده است

*******

در یورش سرمایه غریبی بنگر

جـور و سـتم و آدم فریبی بنگر

تا سیستم امریکا ز بـن بشناسید

بر حال عراق و شام لیبی بنگر

*******

هـر کـس بـرای امـریکا بـنـده بُوَد

در نـزد خـدا و خلـق شـرمنده بود

بنگرکه چه سان دیموکراسی آورد

کابل جـه مثال روشـن و زنده بود

*******

آزادی زن دروغ امـریـکا بـود

از نقـشـۀ پیمـان قـطـر پیدا بود

افـراط و تجـاوزوسـتـم آوردنـد

بینان دیموکراسی اش رسوابود

*******

افـغـان‏سـتان قلب خـراسـان باشد

بوم و بر خورشید درخشان باشد

زین تیره شبان بازدمد صبح امید

آن روز که آزادی نـسـوان باشـد

*******

مـردن به از ننگ اسارت باشد

تسـلیم به دشـمنان حقارت باشد

عزّت به آزادی واستقلال است

این تحفۀ مردی وجسارت باشد

*******

تا چند جهـان بـه چنگ استعمار است

از آفـت و بـیــداد و ســتـم بیمار است

نه ثروت و نه جان کسی درامن است

دل هـای پریـشـان بـشر خونبار است

*******

رخسارزمین رنگ دیگر می خواهد

نـقّـاشـی و ارژنگ دیگر می خواهد

سمفونی امریکا که شد گوش خراش

انـسـانـیـت آهـنـگ دیگر می خواهد

*******

آزرده ز اوضاع جهان تا چندیم

در حلقۀ عفریت زمان در بندیم

بشکن کمر دیـو سفید ای انسان

از رانـدن ملعون همه خرسندیم

*******

هـژمـونی امریکا چـرا لـرزان است

چون ناقض حق وشرف انسان است

در بـستر پـیـچـان زمـان در تـاریـخ

بـنـیـان تجـاوز و ســتـم ویران است

*******

بـنـیــاد ســتـمگـران فرومی پاشد

از مـرکــز خـانـدان فرومی پاشد

سرمایه به چنگ دیوودد افتادست

حقا! که درین زمان فرومی پاشد

*******

هـمت کنید که آسـیا زنده شود

بـر تارک دنیـا فـروزنده شود

تا جنگ وتجاوز بگردد ناباب

بایدکه مشت خلق کوبنده شود

*******

درنظم نوین جهان به رنگ دیگر است

بـن مـایـۀ اقـتـدار ســـنـگ دیگـر است

تا عــمـــق تــوازن قــوا بـایـــد تـاخـت

این صلح وثبات امن، هنگ دیگراست

*******

امـروز بـشر نظـم نـویـن می خواهد

با روسیه و ایران و چین می خواهد

بـا هـنـد و اروپـا و دیگـر کـشـورهـا

دوراز تروروجنگ وکین می خواهد

*******

فـرهنگ و تمـدن که ویران نشود

پایمـال شـغـالان و گـرازان نشود

تا هفت هزارسال گذشت ازتاریخ

کس نافی ایـران و خراسان نشود

*******

ما صلح وثبات و امنیت می خواهیم

آزادی و عـدل و عافیت می خواهیم

دور ازهجوم و جنگ و تجاوزگری

دنیایِ خوشی زهرجهت می خواهیم

رسول پویان

۶ اپریل ۲۰۲۵

02 آوریل
۱ دیدگاه

غرق در چاه نفت

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۱۳ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲ اپریل  ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

غرق در چاه نفت

عجب بـه قلزم خـون غرق می شود ظالم

بـه دون چند و چـون  غرق می شود ظالم

ز قتل  و  غارت  و  ویران‏گری  چه  می یابد

به غیر این  که نگون  غرق می شود ظالم

مگـر ز  تاریخ  ایـن  مـرز   و  بـوم نمی داند

که در سـراب قرون غرق  می شود ظالم

ز جـنگ رسـتم و  دیـو  سـفید  بُـوَد غـافـل

بـتـر ز دیـو  حـرون  غـرق  می شود ظالم

بـه دون نـقشـه و بـرنـامه  می کـند پیکار

درعمق وهم وجنون غرق می شود ظالم

به پیش ناجو و سرو  و صنوبر و  شمشاد

قـد خـمیده چـو نـون غرق می شود ظالم

جهان نظـاره کنـد جـنگ  ظالـم و  مظلـوم

در اوج ظلم فـزون  غـرق  می شود ظالم

ز آه کـودک  و  پـیـر و  جـوان  نمی تـرسد

که در شرار  درون  غـرق  می شود ظالم

عراق و لیبی و شام و  یمن  غارت گشت

بلا و دشـمن جـون غـرق  می شود ظالم

بـبـین بـه خطـۀ افـغـانـسـتان شـیـر افکن

که با سپاه و قـشون غرق می شود ظالم

خـیـال   خــام  کـه  ایـران  را کـنـد ویــران

به زیـر کهنه ستون غرق  می شود ظالم

بـه  ناو  و  موشک  و  پـرواز  جت  اگر آمد

پـیـــاده  در سـکـون غرق می شود ظالم

شکـسـته با هـمـه جـنگ رسانه و اخبـار

چـو با هـزار فسون غرق می شود ظالم

برون جنگ و  درون پر زخشم  مردم  شد

که از درون و  برون غرق می شود ظالم

وطـن فـروش  کجـا  رفـتــه  یی بـیا بنگـر

که بـا تمـام فـنــون غـرق می شود ظالم

چـو از جـزیـرۀ  اپستین  می دهـد فـرمان

به حکم حق، جبون غـرق می شود ظالم

نبـوده  زره  ای رحم  و  شرافـت و وجدان

چونین فـاسد و دون غرق می شود ظالم

به نزد ایزد  و  تاریخ  و خلق محکوم است

بدون عزّ و  شگـون  غرق می شود ظالم

کـتـاب  و  دفـتــر و  دیــوان  را  زنـد آتـش

شرور و  ضد  متون  غرق  می شود ظالم

به جنگ،  دانش  و  درک  اتم  رود از  یاد؟

که در فـشـار  بِتُـن غـرق می شـود ظالم

خدا بهشت بـریـن  را  دهـد بـه مظلـومان

ولی به دوزخ تـون  غرق  می شود ظالم

زمان بـس که شـده پرشتـاب  و تـوفـانی

نـه سال بعد کـنـون غرق می شود ظالم

بـه پای خـود به مسلخ می شتابـد خصم

بـه چـاه نفـتی زون غرق می شود ظالم

دغـل چـو هیتلـر جلاد  خـود کـشی بکـند

ضعیف و زاروزبون غرق  می شود  ظالم

شکوه و  قـدرت  ایران با  خراسـان است

در این وفاق کمون غرق  می شود ظالم

کهــن تـمــدن ایـران  چـون  شـود احـیــا

ز ورطه  سرنگون  غرق  می شود  ظالم

رسول پویان 

۱ اپریل ۲۰۲۶ 

 

23 مارس
۲دیدگاه

شکست ظالم؛ پیروزی مظلوم

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۳ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۳ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

