پــــایـــیــــز
جمعه گل سروری
پــــایـــیــــز
اشکاشم – بدخشان
تاریخ نشر یکشنبه ششم قوس ۱۳۹۰ – ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱
پاییز مثالی خاک نمود این زمانه را
در زیرخاک وخاروخس افگند دانه را
بلبل ز بلبلی زلابلای چمن گشته واژگون
اشغال کــرده زاغ سیـا آشیــانه را
جمعه گل سروری
پــــایـــیــــز
اشکاشم – بدخشان
تاریخ نشر یکشنبه ششم قوس ۱۳۹۰ – ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱
پاییز مثالی خاک نمود این زمانه را
در زیرخاک وخاروخس افگند دانه را
بلبل ز بلبلی زلابلای چمن گشته واژگون
اشغال کــرده زاغ سیـا آشیــانه را
نو شته نذ یر ظفر
اندوه بشکند
تاریخ نشر شنبه پنجم قوس ۱۳۹۰ – ۲۶ نوامبر ۲۰۱۱
مستی چشم فر یبای تو جادو بشکند
خال زیبای لبانت رنگ هندو بشکند
چون حکایت میکنند از قا مت زیبای تو
از خجا لت قا مت طو با به مینو بشکند
جمعه گل سروری
دوبیتیها
تاریخ نشر شنبه پنجم قوس ۱۳۹۰ – ۲۶ نوامبر ۲۰۱۱
قضارا عشق تو زولانه ام کرد
اسیرم کرد در ویرانه ام کرد
نبودم از مبتلای درد جانکاه
بجانم عشق زد دیوانه ام کرد
دوکتور نوراحمد خالدی
اول اپریل سال ۲۰۰۰ در پرواز به شهر داروین در شمال آسترالیا
عنایت
تاریخ نشر شنبه پنجم قوس ۱۳۹۰ – ۲۶ نوامبر ۲۰۱۱
تو عنایتی بما کن ز نشان مهربانی
به شرار دل نه افزاَ زکمال دلربائی
به چمن دگر نباشد گل آرزوی رنگین
که بهار دل خزان شد ز جفی بیوفائی
استاد شیراحمد یاور کنگورچی
۲۹ – ۹ – ۱۳۷۹ هجری خورشیدی سروده شده است
افغانستان
تاریخ نشر جمعه چهارم قوس ۱۳۹۰ – ۲۵ نوامبر ۲۰۱۱
بود و نبودِ
شهد جهان هستی همیشـــه به کام نیست
خوش بخت آن کسیکه به سودای نام نیست
خواهد هرآنکه هستی عالم برای خویش
اندیشه ای چنین بُجـز افـکار خام نیست
ادامه نوشته…
فردوس اعظم
کاش
تاریخ نشر جمعه چهارم قوس ۱۳۹۰ – ۲۵ نوامبر ۲۰۱۱
کاش جایی غصّهها لبخند بود
پایی لنگ غصّه ها در بند بود
زیر چتر بیکران لحظهها
زندگی خالي ز چون و چند بود
مرحوم استاد صابر هروی
کابل – حوت ۱۳۶۷
بهوش باش!
تاریخ نشر پنجشنبه سوم قوس ۱۳۹۰ – ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱
بهوش باش که با سفله همنوا نشوی
اسیر وحشت و اعمال نا روا نشوی
بهوش باش که چون دانه زیر چرخ کبود
اسیر چرخش این چرخ و آسیا نشوی
ادامه نوشته…
نـجـیـب بـهـروش
ونـکـوور کـانـادا
نوامبر ۲۰۱۱
مــراد دل
تاریخ نشر پنجشنبه سوم قوس ۱۳۹۰ – ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱
هــــــر فـتـنـه دریـنـجــا کــه بـپـا شـد شـده بـاشـد
زانـدازه فـــزون جـــرم و خـطـا شـد شـده بـاشـد
در مـسـتـی خـواب سـحــــــــر مـحـتـسـب شـهـر
” اوراد نـمـــــــازی کــــه قـضـا شـد شـده بـاشـد”
نو شته نذ یر ظفر
۲۳ نوامبر ۱۹۹۹
تاشکند- اوزبیکستان
افغان گله دارد
تاریخ نشر پنجشنبه سوم قوس ۱۳۹۰ – ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱
از ظلم و ستم ملت افغان گله دارد
کوه و دمن و دشت و بیا بان گله دارد
کا بل که ز آتش شده چون مجمره عود
از سوز تب اش دره پغمان گله دارد
محمد اسحق « ثناء »
ونکوور – کانادا
۲۲ نوامبر ۲۰۱۱
بمناسبت سی امین سال درگذشت استاد علی اصغر بشیر « هروی » شاعر ، نویسنده ،ادیب ، مؤرخ و منجم نامدار کشور که مرگ او همچنان ضایعهء جبران ناپذیری تلقی شده و محسوس میگردد.
محمد اسحق « ثناء »
ونکوور – کانادا
۲۲ نوامبر ۲۰۱۱
تاریخ نشر چهارشنبه دوم قوس ۱۳۹۰ – ۲۳ نوامبر ۲۰۱۱
خورشید جهان
استاد بشیر مالک علم و هنر
سرمه ی بینایی اهل بصر
هر که بخواند اثر ناب او
دست ز حیرت بگزد سربسر
الحاج محمد ابراهیم حبیب زی
استقبال ازشعر استاد سخن خلیل الله “خلیلی”
مصرع های اول از” حبیب زی ، و ” مصرع های دوم
از استاد “خلیلی “
تاریخ نشر چهارشنبه دوم قوس ۱۳۹۰ – ۲۳ نوامبر ۲۰۱۱
خشک سالی آمـد و آبی زسـحابی نچکـید
غـنچه بر شاخ نخـندید و نسـیمی نوزید
سرخی چشم من ازشعلۀ دل رنگ گرفت
یک صـدا این دل شـوریده زجائی نشـنید
ملبورن – استرالیا
اول قوس ۱۳۹۰ خورشیدی / ۲۲ نوامبر۲۰۱۱ میلادی
پدر تو روح منی ، جان و آرزوی منی
پدرتوعطر گلستان، گلِ شب بوی منی
بیاد خاطره های دلِ جوانیِ خویش
گمان برم که بیایی و روبروی منی
محمد عزیز( عزیزی)
۱۹ – ۱۱ – ۲۰۱۱
به ارتبــاط حـــذف عدد (۳۹)
از کمیتۀ کاری پارلمان
محمد عزیز( عزیزی)
۱۹ – ۱۱ – ۲۰۱۱
تاریخ نشر سه شنبه اول قوس ۱۳۹۰ – ۲۲ نوامبر ۲۰۱۱
اگر چه مارکت جهل وخرافه پر رنگ است
سکــوت اهل نظر در برابرش ننـگ است
زپـــــارلمـــــان وطــــن ، تازه نغمـــۀ سرشـــد
به گوش عقل شنو ، بس عجیب آهنگ است؟ !
چنان به مسخره سازی سروده شد که صداش
عبدالکریم (خشنود هروی کهدستانی)
مقیم شهر کییف-اوکرائن مورخه
۲۰ – ۱۱ – ۲۰۱۱ میلادی.
بادامه شعر دوست محترم آقای نصیر (ندا)
«عشق چیست؟»
تاریخ نشر دوشنبه ۳۰ عقرب ۱۳۹۰ – ۲۱ نوامبر ۲۰۱۱
،(خشنود) چنین میگوید:
***************
عشق ،همانا مطلبِ جان ودِل است
در فـــراقِ یارِخود،او بسمل است
میکشد رنج ِفــــراق از دوری ا ش
ایخـوشا شایسته ام،حُضوری ا ش
صالحه وهاب واصل
۱۶ – ۳ – ۲۰۱۱
هالند
نشان نا پیدا
تاریخ نشر دوشنبه ۳۰ عقرب ۱۳۹۰ – ۲۱ نوامبر ۲۰۱۱
نــه یی آن که من بجـــویم، ز کسی تـرا نشـــانی
نشود بـه دیــــده ظاهر، ز تــــو چهره در گمــانی
به کجـا روم که یــــابـم، رهی ســـوی درگه تـــو
که ترا نه خانـه یی است و نـه جای ونی مکــانی
سجیه الهه (احرار)
۱۹ – ۱۱ – ۲۰۱۱
پوهنتون مری واشنگتن فریدریگسبورک، ورجینیا ایالات متحده امریکا
کودکان امروز آینده سازان فردا
تاریخ نشر یکشنبه – ۲۹ عقرب ۱۳۹۰ – ۲۰ نوامبر ۲۰۱۱
کـــودکـــــان نــازنـیـــن ای زادۀ افــغـانـیــــان
نــو نهــالان وطــن ای زیـب بـاغ و بـوسـتـان
ســر نــوشت ملـت و میهـن بـدسـتان شمـاست
میهــن خــود را شمـا ســازیــد فــردا گـلستـان
نو شته نذ یر ظفر
کابل ۲۹ – ۳ – ۱۳۵۹
تاریخ نشر شنبه ۲۸عقرب ۱۳۹۰ – ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱
از بسکه فتنه در رهء مردم بکار رفت
از قول توده ها همگی اعتبار رفت
هر جا رسید پنجهء قدرت قتال کرد
دیدی که چندی آمدو نا پایه دار رفت
استاد شیراحمد یاور کنگورچی
۱۲ – ۱ – ۱۳۷۸هجری خورشیدی سروده شده است
افغانستان
تاریخ نشر جمعه ۲۷ عقرب ۱۳۹۰ – ۱۸ نوامبر ۲۰۱۱
هر کس که ز جنگ و جدل قوم خبر شد
مهر و کرم و صلح ازین ملک بدر شد
خصمانه بدید ند به هم خیــش و اقــارب
چشمان فلک ابـر گرفت پرُ نم و تر شد
نـجـیـب بـهـروش
اسـتـقـبـال از سـرودۀ شـاعـر عـالـیـمـقـام
مـرحـوم اسـتاد خـلـیـل الـله (خـلـیـلـی)
بـه ایـن مـطـلـع:
خـواب دیـدم کــــه ســیـه ابـر بـه دشــت و دمـنـا
شـسـته گـرد از رخ نـسـریـن و گـل و نـسـتـرنـا
نـجـیـب بـهـروش
نوامبر ۲۰۱۱
ونکوور کانادا
تاریخ نشر جمعه– ۲۷ عقرب ۱۳۹۰ – ۱۸ نوامبر ۲۰۱۱
تـا کـه در کـشـور مـا شـور و شـر اسـت و فـتـنـا
رنـج بـاشـد زجـهــــــــان قـسـمـت مـا هـمـوطـنـا
از خـطــــاهـــــای نـبـخـشـودنـــی دون صـفـتـان
مـلـک ویـرانـه شــــد و شــــاد دل اهـــــــــرمـنـا
سید همایون شاه (عالمی)
۱۷ نوامبر ۲۰۱۱
رِستُن – ورجنیا
ایالات متحده امریکا
تاریخ نشر جمعه– ۲۷ عقرب ۱۳۹۰ – ۱۸ نوامبر ۲۰۱۱
بی رخت ســـیر انجمـــن نروم
در گلــــــستان و در چمن نروم
گر بهـــــشتم دهــــــند بیتو مگر
زدم این مُهــــر در دهــن نروم
سميع الدين افغانی
پنجشنبه ۱۷ – ۱۱- ۲۰۱۱
واګر ان چشم جادويش مرا اندر نظر دارد
بخال هندويش اين دل فغان وناله سردارد
حريم عشق بې پايان کجا داند جنون عشق
نګاه مست ان ماهرو قمار مال وسر دارد
دوکتور نوراحمد خالدی
سدنی، آسترالیا
مِئ کجا مستی کجا
تاریخ نشر پنجشنبه – ۲۶ عقرب ۱۳۹۰ – ۱۷ نوامبر ۲۰۱۱
مِئ کجا مستی کجا
چیره شد غمها مرا
ابر تیره خیمه زد
امروز هم فردا مرا
یک دو سه جامی بده
تیره شد دنیا مرا
انجینر محمد هاشم رائق
از امریکا
تاریخ نشر چهارشنبه – ۲۵ عقرب ۱۳۹۰ – ۱۶ نوامبر ۲۰۱۱
این برگ که سر گشته ز ایام خزان است
از چهرهً زردش غم دوران عیان است
چـــون بـــرق رود قافله عمر به سرعت
زین شیوه همه عالم هستی حرسان است
صالحه وهاب واصل
۲۸ – ۶ – ۲۰۱۱
هالند
تاریخ نشر سه شنبه – ۲۴عقرب ۱۳۹۰ – ۱۵ نوامبر ۲۰۱۱
زورق دنیای فـــانی شــعلهء نار اســـت و بس
نقش رنگین تصور دام آشـــکار اســــت و بس
ناله کن بر خــویشتن ای بنــــد در جــــال نظـر
هـر کجا خورشید ماند سر شب تار است و بس
الحاج محمد ابراهیم” حبیب زی”
استقبال از شعر حضرت ” بیدل”
از حضرت بیدل :
شب که عبرت را دلیل این شبستان یافتم
هرقدر چشمم به خود واشد چراغان یافتم
تاریخ نشر دوشنبه – ۲۳عقرب ۱۳۹۰ – چهاردهم نوامبر ۲۰۱۱
از حبیب زی :
(با استعانت ازروحانیت حضرت بیدل )
در جهـان عشـق یـزدان مشـعلستان یافتم
وزنهـاد روشـنائـی گـنـج پنهـان یـافتم
از گداز سوز دل ، گرمی سراپایم گرفت
روح هستی شورومستی پیک جانان یافتم