در ستایش بزرگان ادب و عرفان
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۲۳ سرطان ( تیر) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۴ جولای ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–
در ستایش بزرگان ادب و عرفان
مخلصِ پیرِ هراتم ، عاشقِ شیخِ اجل
پیروِ حافظم و دل دادهٔ شعر و غزل
با کلامِ مولوی جان میگشایم هر نفس
تا بیابم در دلِ عرفان ، معنایِ عمل
مشکِ عطارم که از جان میدهد عطرِ صفا
میبرد دل را به کویِ عشق و دریایِ ازل
بویِ بیدل میرس د از سینهٔ آتش نشان
مینویسد دردِ جان را با زبانِ بی بدل
صائب و فردوسی و جامی، بخوانم با خضوع
میبرندم در حقیقت ، تا رهِ نورِ زُحل
بایزید و بوسعیدم راه را روشن کنند
تا نماند در دلم جز نورِ حق ، گردِ جدل
خواجه عبدالله چراغِ راهِ سالک میشود
میرهاند جانِ من را از فریب و از دغل
ناصرِ خسرو دهد در جانِ من نور و نوا
تا نلغزم در رهِ دنیا، ز هر مکر و خلل
گرچه شعرم در بحرِ رمل، نمیآید درست
دل نمیخواهد جز این دریایِ نابِ پرغزل
شعر اگر گویم، برایِ حق بود، نه نام و نان
تا بماند نامِ نیکم د ر دلِ اهلِ عمل
از سنایی و عراقی و کسایی تا خیام
گل زِ هر بوستان چینم و بگیرم در بغل
ای بشیر، خواندی هزاران شاعرِ شیوا بیان
غوطهور هرگز نگشتی بینِ امواجِ رمل
بشیر احمد شیرین سخن
هرات – افغانستان

جناب شیرین سخن عزیز قلم زیبای تان را می ستایم ، مؤفق و مؤید باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیرهروی