دلتنگِ روزگار
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۲۹ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۲۰ آگست ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————–
دلتنگِ روزگار
دلم تنگ است، دلم تنگ است، خدا جو
هنوز در خاکِ من جنگ است، خدا جو
پریشانم از این حالِ پریشان
دو دستم فلج و پا لنگ است ، خدا جو
نه کسبِ دانش و فهم و هنر هست
نه کس در فکرِ فرهنگ است ، خدا جو
کلک گردید اقوالِ خردمند
سیاست چال و نیرنگ است، خدا جو
خِرَد بی نور و دانش بی فروغ است
در این ویرانه بی رنگ است ، خدا جو
برای قطعِ اشجارِ ثمر دار
تبر در کفِ الدنگ است ، خدا جو
چه آسان برتری دادند یکی را
تعصّب نیشِ خرچنگ است ، خدا جو
اگر انصاف و قانون زنده گردد
جفا بینقش و بیرنگ است، خدا جو
بشیر ، این آرزوی هر جوان است
که صلح بهتر ز هرجنگ است ،خدا جو
جهان در جستوجویِ کهکشانهاست
الاغِ ما هنوز لنگ است ، خدا جو
چهلوهشت ساله گردید دردِ کشور
به خدا سربه سرننگ است، خدا جو
بشیر شیرین سخن


زیبا قلم زدید جناب آقای شیرین سخن گرامی ، سعادتمند باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی
درود بر اهلِ دانش و محبت
که بر دلها بپاشند نورِ حکمت:
جناب آقای قیوم بشیر هروی، شاعر توانا، فرهیخته و نامآشنای وطن؛
درود و احترام فراوان بر شما. از محبتهای بیدریغ و بیبدیلتان صمیمانه سپاسگزارم. فرهنگدوستی، ادبپروری و ارجنهادن شما به شعر و شاعری، جایگاهی ارزشمند در دلِ اهل فرهنگ و هنر دارد
بیتردید، نامِ نیکِ شما در کنار قلمِ توانا و مهرِ انسانیتان، ماندگار خواهد بود. پاینده و سربلند باشید و قلمتان همیشه در خدمتِ فرهنگ و هنر بدرخشد
با حرمت وارادت خاص بشیر شیرین سخن
فرهیخته گرامی جناب آقای شیرین سخن عزیز از حضور همیشه گرم و پرمهرتان تشکر نموده ، سعادتمندی شما را تمنا دارم .