۲۴ ساعت

22 اکتبر
۱ دیدگاه

تاریخ یک سیر زمان است . . . 

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ  ۳۰ میزان ( مهر) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۲ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

تاریخ یک سیر زمان است . . . 

تاریخ ما هستیم. تاریخ ما بودیم.

در عین حال تاریخ دروغ های اند که در باره ما گفته شده اند.

و تاریخ دروغ های اند که نسل های قبل گفته اند.

و تاریخ دروغ های هستند که دیگران برای پراکنده کردن ما ساخته اند.

تاریخ، آن گونه که بر اوراق کهنه نقش بسته، بیشتر آن چیزی جز انعکاسِ حیل دروغ‌پردازان بر آیینه‌های زنگ‌زده‌ی روزگار نیست؛ روایتی است نبش‌شده بر استخوان‌های پوسیده‌ی گمانه‌ها.

تاریخ، زاده‌ی ناتوانیِ اندیشه‌هایی است که در تب وتابِ روزگارِ خویش، تابِ دیدنِ تمام‌نما را نداشتند و از یک دید محدود، قصه‌هایی را نقل کردند که امروز، برایشان «اصالت و قدمت» می‌تراشند.

کاغذ اگر چه عمری دراز دارد، اما آن اوراق که گِردِ «اسنادِ کهن» را گرفته‌اند، از جنسِ کاغذ معروف به کاغذ «کاهی» اند و کمتر از سه سده عمر ندارند. این کاغذ ها ثمره مانوفاکتور و فابریکه های نخستین بوده که تاریخ آن به حوالی ۲۵۰ سال می رسد.

اینک هر «مهرِ تایید» بر قدمت آن‌ اسنادی که بر چنین کاغذ ها رقم خورده اند و حداکثر سه صد سال عمر ندارند، از طرف هر «مرجع معتبر»ی هم که باشد، مُهرِ تأییدی بر جعل و جهلی است که با نقشه‌کشیِ استعمار و امپریالیسم، بر تارکِ هویت‌ها نشانده‌اند.

پس بیشترین اسناد تاریخی جعل و جهل هستند .

اگر کسی نقش پای استعمار و امپریالیسم را در ساختن جعلیات تاریخی نبیند، به همان مشکلی دچار می شود که تاریخ لیسان و تاریخ خواران کنونی جامعه ما با سقوط به آن جا کشانده شده اند.

استعمار با تاریخ سازی در کنار مرز های مورد منازعه و هویت های مورد منازعه زمینه افتراق انسان های را که می توانند فردای این سرزمین را بسارند، با پس اندیشی و گم شدن در اوهام تاریخ، فراهم آوردند.

از تاریخ با تمام جنجال هایش باید آموخت، و در عین حال به تاریخ باید شک کرد.

تاریخِ مکتوب، بیشتر میدانِ کارزارِ استعمار است برای ساختن مرزهای مورد منازعه ، هویت های مورد منازعه و تاریخ های مورد منازعه و تفرقه‌افکنی میان انسان‌هایی که قرار بود و هست تا فردای این سرزمین را با هم بسازند. پس باید از این گردابِ اوهام گذشت، نه در آن لانه کرد، بلکه از آن عبرت گرفت و چشمی به افق گشود؛ افقی که در آن، انسان‌ها دیگر «گله‌های قومی» نیستند، بلکه «شهروندانی» هم‌زمانند که می‌خواهند امروز را فردایی باشند درخشان.

رویت را بگردان جان بیادر…..

«امروز» و «فردا» در این سمت است……..

نماز عشق

 

سکوت سنگی   ما   سنگ‌   گور تاریخ است

دو چشم بسته ی ما چشم کور تاریخ است

ز شرق   شام   دمیده  ، غروب غرب به راه

زمین   قلمرو    دیو    شرور    تاریخ   است

جنازه  فرش جهان کرده  روی  سطع زمین

زمانه   قصه ی   مرگ  و ترور   تاریخ است

نه آتش است و نه فرمان  و   یهوه و سینا

تمام قصه ی موهوم   طور  تاریخ  است *

شرار   آتش و  کهسار استخوان  و جسد

نشان   نقش   قدوم   عبور    تاریخ  است

ز خویش و حال و ز فردا کناره می گردی

که ناحضوری  تو   از حضور   تاریخ است

مرو به بازی این مست، استخوان شکن است

که خون و خنده به لب، لندهور تاریخ است

ز سرگذشت گذر کن و سرنوشت نویس

جهانی در پی  فردا  ظهور   تاریخ  است

بیا   و   با     ٍگل    فردا    بساز   تاریخی

که این صلای سهمگین صور تاریخ است

مبر به قبله  تاریخ  سجده ات،  که فقط

نماز عشق به فردا ، شعور تاریخ است

همیشه تشنه و له له زنان و گمراهی

که آن چه می نوشی، آب شور تاریخ است

اگر چو ماهی  مرده، به  رقص  موج هستی

نگو که بی نفسی ات،قصورتاریخ است

فاروق فارانی

اگست ۲۰۲۶

* اشاره به داستان موسی پیامبر، «آتش طور» ، «ده فرمان »، صحرای «سینا» و «یهوه» خدای تورات

اما مراد از طور تاریخ، تنها به افسانه طور موسی ارتباط ندارد بلکه همه تاریخ را در بر می گیرد.

 

 

یک پاسخ به “تاریخ یک سیر زمان است . . . ”

  1. admin گفت:

    جناب استاد فارانی عزیز ، قلم زیبا و طبع رسای تان را می ستایم ، سعادتمند و سرافراز باشید.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما