۲۴ ساعت

آرشیو 'اشعار'

28 می
۳دیدگاه

قدرتِ ذره

تاریخ نشر: سه شنبه 8 جوزا ( خرداد ) ۱۴۰۳ خورشیدی – 28 می 2024  میلادی – ملبورن – آسترالیا

قدرتِ ذره

از ذره بِترس ،  که  ذره ها   جان گیرد

آن را که به چشم ،  نبینی  تو  آن گیرد

پیمانه که پرُ شود ، چنان  یک ویروس

شاهانِ  جهان  و ،  شاهِ   دوران  گیرد

بر   قدرت  یک  ذره  ،  تو   ایمان آور

زیرا  که  بوّد ،  قدرتِ     اصلی   داور

صد جسم عزیز بخاک  و  خون  افتادند

ویروس   کرونا  و  ،   ذره  کن   باور

من   قدرت   ذره   را ،  بدیدم   اکنون

این ذره ، بداد مرا  چنین  یک  آزمون

یک لحظه ، چنان  نمود  مرا  فرسوده

نزدیک ،  به جنازه  و مزارِ (زرغون)  

اینها همه کثرت اند  ، به  گِرد  وحدت

غفلت منما ،  ز  کثرت   و  آن وحدت

هردو همه واحد است  و مطلق جاوید

محکم  ببند ، که  نگسلد   آن  وصلت

محمد ابراهیم زرغون

25 می 2024

ناروی

28 می
۳دیدگاه

عمقِ نگاهت

تاریخ نشر: سه شنبه 8 جوزا ( خرداد ) ۱۴۰۳ خورشیدی – 28 می 2024  میلادی – ملبورن – آسترالیا

عمقِ نگاهت

با دیدن دیوار های کاه‌گلی
شراره درد با شعله های رنج
مرا می‌نوشید
آمدم تا یاد تو را از دل بیرون
کنم که نشد
در دلم کاشته شدی
با یاد تو اشک در چشمانم
خندید
راز سکوت
طناب عشق می‌بافد
آسمان صاف دلم را از پنجره‌یی مست لبانت بیرون انداخت
در عمق نگاهت غرق
در دریا بیکران مهرت شدم
ظلمت شب ریخت بهم
ستاره چشمانم فقط ساغر
نگاه تو را از خیال می نوشد
من در لابلای دلتنگی هايم
برای زنده ماندن تو را نفس
می کشم
رفتم اما
نرسیدم
 عالیه میوند
8 دسامبر 2023

فرانکفورت

 

27 می
۳دیدگاه

ادراکِ عشق

تاریخ نشر: دوشنبه ۷ جوزا ( خرداد ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۲۷ می ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا

ادراک عشق

به پروردگارم

من به ادراک عشقی‌ رسیده ام

که رازش را در ملکوت باید یافت

من به وجود عشقی‌ دست یافته ام

که همیشه سبز و جاودان  است

و من در کاسه ای آب وجود

شربت احساس را نوشیده ام …

و هستی‌ و بزرگی او را

در هسته ای زنده بودنم یافته ام

من به ادراک عشقی رسیده ام

که به وسعت هستی بزرگ-

به پهنای وجودم پر رنگ-

ودر سخاوت مهر بی همتاست

من به ادراک عشقی رسیده ام

که بامن همیشه در آشتیست

وشبانگهان در آغوش پر مهرش بخواب می روم

و روزم را بنامش آغاز می کنم

و دستان سرد و تن پردردم رادر نوازشش از یاد می برم

من به ادراک عشقی رسیده ام

که به حرف هام گوش میدهد

در غم ها نوازشم می کند

و در تنهایی های سرد در آغوشم می گیرد

من به ادراک عشقی رسیده ام

که راز هایم را می داند

وبه نگفته هام لبخند می زند

و به گفته هام می اندیشد

و در سفر پر پیچ و تاب زندگی‌همیشه بامنست

                                               باشکوه و بزرگ !

