های مردم !
تاریخ نشر : سه شنبه 7 قوس 1402 خورشیدی – 28 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
تاریخ نشر : سه شنبه 7 قوس 1402 خورشیدی – 28 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
تاریخ نشر : سه شنبه 7 قوس 1402 خورشیدی – 28 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
کوچه ای ما
در سر کوچه ی دیرینه ای ما –
بوی کباب از هرسو برخاسته بود
ونسترن …
به جستجوی عشق ،
بهگیسوان با د پیوسته بود
عطرعشق
با اذان سحری همراه بود
مزه ای خنده ای مان
درشاخه های اقاقیا خوابیده بود
و من و تو
دو عابرعجول
به فکر گرفتن مدرک تحصیل در خارج بودیم
و نمی دانستیم :
که خارج ….
روزی وطن مان خواهد شد …..
نیویورک
۴ فبروری ۲۰۱۷
تاریخ نشر : سه شنبه 7 قوس خورشیدی – 28 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
دخت وطن
اگر خواهی بگویم تا سخن من
همی گویم از آن دخت وطن من
درین دنیا اگر خلد برین است
که زن جنت سرای عنبرین است
بنازم پیکر دخت زمینم
که با عفت و هم شیرین ترینم
به چنگ قاتلان افتیده اکنون
تنش افسرده و قلبش چو پرخون
بنالم از قضا یا روزگارم
و یا از خالق و پروردگارم
که ما را این چینن بیچاره کرده
چرا در خاک خویش آواره کرده
به سیر آمد ز این دنیا دل من
که خوش باشد به خاک و هم گِل من
روا کن ا ی خدا مشکل تو آسان
مراد عالیه خاطر پریشان
عالیه میوند قمر
تاریخ نشر : دوشنبه 6 قوس 1402 خورشیدی – 27 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
بار غم
کشور ما کشور درد و غم است
رنج در رنج است و اندوه پی هم است
نیست آرامی نه روز و نی به شب
آنچه میبنی فغان و ماتم است
مردم اش در جستجوی آب و نان
راهشان مسدود و پر پیچ و خم است
درد مردم یک دم و یک لحظه نیست
بلکه تکرار است و تکرار هر دم است
قامت نخل جوان این وطن
در جوانی زیر باری غم خم است
از غم ایام و جور روزگار
شهد درکام « ثنا »هم چون سم است
محمد اسحاق ثنا
ونکوور کانادا
27 نوامبر 2023
تاریخ نشر : دوشنبه 6 قوس 1402 خورشیدی – 27 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
حال و ماضی
هی گذشت سالِ دگر با درد و غم ها ساختیم
ما ندانستیم که چه بردیم و چی ها باختیم
در قمار زندگی دور کرده ایم هستی خویش
آنچه بردیم یا نبردیم لیک پس پرداختیم
ظالمی رفت و ظالم تر از آن شد رویکار
ای دریغا ! حادثات این جهان نشناختیم
أمد و شد حال و ماضی دست ما هرگز نبود
حکم دیگر است اینجا ، ار چه ما پرداختیم
پیر گردیدیم و تا اکنون دیگر آزاد نییم
گر چه با سران عالم در معرکه ها تاختیم
گاه روس آمد و گاهی آمریکا در ملک ما
با همه این دو جهانخوار سوختیم و ساختیم
ملک ما در کام هر خار و خسی افتاد و ما
خوب می دانستیم و خود ، بی خبر انداختیم
از محبت دم زدیم اما به یکدیگر عدو
ساز ارزش های معنا کی کجا بنواختیم
سیدجلال علی یار
ملبورن – آسترالیا
نوامبر ۲۰۲۳
تاریخ نشر: دوشنبه 6 قوس 1402 خورشیدی – 27 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

کجا رفتی
در این فصل بهار و باغ و بستان
نهادی باغ جانم را به عصیان
دلم درسوز و سینه در شرارست
کجا رفتی ؟ بیا دل بی قرارست
تو رفتی خانه ی دل تار کردی
زمین گیر از همه بیزار کردی
نگفتی مه ی من امشب چه زیباست
ندیدی جان من از غم شکیباست
چو گویم با زبان بسته خویش
به تو راز درون خسته خویش
خیالت گرچه هردم یار من بود
امید عشق تو پندار من بود
شب و روزم به غم یکسان گشته
امید و زندگی ویران گشته
در آن سوز دلم صد سوز پنهان
که از عمق نگاهی تُست ویران
بیا امشب مرا پیمانه ی ده
از آن کنج لبت شکرانه ی ده
عالیه میوند
فرانکفورت – جرمنی
تاریخ نشر : یکشنبه 5 قوس 1402 خورشیدی – 26 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
یاد کابل
ای وای نگر که مرغ دلم با نگاه سرد
سوی دیار خاطره ها
پر گشوده است
سوی همان کوچه که با قصه های درد
سالهاست مرا
به غصه و اندوه سپرده است
****
یادش بخیر
خانه ای پر نور و رحمتش
و آن بیشه های سبز و شبستان عزتش
آن شهر پر صفا
از درد و غم جدا
آن شهر پر صدا و نوا ها و عزلتش
آن کابل عزیز
آن کابل عزیز …
امروز به کوچه ها ، صدا ها غریبه اند
هر جا که می رویم ، نگاه ها غریبه اند
سر تا بپای شهر به اندوه نشسته اند
مرغان پر امید ، به هر سو پریده اند
****
بیچارگی چهره ای حیران شهر ماست
آوارگی قصه ای ویران شهر ماست
لب ها همه خموش ،
ساکت نشسته ایم،
حیران مانده ایم ،
در دام این فساد بیجان و خفته ایم
انگار مرده ایم ،
انگار مرده ایم …
هما طرزی
نیویورک ۱ سپتامبر ۲۰۲۱
تاریخ نشر: 4 قوس 1402 خورشیدی – 25 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
تاریخ نشر : شنبه 4 قوس 1402 خورشیدی – 25 نوامبر 2023 – ملبورن – آسترالیا
به یادبود از چهل و دومین سال درگذشت جاودان یاد
مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی
محمد اسحاق ثنا
ونکور – کانادا
2 قوس 1402 خورشیدی
اختر تابنده
ز باغ شعر و ادب بلبلِ غزلخوان رفت
چنان چو اختر تابنده و فروزان رفت
چنو ندید کسی بعد ازین نخواهد دید
که بعد خدمت پربار سوی رضوان رفت
کسی ندیده چنین مرد خبره و دانا
قلم به صفحه گریست ،گفت که این سخندان رفت
به بزم جمع ادیبان چو نور شعله فشاند
ز آسمان سخن همچو ماه تابان رفت
بفهم و دانش او کم کسی نمود سراغ
ز جمع خامه طرازان و لیک آسان رفت
ندید صبح سپیدی در آسمان وطن
به آه وحسرت و حرمان زین شبستان رفت
همیشه حین سخن همچو چشمه جوشان بود
چه با خروش ولی با دلِ پریشان رفت
« ثنا » به روح ” بشیر” صد دعا نثار نما
دریغ و درد که استاد ز جمع یاران رفت
تاریخ نشر پنجشنبه 2 قوس 1402 خورشیدی – 23 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا
گوهر دریا
عشق مجنون دیگر و عشوهء لیلا دیگر است
قصر سلطان دیگر و گوشهء صحرا دیگر است
یکی از هجر شود کور و یکی مست وصال
حزن یعقوب دیگر و عشق زلیخا دیگر است
صحبت اهل صفا جان دیگر می بخشد
آب باران دیگر و جرعهء صهبا ديگر است
با ادب باش تو در مکتب عشق ای سالک
منصب عشق دیگر مکتب دنیا دیگر است
تا من از عشق تو تعلیم سخن آموختم
سخنِ قال دیگر نکته ای معنا دیگر است
کوهِ طور تاب تجلیئِ رُخِ یار نداشت
نور مهتاب دیگر و برقِ تجلا دیگر است
«خنجری» مغز سخن گفت به یاران عزيز
سنگ خارا دیگر و گوهر دریا دیگر است
عقرب / ۱۴۰۲ خورشیدی
کابل چهار دهی
تاریخ نشر : پنجشنبه 2 قوس 1402 خورشیدی – 23 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
جوانی دانه یا Acne
این مرض اکثرا پوست جوانان و نوجوانان را در قسمت های پوست روی ، سینه ،پشت ،شانه ها و بازوها مصاب میسازد که باعث بوجود آوردن دانه های خورد با سر سفید ، دانه های سیاه و بخار های سرخ رنگ و دانه های چرک که اکثرا در روی و کمتر در سینه و بازو ها و شانه ها میباشد بملاحظه میرسد.