شکست ظالم؛ پیروزی مظلوم

زمیـن در آتـش بیداد اسـتـعـمـــار می سوزد

به چنگ ظالم وکودک کش وغدارمی سوزد

دل نوروز در سوگ و غم آلاله ها خون شد

بـه یـاد نــونـهـــالان مـادر افـگار می سوزد

ز گـور هیتلـر و چنگـیـز و آتـیـلا دمـد آتش

در ایـن آتشـفشان خیل تجـاوزکار می سوزد

میان نـور و ظلمت کشمکش پایان نمی گیرد

ولی در شعلۀ شرق شفق خونخوارمی سوزد

خردورزی وحکمت در دل انسان نمی میرد

اگـرچـه خـامــۀ دانـشـور و افکار می سوزد

به هـرجـا ظالـم آتش می زنـد؛ اما نمی دانـد

که در قـعــر جهـنم دالـر و دیـنار می سوزد

در اوج کینه توزی نفت و نیرو را زند آتش

نمی دانـد مگر سـرمایـه در بازار می سوزد

عصای طور موسی تا به دست اهریمن افتاد

میـان دوزخ ظلـم و ســـتـم اسـفار می سوزد

هیولای تجاوزگرکه مست خـون انسان است

ز آه مـــردم مـظـلـــــوم در ادبــار می سوز

رهایی از طلسم زوروزر فریاد هستی گشت

درون حــرکـت آزادگی ایــثـــــار می سوزد

ز تـاریـخ و تمـدن نیسـت آگه دشـمـن نـاپاک

به زیر بمب وموشک دانش وآثار می سوزد

به خاک زال ورستم ارگذارد فوج دشمن گام

ز خشـم آتـش سـیمرغ در مـنـقـار می سوزد

ز فـر پاک یـزدانی چـه دانـد فـاسـد و مردار

که در جـام جـم دل مـشـعل انـوار می سوزد

گذرازهفتخوان وهفت‏شهر عشق آسان نیست

فـنــا در کـورۀ جـنـگ بقـا اسـرار می سوزد

ز مـیدان نبرد حـق عـاشـق را چـه تـرسـانید

جگـر در انـتـظــار لحــظـۀ دیدار می سوزد

گهـرسنج اهـورا بـرگـزیـنـد شـیر مـیـدان را

شغـال جـیره خـوار اجنبی در نار می سوزد

چرا میهـن فـروشـان ظلم ظالـم را نمی بینند

که خـویش و آشنا در حـملۀ اغیار می سوزد

اگر اهریمن از دل ها بـرون سازد اهورا را

همه پندار نـیک و گـفـته و کردار می سوزد

به پتک کاوه و عدل فـریـدون خلـق می نازد

ولی ضحاک مار بردوشِ بدکردار می سوزد

ز دریای تمـدن گـوهـر مهـر و خـرد جـوشـد

که در هـر پـرتـو آن کـیـنه و آزار می سوزد

چونان سروِگشن شاخ تمدن ریشه درخاکست

به پای هرخرامش صدهزاران خارمی سوزد

کهن تاریخ و فرهنگ مهین در حرکت جاوید

چـو هـور دل بـه راه مـردم هشیار می سوزد

شکست ظالم ازپیروزی و ازداد مظلوم است

چـراغ هـمت و حـماسـه در انظار می سوزد

رسول پویان

۲۱ مارچ ۲۰۲۶ 

 

18 مارس
۱ دیدگاه

نوروز؛ ارث نیاکان

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه مؤرخ  ۲۷ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۸ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

کهـن نـشـاط  بهـاران  جشن نوروز است

سرور  سرو  خرامان  جشن  نوروز است

که مهــر جـام جـم افتاده در دل جمـشید

گـزیـده نقل مُهـستان جشن نوروز است

به ما رسیده کنون  پس از هـزاران سال

زهی که ارث  نیاکان  جشن نوروز است

ز مهرگان  سـخن  نغـز دل فـراوان است

ولی بهار گل افشـان جشن نوروز است

چـه قـصه هـا که شـنـیـدیم در شب یلدا

طلوع صبح درخشان  جشن نوروزاست

ترازوی روز  شب  باز  می شـود  میزان

در این تعادل  دوران  جشن نوروز است

گل و  نبات  و  درختان  ز خواب  برخیزند

حیات باغ و گلسـتان جشن نوروز است

به کـشت و  کار کـشاورز  آفـریـن گویید

سـتـوده سـنت دهقان جشن نوروز ست

مگـر شـود بـه دو انگــشت آفتاب پنهان

فروغ مهـر نـمـایـان جشن نوروز است

درآسمان خراسان همیشه خورشید است

بسی ستاره به دامان جشن نوروز است

چهــارشـنـبـه از آتش سـور دل بگرفت

که سرخروی و شادان جشن نوروزاست

اگـرچـه دامـن تاریـخ  بـاغ رنگیـن است

یگانـه نـوگل خـندان  جشن نوروز است

خجـسته  باد  قـدم عـیدـ فـطـر در نوروز

بغل گـشا  که  مهـمانِ جشن  نوروز است

بدا که طالب  نادان  به  ضد نـوروز است

شکوه  ملک  خراسـان  جشن نوروزاست

گلان  به  دسـت  تجاوزگـران  پرپر گشت

و پر ز  لالۀ   سوزان  جشن نوروز است

ز جور  اهـریمـن فتنه  گـر  مشو  غمناک

که مهروتحفۀ یزدان  جشن نوروز است

تمـدن   از  دل جنگ و دفـاع  شـده بیرون

غرور آرش   و  پیکان   جشن  نوروز است

در  اوج  تاریخ و فرهنگ  چند هزار ساله

شهاب  وحدت   ایران  جشن  نوروز است

شکسته  پشت  تجاوزگـران  تاریـخ   سـوز

قـوی سـتاده چراغان جشن  نوروز  است

کهـن تـمــدن پاکان نـیـک سـیرت بــین

که آفـتـابِ   فـروزانِ جشن نوروز است

فـراز قـلـۀ نـظـم جـهــان چـنــد قـطـبی

چومهروماه پرارمان جشن نوروزاست

رسول پویان

۱۷ مارچ ۲۰۲۶

 

04 مارس
۱ دیدگاه

ظلم ظالم

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۱۳ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۴  مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————–

ظلم ظالم

جهان به لاف وپـوف ظلم برنمی گردد

اســـیـر ظالـــم و بـیــدادگـر نمی گردد

و مافـیــای دیجـیـتـال و شـهر شیطانی

دیگر به گرد قـضــا و قــدر نمی گردد

نظام تکـروی تا در جـهان شــده نـاکام

به زور خنجروخـون مستقر نمی گردد

به نام صلحِ جهان جنگ را کنند تشدید

به حرف وسفسطه رفع خطرنمی گردد

شب فساد وشرارت چونان شده تاریک

تـو گویی تا بـه قیامت سـحر نمی گردد

کسی که غرق جنایات وجرم اخلاقست

بـه جـز تباهی و ضـد بـشـر نمی گردد

پسـنـد خـاطـر یـزدان نمی شـود ابلیـس

بهـشـت در دل انسـان سـقـر نمی گردد

نظام صلـح و ثبات و جهـان چند قطبی

به زور و جنگ وجنایت بتر نمی گردد

ز سند و کارون وولگا وسیحون و آمو

و رود زرد، به دشـمن گـدر نمی گردد

بـرای امنـیــت مـرز و خـاک ملـت هـا

هجـوم وقلدری دور از نظر نمی گردد

ز جـور و تهـدیـد و آزار می برند لذت

ولی جهـان بـه پی درد ســر نمی گردد

به روی دادوستد درب غـرب را بستند

زشـرق بـسته  خوشا قلب درنمی گردد

زبس که خنجـر ظلم و سـتم کُشَد انسان

به جـان پیر و جـوان تیز تر نمی گردد

مـزن بـه خـانـۀ مظـلـوم آتـش ای ظالـم

همیشه آتـش کـیـن شـعله ور نمی گردد

ترور و وحشت وظلم و تجاوز وتحریم

بدان که بیش از ایـن کارگـر نمی گردد

و پای خر به سـوراخ پل رود یک بار

بـه چشـم عـقـل دوبار نیشتر نمی گردد

گمان مبر که بـر آب مـنــزل امن است

خروش موج به کس بوم وبرنمی گردد

زبـیم و دغـدغـۀ کـوسـه ماهی در دریا

کسی به سـاحل خود دربه درنمی گردد

فـراز لانـۀ سـیـمـرغ و زال زر هـرگز

مقـام کـرگـس بشـکـسـته پـر نمی گردد

تمـدن از دل تـاریـخ بـاســتـان سـر زد

درخـت بـاغ کهـن بی ثـمــر نمی گردد

برآمـد از دل خاکـستر کـتــاب سـوزان

دلی که تا بـه ابـد کور و کر نمی گردد

کتاب باز طـبـیـعت را ز سـر خوانـیــد

هـزار مـتــن تـعــصّـب اثـر نمی گردد

به زورهوهو وتپ تپ روح سرگردان

بـرای کاخ ســتـم کـر و فـر نمی گردد

روباه حیله گر وگرگ ظالم وخونخوار

حریف تـن بـه تـن شـیر نـر نمی گردد

فسـاد و فتنه گری آن قـدـر شـده افزون

که با دروغ و دغل مختصر نمی گردد

بـه مکـر و حـیـلـۀ دلّال و فـتـنـۀ بازار

غـرور رخش کهن بار خـر نمی گردد

بـه چـشم عقل و خـرد بنگریـد تمدن را

شـعار تیره که عـلـم و هـنـر نمی گردد

فـروش غیرت و ایمان و خاک اجدادی

تـبــاهی آورد و سـیـم و زر نمی گردد

یگانـه راه دفـاع از وطـن بُــوَد قــدرت

به ضعف وناله که رفع خطر نمیگردد

به جنگ دشمن خـاکِ وطـن کمر بندید

که ظلـمِ ظالم از ایـن بیشـتر نمی گردد

کهن تمدن و تاریـخ هـفت هـزار سـاله

به دست ظلم که زیر و زبر نمی گردد

امید در هـمـه احـوال نــور دل هـا بـاد

که آفـتـــاب خـــلاف قـمـــر نمی گردد

رسول پویان

۲۸ فبروری ۲۰۲۶

 

10 فوریه
۱ دیدگاه

مرگ ارزش و اخلاق

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۲۱  دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۱۰  فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

مرگ ارزش و اخلاق

مگـر جـزیـرۀ اپـسـتـیـن  دام شـیطان بود

که مرگ ارزش و اخلاق  زان نمایان بود

بــرای ســـود کلان  و گـرفـتــن  اســـنـاد

هـمــه تـلاش بـرای شـکار انـســـان بود

فساد و حیله و پول وسیاست یکجا گشت

تمام جـسـم پـرسـتـوی بـسـته عریان بود

تمام عشق و محبت به گـور ننگین رفت

فـروش نعــشِ روان و بـدن فـراوان بود

بـه دسـت فتنۀ قـدرت اگـرچـه انجیل بود

ولی بـه مجلس جفری همیشه مهمان بود

یَهُـوَه ثــروت و خـون و فـسـآاد را آورد

حکایتی که درآن جنگ دیو و یزدان بود

بهشت ودوزخ وپل صراط اگر فرداست

چرا قصور ددان پر ز حور وغلمان بود

به روزگار معاصر زنـان شـدنـد قـربان

جـنـایتی که زمانی بـه کاخ سـلطـان بود

هـزار فـتـنـۀ اپــستـیـن گـر کــنید تحقیق

بـه زیـر دامـن رنگـین غـرب پنهان بود

عـنان دیـن ز دسـت خـدا شــده بـیــرون

از آن دمی که خدا زیـردست انسان بود

مـیــان قـدرت ایـران و روم در تـاریـخ

رقـابت عملی حـرف مـرد و میدان بود

تمدن از دل تاریخ وجنگ بیرون گشت

گمان مـبـر که سـیـر و گـذر آسـان بود

ز گـرز رسـتم و از پتک کاوه یاد آرید

هـزار دیـو سـتمگر هـزار ســنـدان بود

کتاب سام ونریمان وزال وسورنا خوان

خوشا که یعقوب عیّار اهل سیستان بود

برای حفظ وطن جـان و دل شده قربان

بـه گـرد پـرچـم میهن عهد و پیمان بود

ز بلخ وکابل و پارس وهرات می گویم

چرا که ریـشـۀ ایـران در خراسـان بود

زطرف سیحون وجیحون تا دل کارون

تمـدن کهـنی غـرق نـظـم وسـامـان بود

زعقل تاریخ و فرهنگ درس نو گیرید

تمدنی که درآن عشقِ مهروعمران بود

وفـا و عـشـق و محبت نـور دل هـا باد

نجـابتی که در آن شیر پاک پسـتان بود

اگر ضعیف شدی پایه می شود لرزان

چرا که سازش وتسلیم مرگ بنیان بود

رسول پویان

۸ فبروری ۲۰۲۶

 

12 ژانویه
۱ دیدگاه

قتل نظم و قانون

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه  مؤرخ ۲۲ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۲  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

قتل نظم و قانون

خـدا نظـاره گـر قـتل نظـم و قـانـون است

ز بیم جنگ و تجاوز بشر جگرخون است

شرار حرص تجاوزگران چه افزون است

حدیث هیتلـر و چنگیز و نقل قارون است

چـونـان غـارت و آدمکـشی شـده مـعـمول

به روز دزدی ودرقعر شب شبیخون است

هـزار مـرتبه جنگل بـه از آن شـهـریـست

که غرق وحشت اشغال خلق مسکون است

اسـاس جـامـعــه را از درون کنـند ویـران

چونانکه عرصۀ توفان بحر وهامون است

بـه ذات خـائـن و میهـن‏فـروش لعـنـت بـاد

زهی دلی که ز حـبّ وطـن مشـحون است

بـه دورۀ که قـوی می‏خـورد ضعـیـفـان را

ضعیف گـرچـه طلبکار بُـوَد، مدیون است

به هر دیاری که نفتست هرج و مرج آرند

به بـوی نفت جهانخوارِ گشنه مفتون است

طلا و ثـروت و حـق  ملل   در خـطر است

چـرا که حـمــلـۀ دزد کلان مقــرون است

هـرآن که قــدرت و بمـب اتـم کـنــد پـیـدا

زشـرّ و حمله ویـرانگرانـه مصئون است

دیمـوکـراسـی و نظـم پسین شـده فـرتـوت

جهان به توطئه و قلـدری دیگرگـون است

دوباره سـلطه گـران بـردگی ز نـو سـازند

تفکری که در آن برتراست و مأدون است

لگام دین و سیاسـت به چنگ غولان است

اساس زندگی لرزان و تار و وارون است

به زیـر چـادر و دسـتار و ریش اگـر بینی

هـزار خنجـر افـراط و فـتـنه مکنون است

زپست مدرن و ز روشنگری مکن پرسان

که نعش عقل وتمدن به خاک مدفون است

جهـان همدلی و دوسـتی چـه تاریک است

شـعـور سلطه بـه نـشل بشـر مظنون است

بـه جـای عـشـق و محبت نـفــرت آوردنـد

بــرای تفـرقـۀ خـلـق کـینـه مضـمون است

دیگر نه ارزش واخلاق و دین معتبراست

خدا بمرده و قـدرت به دسـت ملعون است

چـه سـاده از دل و اذهـان می‏کـنـند دزدی

چرا که صنعت و تخنیک پرزافسون است

زمانـه عـرصۀ خونین جـنگ انسـان است

زمین بـه جـنگ اتـم انفـجـار بـالــون است

جهان به عـشـق و امید و عدالت است آباد

به نظم وقانون وصلح وثبات موزون است

رسول پویان

۱۰ جنوری ۲۰۲۶

01 ژانویه
۱ دیدگاه

زخم کهنۀ سال نوین

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ ۱۱ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۱ جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا

زخم کهنۀ سال نوین

سال نو آمد ولی جنگ و جـدل افزون شدست

کودک وپیرو جوان  بی حد غرق خون شدست

از کرونا  اضطراب  و ترس و  وحشت زاده شد

بعد ازآن جنگ اتم سرشار از طاعون شدست

بس که زخـم کهنه در تـن می‏کشد سال نـوین

هریک ازترس شرار جنگ  سراطون  شدست

نظم و قانون  جهان  را  حرص  قدرت  می‏خورد

عــدل و آزادی اســیـر فـتـنـۀ ملعــون شدست

طالـبان زور و  زر  انـسـانـیـت  را کـشـتـه انـد

رحم و احساس از نهاد سنگدل بیرون شدست

بس زمین سـوخته گـورستان انسان کرده انـد

آرزو و عشق و احساس بشر مدفـون شدست

شــبـروان  کـور دل  در  روز  دزدی می کـنـنـد

حرص و بدمستی نهان درکاسۀ افیون شدست

خلـق مظلـوم از بـرای لـقـمه نـانی جـان دهـد

ظالم از خـون دل و رنج  بشـر قارون شدست

قـصـر لیلا را بـه  صد  افسـون  طلا کاری کنند

دشـت آتـشناک و ویـران کلبۀ  مجنون شدست

عـشـق از دشـت جنون خیزد  نـه  از کاخ طلا

در دل ویـرانـه صـد گنچ گهر  مکنون  شدست

عشق واخلاص ومحبت  مرده در  دل ها مگر

جـانشین همدلی ها خـدعـه و افـسـون شدست

اختلاط و درد دل گفـتـن عجـب  بیگانـه گشت

تا که دنیای مجـازی خامه و مضمون شدست

عشق را با هـوش مصنوعی بـه میدان آورند

شور و احسـاس دل پاکیزه  دیگرگون شدست

از لب سیحـون بـه گـوش دل نمی آیـد غـزل

تا خموشستانِ دل بشکستگان جیحون شدست

ترسـم افـراط و سـتم  ویـران کند قـصر مراد

تا وفـاق و همدلی بی پایـه و مظنون شدست

رسول پویان

۲۸دسامبر ۲۰۲۵ 

17 دسامبر
۱ دیدگاه

هستی، انسان و عدم

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ ۲۶ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۷  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

هستی، انسان و عدم

عمری گذشت در خم و پیچ مدام هیچ

بـودن نـدیده مانـدن کس در دوام هیچ

جاه و جلال و  قـدرت  آدم فـسـانه بود

ابحـاری  در سـراب  تخیّـل تمــام هیچ

زور و  زر  و  کمال  تمـدن  به باد  رفت

ای بی خبرزگردش  و درک مرام  هیچ

تاریخ  پر ز قصۀ  جنگ و  ستیز  گشت

گویی که در غلاف قلم شد حسام هیچ

هـست و شـدن ارچه تکامل کـرده اند

دردا که می فتند در آخـر  به دام هیچ

در امتداد بـود و شـدن خـاک میشویم

تا ذره ذره هـسـتی شـود انقسـام هیچ

دیگ زمان در آتش آز  شدن  بسوخت

فـرسـوده گـشت در گـذر انهـدام هیچ

هیچی که در خیال عدم جلوه می کند

افکنده است بودو شدن را به کام هیچ

  که   در   تنوع   هستی   شـده  عیان

افـشـرده بـود در دل چـاه  ضلام هیچ

ازبس تضاد و جنگ بُوَد  در دل  شدن

شـایــد که انقلابی دمـد از قـیـام هیچ

بود وشدن و هیچ و عدم در تقابل اند

بــودن زنـدگی  و نـبــودن، پـیام هیچ

هیچ از کـجا  بـیامـده  و  در  کـجا رود

تـشـتی که بار بار فـتــاده ز بام هیچ

هیچ هـرچه ادعا بکند هیچ می شود

تنها مگـر ز هـیـچ بپرســنـد  نام هیچ

هیچ و عدم که حالت هستی کند بیان

بـودن دمیده در گـذر گام به گام هیچ

هستی هماره جلوه گرهستی خودست

زیـرا که بـر عــدم نسـپارد  لگام هیچ

راز بقا که در یـد اصـل   تکامل است

هربار زنده می شود ازقتل عام هیچ

جسم و روان نتیجۀ دور تکامل است

هستی شده که مأمن ارواح رام هیچ

هیچ وعدم اگرچه ندارند جسم و جان

لیکن؛ نماد کُه شـده سنگ رخام هیچ

پیچـیده بـانـگ هیچ و عـدم تا دم ابـد

آن ســوی بیکـرانـه نیابی عـلام  هیچ

عالم تمام لب به لب از هستِ  کل بود

یارب عدم چه بوده که زاید مام هیچ

روز طلوع و شام غروب  از کجا رسد

بی نورِ آفتابِ سحر، نیست شام هیچ

آن مطلقیکه خلق شده ازعدم کجاست

زیـرا حقیقتیست که گـردد هُمام هیچ

خاخام وشیخ وراهب ومرتاض رابگو

تاکی زجهل وخدعه کنید احترام هیچ

خلقت که در زمان ومکان آمـده پدید

چیزی نبـوده جـزهـنــر انضمام هیچ

هستی اگربه چنگ زمان و مکان فتد

بود و نبود وهست و شدن ادغام هیچ

درد گـذشته حال شـما را کند خـراب

آینده چیست جز نظری در غمام هیچ

در حال واقعی همه گـر زندگی کنند

خوشحـال و شـاد از عمـل التیام هیچ

با انعکاس هستی درهستی فتاده است

بس نقش بیکرانـه ز کلک رسام هیچ

تصـویـر ذهـن  آدم در بند بـوده است

آن خالقی که حکـم کـند در مقام هیچ

انسان ز ترس هیچ وعـدم بندگی کند

تا خویـش را رها کـنـد از  انتقام هیچ

یک روز  گربه  قولی قیامت رسد فرا

آهسته گک به گوش خداگوسلام هیچ

ازعقل و دین و فلسفه بسیار گفته اند

آدم به ظنّ خـود شده چندی امام هیچ

جعـل و دسـیـسه تا که شـده منبع خبر

گـمـراه می کـنـد هـمه را ارقـام هیچ

تقلید کـور و منطق محـدود و اعـتقاد

هریک به سهم خود بگرفتند وام هیچ

ایمان وعقل ودانش واحساس هرکدام

نقشی گرفته انـد عجب در درام هیچ

هیچ و عدم زهـستی در اذهان آمدند

بود ونبود وهست وشدن درگدام هیچ

امواج مغز و  نور  دل  از  گوهر  وجود

با عشق بی زوال بکند پر، تمام هیچ

هستی فراتر از همه ابعاد بوده است

با چـشـم دل نظر بکـنـد انهـزام هیچ

عالم که پر زهستی جاوید بوده است

گویا که هیچ زنـده بُوَد  در کلام هیچ

گیرم که بی حساب کنی عمرازنخست

غـافــل مـشــو ز فـلـسـفـۀ خیّام هیچ

ازفیلسوف و عالم و اهل هنر بپرس

آیا کی بـوده پیرو کـور دو غلام هیچ

برهان عقل خالص اگرقید منطقست

سـازد طلسـم دیگری از انظلام هیچ

اشراق درشهود و تصوف چه میکند

شـوری فکـنـده در گـذر انعـدام هیچ

از هـستی و فـنا و بقـا نقل کـرده اند

هـستیست در بقا  و  فنا در کـنام هیچ

هستی که درعـدم نبودغیرهیچ، هیچ

دلخوش مکن به لذت دارلسـلام هیچ

آدم اسیر قاموس وهم و خیال گشت

عمری گذشت در  گـذر  ازدحام  هیچ

از ارز  دیجـیتال  خـیالی  سخـن  زنند

دلخوش کنند به باورِسودِ سهام هیچ

گرسکه اعتبارِخودش  را ز دست داد

بازار   پـر  شــود  مگـر  از  اقـلام هیچ

جنگ وجدال آدم  نادان  برای چیست

گویا که دست  و پا بزند در قوام هیچ

آغـاز هـیچ  را  ز عـدم  جستجو  کنند

در هیچ و پوچ گم بشود  فرجام هیچ

بازیگـران هیچ و فنا هیچ  می شوند

هرچند می کنند همه را سرسام هیچ

بربند کتاب مطلق وازنسبیت بخوان

ازعرش تا به فرش نیابی خرام هیچ

ازهیچ خلق هستی مایک فسانه است

با کِی رسیده است مگر تلگرام هیچ

انسان تا سـراسیمۀ عقل قاصراست

افتاده در عدم همه نظم و نظام هیچ

هستی بی‏زوال و  خدا در طبیعت اند

آزاده باش و دورشو ازلیم ولام هیچ

گر پادشاه ملک دل وجان خود شوید

بی شک که بندگی نکنید اوهـام هیچ

عشق و صفا و مهروخردهست تا بدل

لبریـز باده هـستی کند نیز جـام هیچ

ازدردِ رنج و لـذتِ  شادی گریزنیست

هستی پرازحوادث وهیچ ازکدام هیچ

پرشورِزندگی و طرب کن خلای پوچ

بگـذر ز اعـتقاد  حـلال  و حـرام هیچ

انسان اگر طبیب دل وجان خود شود

درمان کند سراطون پوچ وزکام هیچ

ای خـالـق هـنـرکـدۀ هـستی و زمـان

بیرون فکن زوادی اذهان رُمام هیچ

ازوهم هیچ وپوچ که انسان کند اسیر

معنا بساز و باغ زمن کن رغام هیچ

خودرابیافرین وگذرکن زهفت خوان

صد زال زرورستم دستان زسام هیچ

میدان رابه قدرت رخش  درون سپار

بگشاعنان سرکش وبرکن حزام هیچ

هیچ وعدم وبودوشدن سرّ وحدت اند

هستی چوبی عدم شده دراختتام هیچ

انسـان اگر به قلۀ هـستی کند صعود

نظم نـویـن بـه پا کند از انفصام هیچ

رسول پویان

۲ دسامبر ۲۰۲۵

 

 

12 دسامبر
۱ دیدگاه

مرغ رویا

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۲۱ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۲  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

————————

مرغ رویا

مسوزان   بال  پـرواز  پرستـو  هـای  زیبا را

 میفگـن  در  قفسهای  طلایی  مرغ  رویا را

بیـا بر قایـق بشکـسته چشـمان من  بنشین

اگـر داری  هـوای   گـردش   امواج   دریا  را

هوای گـردش چشمی به دل افتاده  از اول

که با نیم نگاهی می کـنـد شرمنده  مینا را

دلم از کودکی داغ جـفایی می کشد باخود

که با هـر آه سـوزانی کشد نقش سویدا را

بگرد شمع  هجـران  سوختن  پروانه رازیبد

نسـوزد آتش مـا سینـه هـر بی  سر و پا را

بصحـرای شکنج  زلف  لیلا میروم هـر شب

که تا شـاید بیابـم حـالـت مجنـون شیـدا را

نمی بینم خریـداری برای جنـس  مرغـوبم

 ولی مـی پـرورم تا پـر کنـد   بازار  فـردا را

جدا از مادر  میهن  اگر  خوار و زمین  گیرم

همـای  هـمتـم  در  زیـر پــر دارد  ثـــریـا را

فغانی گرکشم ازسوز دل بر شاخه غربت

مــزن با سنــگ بی جا  بلبل  باغ  هریوا را

رسول پویان

۲۹ قوس ۱۳۶۴ خورشدی

 

 

 

 

29 نوامبر
۱ دیدگاه

شور و حال عشق

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۸ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۲۹ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

شور و حال عشق

عشق دردام سیاست مرغ  بسمل می شود

پـرپـر احسـاس  دل بندِ سـلاسـل می شود

تا ز چنگِ بازی  ی  صیاد مـرغ دل پـرید

عشوه از بهر فریب دل،  مشکل می شود

داغ آتـشـناک دل پاکـیـزه  گـردانــد درون

خـدعۀ جادوگـران هـربار  باطل می شود

غـمزه و ناز و ادا با سـیرتِ مهـر و وفـا

زینت چشم خماروروی خوشکل می شود

درجنون عشق ومستی میشود دل شادمان

چون دغا بیند ز بدمستان، عاقـل می شود

دل همان رند نظربازاست کزروزنخست

دم بـه دم با ناوک مـژگان مقابل می شود

یکنفس بی شوروحال عشق هرگزدل مباد

آنکه با دل های پاک وساده مایل می شود

غنچه های باغ دل صدبار گر پرپر شوند

عـاقـبـت اصل مـراد دل حـاصل می شود

غوطه دراعماق از گرداب می آرد برون

از دل تـوفـان پیدا طرف سـاحل می شود

عقده و خشم وحسد دل را به آتش میکشد

عشق واخلاص ومحبت بازحائل می شود

بی می عشق و محبت دل  نگردد  مست دل

الفت وحلم وصداقت تاکه واصل می شود

با دل پاکیزه خلوت می گزینم بعـد از این

زنـدگی با هـمــدم هـمــدل کامـل می شود

رسول پویان 

۲۵ نوامبر ۲۰۲۵

11 نوامبر
۱ دیدگاه

عالم تنهایی

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۲۰ عقرب  (آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

عالم تنهایی

آزاد و ســرافـــرازم در عـالـم تـنهـایی

عشق و دل بیدار است تا محرم تنهایی

آوارگی و هجـران دل را بکـنـد بـریان

می جویـم علاجـم را از مرهم تـنهـایی

صد ملک سلیمان را درزیرنگین گیرم

اسـرار جـهـان بـیـنـم در خـاتـم تنهـایی

درگوشۀ دل پنهان بس گنج گران دارم

دنیای پـر از معـنی درک  و تـم تنهایی

محبوب خـودِ خـویشم فـارغ ز تشویشم

عـقـل و خـرد انـدیـشـم در پیهم تنهایی

درجامعۀ رنگین بی رنگ و ریا شد دل

از خود شده ام سرشار با همدم تنهایی

آیینۀ اسـکـندر بشـکـسـته در آن منگـر

دادم بـه دســت دل جـام جــم تـنــهـایی

بس راگ و مقاماتست در پردۀ  سازدل

پر آتش و سوزِ نای زیـر و  بـم تنهایی

مستم کن و مستم کن افسـانـۀ هستم کن

لب ریز طرب گردان درد و غم تنهایی

فریاد سکـوتم کـن یکتایــم و بـودم کـن

آبگـیـنــه وجــودم کـن بحــرِ نـم تنهایی

با رخش سخن تازم دل زنده و جانبازم

با دیـو سیه جنگـم  چـون رسـتم تنهایی

دربزم نـوا ومی هوهو بزن و هی هی

با چـنگ و دوتار و نی در ماتم تنهایی

ازعطر گل وگیسودنیا شده بس خوشبو

صد سـلسـله دل دارد پیچ و خـم تنهایی

گرکس نشود یکدم در خلوت دل محرم

دنیای پر اسـرار اسـت هر مبهم تنهایی

در دائِـرَۀ تجـریـد دل را نکـنــم تهـدیـد

دل داده هـزاران دل در مـقـــدم تنهایی

نه با زر ونه با زور از تیروتفنگم دور

بـا خـامـه بـه مـیـدانــم بـا حِکَـم تنهایی

با زور وزرِ سرشار دل را ندهید آزار

صـد گـنج گُهـر دارم بی درهـم تنهایی

در عـالـم اسـتـغـنا شـد پـرچـم دل بـالا

قـانـع بکـنــد او را بـیـش و کـم تنهایی

رسول پویان

۲۴ مارچ ۲۰۲۳

 

 

20 آگوست
۳دیدگاه

گفتگویی با محترم رسول پویان شاعر ، نویسنده و پژوهشگر

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  چهارشنبه ۲۹ اسد ( مرداد ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۰ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 

در ادامهِ گفتگو  با همکاران قلمی سایت ۲۴ ساعت

اینک صحبتی داریم با  جناب محترم رسول پویان

شاعر ، نویسنده و پژوهشگر

توانای کشور که حضور

خواننده گان محترم پیشکش میگردد.

پرسش  :

جناب پویان گرامی با سپاس و امتنان از همکاری های قلمی شما میخواهم در نخست خود را برای خوانندگان محترم سایت ۲۴ ساعت معرفی نموده بفرمایید صاحب چند فرزند میباشید ؟

پاسخ :

رسول پویان، زادگاه شهر هرات؛ دارای چهار فرزند.

پرسش  :

لطف نموده در مورد کار و فعالیت های قبلی تان در افغانستان قدری روشنی انداخته و همچنین بفرمایید در حال حاضر مصروف چه فعالیت ها می باشید؟

پاسخ :

پس از فراغت از دانشکدۀ اقتصاد دانشگاه کابل مدتی در بانک مرکزی افغانستان در هرات مشغول کار بودم. در دورۀ مهاجرت در پهلوی دیگر شاعران فرهیخته در انجمن شاعران مهاجر فعالیت داشتم.

در این دوره برای نخستین بار در حوزۀ جنوب غرب افغانستان شورای بازسازی و انکشاف افغانستان را با یاری تعدادی از انجینیران و کارشناسان افغانستانی در آستانۀ خروج قوای اتحادجماهیرشوروی از افغانستان تآسیس و در این برّش زمانی مطالعات و پژوهش‏های مفیدی انجام دادم. چند مرتبه برای مطالعه و تحقیق به حوزۀ جنوب غرب افغانستان در جریان جنگ طولانی سفر کردم.

پس از برگشت به افغانستان با انجمن ناظم هروی و انجمن ادبی هرات همکاری داشتم. لازم به یادآوری می دانم که در ماه های نخست سقوط دولت داکتر نجیب الله و ورود مجاهدین به هرات در تدوین اساسنامه و برنامۀ انجمن ادبی هرات به همرای استاد رجایی رئیس انجمن ادبی و استاد رهیاب استاد دانشگاه هرات سهم فعال گرفتم؛ هدف از این بیان یادی از شادروان استاد رجایی و شادروان استاد رهیاب بود.

در دورۀ جمهوریت مدتی به حیث مسئول بخش حقوق تعاملی یا Customary law با پروژۀ عدلی و قضایی افغانستان کار کردم و به پژوهش‏های میدانی در سطح افغانستان و مطالعات کتابخانه یی در مراکز علمی و کتابخانه های شهر کابل پرداختم.

باید گفت که در کنار سرایش شعر، سالیان درازیست به مطالعه، پژوهش و نبشتن مشغولم که حاصل آن تألیف و خلق آثاری متنوع می باشد.در حال حاضر نیز در این راه پردرازنا روانم.

پرسش  :

علت ترک وطن و پیوستن به خیل مهاجرین چه بوده و در کدام سال ناگزیر به ترک وطن شدید؟

پاسخ :

به سبب جنگ و ناامنی در سالیان نخست پس از کودتای هفتم ثور ۱۳۵۷ خورشیدی مجبور به ترک دیار و پیوستن به خیل مهاجرین شدم.

پرسش :

در مورد سرودن شعر میخواهم بدانم که از کدام سال به سرودن آغاز نمودید و در کدام قالب های شعری می سرایید؟

پاسخ :

چه بگویم؛ بیاد می آورم که در خردسالی با شعر حافظ در مدرسۀ خانگی آشنا شدم. در صنف دهم مکتب در لیسۀ سلطان هرات یکی از هم‏صنفانم غزلم را در جلو صنف بخوانش گرفت. استاد دهزاد معلم ادبیات ما بود.

در دورۀ مهاجرت بیشترینۀ دیوان‏ها و نمونۀ کلام شاعران فارسی زبان را در کتابخانۀ شخصی ام داشتم. بیش از هزار جلد کتب متنوع گردآورده بودم. هماره بعد از مطالعه، پژوهش و نویسندگی، خستگی خود را با خواندن چند شعر و یا سرایش شعربرطرف می کردم.

شب های جمعه در انجمن شعرای مهاجر اشتراک می کردم و در آن جا شعرخوانی و نقد شعر بود. بیشتر شاعران نامدار افغانستان و هرات در آن انجمن حضور داشتند و دوستانم بودند.همیشه بیادبود شاعران افغانستان محافلی برگزار می کردیم. از مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی پدر بزرگوار تان نیز تجلیل نمودیم.

من در قالب های متنوع شعر سروده ام؛ اما غزل را بیشتر دوست دارم.

پرسش  :

آیا مجموعه هایی از اشعار شما تابحال بصورت مستقل به زینت چاپ آراسته شده یا خیر ؟ اگر شده ، نام گرفته بفرمایید که چند مجموعه  و چطور خوانندگان محترم میتوانند انها را بدست بیاورند؟

پاسخ :

در مجموع ۷۰ اثر تا کنون آماده شده است که مشتمل بر آثار شعری، تألیفات و پژوهش‏ هایم  می باشد که عبارتند از :

  • جغرافیۀ عمومی هرات.
  • هرات در کشاکش تاریخ.
  • حاکم‏نشینان هرات(بلوکات یا حکومتی ها).
  • اقتصاد عمومی هرات.
  • گذری بر ویرانه‏های جنگ.
  • ماهیت افراطگرایی و راه حل بنیادی بحران افغانستان.
  • سازهای سازگار(نگاهی به موسیقی خراسان کهن و افغانستان امروز)
  • پیش درآمدی بر جامعه شناسی هرات.
  • تاریخ هرات به روایت مردم(رخدادهای بعد از کودتای ثور ۱۳۵۷).
  • طالبان و روزهای دشوار هرات .
  • سیری در ولایات افغانستان.
  • اوضاع اقتصادی و اجتماعی افغانستان.
  • افغانستان در منطقه و جهان(مجموعه‏مقالات).
  • جایگاه هرات در مدنیت خراسان.
  • افسانه های قدیم هرات.
  • نقل‏های نقلی.
  • پیر هرات (خواجه عبدالله انصاری).
  • ضرب المثل های هرات.
  • اصطلاحات محلی هرات.
  • هرات در آیینۀ رخدادهای عین ۱۳۷۲-۱۳۷۱
  • در کوچه باغ های فوشنج.
  • گپ هرات(شعر محلی).
  • دوبیتی های محلی.
  • استاد سرآهنگ در گلستان غزل فارسی.
  • کتاب نام های دختران و پسران.
  • فلسفۀ هستی و انسان(جامعۀ آزاد انسانی)
  • نظم طبیعی و نظم اجتماعی.
  • عاشورای خونین هرات.
  • فاجعۀ موصیل عراق در کندوز افغانستان سال ۲۰۱۵ میلادی.
  • کتاب فهرست منابع حقوق تعاملی و فرهنگ مردمی در کتابخانه‏های کابل.
  • تصویر عینی از شهر کابل.
  • صنایع دستی و کارگاه های محلی کابل.
  • کابل دیروز و امروز.
  • آثار تاریخی و تفرجگاه های کابل.
  • نوروز در کابل.
  • نبرد انسان با کرونا.
  • داستان آوارگی.

سفرنامه ‏ها:

  • سفرنامهء چین .
  • سفرنامهء تایلند .
  • سفرنامهء مالزی .
  • سفرنامهء امارات متحده عربی .
  • سفر به سنگاپور .
  • سفر نامه ء ایران .
  • سفرنامهء تاجیکستان .
  • سفرنامهء ازبکستان ( سمرقند ، بخارا  ، تاشکند ).
  • به سوی هرات .
  • در دیارم هرات باستان .
  • سیری در کابل ۲۰۱۵ میلادی .
  • سفر به سوی میهن ۲۰۱۱ میلادی .
  • از هریوا تا مشهد سال ۱۳۸۵ خورشیدی .
  • در دیرینهِ دیار فردوسی سال ۱۳۸۷ خورشیدی .
  • سفر آنسوی اقیانوس ۱۳۸۵ خورشیدی . 
  • در مسیر وحشت .

مجموعه اشعار:

  • باغ آتش(مجموعه اشعار).
  • دفتر شهر عشق
  • دفتر دوم شهر عشق
  • دیار خورشید
  • دفتر عشق و تنهایی
  • دفتر بی نام
  • دفتر رویای دل
  • دفتر اول دوبیتی ها
  • دفتر ثانی دوبیتی ها
  • دفتر سوم دوبیتی ها
  • دفتر بوی خوش عشق؛ نه جنگ.
  • حاصل دل؛ دفتر شعر نو.
  • طرح های تازه.
  • پیکر زخمین عشق در زیر رگبار جهل و تعصب(نثر) بخش نخست.
  • پیکر زخمین عشق در زیر رگبار جهل و تعصب(نثر) بخش آخر.
  • در ستایش عشق و محبت.

نوت:

 بخشی از آثارم ،  از جمله جغرافیۀ عمومی هرات و حاکم نشینان هرات چاپ دوم در کشور ایران به چاپ رسیده است.

هرات در کشاکش تاریخ، اقتصاد عمومی هرات، حاکم نشینان هرات چاپ نخست، سازهای سازگار(نگاهی به موسیقی خراسان کهن و افغانستان امروز)، گذری بر ویرانه های جنگ، پیش درآمدی بر جامعه شناسی هرات، ضرب المثل های هرات و خواجه عبدالله انصاری، در هرات، چاپخانۀ توانا به زیور چاپ آراسته شده است.

دفاتر اشعار و برخی کتب دیگر به شکل دیجیتالی نشر گردیده که در برخی سایت ها قابل دسترسی می باشند.

دفتر اخیر اشعارم (دفتر بی نام) که بیش از یک هزار صفحه شده است تا کنون انتشار نیافته است.

پرسش  :

آیا به جز از سرودن شعر درکار های فرهنگی و اجتماعی دیگر در شهر محل سکونت تان فعالیت دارید یا خیر؟

پاسخ :

در کنار سرایش شعر به مطالعه، پژوهش و نوشتن مشغولم و کارهای نیمه تمام و مواد و منابعی که طی سالیان دراز گردآوری کرده ام تنظیم و ترتیب می دارم تا به نسل های آینده تقدیم کنم.

پرسش  :

شعر را چگونه تعریف میکنید و به نظر شما شاعر خوب کیست و از چه خصوصیاتی میتواند برخوردار باشید؟

پاسخ :

شعر را در درازنای زمان گوناگون تعریف کرده اند و از دریچه های بس رنگارنگ و متنوع به آن نگریده اند. مشکل بتوان شعر را در چوکات تعریف گنجانید؛ زیرا شعر در بیکران عالم احساس سیر می‏کند؛ محبوبۀ دل، ققنوس خیال، لطافت، طنازی و ظرافت عالی در اوج هنر، موسیقی واژگان و جلوگاه عشق و محبت است.

شعر درک و دریافت احساسی، عاطفی و تخیل آمیز انسان از نازکی، لطیفی، زیبایی و جاذبه های هنرمندانۀ روابط انسان با هستی و انسان با انسان در فضای بیکران عشق و محبت دل است که با اعجاز واژگان، تصاویر، موسیقی کلام و آرایه های سحر انگیز در قلمرو زبان خلق می گردد. شاعر کسی است که این حال و هوا را احساس می کند و با مطالعه، تمرین و تلاش های لازم آن را در خود پرورش می دهد.اگر این حال و هوا و احساس نباشد؛ شعر به سراغ آدم نمی آید.

پرسش  :

اشعار کدام شاعران را بیشتر می پسندید؟

پاسخ :

هرگلی زیبایی و لطافت ویژۀ خود را دارد و در شعر هریک از شاعران بلند مرتبه جاذبه های خاص همان شاعر نهفته است که انسان در هنگام خوانش آن را احساس می کند و درمی یابد. من از شعر شاعران قدیم و معاصر لذت می برم؛ برخی معانی بلند دارند و بعضی تصاویر زیبا و عده یی هم همه را.

پرسش  :

نظر تان در مورد سایت ۲۴ ساعت چیست و از کدام سال به همکاری آغاز نمودید:

پاسخ :

سایت ۲۴ ساعت در تنویر اذهان و روشنگری جامعه طی سالیان دراز نقش برجسته یی داشته است. محترم مهدی بشیر هروی در این راه زحمات فراوانی کشیده اند که درخور قدردانی است و حالا شما این راه را ادامه می دهید. فکر می کنم سالیان طولانی است که اشعار و دیگر آثارم در این سایت وزین به نشر می رسد.از لطف تان جهانی سپاس.

پرسش  :

برای جوانان هموطن ما که در دیار غربت زندگی می کنند چه توصیه های دارید؟

پاسخ :

تاریخ، فرهنگ، تمدن، زبان مادری و هویت خود را فرامومش نکنند. از امکانات این کشورها برای رشد و تعالی علمی، کارشناسی، هنری، حرفوی و اقتصادی خویش استفاده مطلوب کرده و پله های رشد و پیشرفت را بپیمایند تا به قلۀ سعات و خوشبختی برسند.

پرسش  :

در پایان اگر پیام و یا مطلبی است که نپرسیده باشم لطف نموده بیان کنید.

پاسخ :

تشکر از تلاش‏های فرهنگی، هنری و توجه تان. شاد و سرافراز باشید.

بشیر هروی :

آقای پویان عزیز از اینکه به سؤالاتم پاسخ دادید از لطف  شما تشکر و قدردانی نموده ، سعادتمندی و طول عمر با برکت برایتان تمنا دارم.

 

 

 

 

 

19 آگوست
۱ دیدگاه

کمند غزل

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  سه شنبه ۲۸ اسد ( مرداد ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۹ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 کمند غزل

           غـزال غـزل  ار کمند  افکند

           دل  شرزه  شیر انببند افکند          

          ز شهنامـه گیرد  درس نبرد

          زمین لرزه در دیوبند  افکند          

          ز چه بـرکـشد  بیژن  راد را

          منیژه چـو زلـف بلـند افکند          

          برزمد به سهراب  گُردآفرید

خدنگ تازپشت سمند افکند          

          چو رودابۀ کابلی دخـت بلخ

بسی زال زر  درکمند افکند          

          به سهراب مادرنگفت ازپدر

تهمتن به خـون فرزند افکند         

          اگرسر فدا کرد درراه عشق

غـزل رابعـه  دل‏پـسـند افکند         

          دلی را که لیلا  مجـنـون کند

جنون بر سر هوشمند افکند         

         فلک می‏کند بسکه بازیگری

به هم طرح شادونژند افکند         

         سراید زنو ریگ  ویدای دل

گهرهـا به دریای  زند افکند         

         درآمو بشوید تنِ  چون بلور

به رودبار سیرِ خجند  افکند         

         زنوشین لبان،  فارسیِ دری

کسادی بـه بـازار قند  افکند         

         زمسـتان شود  نـوبهـار کهن

ز رخ هور  اگر  روبند افکند         

         به پیشواز جانان در آتش دل

گهی عود وگاهی سپند افکند         

سخن گر برآیـد ز اعماق دل

اثرهای بی چون وچند افکند

رسول پویان

۲۵ اپریل ۲۰۲۵

 

 

02 می
۱ دیدگاه

تقسیم جهان

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : جمعه 12 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 2  می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

تقسیم جهان

 

زمیـن در  بین غـولان  جهـان  تقسیم می گردد

تـوگـویـی از زمین تا آسـمان  تقسیم می گردد

نه تنها هست و بـود مردم مسکین شود سودا

به صد  نیرنگ  خون  کودکان تقسیم می گردد

زبس حرص وطمع افزون شده  در بین  قدرتها

بدا گـر از کـران  تا  بی‏کـران  تقسیم   می گردد

نبرد  مـالی و  تعـرفـه و  تحــریـم تـنـهـا نیست

هرآنچه هست در اعماق کان تقسیم می گردد

دوباره  قصۀ  شیر  و  روباه  و گرگ خواهد بود

ویا گوسفند معصوم بین شان تقسیم می گردد

گهی با پنبه  سر را  می‏ کنند از تن جـدا؛ لیکن

گهی با زور شمشیر و سـنان تقسیم می گردد

میان گـیـرودار  ظالمان  مظلـوم  شـود پای‏مال

تمام خاک وثروت جسم وجان تقسیم می‏گردد

اگر تاریـخ عـالـم را  به  چشمان  خـرد خوانی

جـهـان با نقـشـۀ زور آوران تقسیم می گردد

عدالت را به دست وحشـت افـراطیت کشتند

بـه تـیـغ زورگـو حـق زنان  تقسیم  می گردد

کسـی از ظلم و اسـتبداد جـلادان نمی گـوید

ولی اعضای جسم خوچکان  تقسیم می‏کردد

دریغـا آشـیـان بلـبــل  و  گل می رود  بـربـاد

چمن با یورش خاروخسان تقسیم می گردد

درعمق ذهن  و فکر آدمی جنگ و  جدل آرند

نبوغ و دانش پـیـر و جـوان تقسیم می گردد

چرا خـرمهره  می سـازند  درّ  پاک دل ها را

به افسون سیاسـت مهـرِ تان تقسیم می گردد

تهی گردد اگر از عشق و اخلاص وخرد دل‏ها

هرآنچه هسـت بی حق بیان تقسیم میگردد

بـرون سـازم   دل  آزادگان  از  ورطـۀ زنـدان

وگـرنـه گـنج اسـرار نـهـان تقسیم می گردد

بـیــا تـا عـالــم  دیگـر  بســازیـم  در دل رویا

دران میراث یاد و عشقمان  تقسیم می‏گردد

جهان تازه تا مملو شـود  از  نـور عدل و داد

میــان خـلـق گـنــچ شـایگان تقسیم می گردد

اگر در بین زورمندان قـدرت می‏شود تقسیم

بـه شـهـردل عـشق جاودان تقسیم می گردد

جهان باعشق وصلح ومهربانی می‏شود خرم

زهی گر دوستی بی دشمنان تقسیم می گردد

رسول پویان

20 اپریل 2025