من به ادراک عشقی رسیده ام

که احساس می کنم چه خوشبختم…

جه خوشبختم …

چه خوشبخت…

هما طرزی

نیویورک

 25 جون 2023

27 می
۳دیدگاه

آهوی وحشی

تاریخ نشر: دوشنبه 7 جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 27 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

آهوی وحشی

عزیزانم مـرا دل  خون بگوئید

مرا یک عاشق  مجنون بگوئید

 بدادم دل به آن  آهوی  وحشی

 مرا از شهر دل بیرون بگوئید

کمال الدین راغب

27 می
۱ دیدگاه

شقایق

تاریخ نشر: دوشنبه 7 جوزا ( خرداد ) 1403 خورشیدی – 27 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

شقایق

من یک شقایق ام ، گلِ سرخی  برای عشق

دارم به سینه  داغی نهان  از  جفای عشق

 اندر   قفای   محملِ     لیلی     کنم   فغان

سر می دهم به دشت و بیابان  ندای عشق

 آتش گرفته  پیکرم  از  حسرت   و  فراق

 دلبسته ام به حرمت و مهر و وفای عشق

 سر می نهم به سجده ،بدرگاهِ رحمت اش

 دستم   رسد  بدامنِ مشگل  گشای  عشق

 باری  کند  نظر  ز  رهُ  لطف  سوی من

پروردگار    عالمیان    و   خدای   عشق

 مریم نوروززاده هروی

 چهاردهم میزان ۱۴۰۲ خورشیدی

ششم اکتوبر ۲۰۲۳ میلادی

از مجموعهُ”میهنِ عشق”

هلند

27 می
۱ دیدگاه

آمین

تاریخ نشر: دوشنبه ۷ جوزا ( خرداد ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۲۷ می ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا

آمین

39 الف

 سوی این بیچاره ء بی کس نظر کن ای خدا

 ظالمان را از دل  تنگم  خبر  کن ای خدا

ما به   دام   وحشتِ   بیداد گر  افتاده ایم

 وحشت ازما گیر وبربیدادگر کن ای خدا

گردن ملت  زند جلاد  و خونش  می مکد

خانه ء جلاد  را زیر  و زبر کن  ای خدا

 سایه ی  جبر زمان  دزدیده زینجا آفتاب

 آسمان  را  جلوه  پرداز قمر کن ای خدا

 سالها شب مانده و تنها سیاهی است وبس

 این شب تاریک را آخر سحرکن ای خدا

بی اثر برگشت دارد هر دعای  ما چرا ؟

 از محبت  این دعا را پر اثر کن ای خدا

سرزمینم زخم خورده، خون بجوشد دردلم

رحم کن این  زخم را  آرام تر کن ای خدا

شکیبا شمیم

27 می
۱ دیدگاه

شیرینی کلام

تاریخ نشر: دوشنبه ۷ جوزا ( خرداد ) ۱۴۰۳ خورشیدی – ۲۷ می ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا

شيرينى كلام

تمناى    وصال   و   ديدن  يار

بهريك سمت و سويى  ميكشاند

خيالش لحظه ى  نگذاشته آرام

سر  افگنده    بكويى   ميكشاند

بدامِ  خود  فگنده  مرغِ  دل را

بهر يك  تارى  مويى   ميكشاند

دماغم مَست از عطرِ دو  گيسو

گلاب و عطر و بويى  ميكشاند

بگلزارِ  جمالش    خيره  گردم

ز بس ديدارى  رويى   ميكشاند

ظرافت ها و شيرينى  كلام اش

مرا بر گفت و  گويى   ميكشاند

(فروغ) حُسنِ مهتاب گونه ى او

دلم   بر    جستجويى   ميكشاند

خُمار  باده   زآن    لعلِ  لبانش

مُدام  طرفِ   سبويى   ميكشاند

حسن شاه فروغ

22 می 2024

 

 

 

27 می
۱ دیدگاه

حٌسنِ جانان

تاریخ نشر: دوشنبه 7 جوزا ( خرداد ) 1403 خورشیدی – 27 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

حٌسنِ جانان

بی عشق  زندگانی    موج   سراب  باشد

بی او نفس  کشیدن ، رنج  و عذاب باشد

شعر وشراب وشاهد گر دست هم بگیرند

عیش  ونشاط  و مستی پا در رکاب باشد

گرصد فلک  بجنبد  یک  قطره هم نریزد

گر عاشقان  حق  را  در جام   آب  باشد

درکار عشق  بازی  غفلت    مجاز  نبود

بوسیدن    لبانش    کار    ثواب    باشد

فرصت کمین مستی بی نشه نیست هرگز

در چشم می گساران  دریا  شراب  باشد

عالم تمام غرق است در جاده ی رسیدن

گر تو بیابی خود  را یک  انقلاب  باشد

تفسیر حسن جانان از فهم ما بیرون است

شرح و بیان هستی  دور از  کتاب باشد

جهل وفسون چه داند سر منزل سعادت

خورشید را نبیند چشمی که خواب باشد

از حلقه ی دو زلفش کی می توان رهیدن

مرغی که در کمند صد پیچ و تاب باشد

از وهم  نا رسایی   بستیم   باب  عزت

حیف است حسن خوبان پشت حجاب باشد

در عالم تعیین هر  کس  رود به راهی

آن را که عشق نبود ،مرده حساب باشد

در مکتب شهامت ،گردن خمی گناه است

لانه رها نمودن   مرگ ،  عقاب باشد

پرسید ازسر لطف حال «جبین» خود را

گفتم:که دل پرازخون ،جگر کباب باشد

جبین حازم

 ششم جوزا سال ۱۴۰۳ هجری خورشیدی

 26 می 2024 میلادی

 آلمان

27 می
۱ دیدگاه

ترا نفس می کشم

تاریخ نشر: دوشنبه 7 جوزا ( خرداد ) 1403 خورشیدی – 27 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

ترا نفس می کشم

اعتبار این قلم

فقط نام زیبای توست

که حرف به حرف

واژه به واژه

سطر به سطر

ورق های سپید قلبم را

زینت میبخشد

تو بر دلم خیلی نشستی

صدای قدم هایت را میشنوی ؟

در شعر های من

از تو که مینویسم

شعر هایم جاودانه میشوند

هر کجای این جهان که باشی

تو در من زندگی خواهی کرد

و من ترا نفس میکشم .

میترا وصال

25 می 2024

لندن

27 می
۱ دیدگاه

طوفانِ خشم

تاریخ نشر: دوشنبه 7 جوزا ( خرداد ) 1403 خورشیدی – 27 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

طوفان خشم

طوفان    خشم  خلق  اگر  شعله ور  شود

بنیادِ   ظالمان   همه   زیر  و   زبر  شود

اين  وعده  خداست  به  قرآن   كه عاقبت

ظالم  ز  حیله  های  خودش  دربدر  شود

روزی  رسد که  کاخ  ستمگر شود خراب

دنیا  ز آه  و غصه ی  مظلوم   خبر  شود

هر قطره  اشکِ   چشم   یتیمانِ   روزگار

سیلابی  گشته  حیله در آن غوطه ور شود

قلبِ   ستمگران   که  به   غم  آشنا  نبود

دانم  که عاقبت  همه  خونین  جگر  شود

هر ناله ای  که از دل  مظلوم   شود  بلند

مانند  شعله  گشته  به   ظالم   شرر شود

دست  دعاى  بيوه  زنان   نيمه  هاى شب

بر ظالمان چو حلقه ی  دار  پر خطر شود

بیداد  ز  بیخ  و  ریشه  شود  مضمحل بدان

نامش چو لکه ننگی   به  تاریخِ د هر  شود

برخیز« حنیفه » دختِ وطن راامید بخش

فریاد  بزن  که  دورِ  جهالت به سر شود

حنیفه ترابی بهنام

26 می
۱ دیدگاه

اجازتِ یک روز

تاریخ نشر: یکشبه ۶ جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – ۲۶ می  ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا

اجازت یک روز

تو جرعه ای از لب ده، مستانگی اش با من

کن فارغم از عالم ،   بیگانگی اش با من

چرخنده بیا سویم  با  رقص  و دل آرائی

آغوش مرا پر کن ، جاودانگی اش با من

مستی و طرب پاکن، صد  هلهله برپا کن

تو شادی و غوغا کن دیوانگی اش با من

دل کعبۀ آباد است از محضر تو شاد است

تو گنج دل من باش، ویرانگی اش  با من

تو عرف و نشان من ، تو گنج گمان  من

شو قصۀ عشقم  تو ،  افسانگی اش با من

در جمعیت عشاق ، خاموش مباش ایجان

تو باده به ساغر ریز، رندانگی اش با من

در دیدۀ من بنشین،هوش از سرمن برچین

تو در تن من جان شو، جانانگی اش با من

راهی تو به من بگشا،«واهب» به سر کویت

یک روز اجازت ده، سالانگی اش  با من

11 سپتامبر 2020

صالحه واهب واصل

در مشاعره با بهروز ایرانی

دف زن تو به شیدائی، با رقص فریبائی

پر کن قدح عشقت، مستانگی اش با من

بهروز ایرانی

هالند

 

26 می
۳دیدگاه

قافلهِ عمر !

تاریخ نشر: یکشبه ۶ جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – ۲۶ می  ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا

قـافـلـۀ عمـر  !

 زنـدگی میگــذرد بـا همــه زشتــی وصفا

 بگـــذرد قــافــلـۀ عمـرچــه زود ازبــرمـا

 لحظه ها همچورعد وبرق یکی بعد دیگر

 میـرونـد دسـت بـدست مـژه بهـم بستن ما

  شاد باد آنکه به اخلاص کند خدمت خلق

 کـه بمانـد پـس ازآن نـام نکــویـش برجـا

 ازچه مغرور درآسایش وهستی ی زمان

 که جهانرا به زرومال وشکوه نیست بقا

طمعی نیست ز دنیای پــراز فـتنـه وغـم

زانکـه رفتند ازاین دهـر بسی شاه وگـدا

عاشق عشرت گردون ای”عزیزه” نشوی

که نـدیـدیـم ونکـرده ست بکس هیچ وفــا

عزیزه عنایت

7 جنوری 2018

هالند

     

26 می
۳دیدگاه

حریمِ شوق

تاریخ نشر: یکشبه 6 جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 26 می  2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

حریمِ شوق

در تخیل   بوسه  ا ز  نیلوفرت  بر  داشتم 

از انار و سیب و لیموی   ترت  بر داشتم

با حریر  عشق  پیچیدم  ز  سر تا  ناخنت

از  حریم  شوق  جامِ   شکرت  بر داشتم 

کردم انگشتان خود در لای گیسویت به عشق 

بوسه ها از دیده ای  جادوگرت بر داشتم

با نفس سحرت نمودم با سخن رامم شدی 

با محبت بیخود و ز آنسوترت  بر داشتم

بحر جوشان  تلاطم  بودی   و  پر ماجرا 

با فنی تردستی  موجِ  گوهرت  بر داشتم

در فضای عالم دیگر شدم بی باده مست 

عطر فردوس برین از پیکرت  بر داشتم 

سخت پیچیدی توهم ای شوخ بی پروای من

 در جنونستان هستی محشرت  بر داشتم

آنچه در پندار محمود آمدی  اینگونه بود

نامه را از روی میزی  دفترت بر داشتم 

احمد محمود امپراطور

سه شنبه ۰۴ جوزا ۱۴۰۰ خورشیدی

25 می 2021 ترسایی 

 

26 می
۱ دیدگاه

آرزوی خام

تاریخ نشر: یکشبه 6 جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 26 می  2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

آرزوی خام

خدایا ! هست و بودم  را   برای   او رها کردم

برای او  ببین  این دل  به غم  ها  مبتلا  کردم

خدایا!  می شود روزی  دلم پر  آرزو  ها کرد؟

برای  آرزوی  خام   ببین  جان  را   فنا  کردم

خدایا !  با کی  گویم از  دلِ  پر  آرزوی  خود

که  صد ها آرزو دارد ولی آن   را  رها کردم

خدایا ! این چه قانون است دلم همواره پرخون است

شکست این دل به هنگامی که از یارم جدا کردم

ندیدم من چنین رسمی که دل در بند یار باشد

و من اینسان ( شکیلا) ناگهان برخود جفا کردم

شکیلا نوید

25 می
۱ دیدگاه

داروی گیاهی

تاریخ نشر: شنبه 5 جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 25 می  2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

داروی گیاهی

تو در بستى ، كجا  با خود برم  اين بى پناهى را 

 کجا  این  کفش‌ های  در  مسير  عشق  راهى را 

 مرا هم زنده مى خواهى وهم از خويش مى رانى 

 نمي دانى كه بيرون مي كشى  از  آب  ماهى  را 

 كسى كه داده  دل از كف به خود هرگز  نيانديشد 

 به سر سودا  نباشد غير جان  دادن   سپاهى   را 

 در اينجا سنگ  تهمت مى خورد  بر فرق زيبايى 

 كه  يوسف مى برد با خود به زندان بى گناهى را 

 سیاهی  بیش  و کم   بر  روزگارم   سایه   افگنده

 تو گویی   هیچ   پایانی  نمی‌ باشد    سیاهی   را 

 دواى  درد ما  را  بى سبب  در  شهر  مى جويى

 پسندد   روستايى  زاده     داروى     گياهى   را 

عصمت وجدانی

ملبورن – آسترالیا

25 می
۳دیدگاه

اشک

تاریخ نشر: شنبه 5 جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 25 می  2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

اشک

              به کابل

می بارم

می بارم

برف …

بر زمین ترک خورده ای عشق

در گوشه ای تنهایی

و این اشک های من است

بادلی پر از غم

اما با چشمان روشن از نوردانایی…

هما طرزی

نیویورک

 2 فبروری 2023

 

 

25 می
۱ دیدگاه

مجلسِ یاران

تاریخ نشر: شنبه 5 جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 25 می  2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

  مجلس یاران 

چه خوش باشد هوای نو بهاران
هوای  خوشگوارِ  چشمه ساران 

بدل  دارم  غمی  از  درد هجران
که  ماوای  دلم  شد  خار  زاران

به گوشم   می ‌رسد   آواز  بلبل
به یاد   آید   آن    مجلس  یاران

مرا بی‌ بال و  پر  کردی  تو آخر
چومرغی بسملی  در مرغزاران

هلاکم    کرد     دوریت   وطندار
شرردر سینه  دیده  اشک باران

بیابان  دلم  از   بس  کویر است
دلم خواهد  خروش  چشمه‌ ساران

کی می‌ داند ز  سوز و درد این دل
به هر  سو ناله  های غم‌  گساران

عالیه میوند

7 می 2024

  فرانکفورت

24 می
۱ دیدگاه

صدای کلام تو

تاریخ نشر: جمعه چهارم جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 24 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

صدای کلام تو 

نفس هایم را
در باغچه‌ی عاشقانه هایت
می کارم
تا همیشه سبز بمانند
و حقیقتم را
در واژه واژه شعر های ناسروده ات
نقاشی می کنم
تا کسی جز من
تصویر وصدای کلام تو
نباشد
میترا وصال

24 می 2024 

لندن

23 می
۳دیدگاه

ماجرا

تاریخ نشر: پنجشنبه  سوم جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 23 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

ماجرا

 ای از دلم برون شده  رفتی  کجا شدی

دل را به غم گذاشتی و ازدل  جدا شدی

 من بی توهمنشین غم ودرد ومحنت ام

 چه دیده یی زما که چنین در جفا شدی

بودم ترا شفیق و انیس  و ز جان حبیب

 راستش بگوچگونه، چرا بی ‌وفا شدی

 بارِ غم  فراق  تو را می کشم به دوش

 باری  بگو  تو  آفتِ  جانم  چرا  شدی

 تا کی کمر به کشتن من بسته می کنی

 جانا چرا تو دست به این  ماجرا شدی

 بیگانگی  نمودی  و با طرزی دیگری

 دیدم   که  با رقیب  خودم  آشنا  شدی

 سودای این جهان بگذار و گذر از ان

 سودا  گرم چرا  و چگونه  سودا شدی

 نقشی خیالِ  روی تو در سر مرا هنوز

کی میروی زدل که تو در  دل بقا شدی

 سید جلال علی یار

ملبورن – آسترالیا

23 می
۱ دیدگاه

رباعیات

تاریخ نشر: پنجشنبه  سوم جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 23 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

رباعیات

رنگینه جبین زنیم سرِ خویش  زمین

تا بارِ گناهِ خویش  ، نهیم   این چنین

یکسو غمِ غربت و ، جدا ایم ز اصل

یکسو ، شر شیطان لعین است کمین

آنان که به هر شئ ، رُخ یزدان بینند

پیوسته ز حق ، بوحدت  ایمان  بینند

آنان  که  ستیزند ،  به  آن  دین  خدا

دیدار شریر و ،  مکر  شیطان  بینند

درسی که تو را ، بداد  فلک این دم باش

ماحول تو هر که هست ،  از او کم باش

خود خواهی و خود بینی و خود شیفته چرا

با دین  مَستیز  و  با  خدا  ،  آدم  باش

پیوسته  دلم  ، به  خالقِ  یزدان  است

ببریده ز هر کسی ، به او پیمان است

در ماحصلِ ، زندگی  خواهی  دانست

فضل و کرمش ببنده ها یکسان است

پیمانه بده  مرا  ، به  دربِ  حرم ات

تا سجده  کنم  به پیش  پا  و قدم ات

یک یک بِشمارم ، گنه و  تقصیرات

تو  عفو  کنی   و ،   بوسم  قلم ات

محمدابراهیم زرغون

21 می 2024

ناروی

23 می
۱ دیدگاه

پیچ وخم زنده گی

تاریخ نشر: پنجشنبه  سوم جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 23 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

پیچ وخم زنده گی

شده آيا كه جوان   ناشده  و… پير  شوى؟

مثل  يك   كوه  به   يكباره   سرازير شوى

شده آيا كه دلت از  تو به   تنگ  آيد و تو

از دل ِسختْ به تنگ آمده ات  سير شوى؟

شده در قاب  زمانى  كه   فراموشت  كرد

رفته از  یاد تر از غربت   تصوير شوى؟

مثل يك خواب كه رؤياى پُر از كابوسى ست

شده آيا كه به  هر گونه ى   تعبير شوى؟

شده    در  پيچ  و  خم   زنده گى  ناكرده

نا رسيده به هدف، سخت زمينگير شوى؟

شده آيا كه به رَغْم  همه ى   باور  خود

بار ها  منفجر  از  نعره ى  تكبير شوى؟

و شده اين كه به جرم دو غزل حرف دلت

اهل  دوزخ  بشوى،  لايق  تكفير  شوى؟

شده آيا  كه  اگر   تن   به  بلاهت  ندهى

سُخره ى  خيل  رسولان  اساطير شوى؟

من كه آرى شده ام، حال خودت چيست سخا!

شده آيا كه جوان ناشده و…

                              پير شوى؟!

سید ضیأالحق سخا

22 می 2024

23 می
۱ دیدگاه

غزلی از نقیب الله رهسپر

تاریخ نشر: پنجشنبه  سوم جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 23 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

غزلی از نقیب الله رهسپر :

با خویش باش، منزل حیرت دراز نیست

رفتن کنار  جاده ی  شک ، امتیاز نیست

امواج رودخانه، چه زیبا و سرکش است

در ساحل  شکیب  نشستن ،  نیاز  نیست

این چهره ی  حقیقی  دنیاست ؛ پر فریب

در قبض و بسط عالم هستی مجاز نیست

دست کمک  ز دامن امکان ، اندک است

سوی  گدا ،  تبسم  سلطان ، اندک  است

هردرکه خوش خورد به نگاه تو، بازنیست

درسین و صاد، صوفی و سالک؛ تاملی!

هرقصه ایکه عرصه نگردیده، رازنیست

این حق توست ، دیدن صبح و شکوه باغ

راهی  مراد ، بی  ز نشیب و فراز نیست

بیخود مشو، که جلوه ی رنگ است؛ رهسپر!

جز  عجز ؛  در  تمیز  محبت  ، جواز نیست

                        نقیب الله رهسپر               

   (مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور )

       15 جدی 1402

23 می
۱ دیدگاه

گریه ی پنهانی

تاریخ نشر: پنجشنبه  سوم جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 23 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

گریه ‌ی پنهانی

ابر  سیاه   و   تیره    سپهر   دلِ  مرا

پوشیده زانکه خاطر نازت مُکدر است

من آمدم که بستر  خرسندی‌ ات  شوم

اما دراین معاشره  غم ‌ها  مُقدر است

با عمر ِ رفته در  نفسم   جا   گرفته‌ای

تو قوّتِ  منی  و  تو  هم   سُستیِ منی

پی برده‌ام  که جز تو کسی در دلم نبود

ای  آنکه  زندگیِ  من   و  هستیِ منی

تاعشق می‌شناسم و در خودنشان مهر

همواره خواست‌ گاه دلم دست‌های توست

در من چوعینِ عقربه تکرار می‌ شوی

این لحظه‌ ها و بار نفساز برای توست

در لابه ‌لای فاصله  ‌ها  دود  و  آتشاند

اینرشته‌یی که با تو من از جانگرفته‌ام

پیوند  عشق  را  که   خدا   آفریده بود

مهرت  ز یک معامله   از آن  گرفته‌ام

دستم به لحظه ‌ی که رها می‌کنی و‌ این-

پس‌ لرزه ‌های حالت تو فانیِ من است

گیرم   ندیده‌ ای    دل    بارانیِ    مرا

این شعر تر ز گریه‌ی پنهانیِ من است

احمدهنایش

۱۳ مارچ۲۰۲۴

اسلام آباد

23 می
۳دیدگاه

ذوقِ خدا

تاریخ نشر: پنجشنبه  سوم جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 23 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

ذوقِ خدا

38 الف

 بگذارید   که  من    تار   دوانم   به  خدا

که ندانید   از  این  ذوق  که  دانم  به خدا

 گاه گاهی که خودم گم شده از پیش خودم

باز  یابم  که  مگر باز   همانم    به   خدا

 در دلم  رقص  عجیبی ست  ندانم  سازش

 حرف  هایی   برسد  نوک  زبانم  به خدا

این جهان نیست کم از جنت فرودس ، چرا

آن دگر خواسته  در  ذکر و بیانم  به  خدا

شکیبا شمیم

23 می
۱ دیدگاه

مادر

تاریخ نشر: پنجشنبه  سوم جوزا ( خرداد )  ۱۴۰۳ خورشیدی – 23 می 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

مادر

تویی  جان  و  جهانم مادرِ من

عزیزِ   مهربانم     مادرِ   من

 تو  کردی  آرزوهایت   نثارم

 فدای   قهرمانم  ، مادرِ  من!

حضور تو  شمیم    ناب  دارد

 جمالت نور عالم    تاب  دارد

 من از متن  وجودت  جان گرفتم

وجودت   جوهر   نایاب  دارد

نمِ اندک  به   چشمانت  نبینم

 لباس  درد  بر   جانت  نبینم

دلت لرزد  به  هر لرزیدنِ من

گهی ، هرگز   پریشانت  نبینم

فرحت – رحمان

12 می 2024