علت به وجود آمدن این نوع دانه ها که در صورت و نواحی دیگر میباشد اکثرا از باعث بسته شدن مجرای غدههای چربی ساز میباشد که در صورت اندفاعت کیست ها و نودول ها میباشند بمشاهده میرسد .
عامل مهم اینکه در این موضوع دخیل است افزایش هورمون تستسترون است که یک هورمون جنسی است .در این مرض پیاز موی غدههایی که تولید کننده چربی که محتويات خود را جهت طراوت و شادابی جلد افراز مینماید.
آنها تحت تاثیر هورمون جنسی تستسترون بوده و با آن ارتباط مستقیم دارد از همین سبب به سرعت نشرونمو میباشد .زیرا با تولید هورمون جنسی نشر و نمو غده وات چربی ساز از حالت نرمال خود کرده بیشتر میگردد.
این مرض زیاد تر در سنین نو جوانی بیشتر در نزد طبقه ذکور و اناث بمشاهده میرسد. در زمانهای قدیم فکر میشد که جوانی دانه بعد از ازدواج شفا یاب میگردد مگر این نظریه درست نیست به علت اینکه هورمون های جنسی نزد همه جوانان وجود دارد اما بافت های طبیعی پوست جلد در نزد بعضی از آنها طوریست که میتواند آنها را از مصاب شدن به این مرض محافظت نماید .
اسباب و عوامل مرض:
علت اصلی را افزایش هورمون تستسترون میدانند اما عوامل دیگر مانند جگر خونی ها ، استرس و اضطراب، چرب کردن روی و موی ، لبنیات چرب ، چاکلت های چرب و کاکودار و غذاهای چرب و شیرین و گرفتن مواد پروتئینی که حوای مقدار تستسترون میباشند که جوانان جهت زیبایی جلد ازان کار میگیرند کمبود ویتامینهای(A,E)زنک ، هوای گرم و مرطوب تماس با نور آفتاب ، چرب کردن روی و موی و استفاده از مواد آرایشی همه از جمله در مصاب با مرض دخیل میباشند.
نوت:
خانم هایی که از مواد آرایشی استفاده میکنند باید قبل از خواب روی خود را با آب شیر گرم بشویند .روی بسیار مهم است و در ۲۴ساعت دوبار بیشتر روی خود را نشویند و زمانی که عرق مینمایند بهتر است شاور بگیرند .
تداوی :
تداوی مرض هفته ها ، ماه ها و حتی یک سال را در بر میگیرد و اگر تداوی منظم طبی نمایند در ۳ الی ۴ ماه شفا یاب میگردند مگر جوانان آرزو دارند که هر چه زودتر شفا یابند اکثرا حوصله خود را از دست می دهند مگر با حوصله و تدابیر درست در صورتی که از کندن و فشار دادن و ترکاندن ابله و زخم خود داری نموده باشند بقایای اسکار آن در وجه به ملاحظه نمی رسد .
در قسمت تداوی یک قسممرحم ها و مایع های غلیظ وجود دارد که اکثر از مرکبات تتراسایکلین ها می باشند که روزانه ۲ تا ۳ مرتبه از آن تطبیق میگردد.
با احترام
داکتر علیشاه جوانشیر
سدنی- استرالیا
تاریخ نشر – چهارشنبه 1 قوس 1402 خورشیدی – 22 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا
یادی از زنده یاد استاد علی اصغر بشیر هروی
در چهل و دومین سالروز درگذشت آنمرحوم
قیوم بشیر هروی
ملبورن – آسترالیا
1 قوس 1402 خورشیدی
امروز اول قوس 1402 خورشیدی برابر با 22 نوامبر 2023 میلادی ، مصادف است به چهل و دومین سالروز درگذشت پدر عزیز ما زنده یاد استاد علی اصغر بشیر هروی، روزنامه نگار ، شاعر ، نویسنده ، مؤرخ ،منجم ،ادیب ، محقق و طنز نویس شناخته شده ،نه تنها در کشور افغانستان بلکه در مجامع فرهنگی کشور های منطقه که عمر پربارش را برای شکوفایی فرهنگ غنامند سرزمینش سپری نمود و لحظه ای نیاسود.
مرحوم استاد بشیر هروی در سال 1298 خورشیدی در شهر باستانی هرات دیده بجهان گشود ، در آوان کودکی برخی علوم متداوله، علوم وفنون ادبیات فارسی و زبان عربی را بصورت خصوصی فرا گرفت. بشیر در جوانی عضویت کلوپ ادبی هرات را حاصل نمود و در عین زمان به فعالیت های سیاسی نیز اشتغال میورزید.
چنانچه در سال 1322 خورشیدی در شهر هرات با جمعی از یاران چون علامه شهید سید اسماعیل بلخی ، مرحوم عبدالغفار بیدار ،مرحوم لطیف جان سرباز ، مرحوم حجة الاسلام سید حیدر شاه قطب ، مرحوم سرور جویا ،مرحوم آخوند زاده ، مرحوم حجة الاسلام سید فضل الله ( مشهور به میرآقا هراتی ) ،مرحوم ملا عبدالحسین منجم باشی و تعداد دیگر در تأسیس حزب ارشاد سهیم شدند.
مرحوم استاد بشیر کارهای ادبی و نویسندگی را با مجله ادبی هرات آغاز و با روزنامه اتفاق اسلام ادامه می داد و کارهای اداری را ابتدا با اداره ارزاق وقت و دوایر دولتی و بعداً با شرکتهای تجارتی خصوصی به پیش میبرد.
ایشان پس از یک عمر زندگی و خدمت در ولایت هرات به کابل مهاجرت نموده و در سال 1344 خورشید ی در هفته نامه ژوندون شامل کار شدند و در کنار سایر فعالیت های فرهنگی و تهیه مطالب ادبی و عرفانی با همکاری پروفیسور دکتور عبدالرحیم نوین صفحات طنز و کارتون مجله را نیز بدوش گرفتند ، تا اینکه در بیست و نهم حمل 1347 خورشیدی برابر با 18 اپریل 1968 میلادی به تأ سیس هفته نامه معروف ترجمان پرداختند که مرحوم استاد بشیر بصفت سردبیر و مرحوم پوهاند نوین بحیث صاحب امتیاز کار میکردند.
ترجمان که هر پنجشنبه در مطبعهء دولتی کابل به زینت چاپ آراسته میشد بسرعت در دل علاقه مندان و خواننده گان جای گرفت و نشریه محبوب همگان شد.
قابل تذکر است که هفته نامه فکاهی ، سیاسی ، انتقادی و اجتماعی ترجمان نخستین نشریه اختصاصی افغانستان در حوزه طنز بود که دیری نپایید به مرکز تجمع نویسندگان و طنز نویسان مبدل گشت و از همانجا جوانان با ذوق نوشته های شانرا بدفتر ترجمان میبردند و مرحوم استاد بشیر با استقبال و تشویق آنها ، پس از رهنمایی های لازم مطالب شانرا اصلاح و در ترجمان به چاپ میرساندند ، چنانچه بیشتر شان به طنز نویسان بزرگ سالهای بعد تبدیل شدند.
طنز نویسانی چون زنده یاد جلال نورانی ، زنده یاد نصیر احمد نشاط پنجشیری ، زنده یاد استاد عبدالکریم تمنا هروی ، زنده یاد میر محمد امین مشعوف ، زنده یاد پاییز حنیفی ، زنده یاد کاظمی هروی ، زنده یاد علی امید ، زنده یاد میر زمان الدین مصلح ، زنده یاد طالب کندهاری ،زنده یاد سید مسعود طلوع ، زنده یاد فتح محمد ولی پور ،زنده یاد محمد ابراهیم زاده «ایما» ، زنده یاد متین اندخویی ، محترم سید آقا هنری ، محترم استاد محمد علی فرحتیار و تعداد دیگر طنز نویسانی بودند که باترجمان همکاری دایمی داشتند. از مرحوم استاد بشیر بعنوان بنیان گذار طنز نوین در افغانستان یاد می شود که با زبان پرنیش و نوش طنز کاستی ها ونارسایی های جامعه را نقادانه بیان می کرد.
برخی از طنز ها و نوشته های استاد بشیر با نام های مستعار بچاپ می رسید که عبادتند از :
1 – آشپز باشی .
2 – ب – عامی .
3 – پوستین روز .
4 – ناظر خودرو هروی .
5 – علیل الشعراء .
6 – مفلوک الشعراء .
7 – ع – ب .
8 – میرزا قیوم.
ترجمان بعد از پنج سال و اندی بالاخره پس از 26 سرطان 1352 که همزمان بود با کودتای سردار محمد داؤد ، در حالیکه چندین شماره از سال ششم نشراتی اش بچاپ رسانده بود با تعدادی زیادی از نشرات آزاد دیگر از چاپ ایستاد.
قابل یادآوری می باشد که مرحوم استاد بشیر از سال 1352 تا 1357 بعنوان منجم رسمی کشور با استخراج های نجومی دقیق وظیفه ِ خویش را به نحو احسن انجام می داد.
از استاد بشیر کتب و رسالات زیادی به یادگار مانده که بخش عمده ء آنها بصورت قلمی در آرشیف ملی افغانستان نگهداری می شود که استاد مرحوم هنگام ترک وطن آنها را به دفتر آرشیف ملی افغانستان هدیه دادند تا در آینده بعنوان مآخذ برای سایر پژوهشگران بکار آید. تعدادی ازین آثار به شرح ذیل می باشد:
1 – حالات پیر هرات چاپ 1330 خورشیدی در هرات .
2 – شاهراه تورغندی هرات ، قندهار – چاپ 1344 خورشیدی در کابل.
3 – هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی در سه جلد که جلد آول آن قبلآ در سال 1356 در کابل اقبال چاپ یافته و دو جلد دیگر بصورت خطی در آرشیف ملی موجود می باشد.
4 – خمیرخان – مجموعه مطالب و اشعار طنزی شماره های مختلف جریده ترجمان در مورد سمبول وکالت پارلمان آن وقت – چاپ 1353 کابل .
5 – اسلام یا عالی ترین مکتب اخلاق .
6 – حماقت های خودم ( سوانح استاد بشیر).
7 – برخی از اندیشه های عرفانی پیرهرات – چاپ 1355 – کابل .
تحشیه و تعلیق ” مقامات شیخ الاسلام جامی ” چاپ 1355 – کابل .
8 – تکمله حواشی نفحات الانس چاپ 1343 – کابل . کاپی پی دی اف این کتاب از طریق اینترنت قابل دسترسی است .
9 – فرهنگ اصطلاحات نجوم .
10 – سیری در ملک سنایی – چاپ 1356 کابل .
11 – شیوهء داستانسرایی امیر خسرو .
12 – اندیشه های عرفانی پیرهرات – چاپ 1374 انتشارات اساطیر تهران .
13 – منظق بزبان ساده – اثر پر ارزشی که بصورت پاورقی در روزنامه بیدار مزارشریف چاپ می شد.
14 – نجوم و احکام نجوم – قسمت هایی ازین کتاب در شماره 119/25 در آرشیف ملی موجود است.
15 – ده ها اثر پژوهشی ادبی و عرفانی منجمله تحقیقی در بارهء کلمه امی، برگردان قصیده معروف برده از عربی و صدها مقاله ادبی و پژوهشی دیگر .
زنده یاد استاد بشیر هروی علاوه بر زبان مادری اش به زبان های پشتو ، عربی ، انگلیسی و اسپرانتو نیز کاملا مسلط بود.
سرمحقق حسین فرمند در نوشته تحقیقی خویش تحت عنوان ” علی اصغر بشیر هروی در حافظه آرشیف ملی افغانستن” که در نخستین شماره فصلنامه هری منشتره قوس 1369 خورشیدی چاپ شده درین رابطه می نگارد:
“وی با دانش و تجربه و ذوق ویژه فرهنگی در پی تهیه و ترتیب فهرست علمی این آثار ( نسخ خطی) شد و به همکاری سایر کارمندان آرشیف مایل هروی ، استاد توفیق ، محمد عمر صدیقی ، داکتر اثیر ، محمد انور نیر و عبدالقدیر مشتری کار تسجیل و تشریح علمی نسخ را آغاز و در گسترده آثار موجود آرشیف در همان زمان به فرجام آورد و برای هر انثر فیش مشخص حاوی خصوصیت ها و ویژه گی های آن تهیه نمود”
استاد بشیر دارای هفت فرزند بودند ، چهار دختر (دختر بزرگ شان چند سال قبل وفات نمود ) و سه پسر که همه با خانواده های شان در خارج از افغانستان زندگی میکنند . پسران استاد همه در مسایل فرهنگی دست دارند.
پسر بزرگ شان انجنیر رضا مؤدب بشیری مؤلف کتاب امثال موزون در ادب فارسی است که از طرف سازمان میراث فرهنگی ایران در سال 1375 خورشیدی در تهران بچاپ رسیده است.
محمد مهدی بشیر ( قبلآ عضو هیئت تحریر روزنامه انیس و مدیر مسئول مجله دکمکیانو انیس ) ، مؤسس سایت اینترنیتی ادبی اجتماعی 24 ساعت.
و قیوم بشیر هروی ( شاعر، نویسنده ، ژورنالیست ، سابق مدیر مسئول نشریه های پیام شهدأ در پیشاور ، افغانستان وجهان امروز در ادیلاید مرکز آسترالیای جنوبی و مجله گلبرگ چاپ ملبورن – آسترالیا) و در حال حاضر سرپرست سایت 24 ساعت میباشد.
از قیوم بشیر هروی تا حال چند مجموعه شعری بنام های ترانه ی لالایی ، زمزمه های دل و ترامپنامه بچاپ رسیده.
مرحوم استاد بشیر با همت والایی که داشت هرگز نزد اربابان زر و زور وتزویر سر تعظیم فرود نیاورد، آزادانه زیست و مردانه با قلم گهربارش تا آخرین رمق حیات در مقابل بی عدالتی ها ایستاد و مبارزه کرد. و تا ساعاتی قبل از مرگش می نوشت . آخرین مضمونی که درست چند ساعت قبل از وفات شان به رشته تحریر درآمد تحت عنوان « ریش ببرک در اختیار برژنف » بود
همچنان تعداد زیادی از مقالات پژوهشی استاد بشیر هروی که در سیمینار ها و سمپوزیم های علمی و مطبوعا ت کشورطی دوران حیات شان ایراد نموده بودند نشر وتعدادی هم نزد دوستان و فرهنگیان کشور موجود می باشد که امیدوارم در صورت امکان لطف نموده و کاپی آنرا در اختیار سایت 24 ساعت قرار دهند تا با نشر آنها خدمتی به جامعه فرهنگی کشور صورت بگیرد و علاقمندان و خواننده گان محترم نیز از آن استفاده کنند.
استاد بشیر هروی با ذوق ادبی بی مانند خویش و استعداد عالی در سرایش شعر ، علاوه بر اشعار طنزی ،سروده های نیز در قالب غزل ، مثنوی ، قصیده ، مخمس ، رباعی و دوبیتی دارند که متأسفانه بصورت مجموعه ای جداگانه هنوز بچاپ نرسیده .
اینک توجه خواننده گان محترم را به چند نمونه از اشعار ایشان جلب می کنیم:
ای عشق
چه چیزی وز کدامین جایی ای عشق
که هر جا مایه ء غوغایی ای عشق
کتاب افتخارات بشر را
بهین سر لوحهء زیبایی ای عشق
اگر جان فی المثل گلخانه باشد
تو از خوشبو ترین گلهایی ای عشق
وگر دل ساغری باشد پر از می
تو در آن نشئهِ صهبایی ای عشق
گهی در کسوت زیبای مهتاب
زمین را روشنی افزایی ای عشق
گهی چشمک زنان در شکل اختر
دل از پیر و جوان بربایی ای عشق
گهی اندر لباس سبزه و گل
طراز دامنِ صحرایی ای عشق
گهی در گوش اهل ذوق و مستی
نوای بلبلِ شیدایی ای عشق
گهی در دیدهِ آتش نگاهان
نگاهِ دلکش و گیرایی ای عشق
یکی دریاست ، روح آدمیزاد
تو چون گوهر در آن دریایی ای عشق
ره آورد نفیسِ اهل بینش
ز سیر عالم بالایی ای عشق
جهان بی توست وحشتزای و تاریک
مگر مهر جهان آرایی ای عشق
«بشیرت» را به سوزی آشنا ساز
ولیکن سوز پر معنایی ای عشق
بسوزان مرغ جانش را پر و بال
که تاب شعلهء سینایی ای عشق
تظاهر
نگاهِ دلنوازت را بنازم
تظاهر بر نمازت را بنازم
تو سرگرم نماز و کرده نازت
مرا دیوانه ، نازت را بنازم
لبخند دل انگیز
ترا گر باور آید یا نیاید
بیادت مرغ جان پر می گشاید
به لبخند دل انگیز تو سوگند
که دل هر لحظه سویت می گراید
در پایان بدین مناسبت مراتب تسلیت و همدردی خود را بخانواده های بشیر و همه فرهنگیان و قلم بدستان عزیز کشور تقدیم میکنم
روان شان شاد ، یادشان گرامی و خاطرات شان جاودانه باد
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی
1 قوس 1402 خورشیدی
ملبورن – آسترالیا
تاریخ نشر : دوشنبه 29 عقرب 1402 خورشیدی – 20 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
دریغ
به جز دریغ نگفت کس به غصه های شما
به درد های زن و مرد و بچه های شما
به ظهر و شام و سحر غزه غرق خون گردید
کجا کسی شنید آهِ بی صدای شما
سکوت به قتل عزیزانِ بی نوا جرم است
کجاست مرهمی بر زخم بی دوای شما
به شهر غزه دگر زیر بنایی باقی نیست
جفا گران همه خواهند انزوای شما
« بشیر» کجاست بگو حامیان نسل بشر
به جز دریغی نگفت کس در عزای شما
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
بیستم نوامبر 2023
تاریخ نشر : یکشنبه 28 عقرب 1402 خورشیدی – 19 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
شمع عمر
گفته بودی با حریفان کآشنایت نیستم
لحظه ای بنگر بسویم تا بدانی کیستم
درد ها دارم بد ل پیوسته بیتاب تو ام
غصه هایم را ببین دیگر مگو من چیستم
سینه ام آتش گرفته ، شمع عمرم آب شد
بسکه در هجران تومن تا سحر بگریستم
رنج ها دیدم کجایی تا ببینی حالِ من
با تحمل، درسکوت، بی آه و فریاد زیستم
پیچیش زلفت ز بس پیچید در پای دلم
شانه بر دستِ « بشیر» گوید که زلفت ریستم
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
28 عقرب 1402
تاریخ نشر : پنجشنبه 25 عقرب 1402 خورشیدی – 16 نوامبر 2023 میلادی- ملبورن – استرالیا
ای وطن
ای وطن دیگر مرا افسون مکن
بهر هجرت سینه ام پرخون مکن
ای که میدانی امیدم بسته شد
ظلم بر من زندگی ام خسته شد
بسته شد راه جنون ها بر سرم
سوخت سر تا پا مرا هم پیکرم
عشق تو هم دلبر و هم یاورم
پر گهر باشد ز تو بال و پرم
ساختی آواره ی دنیا مرا
عشق شیرینت نبود آنجا مرا
عشق خود را در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم
ای که از هجران تو شیدا منم
عاشق گم گشته ای دنیا منم
5 فبروری 2023
تاریخ نشر : پنجشنبه 25 عقرب 1402 خورشیدی – 16 نوامبر 2023 میلادی- ملبورن – استرالیا
چشم هایم طلوع میکنند
بر فراز شانه های ” پامیر “
دست هایم جاری میشوند
در رود آبی ” پنجشیر “
پا هایم جوانه میزند
در آغوش ” بودا “
قلبم میتپد
در بزم سیمرغان ” تکسار “
و در نفس هایم
تمام ماهی های سپید
” آمو “
میرقصند
ریشه های من در ” اندراب “
سبز است
من «هراتم در هریرود» ستاره میچینم
پس ما را
چگونه خاموش میکنید ؟
چرا ما باید بمیریم ؟
وقتی بگویم آزادی !
ای نهنگ های خونخوار !
ای گلوله های از هر جهت شرعی !
شما را به ایمان تان درنگ !!!!
در ما خورشید متجلی است
ما نماد خداییم بعد از خدا
که از کلام ما عشق متولد است
و در پوست ما به عدالت و برابری میرسد
حالا شما بگوئید
ریشه تان از کجا آب میخورد ؟
تاریخ نشر: چهارشنبه 24 عقرب 1402 خورشیدی – 15 نوامبر 2023 – ملبورن – آسترالیا
عمرشاعر بیچاره در غم و اندوه میگذرد در زندگی کسی به دادش نمیرسد وقتی که از جهان رحلت کرد اشعار و غزلهایش را خواندند و غمهای او را که حس کردند باز تأسف ميكنند كه شاعر خوبي بود افسوس كه در گذشت این مطلب در ذهنم گذشت و به صورت غزل به وجود آمد که میخوانید:
دعا گوی تان شیخ مولوي خنجري
شاعر ما درگذشت
یک نفس راحت نگشتیم عمر بی باور گذشت
نیمی در غربت گذشت و نیمی در اخگر گذشت
هیچ کس ما را به وقت گریه دلجوئی نکرد
زندگی در وقت پیری خیلی درد آور گذشت
دیدم از یاران شیرین بیوفائی ها عجب
هر کدام از دور ما با سرعت صرصر گذشت
ناله کردم گریه کردم از فراق گلرخان
زندگی چون شبنمی آن هم به چشم تر گذشت
پیر ما هم درگهی میخانه را بر ما ببست
بزم ما بی شاهد و بی باده و ساغر گذشت
تنگ شد بر ما در اینجا چار دیواری قفس
هَستِیَم پر حسرت و پر آه و درد سر گذشت
رفتی زین وحشت سرا ای خنجری با درد دل
فاتحه خوانند گویند : شاعر ما درگذشت
تاریخ نشر : دوشنبه 22 عقرب 1402 خورشیدی – 13 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا.
الهی غنچهء امید بکشای
گلی از روضهء جاوید بنمای
« جامی »
فصل دوم:
تعلیق و تحشی بر تکملهء مولانا عبدالغفور لاری
به تصحیح و مقابله و تحشیهء
شادروان استاد علی اصغر بشیر هروی
بخش سوم :
1 – اینکه نویسندهء تکمله ننوشته است که آن مسئله چه بوده ، وقوع سوال و جواب مذکور را منتفی نمیسازده ، زیرا گذشته از اینکه « نمیدانم» غیر از (نیست است وعدم وجدان برعدم وجود دلالت نمیکند لازم نیست که برای اثبات یک مسئله را که جزئیات آن بیان نشده باشد ، مورد تردید قرار دهیم ، اکنون می بایست نیمی از کتب رجال و تاریخ را بدور می انداختیم زیرا اغلب این قبیل کتب فاقد توضیح جزئیات است مثلآ در شرح حال یکی از دانشمندان میخوانیم که پنجاه مجلد کتاب نوشته است.
آیا بدلیل اینکه چون نویسندهء شرح حال او نام کتابها را بتفصیل ننوشته است می توانیم بکلی منکر تصانیف او بشویم ویا اگر نام کتابها را نوشته باشد بدلیل اینکه موضوع آنها را ذکر نکرده است در وجود خارجی کتاب مذکور تردید نمائیم؟ واضح است که خود خوانندهء محترم میداند که استدلال شاغلی مدرس جز بر همین اساس نبوده است !
2 – در بارهء اینکه شاغلی مدرس صحت ادعای نویسنده تکمله را بتواتر موکول نموده باید یادآوری شود که قضیه مذکور اگر بحد تواتر نرسیده باشد باری از جملهء اخبار آحاد خارج شده و در صف قضیه های مسلمه وارد گردیده است زیرا غیر از لاری نویسندهء تکمله دیگری فخرالدین علی صفی نیز این حکایت را بصورت واضحتر نقل کرده است و اگر گفته شود که فخرالدین علی از شاگردان ویا از جملهء دوستان لاری بوده واین حکایت را از او روایت کرده است ازاینکه فخر الدین علی از یکطرف نام فاضل قوشجی را یاد کرده واز طرفی دیگر طرز ورود او را نزد جامی بهیئت و رسم ترکان و مطایبه جامی را با او که ( مولانا در جمتای شما ازین چیزی بهتر نبود در کتاب خود آورده و این مطالب در تکمله نیست ، واضح میشود که مأخذ صاحب رشحات غیر از تکمله بوده!
3 – اتفاقآ در خصوص احاطه و تبحر مولانا جامی در علوم ریاضی غیر از شخص عبدالغفور لاری و فخرالدین علی عده ای از معاصرین وی مطالبی گفته اند که مندرجات تکمله را تأیید مینماید و ما مطالب مذکور را در سطور آینده بمناسبت موضوعات متن نقل خواهیم نمود و بنابر آن در صحت قضیهء پرسش قوشجی (1) (هرچه بوده است) شکی باقی نمیماند.
ص 10 س 14 – نفس قدسی : اصطلاحی است فلسفی که از آن قوهء دریافت مطالب مشکله را در کمترین مدت بدون کمک و دستیاری فکر اراده کنند و بهترین توصیف و تشبیهی که برای آن در آثار قدما توان یافت شاید نوشتهء ابن سینا در کتاب « الاشارات و التنبیهات » باشد بدینقرار :
« و من قواها مالها بحسب حاجتها الی تکمیل جوهر ها عقلا بالفعل فاولها قوة استعدادیه لها نحوالمعقولات و فدیسمیها قوم عقلا هیولانیا و هی المشکاة» و تتلو ها قوة اخری تحصل لها عند حصول المعقولات الاول لها فنتیهیا بها الاکنساب الثوانی اما بالفرة وهی (اشجرة الزیتونة) ان کانت ضعفی او بالحدس فهی (زیت) ایضأ ان کانت اقوی من ذلک فتسمی عقلا بالملکهة وهی ( الزجاجة). والشریفة البالغة منها قوة قدسیة (یکاد زیتها یضیئی) ثم یحصل لها بعد ذکلک وقوة و کمال ، اما الکمال فان تحصل لها المعقولات بالفعل مشاهئة متمثلة فی الذهن و هو (نورعلی نور) و اما القوة فان یکون لها ان تحصل المعقول المکتسب المفروغ منه کالمشاهد متی شائت من غیر افتقار الی اکتساب و هو ( المصباح ) و هذا الکمال یسمی عقلا متفادا و هذا القوة تسمی عقلا بالفعل و الذی یخرج من الملکة الی الفعل التهام و من الهیولانی ایضآ الی الملکة فهوالعقل الفعال و هو (النار) (2) .
ص 10 س 16 – طریق خواجگان : اصطلاحی است از روش عرفانی صوفیان نقشبندی (پیروان مکتب تصوف خواجه بهاءالدین نقشبند قدس سره ) که اساس تعلیمات ایشان بر روی این هشت اصل قرار دارد :
1 – هوش دردم ، یعنی انتقال از نفس بنفس دیگر باید از روی آگاهی باشد .
2 – نظر بر قدم ، یعنی تمرکز همت و جلوگیری از تشتت و پراکندگی نظر .
3 – سفر در وطن ، یعنی خود را از منزل صفات زمیمه بمقام صفات حمیده رسانیدن .
4 – خلوت در انجمن ،ۀ یعنی بظاهر با خلق و بباطن باحق بودن.
5 – یاد کرد ، یعنی ذدکر لسانی یا قلبی .
6 – بازگشت ، یعنی اخلاص در ذکر و عبادت .
7 – نگاهداشت ، یعنی مراقبت خاطر از توجه بغیر حق .
8 – یادداشت یعنی دوام آگاهی بحق .
تعبیر اصول هشتگانهء مذکور از خواجه عبدالخالق غجدوانی است واین طریقه را بدانسبب طریق خواجگان نامیده اند که بنیان گذار نخستین مکتب عرفانی آن خواجه یوسف همدانی بوده و خلافای او نیز تا خواجه عبیدالله احرار غالبآ بنام وعنوان خواجه یاد میشده اند. ( برای اطلاع بر جزئیات تعالیم خصائص طریق خواجگان نفحات الانس جامی و شرح رباعیات ایضآ از عارف مذکور و رشحات از فخرالدین علی و متن تکمله یعنی کتاب حاضر دیده شود.)
ص 11 س 8 – اتقوا فراسة المؤمن … : حدیث نبوی (ص) است که در جامع صغیر (ج 1 ص 8) تمام آن بدینقرار روایت شده است :
اتقوافراسة المؤمن فانه ینظر بنورالله عزوجل ( و نیز رجوع شود به نفحات ص 81 و 378 ) ص 11 س 11 – العلم نقطه کثرها الجاهلون : برای اطلاع بر شرح و تفسیر دقیق عبارت فوق بهترین وسیله نوشته ها و منظومات مولانا جامی قدس سره بخصوص مثنوی نفیس سلسلة الذهب وبالاخص دفتر اول آن مثنوی است .
ص 11 س 17 – پیش پدر خود گذرانیده بودند : مدرس گیلانی در مقدمه هفت اورنگ نوشته است : « لاری در شرح حال جامی راجع بتحصیلات وی گفته :
روزی سخن از استادان و معلمان ایشان در میان آمده بوده است ایشان فرموده اند که ما پیش هیچکدام از استادان چنان سبقی نگذرانیده ایم که ایشانرا بر ما غلبه و استیلائی بوده باشد ، بلکه همیشه بر هریکی در بحث غالب بودیم ، احیانآ بما سر بسری میکردند ، هیچیک را در ذمهء ما حق استادی ثابت نیست و ما بحقیقت شاگرد پدر خودیم که زبان از وی آموختیم چنین معلوم شده است که 3 » برخلاف تصور و ادعای ناشر هفت اورنگ ، عبارات مذکور در فوق از لاری نیست واز فخرالدین علی در رشحات می باشد (رک: رشحات ص 135 – 136).
ص 11 س 20 – مولانا جید : از شرح حال مولانا جنید با وصف اینکه از استادان مدرسه معروف نظامیهء هرات بوده است ، متأسفانه اطلاع زیادی بدست نیست جز انیکه فخرالدین علی صفی در رشحات ویرا بلقب اصولی خوانده واز مهارت و شهرت او در علوم عربیت یاد نموده واز اینکه مولانا جامی درس خود را نزد مولانا جنید در نظامیه میخوانده است سخن گفته (4) و همه تذکره نویسان احوال جامی این مطالب را از رشحات گرفته و در ضمن احوال وی نقل نموده اند.
ص 11 س 22 – مختصر تلخیص : شرحی است که علامهء تفتازانی (سعدالدین مسعود بن عمر بن عبدالله التفتازانی متوفی بسال 797 هجری ) در سال (756) در شهر عجدوان بر تلخیص المفتاح خطیب قزوینی نوشته و آنرامختصرالمعانی نام نهاده است .
ص 11 س 23 – شرح مفتاح : شاید شرح قسم ثالث از مفتاح العلوم سکاکی باشد که علامهء تفتازانی در سمرقند بسال 787 نوشته است .
ص 11 س 23 – مطول : شرحی است که علامهء تفتازانی بر تلخیص المفتاح سابق الذکر در سال (748) هنگامی که در شهر هرات بوده نوشته است وآنرا بنام سلطان معزالدین کرت (732 – 771) مصدر ساخته است .
ص 11 س 24 – حاشیه : گویا مقصود از حاشیه تعلیقات دقیقی است که میرسید شریف الدین علی بن محمد حسینی جرجانی معروف به میر سید شریف بر مطول نوشته و بحاشیهء میر معروف است (ایضآ رجوع شود بسطور آینده).
ص 11 س 24 – خواجه علی سمرقندی : از شاگردان میر جرجانی و مورد احترام علما و فضلای هرات بوده و بروایت رشحات از مولانا جامی «اکثر مستعدان و افاضل هرات پیاده در رکاب … و مولانا خواجه علی سمرقندی میرفتند » (5) سال وفاتش معلوم نیست .
ص 11 س 25 – سید شریف جرجانی سید شریف الدین علی بن محمد جرجانی از معروفترین علماء قرن هشتم و معاصر علامهء نفتازانی و مصنف کتابهای مفید و مهم مانند شرح مواقف و تعریفات و صرف میر و نحو میر و کبری در منطق و رساله مراتب وجود و حاشیه بر مطول و غیره . در جرجان متولد شده و پس از تحصیل علوم متداوله درسال (759 – 786ش) بود . به شاه شجاع معرفی شد ، وبعدآ بمسرقند رفته با علامه نفتازانی مباحثات علمی بسیار نموده سپاس بشیر از برگشته و همانجا تا زمان مرگ اقامت اختیار کرده است و الادتش در سال (740) و وفاتش بسال 816 اتفاق افتاده و سی و یک مجلد کتاب باو نسبت داده اند.(6)
ادامه دارد …
پاورقی ها :
1 – مولانا علاءالدین علی بن محمد بقول مؤلف حبیب السیر اعلم علماء زمان بود و در صغر سن منظور نظر میرزا الغ بیک (810 – 853 شده بیمن تربیت آن پادشاه در علم بدرجات عالیه تصاعد نمود ومیرزا الغ بیک او را فرزند میخواند (حبیب السیر ج 4 ص 38) و از فرط محبت گاهی در شکار گاه قوش خاصه بدست وی میداد و باین سبب ظرفا او را بملاعلی قوشجی مشتهر ساختند بهمته کمل ذیح الغ بیک و کتب رسالة فتحیه فی الهیئة توفی سنه 879
(هدیة الاحباب ص 221 – 222).
2 – الاشارات و التنبیهات ص 126 – 127 .
3 – مقدمهء هفت اورانگ ص 8.
4 – رشحات ص 134 .
5 – رشحات ص 136 .
6 – هدیة الاحباب ص 161 ، از سعدی تا جامی ص 376 – 378 .
تاریخ نشر : 18 عقرب 1402 خورشیدی – 9 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
نه من بیهوده گِیرد حضرتِ انسان می چرخم
طواف عشق دارم در پی ، رحمان می چرخم
به هنگامِ سماع بر حق ، تجلی می کند مطلق
بصد جلو ه ببینم در سماع ، حیران می چرخم
دو دستی با دعا دارم ، به یزدان التجا دارم
بشور و وجدِ احساس دوُر این، دامان میچرخم
از این چرخیدن و ، رقصیدنم عرشِ خد ا لرزد
کند تمکین ملائک ، نذر این آسمان می چرخم
بیا با ما به خانقه ، سماع کن نیست فَسَقّهَ
به گِردِ عارضش آئینه وار ، رقصان می چرخم
بخود چرخیدنم معنی دهد این، خود شناسی را
اگر خود را شناسم بر خدا، یکسان می چرخم
خدا از سیرت خود، صورتی داد بر جمعی آدم
ملائک گفت بسجده در پی، فرمان می چرخم
بگفت شیطان برای حضرتِ حق، عرضِ شیطانی
هر آن بنده بتو شد کافر و بر ، آن می چرخم
بِچرخ زرغون شنو یک بار، صدایِ عاشقانِ حق
بگوشِ هوش سروشِ ناله و ، افغان می چرخم
۵ نومبر ۲۰۲۳
ناروی
تاریخ نشر : جمعه 12 عقرب 1402 خورشیدی – 3 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا
قشونِ فِتنه
نگر به غزه چه کاشانه ها خراب شده
ز حیله ها وستم غصه بی حساب شده
صدای غرش تانک و جنایت پیهم
ز جورِ لشکر وحشت چه اضطراب شده
دو جرعه آب نبینی برای تشنه لبان
بهر طرف که نظرمی کنی سراب شده
چه طفلکان نشسته میان غصه و غم
چه مادرانی که با ناله هم رکاب شده
خبر رسید که طفلی بیادِ مادرِ خود
نشسته با دل خونین و در عذاب شده
و یا به گوشه دیگر پدر چه نالانست
بیاد همسر و طفلان که لاجواب شده
به سازمان ملل بعد ازین یقین نکنیم
که از جفای همه ملتی کباب شده
خوش آندمی که بشارت دهد«بشیر»بما
قشون فتنه گران غرق منجلاب شده
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
سوم نوامبر 2023
تاریخ نشر: چهارشنبه 10 عقرب 1402 خورشیدی – 1 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
رنگِ اندوه
رنگ اندوهی گرفته آب در مرداب ها
هر شبی این رنگ ها آید مرا در خواب ها
با نگاهت عالمی درخاک وخون غلطیده است
باز هم با جلوه افزایی به خود بی تاب ها
جلوه ات از تابش مهتاب روشن تر بود
از فروغ روی تو گردد خجل مهتاب ها
گر خرامی سوی دریا بهر گلگشت ای صنم
بر تماشایت کشد سر ماهیان از آب ها
حسرتا جز غم نصیب ما نشد در زنده گی
بر دل ما بی قراری بیخت چون سیماب ها
از دیار ما نمی آید سرود خوش به گوش
تار ها شد کنده و بشکست هم مضراب ها
محمد اسحاق ثنا
ونکوور کانادا
۳۱ اکتوبر 2023
تاریخ نشر : سه شنبه 9 عقرب 1402 خورشیدی – 31 اکتوبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
الهی غنچهء امید بکشای
گلی از روضهء جاوید بنمای
« جامی »
فصل دوم:
تعلیق و تحشی بر تکملهء مولانا عبدالغفور لاری
به تصحیح و مقابله و تحشیهء
شادروان استاد علی اصغر بشیر هروی
بخش دوم :
دیوان شعری از وی باقی مانده است که راوی آن ابوبکر والبی بوده و بنام دیوان قیس بنی عامر یا دیوان مجنون شهرت داردو شنیده ام که یکی از فضلأ معاصر آنرا بنام ترانه های مجنون ترجمه کرده است .
سرگذشت مجنون موضوع چندین منظومهء شیوای دری واقع شده که ازآنجمله لیلی مجنون نظامی ، لیلی مجنون امیرخسرو دهلوی ، لیلی مجنون مکتبی ولیلی مجنون مولانا جامی است .
ص 8 س 8 – هذا یدالله : برای تفسیر و شرح این حدیث بفص حکمة مهیمیته فی کلمة ابراهیمیة از کتاب نقدالنصوص مولانا مراجعه شود.
ص 5 س 17 – دل فارغ ز درد عشق …. از منظومه های سبعه « هفت اورنگ است بیت » مذکور و ابیات بعد از آن در هفت اورنگ چاپ مدرس گیلانی بصفحه 593 درج است .
ص 6 س 2 – بحمدالله که تا بودم …. این بیت و ابیات بعد از آن نیز از منظومهء یوسف و زلیخا است ( رک : هفت اورنگ چاپ مذکور ص 594) .
ص 6 س 8 – لذت عشق …. مطلع غزلی عارفانه از مولانا جامی است که در صفحه (710) دیوان وی ثبت آمده است. ص – 6 س 15 – رفت آنکه …. ( رک : دیوان ص 825 و لوایح ص 6 ).
ص – 6 س 17 – رفت سحر …. ( رک : لوایح جامی ص 5) .
ص – 6 س 23 – جنید : سیدالطائفه ابوالقاسم جنید بن محمد زجاج معروف به جنید و قواریری و خراز از بزرگان صوفیه ومؤسس فرقه جنیدیه بوده که یکی از مهمترین فرق صوفیه است . وی مورد احترام تمام مشایخ ، عرفاء و اصلا از مردم بهاوند بوده ولی مولد و مشاوی بغداد بود . بسیاری از سلاسل تصوف ، نسبت خود را باو میرسانند. او شاگرد سری سقطی بوده و در تذکره های احوال عرف ، سخنان و کراماتی از او نقل شده است .
مرحوم محمد قزوینی در حواشی شدالازار ( ص 43 ) این نکته را در بارهء جنید یاد آوری نموده که « در جمیع مأخذ مذکوره ( حلیه الاولیا ج 10 ص 255 – 287 ، و تاریخ بغداد 7 ص 241 – 249 و فشیری ص 18 – 19 و ابن خکان در حرف جیم و نفحات ص 89 – 92 )وغیر مذکوره از سایر کتب رجال و تواریخ نام و نسبت جنید را بهمان نحو که ما در فوق مرقوم داشتیم ( جنید بن محمد بن جنید) ضبط کرده اند فقط صاحب قاموس برخلاف عموم مأخذ دیگر گفته که نام او سعید بن عبید است و جنید لقب او بوده و ماهیچ ندانستیم که وی این مطلب عجیب را از کجا نقل کرده است». وفات جنید بروایت جامی از طبقات و قشیریه درسال (297) و از تاریخ یافتی در سنه (298 – 299) اتفاق افتاده است ( نفحات چاپ تهران ص 80).
ص – 6 س 23 شبلی : ابوبکر جعفر بن یونس یا جعفر بن جحدر یا دلف بن جحدر معروف بشبلی از بزرگان مشایخ صوفیه و در طریقت شاگرد جنید و در فقه بمذهب مالکی بوده و کتاب موطارا از برداشته است و از او نیز کرامات و حکایات و سخنان بسیاری در باره مباحث عرفانی نقل شده است . وفاتش در بغداد بسن (87) سالگی در سال (334 یا 335) واقع شده ( برای اطلاع بیشتر در بارهء شرح حال واقوال او رجوع شود به نفحات الانس ص 180 – 183 و دهخدا ص 379 و معجم البلدان ج 3 ص 256 و تذکرة الاولیا ج 2 ص 38 ).
ص 7 س 6 – رفتم بتماشای گل… . ( رک: لوایح ص 6).
ص 7 س 8 – از لطف قد …. (رک : لوایح ص 6 ، دیوان ص 836 ) .
ص 7 س 11 – المجاز قنطرة الحقیقته : بهترین شرح وتفسیر این عبارت بوسیلهء مولانا درمثنوی زیبای یوسف و زلیخا ضمن داستان بازغهء عادیانی آمده است.
ما خوانندهءمحترم را بمطالعهء منظومهء مذکور توصیه میکنیم و ضمنآ این ابیات را بطور نمونه از آنجا نقل مینمائیم:
جمالش پاک بو د از تهمت عیب
نهفته در حجاب پردهء غیب
ز ذرات جهان آئینه ها ساخت
زروی خود بهریک عکسی انداخت
بچشم تیز بینت هر چه نیکوست
چو نیکو بنگری عکس رخ اوست
چودیدی عکس سوی اصل بشتاب
که پیش اصل نبود عکس را تاب
معاذ الله ز اصل ار دور مانی
چون عکس آخر شود بی نور مانی
نباشد عکس را چند ا نبقائی
ندارد رنگ گل چندان رفائی
بقا خواهی بروی اصل بنگر
وفا جویی بسوی اصل بگذر
نشیمن بر تر از کوی و مکان گیر
فراز کاخ معنی آشیان گیر. (1)
ص 7 س 15 – بنظم یوسف و زلیخا بطوریکه ناظم قدس سره در اواخر مثنوی مذکور یاد کرده است سال (888) بوده و عین گفتهء مولانا چنین است :
قلم نساجی این جنس فاخر
رسانید آخر سالی بآخر
که باشد بعد از آن سال مجدد
نهم سال ازنهم عشرازنهم صد.
وواضح است : سالی که بعد از آن سال نهم از عشر نهم از قرن نهم باشد سال (888) است یعنی ده سال قبل از وفات مولانا.
ص 8 س 12 – از خدنگ خود …. بیتی است کاز غزل شیوائی که مطلع آن در صفحه (79) نقل شد و اصل غزل در صفحه (409 – 460 ) دیوان جامی طبع تهران ثبت شده است . ص 8 س 21 – خواهم از حسنش … : از غزلی است بمطلع ذیل :
هر شبی کز ماه مهر افروز خود یاد آورم
از فغان و ناله شهری را بفریاد آورم
و تمام آن در صفحه (538) دیوان موجود است .
ص 8 س 25 – باز گوید غایرت … : مقطع غزل فوق است .
ص 9 س 21 – بکتابت نفحات الانس مشغول بودند: مصنف رحمةالله در حواشی نفحات الانس _( که کتاب حاضر تکلمه آنست ) مطالب متن را با اندکی تغییر آورده از انجمله گفته است : روزی فقیر بخدمت ایشان قدس سره در آمدم وایشان بتألیف این کتاب مشغول بودند و از صحبت خلق شکایت کردم فرمودند که خلق خدای تعالی را از عالم بیرون نمیتوان کرد …(حواشی نفحات الانس نسخه خطی موزیم هرات).
ص 10 س 9 – یکی از دانشمندان ماوراءالنهر : شاغلی مدرس گیلانی ناشر هفت اورنگ در مقدمه ای که بر کتاب مذکر (چاپ تهران) افزوده است نوشته که « گویا سائل در این مسأله هیوی همان علاء الدین علی قوشجی مؤلف شرح تجریدجد است که از راصدان مرصد سمرقند بسال 841 است 2».
شاغلی مدرس گیلانی بر مطلب فوق ، این مطلب را نیز افزوده که : « هرچند صحت این سوال و جواب بآن کیفیت که لاری یاد کرده معلوم نیست زیرا که اولا ننوشته که آن مسئله چه بوده دیگر آنکه هرگاه این امر صحت میداشت تحقیقآ شهرت پیدا میکرد و ناگزیر دیگران نیز می نوشتند و اگر نیز نوشتند باید ملاحظه کرد ناقلین خود دیده و شنیده بودند یا از همین لاری شاگرد جامی نقل کرده اند (3).
شاغلی مدرس در ضمن این چند سطر که اتفاقا یگانه قسمت تحقیقی و انتقادی مقدمهء هفت اورنگ بشمار میرود ، دو مطلب را گنجانیده است : نخست وقوع سولا و جواب بین مولانا جامی و دانشمند ماوراءالنهری آنهم بدلیل اینکه لاری ننوشته ست که آن سوال وجواب چه بوده و یا بدلیل اینکه دیگران غیر از لاری از آن یاد نکرده اند.
برای اینکه اشتباه و تردید شاغلی مدرس بکلی برطرف شود و جویندگان شرح حال عارف جامی بصحت واقعهء مذکور ( مذاکرهء قوشجی و جامی) اطمینان حاصل نمایند، میگوئیم : اگر چه شاغلی مدرس مدرک استنباط خود را در بارهء اینکه پرسنده آن مسئله فاضشل قوشجی بوده است ، بدست نداده اند ولی حقیقتآ شخص مذکور فاضشل قوشجی بوده بدلیل اینکه در رشحات عین الحیات کیفیت این پرسش و پاسخ بشرح ذیل آمده است :
« روزی در هرات مولانا قوشجی بهیات و رسم ترکان جمتای عجیب بر میان بسته بمجلس شریف ایشان در آمده است و بتقریب شبههء چند بغایت مشکل از دقائق فن هیأت القا نموده ، ایشان بدیهتآ هریکی را جوابی شافی گفته اند چنانچه مولانا علی ساکت شده متحیر بمانده وایشان برسبیل مطائبه فرموده که مولانا در جمتای شما بهتر ازین چیزی نبود؟ مولانا علی بعد ازان بشاگردان خود میگفته است از آن روز باز مرا معلوم شد که نفس قدسی درین عالم موجود بوده است !(4).
و از گفتهء مولانا علی قوشجی راجع به وجود نفس قدسی که در تکمله نیز از زبان دانشمند ماوراء النهری نقل شده است ، واضح میشود فاضل قوشجی باشد در صحت نوشته صاحب تکلمه اظهار تردید کرده است . نکات آینده قابل توجه خواهد بود:
ادامه دارد …
پاورقی ها :
1 – یوسف زلیخای جامی ( هفت اورنگ) ص 652 – 654 .
2 – مقدمه هفت اورنگ : ص 6.
3 – ایضأ ص 6 .
4 – رشحات : ص 135 .
تاریخ نشر : دوشنبه 8 عقرب 1402 خورشیدی – 30 اکتوبر 2023 – ملبورن – آسترالیا
داغ جگر
محرم رازی که چون شمس قمر باشد مرا
شکر لله هر دمی از وی خبر باشد مرا
بسکه سودای حضورش را بدل پرورده ام
فکر او چون دامنی لعل و گهر باشد مرا
شوق دیدارش مرا باشد جهان دیگری
چون نفس درمعدن دل مشت زر باشد مرا
صورت زیبای او گردیده محراب سجود
در زمین و آسمان مد نظر باشد مرا
چشم بی تابم به بستر از غمش پهلو نزد
نسخه ئ از دفتر داغ جگر باشد مرا
غربت صحرای وصلش در بدن گل میکند
همچو داغ لاله هر شام و سحر باشد مرا
در خیابان وصالم یک چمن گل کرد و رفت
هر خرام او به دل شور دیگر باشد مرا
گر چه شهنازم مرا پیوسته دلداری دهد
رنج دوری از فراقش صد شرر باشد مرا
بر نوازش های آن آرام جان خو کرده ام
ذوق هر ناز و ادایش بال و پر باشد مرا
گر چه میسوزم بظاهر شعله موجود نیست
آخر از این آتش و دود یک اثر باشد مرا
گریه ها کردم چو « واعظ » از دل زارم مپرس
اشک چشمم روی بالین زیر سر باشد مرا
ملا عبدالواحد واعظی
هرات – 6 میزان 1402 خورشیدی
تاریخ نشر : چهارشنبه 3 عقرب 1402 خورشیدی – 25 اکتوبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا
گریستم
قیوم بشیر هروی
ملبورن – آسترالیا
3 عقرب 1402 خورشیدی
دیشب ز ناله ها چو نوشتی گریستم
از رنج و غصه ها چو نوشتی گریستم
ازخاک من ، هرات من ، ا ز سرزمین من
از ماتم و عزا چو نوشتی گریستم
از حادثات غمزده و تلخ آن دیار
از آن همه بلا چو نوشتی گریستم
ویرانه گشت خانه ِ امیدِ مردمان
از دردِ بی دوا چو نوشتی گریستم
از ناله های روز و شب سرزمین قدس
از قوم بی حیا چو نوشتی گریستم
از چند هزار شهید بخون خفته زمان
از قدس و ماوراء چو نوشتی گریستم
یکسو صدای ضجه طفلان بی نوا
یکسو ز آن جفا چو نوشتی گریستم
نفرین بر آنکه طالب جنگ است روز و شب
از آهِ بی نوا چو نوشتی گریستم
بازا« بشیر» به رنج دل مظلومان نگر
از ظلم ناروا چو نوشتی گریستم
تاریخ نشر : 1 عقرب 1402 خورشیدی – 23 اکتوبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
سر باختن
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
1 عقرب 1402 خورشیدی
خدایا این چه طوفان وچه کُشتن کُشتن است امروز
ز جورِ پیر استعمار جهان در سوختن است امروز
چه سالها میشود کاین سرزمین قدس اشغال است
و حُکام مسلمان هر کدام در خُفتن است امروز
الهی در بگیرد (1) منبع توپ و تفنگ هر جا
ز بیداد جمع نادان چه بمب انداختن است امروز
نظر کن بر فلسطین و ببین درد و غم مردم
بروی طفلکان حتی شرر افروختن است امروز
هزاران قتل و ویرانی به زیر چتر استبداد
ولی این مادرِ وحشت هنوز آبستن است امروز
ز شیطان بزرگ و پیروانِ بی سر و پایش
نباشد انتظار وقتی جهان در سوختن است امروز
تمامِ درد ما یاران ، ز حُکام مسلمان است
که هریک گوشه ای عزلت بفکر زیستن است امروز
«بشیرا» غصه ها تا چند و رنج و ناله ها تا کی
به دنیایی که پایانش چنان سرباختن است امروز
اول عقرب 1402
ملبورن – آسترالیا
1 – در بگیرد = آتش بگیرد ، بسوزد .