در قلمرو عشق
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۶ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۲۸ جولای ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————–
در قلمرو عشق
سالهاست
به یگانه حقیقتی ایمان آوردهام ،
به گم شدن
در هندسهی لبخند تو،
آنجا که آزادی
از نخستین سپیدهی نگاهت
طلوع میکند ،
میخواهم
نامم
و تمامی نشانیهایم
در آستانهی چشمان تو
به نوری بدل شوند،
تا بار دیگر
در روشنای مردمکهایت
چون خورشیدی نو
زاده شوم،
من دیوانهام ،
دیوانهی تو،
و این جنون،
آخرین آیین انسان بودن من است
زیرا در این روزگار،
هیچ خردی
رستگارتر از جنون دوست داشتن تو نیست
تو را دوست داشتن،
پیمانی است
برای نجات جهان
برای آنکه عشق،
آخرین نام آزادی است،
و آزادی،
آخرین صورت انسان ،
چه اندوه باشکوهیست
وقتی انسان،
جهان را میبازد،
اما هنوز
گرمای دستهای تو را
در آنسوی دریاها
چون آتشی مقدس
در میان دو دست خویش
حفظ کرده است ،
بگذار جهان
هر روز
مرا از خود تبعید کند
من
تا وقتی در قلمرو عشق تو
نفسی باقیست،
شکستخورده نیستم ،
زیرا آنان که عشق را زیستهاند،
هرگز نمیمیرند ،
تنها
از کرانهای از نور
به کرانهای دیگر
هجرت میکنند.
میترا وصال
لندن – انگلستان
۲۴ جولای ۲۰۲۶

بسیار زیبا قلم زدید بانو وصال گرامی ، مؤفق و مؤید باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی