۲۴ ساعت

17 ژوئن
۱ دیدگاه

هویت و فرهنگ هرات از کجا ریشه می گیرد (بخش دوم )

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه مؤرخ  ۲۷ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱۷ جون ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————-

.
هویت و فرهنگ هرات از کجا ریشه می گیرد
.
بخش دوم :
.
هفتاد سال و اندی پیش پدر مرحوم من میرزا غلام محمد عادت داشت که هر روز جمعه پس از ادای نماز صبح بایسکل خود را سوار می شد و می رفت به زیارت های بزرگان هرات.
اندر پیرامون شهر زیارتگاه های مشهوری موقعیت دارند. هر یک ازین بزرگان گویا حافظه تاریخی شهر را که خوابیده است، پاسداری می کنند. مردم انگار برای ادای ارادت به دیدن دوستان و حامیان خود به این زیارتگاه ها می روند. هر یک ازین بزرگان گویا پیام خودش را دارد. نکته جالب این جاست که آنان با همه نزدیکی هایی که باهم دارند متفاوتند. یکی فقیه و عالم دین است. دیگری جامع الاطراف، آن یکی شاعر است و آن دیگری عابد، دیگری طبیب است و دیگری نوازنده و نویسنده و شاعر و دولتمرد، یکی سلطان است و دیگری بانویی فرهیخته و بزرگ. زایران از این بزرگان فضایل خوبی و خدمت را استغاثه می کنند. مجموعه این زیارتگاه ها گویا کتابخانه هایی اند که با سواد و بی سواد می تواند چیزی بخواند و بیاموزد و دل خود را با این بزرگان پیوند و صیقل دهند.
در شرق شهر زیارت خواجه عبدالله انصاری، در غرب شهر زیارت خواجه ابوالولید آزادان، در شمال شهر شمار زیارتگاه ها و آرامگاه ها فراوان است. این منطقه که یکی از نه بلوک هرات است و به نام خیابان یاد می شود شاید از مهمترین و جالب ترین پدیده های تاریخ و فرهنگ شهر هرات باشد. در خیابان زاهد و عابد و عالم و شاعر و بانو و نقاش و خطاط و سلطان و وزیر و واعظ و نویسنده و مورخ و محدث و زاهد و کاشف همه باهم فضایی را ساخته اند که اگر با چشم دل بدان بنگریم هوس می کنیم آن را زنده ببینیم. نکته ظریف اینست که در جوار هر آرامگاه باغی احداث شده است که خود پیوند زنده دیروز و امروز و فردا را می نمایاند و بی گمان در جلب و جذب زایران اثر می گذارد. در خیابان از زیارتگاه های این بزرگان می توان نام برد:
سید عبدالله مختار، شیخ یحیا بن عمار سجستانی از بزرگان قرن چهارم که در بین مردم به خواجه غلتان شهرت دارد، مولانا عبدالرحمان جامی، ملا حسین واعظ کاشفی، امام فخر رازی، شاهزاده عبدالله و شاهزاده قاسم، در جنوب شهر سلطان عبدالواحد شهید، خواجه عبدالله مروارید از بزرگان دوران سلطان حسین بایقرا. ( ۱) سزاوار یادآوری است که در دوران تیموریان، هرات در سرتاسر خراسان بزرگ مرکز علم و فرهنگ و هنرها بوده است. در مورد زیارت های هرات کتاب مشهوری زیر عنوان مزارات هرات موجود است که به اهمتام زنده یاد استاد فکری سلجوقی چاپ شده است.
.
.
پدرم نخست رکاب می زد و به زیارت پیر هرات می رفت. پس ازان بر سر قبرهای پدر و مادر و دیگر نزدیکان که در گورستان دشت گازرگاه، جوار خواجه عبدالله انصاری غنوده بودند دعا می کرد. از آن جا در دامنه کوه گازرگاه به زیارت سید عبدالله مختار که در بلندی کوه موقعیت داشت می شتافت. این روایت را از زبان پدرم تعریف می کنم:
به زیارت سید عبدالله مختار آمدم، اول صبح بود. در کنار مقبره سید عبدالله مختار چشم هایم به دیدار فکری سلجوقی و محمد علی عطار که بر گلیمی نشسته بودند، روشن شد.
.
.
در کنار شان روی اشتوپ کوچکی کتری می جوشید و بالای کتری چاینک کوچک برنجی گذاشته بودند، پیش این دو بزرگوارنشستم. برایم جالب بود بدانم در این اول صبح این جا چه کار می کنند. از چاینک روی کتری بخار مطبوع چای هل دار به مشام می رسید. با محمد علی عطار و فکری سلجوقی آشنا بودم. کیست که در هرات این دو استاد فاضل را نشناسد؟  عطار سوی  من دید  و گفت، معلوم است خسته شده ای. از چاینک چای تیره ی مایه در پیاله انداخت و باز آب  جوش بر آن  افزود.  چه چای  خوشرنگ  داغ  و معطری. چای محمد علی عطار فوق العاده است چون خاصیت و کیفیت چای را از هر کسی دیگر بهتر می فهمد. ظرف نقره ی دشلمه های سپید هیلی را در برابرم نهاد. در هرات ازین دشلمه بهتر پیدا نمی شود. پرسیدم، در این گل صبح این جا چه کار می کنید؟ فکری سوی من دید و خنده کرد و گفت، می بینی سنگ مزار سید عبدالله مختار مخدوش شده است و دیگر خوانده نمی شود. متن اصلی را پیدا کرده ام. آقای عطار به خط زیبای خود آن را می نویسد و من با این قلم و چکش آن را حکاکی می کنم. ساعتی که در محضر آنان بودم مرا در این فکر فروبرد که خداوند ما را از برکت چنین آدم هایی زنده نگه می دارد. کسی آن ها را مجبور نساخته است که سنگ سر قبر سید عبدالله مختار را خطاطی و حکاکی کنند. هیچ کس مزدی به آنها نمی پردازد. به یاد سید آقا بنا افتادم که روزی از وی پرسیدم، آقا میان معماری امروز و دیروز چه تفاوت می بینی؟
سید آقا که معماری سالمند و نامدار در هرات بود، فوری جواب داد:
در گذشته هنگامی که خانه ی می ساختی همه تزیینات در درون بود. تاقبندی ها، گجکاری ها، ارسی ها، شیشه شانی ها و آیینه کاری ها. در یک اتاق دست کم شش ماه کار می کردی تا آماده می شد. همین که به چنین اتاقی گام می گذاشتی دلت نمی خواست بیرون شوی. امروز چی؟ ظاهرش این کوتی گویا مرتب است همین که داخل اتاق بروی هیچ. صاف و ساده مثل کف دست. سید آقا خاموش شد و چند لحظه بعد ادامه داد، آدم های امروزی نیز چنین اند. در ظاهر دریشی و کف و کالر شان مرتب است ولی همین که چند کلمه ی با آنان صحبت کنی می فهمی که در درون خالی است. ریشه های فرهنگ هرات از درون بر می خیزد.
(۱) خواجه عبدالله مروارید در دوران سلطان حسین بایقرا مقام بلند دیوانی داشت. منشی سلطان حسین بایقرا بود. خوشنویس، نویسنده ی توانا، شاعر، در شعر بیانی تخلص می کرد و نوازنده و آهنگسازی برجسته بود. با انواع سازها وارد بود. ولی در قانون نوازنده ی بی بدیل. قانون سازی شبیه سنتور است. او با اشعار جامی و خودش آهنگ های زیبایی می ساخت.
علیشیر نوایی در مجالس النفایس از خواجه مروارید و فضایل او به نیکویی یاد کرده است. موسیقی بخش جدایی ناپذیر فرهنگ و تاریخ هرات است.
.
.
جامی در موسیقی رساله ی دارد که به دیگر زبان ها ترجمه شده است.

این بحث ادامه دارد . . .

 

یک پاسخ به “هویت و فرهنگ هرات از کجا ریشه می گیرد (بخش دوم )”

  1. admin گفت:

    جناب استاد غیرت گرامی ممنونم از اینکه این خاطرات زیبا را شریک ساختید ، سرافراز باشید.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما