دوبیتی های سرگردان
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۳۱ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۲۲ آگست ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————–
شاعر: زنده یاد استاد صابر هروی – فرستنده : محترمه ادیبه صابر صادقیار
****************
دوبیتی های سرگردان
وطن شادی نبیند دشمن تو
خزان هرگز نبیند گلشن تو
تمنای من ازخالق همین است
نبیند روی غم مرد و زن تو !
**************
خدا از ما نگیرد خاک ما را
وطنداران با ادراک ما را
خدا لعنت کند در هر دو دنیا
عدو و دشمن سفاک ما را
**************
وطن صد جان اگر دارم فدایت
فدای کوه و دشت و دره هایت
همیشه دوستانت شاد بادا !
بجان دشمنان درد و بلایت !
**************
خدا از ما نگیرد این وطن را
ادیب و عالم و اهل سخن را
نگرداند ز لطف خود فراموش
جوان و طفل و پیر و مرد و زن را !!
**************
خدا از ما نگیرد ملک ما را
برآند از وطن درد و بلا را
نگهدارد به لطف خویش همیشه
زبخل و کید و کین شیر بچه ها را !
**************
وطن بیغم نبینم دشمنت را
و خواهم شادمان مرد و زنت را
همیشه پر تراوت خواهم از گل
ده و صحرا و دشت و دامنت را !
**************
وطن دور است وطن دور است زمن دور
الهی کس نگردد همچو من دور
ز حق خواهم که تا روز قیامت
ازو باشد غم و درد و محن دور
**************
وطن نام نکویت افتخارم
بود نامت به عالم اعتبارم
در ذلت برویت بسته بادا
حفیظت تا قیامت کردگارم
**************
وطن شد مدتی از تو جدایم
گرفتار غم و درد و بلایم
بملک بیکسی خوار و حقیرم
به صد رنج و مصیبت مبتلایم
**************
کسی که از وطن بیگانه باشد
غریب و بیکس و بی خانه باشد
ندارد اعتبار و شان و عزت
اگر در مسند شاهانه باشد
**************
کسی که مهر میهن در دلش نیست
غم حفظ مقام و منزلش نیست
بنی آدم کسی او را نخواند
بجز بی آبرویی حاصلش نیست
**************
وطن شرمنده بادا دشمن تو
نبینم رنگ خون در دامن تو
به تاریخ است پر واضح و روشن
که شیر افگن بود مرد و زن تو
**************
بهر کس خدمت میهن ضرور است
که میهن مایه فخر و غرور است
چه داند بی وطن قدر وطن را
نداند قدر نور ، آنکس که کور است
صابر هروی

با سپاس از شما خواهر گرامی ام ، روان پدر بزرگوارتان را شاد وخشنود می طلبم.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی