عندلیب
تاریخ نشر سه شنبه ۲۴ اسد ۱۳۹۱ – ۱۴ آگست ۲۰۱۲
عندلیب
حسن شاه ” فروغ “
لندن
پروانه سوخت قصه ای ازخویشتن نگفت
شمع آب شد لحظ ای از سوختن نگفت
خاری بپایِ غُنچه خلید،آه بَردلست
از دردو رنجِ آبله ها،یک دَهن نگفت
تاریخ نشر سه شنبه ۲۴ اسد ۱۳۹۱ – ۱۴ آگست ۲۰۱۲
عندلیب
حسن شاه ” فروغ “
لندن
پروانه سوخت قصه ای ازخویشتن نگفت
شمع آب شد لحظ ای از سوختن نگفت
خاری بپایِ غُنچه خلید،آه بَردلست
از دردو رنجِ آبله ها،یک دَهن نگفت
تاریخ نشر سه شنبه ۲۴ اسد ۱۳۹۱ – ۱۴ آگست ۲۰۱۲
جُم جُمَک
صالحه وهاب واصل
۱۵ – ۶ – ۲۰۱۲
هالند
چشم من یک نکه هم گر به رُخت وا بکند
مانَد آنرا که به فردوس تماشا بکند
دل من مرغ اسیر است ، ز یک جلوهء تو
بشکند دربِ قفس، روی به صحرا بکند
تاریخ نشر سه شنبه ۲۴ اسد ۱۳۹۱ – ۱۴ آگست ۲۰۱۲
نورِدیده
محمد نعیم ” جوهر “
۹ – ۸ – ۲۰۱۲
تاریخ نشر دوشنبه ۲۳ اسد ۱۳۹۱ – ۱۳ آگست ۲۰۱۲
ايام تموز
شفیق احمد ستاک
تورنتو
گرچه ایامِ تموز است، ولی فصل دلم سرمائیست
همه جا سردی و خونسردی و لاپروائیست
دل من خسته از این زندگی و رسوائیست
شاید انگیزه اش اینست که دور از وطن آبائیست
تاریخ نشر دوشنبه ۲۳ اسد ۱۳۹۱ – ۱۳ آگست ۲۰۱۲
آواره ای دَهرم من
حسن شاه ” فروغ “
۱۲ – ۸ – ۲۰۱۲ لندن
من لاله ای دلتنگم
داغی بدل ازجنگم
درگوشه ای این غُربت
با درد هم آهنگم
تاریخ نشر یکشنبه ۲۲ اسد ۱۳۹۱ – ۱۲ آگست ۲۰۱۲
اســـم مـــــرا صـــداکــن
حبیب الله «بهشتی»
شهر هرات
مادرفرشته من برحال من دعاکن
من خسته وشکستم درد مرادواکن
دریادم آن دل شب خوابت حرام کردی
باردگرزمهرت برمن بسی نگاه کن
تاریخ نشر یکشنبه ۲۲ اسد ۱۳۹۱ – ۱۲ آگست ۲۰۱۲
آرزوچه شد ؟
حسن شاه ” فروغ “
۲۶ – ۷ – ۲۰۱۲ لندن
ازگُلبنِ جمال تو آن،رنگ و رو چه شد؟
آن مردُمان چشمِ ترا،فتنه جو چه شد؟
شادابی و طراوت وآن تازگی کجاست؟
ازحلقه های زُلفِ سیه،عطروبوچه شد؟
تاریخ نشر یکشنبه ۲۲ اسد ۱۳۹۱ – ۱۲ آگست ۲۰۱۲
رباعیات ودوبیتیها
از : الحاج محمد ابراهیم حبیب زی
قسمت دوازدهم
نخـل پـر ثمـری در بیـا بانـم آرزوست
در پردۀ عزت عمر جاودانم آرزوست
دسـتـم بُـلـنـد بـه دعـای رحـمـت خــدا
نـوری ز انـوار خـداجـانـم آرزوست
تاریخ نشر شنبه ۲۱ اسد ۱۳۹۱ – ۱۱ آگست ۲۰۱۲
بـــــــــرای تــــــــــو
حبیب الله «بهشتی»
مایلم اولتر خودرابرای عزیزان خواننده سایت زیبای بیست وچهارساعت معرفی نمایم .
حبیب الله هستم ۲۱ساله محصل سال اول پوهنحی انجینیری شاید بپرسید که ادبیات با این رشته چه ارتباط دارد.
ساغرِ پُر آه و اشک وحَسرتم
حسن شاه ” فروغ “
۹ – ۸ – ۲۰۱۲ لندن
تاریخ نشر جمعه ۲۰ اسد ۱۳۹۱ – ۱۰ آگست ۲۰۱۲
راست گویی ها زبانم سوخته
دوستان تاب و توانم سوخته
درد جانکاهِ وطن شد سالها
درسُخن شعرو بیانم سوخته
پرچم شبرنگ
صالحه وهاب واصل
۱۹ – ۴ – ۲۰۱۲
هالند
تاریخ نشر جمعه ۲۰ اسد ۱۳۹۱ – ۱۰ آگست ۲۰۱۲
کاش میخواندی ز چشمم قصه های جنگ را
قصهء دامان پسر از خون فرزند، رنگ را
کاش میشد میشنیدی از تپش های دلم
ناله های بیصدا و عاری از آهنگ را
شهادت مو لا ی متقیان علی علیه السلام را به همه مسلمین تسلیت میگویم
نوشته نذ یر ظفر
۱۵ – ۶ – ۲۰۱۲
علی بود
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۹ اسد ۱۳۹۱ – ۹ آگست ۲۰۱۲
در شام سیه چهره ای مهتاب علی بود
آنکس که نمیکرد به شب خواب علی بود
محراب ز گر مای سجودش به تحیر
عا شق شده و کشته به محراب علی بود
حسن شاه ” فروغ “
۷ – ۸ – ۲۰۱۲ لندن
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۹ اسد ۱۳۹۱ – ۹ آگست ۲۰۱۲
گرزِجهلِ خود نمودی مُلک ویران غم مخور
آتشی افروختی درملکِ افغان غم مخور
گربدستِ اجنبی دارو ندارت رَفت رَفت
گرفروختی خاک بَرهرنامسلمان غم مخور
به خانۀمن وتودشمنِ وطن باقیست
محمد نعیم ” جوهر “
۸ – ۸ – ۲۰۱۲
آلمان
هنوزبهرِمنِ بیوطن،وطن باقیست
اُمیدِخاکِ مزارم،بخاکِ من باقیست
هنوز ز آتشِ جنگ ِ نگشته خاموشم
شهیدِغرقه بخونم،به پیراهن باقیست
محی الدین ” آرین “
تاریخ نشر چهارشنبه ۱۸ اسد ۱۳۹۱ – ۸ آگست ۲۰۱۲
امشب برای آخرین بار دلم را شکستی
آه !
من نمیدانم گناهم را
ولی من به کدام لهجه بگویم
آری چرا من دراین بی گناهی
با ابن صبر حوصله
تقدیم به شاعر گرامی نذ یر” ظفر “
محمد اسحاق ” ثنا “
ونکوور، کانادا
دوستی
تاریخ نشر چهارشنبه ۱۸ اسد ۱۳۹۱ – ۸ آگست ۲۰۱۲
مرنج از من به زیبایی رخت همچون قمر گفتم
و یا گفتار شیرینت پر از شهد و شکر گفتم
چراغ دیدگان روشن شود از دیدن رویت
کجا کردم غلط گر من ترا نور بصر گفتم
قافلهء هستی
عزیزه عنایت
۲۱ – ۵ – ۲۰۱۲ هالند
تاریخ نشر سه شنبه ۱۷ اسد ۱۳۹۱ – ۷ آگست ۲۰۱۲
محــوم، زکمال او شب را کــه سحـر ســـازد
این چــرخش هستی را، یک لحظه دگـــرسازد
شیــریــن نشــود هـرگــز، ایــام بــه کــام مــا
هــرگــاه کــه بخــواهد او ازتلـخ شکـــر سازد
نوای عشق
سرودۀ شکیب جانباز
اول اگست ۲۰۱۲ میلادی
اسلام آباد – پاکستان
تاریخ نشر سه شنبه ۱۷ اسد ۱۳۹۱ – ۷ آگست ۲۰۱۲
غبار عشق تو از دل من ز هیچ باب نرفت
خط سوز عشق من ز هیچ کتاب نرفت
نمیتوانم اندوۀ دلم را به خنده خنده از یاد برم
ز خنده خنده تلخی گل روی گلاب نرفت
تقدیم به جام محترم غور فروغ از لندن
۶ – ۸ – ۲۰۱۲
حقایق دَرگرفته
تاریخ نشر سه شنبه ۱۷ اسد ۱۳۹۱ – ۷ آگست ۲۰۱۲
به مُلـکِ مـا حقـایق درگـرفته
گل و برگ و شقـایق درگرفـته
بهـرسو آتشی کین و عـداوت
نبودن جملـه شایق درگرفـتـه
ای آفتاب! ای آفتاب!
عبدالکریم(خشنود هروی کهدستانی)
شهرکییف اوکرائن
مورخه ۶ – ۸ – ۲۰۱۲ م.
تاریخ نشر سه شنبه ۱۷ اسد ۱۳۹۱ – هفتم آگست ۲۰۱۲
ای مخزنِ نور وشعاع ! ای آفتــــاب ! ای آفتاب!
با لِطفِ حقّ بر ما بتاب !ای آفتـــــاب!ای آفتاب!
بیتو،چسان ظُلمت بودی!مخلوق رازحمت بودی!
دانم بســــی ذِلّت بُدی،ای آفتــــا ب !ای آفتاب !
رسم نا مردمی
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
ششم آگست ۲۰۱۲
نامه ای بهر او نوشتم دوش
نامه ای از حوالی خاموش
ماجرای دلِ شکسته ایی را
ماجرایی که غصه هاکردنوش
حُکمِ سنگسارمده
حسن شاه ” فروغ “
۵ – ۸ – ۲۰۱۲ لندن
تاریخ نشر دوشنبه شانزدهم اسد ۱۳۹۱ – ۶ آگست ۲۰۱۲
عنانِ گلشن خود را بدست خار مده
بجُرمِ عشق به بلبل سزایِ دار مَده
دهانِ غنچه ای باغت گذارکه باز شود
برای خنده ای گل حُکمِ سنگسارمده
بساطِ نفس
صالحه وهاب واصل
۱۳ – ۶ – ۲۰۱۲
هالند
تاریخ نشر یکشنبه پانزدهم اسد ۱۳۹۱ – ۵ آگست ۲۰۱۲
مرا در خلوتِ جان نازِ خاموشی صدا دارد
طراوت در نگاهم رنگِ حیرت در قفا دارد
بفکر دل شدم از دست دادم راحتِ جانرا
که هر بارِ نفس اندر بساطِ خود فنا دارد
هرخس وخاردرجهان لعل وگوهرنمیشود
محمد نعیم ” جوهر ”
۳ – ۸ – ۲۰۱۲
آلمان
تاریخ نشر یکشنبه پانزدهم اسد ۱۳۹۱ – ۵ آگست ۲۰۱۲
دامنِ آرزوی دل،زیر و زبرنمیشود
پنجۀنفسِ سرکشم،خاک به سرنمیشود
عُمرِبه سررسیده رادل زقفس رهانشد
بختِ سیاهِ شامِ من،هیچ سحرنمیشود
خبری بنورمیبر
حسن شاه ” فروغ “
۴ – ۸ – ۲۰۱۲ لندن
تاریخ نشر یکشنبه پانزدهم اسد ۱۳۹۱ – ۵ آگست ۲۰۱۲
شده سالها که شب را،بسحرگذرنبوده
بُتِ شبپرست ما را،سحری ببر نبوده
توبگو بَصبح صادق،که چرابَخواب رفته
خبری بَنور میبر،که زِشب خبر نبوده