مخمس بر غزل حضرت خواجه حافظ شیرازی
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه مؤرخ ۱۴ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۵ آگست ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————–
( مخمس بر غزل حضرت خواجه حافظ شیرازی )
الا ای سرو سمین تن مگو با من که دل سردم
بیا رحمی بکن بر این دلِ زار و زخِ زردم
ترا می بینمت ای جان به گردون میرسد گردم
مرا می بینی و هردم زیادت می کنی دردم
ترا میبینم و میلم زیادت می شود هردم
ز احوالم نمی دانی کجا از من خبر داری
بر این خسته دلِ شیدا کجا آخر نظر داری
گمان دارم که با غیرم سر و سازِ دگر داری
ز سامانم نمی پرسی نمیدانم چه سر داری
به درمانم نمی کوشی نمیدانی مگر دردم
انیسِ راه تنهایی من باشی درین عالم
بلاگیر تو می گردم بلا گردانتم هر دم
به پیش قامت سرو ات کنم من قامت خود خم
ندارم دستت از دامن بجز درخاک و آندم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
منم آن عاشق روی و هلال ماه ابرویت
قیامت میشود آندم که گردانی ز من رویت
مشامم تازه می دارد شمیم سنبلِ مویت
کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
نگارینا به تو سوگند، من همراز میجُستم
دلِ شوریدهٔ خود را در آن آواز میجُستم
ز شوقِ دیدنِ رویت، تو را دمساز میجُستم
شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می جُستم
رخت دیدم و جامی هلالی باز میخوٓردم
به تو میگویم ای جانان بیا جام پیاپی ده
مرا از ساغر چشمت هزاران باده در دی ده
نمی پرسم که فردا یا که امروز و یا کی ده
توخوش میباش باحافظ برو گوخصم جان می ده
چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دم سردم
سیدجلال علی یار
ملبورن استرالیا
۲۰۱۸

















