تلخی تلخ
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ ۲۶ سنبله ( شهریور) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۷ سپتامبر۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
——————————————————————————————————————————————————–
تلخی تلخ
قهوهی تلخ یا شیرین؟ پرسشش تلخ بود و شیرین بود
در نگاه گرفته اش دیدم، نالهی ناچکیده خونین بود
گفتمش تلخ ، تلخ و زهرآگین! تلخی تلخ را تعارف کرد
جرعهی سرکشید و کرد نگاه، در سکوتش نهفته نفرین بود
دود را حلقه حلقه داد برون، چپق اش را به روی میز نهاد
با گره کردن دو دست ظریف، واژگانش ولی بلورین بود
شکنِ گیسوان انبوهش، ذهن من را به سمت کوه کشاند
چکمههای پلنگی اش زد داد، خنجرش خندهی تبرزین بود
یورغه میتاخت اسپ گلگونش، شیههی رخش میرسید به گوش
نیزه اش از تبار نیلبک است، در کمانش هزار زوبین بود
گفتمش بیستون ستون نداشت، بر سراپای او شرر زد عشق
نگه اش تیشهگون شکافت دلم، زخم او زخمهی نگارین بود
قهوه اش را چشید و گفت بنوش، روزگار است بدکنشقحبه
لحن آهسته اش مرا ترساند، واکنش نیش بود و نوشین بود
باد سردی وزید و شیشه کفید، و کلاغی نشست روی درخت
کوژپشتی گزید کلکش را، قهوهچی قحبهی خبرچین بود
میز بیقهوه، خسته و تنها، خاطراتم خطوط خشماگین
با مدادِ سیه کشیدم آه، بوم اشکم چکید رنگین بود
دکتورعبدالغفور آرزو
اوتاوا
۲ سپتامبر ۲۰۲۶ م
۱۱/ ۶/ ۱۴۰۵خورشیدی

جناب دکتور آرزوی عزیز بسیار زیبا سرودید ، درودومهر نثار تان باد.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی