۲۴ ساعت

11 دسامبر
۱ دیدگاه

دو چشمِ پُر غمِ

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنه مؤرخ ۲۰ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۱  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

دو چشمِ پُر غمِ

ترامپ آمد  جهان  را زیر رو کرد

برای میهن خود گفت و  گو کرد

حصارِ   آهنین   در   مرز   میهن

ز اشک  هر  مهاجر آبِ  جو کرد

ز اروپا و روس و چین  و  مغرب

هزاران پول و زر را در سبو کرد

بگردانید   پشتِ  خود  به   ناتو

بریدن   را  ز   یاران   آرزو   کرد

سیاست می نهد سر زیرِ پایش

چو ثروت زیرِ   پای   او نمو کرد

 سزاوار کردن  آخوند  و  طالب

جهان را  تیغِ  قاتل  در گلو کرد

نباشد    مقصدش   آزادی   ما

ز خوشبینی دو دستش شستشو کرد

بگفتا   صلح   می آرد  به  دنیا

ز   گردابِ    خجالت   آبرو کرد

اگر سازش نماید  با  سفاکان

مگو دیگر که او    کار  نکو کرد

هراسش نیست از گنداب دنیا

نفس در سینه ای عالَم ربو کرد

به پیری زن ستسزی میکند مرد

گمان زردی تخمی روی مو کرد

دو چشمِ پُر غمِ «غایب» شود کور

اگر  دیدِ  محبت  سوی  او کرد

دکتور سلیمان غایب 

11 دسامبر
۳دیدگاه

هویت و عوامل تعیین‌ کننده آن

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنه مؤرخ ۲۰ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۱  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالبا

نور محمد غفوری

هویت و عوامل تعیین‌کننده آن:

بررسی علمی و تحقیقاتی

  • خلاصه

هویت یکی از مفاهیم بنیادین علوم اجتماعی و روانشناسی است که به فهم فرد از خود و جایگاهش در جامعه مربوط می‌شود. هویت نه تنها شامل ویژگی‌های فردی است، بلکه به تعلقات اجتماعی، فرهنگی، زبانی و ملی نیز مرتبط است. این مقاله با مرور ادبیات علمی هویت، انواع هویت و عوامل اصلی شکل‌دهنده آن را بررسی می‌کند و به نقش ترکیبی هویت شخصی، اجتماعی و فرهنگی در توسعهٔ فرد و جامعه می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که هویت نه یک مقولهٔ ثابت، بلکه فرآیندی پویا و چندلایه است که تحت تأثیر عوامل زیستی، فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و انتخاب‌های فردی شکل می‌گیرد.

  • مقدمه

هویت یکی از پایه‌های شناخت انسان و روابط اجتماعی است. پژوهشگران علوم اجتماعی، روانشناسی و فلسفه هویت را به‌عنوان ترکیبی از تجربه، باور، فرهنگ و تعلقات اجتماعی تعریف کرده‌اند. فهم هویت، علاوه بر اینکه به فرد کمک می‌کند جایگاه خود را در جامعه درک کند، زمینهٔ تعاملات اجتماعی و پذیرش تفاوت‌ها را نیز فراهم می‌آورد. در دنیای معاصر، هویت مفهومی پویا است و تحت تأثیر فرآیندهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و همچنین انتخاب‌های فردی شکل می‌گیرد. هدف این مقاله بررسی علمی هویت، انواع آن و فاکتورهای تعیین‌کننده آن است.

  • تعریف هویت

 هویت، مفهومی است که به چگونگی درک فرد یا گروه از خود و جایگاه خود در جهان اشاره دارد. این ادراک نه تنها شامل ویژگی‌های شخصیتی و باورهای فردی است، بلکه رابطهٔ او با دیگران، جامعه و فرهنگ نیز در آن نقش دارد. هویت تعیین می‌کند که فرد خود را چگونه می‌بیند، چه ارزش‌ها و باورهایی را پذیرفته و چه جایگاهی در میان دیگر اعضای جامعه یا گروه‌های اجتماعی برای خود قائل است. به عبارت دیگر، هویت پلی است میان «خودِ درونی» و «جهان بیرونی»، که از طریق آن فرد می‌تواند جایگاه، نقش و مسئولیت‌های خود را در جامعه و فرهنگ خود شناسایی کند و با دیگران تعامل مؤثر و معناداری داشته باشد.

هویت به معنای ادراک فرد یا گروه از خود و جایگاهش در جهان است. این مفهوم شامل عناصر زیر است:

۱. هویت شخصی (Personal Identity)

هویت شخصی به ویژگی‌های منحصر به فرد هر فرد اشاره دارد که او را از دیگران متمایز می‌کند. این ویژگی‌ها شامل باورها، ارزش‌ها، مهارت‌ها، گرایش‌های شخصیتی و تجربیات زندگی فرد است. هویت شخصی شکل‌دهندهٔ رفتار، تصمیم‌گیری و شیوهٔ نگاه فرد به جهان است و به او امکان می‌دهد خود را به‌عنوان یک موجود مستقل و مسئول بشناسد. این هویت با خودآگاهی، بازتاب‌های فردی و انتخاب‌های آگاهانه تقویت می‌شود و در طول زندگی ممکن است تغییر کند یا توسعه یابد.

 ۲. هویت اجتماعی (Social Identity)

هویت اجتماعی مربوط به تعلق فرد به گروه‌ها، دسته‌بندی‌ها یا نهادهای اجتماعی است که او در آن‌ها عضویت دارد یا خود را بخشی از آن‌ها می‌داند. این گروه‌ها می‌توانند شامل خانواده، دوستان، جامعه محلی، گروه‌های مذهبی یا حتی شبکه‌های اجتماعی باشند. هویت اجتماعی نقش مهمی در شکل‌دهی رفتارها، هنجارها و تعاملات فرد با دیگران ایفا می‌کند و به او کمک می‌کند جایگاه خود را در جامعه تشخیص دهد. این نوع هویت همچنین زمینهٔ همبستگی، احساس تعلق و مسئولیت اجتماعی را فراهم می‌کند.

 ۳. هویت فرهنگی و زبانی (Cultural/Linguistic Identity)

هویت فرهنگی و زبانی شامل ارتباط فرد با فرهنگ، سنت‌ها، زبان، هنر، آداب و رسوم و تاریخ جمعی جامعه‌ای است که به آن تعلق دارد. این هویت به فرد کمک می‌کند تا گذشتهٔ فرهنگی خود را بشناسد، ارزش‌های مشترک را درک کند و هویت خود را در بستر فرهنگی خود تعریف کند. زبان به‌عنوان مهم‌ترین عامل انتقال فرهنگ، نقش حیاتی در شکل‌دهی این هویت دارد و ارتباط فرد با جامعه و نسل‌های گذشته و آینده را ممکن می‌سازد.

 ۴. هویت ملی (National Identity)

هویت ملی به تعلق فرد به کشور و ملت خود اشاره دارد و شامل درک مشترک از حقوق، مسئولیت‌ها، تاریخ و ارزش‌های ملی است. این نوع هویت، حس تعلق و وفاداری به کشور را تقویت می‌کند و افراد را قادر می‌سازد در چارچوب قوانین، فرهنگ و منافع ملی با یکدیگر تعامل کنند. هویت ملی علاوه بر ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی، زمینهٔ مشارکت فعال در زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را نیز فراهم می‌کند.

  1. ۴. انواع هویت

 مطالعات علمی نشان می‌دهند که هویت به صورت چندلایه و همزمان عمل می‌کند. انواع هویت عبارت اند از:

۱. هویت فردی (Personal Identity)

هویت فردی شامل ویژگی‌ها، باورها، ارزش‌ها و تجربه‌های شخصی است که فرد خود آن‌ها را شکل می‌دهد و تجربه می‌کند. این هویت به فرد کمک می‌کند خود را به‌عنوان یک موجود مستقل و منحصر به فرد بشناسد و بر اساس انتخاب‌ها و تصمیم‌هایش مسیر زندگی خود را طراحی کند. هویت فردی انعکاسی از خودآگاهی، علایق شخصی، مهارت‌ها و توانایی‌های فرد است و ممکن است در طول زندگی تغییر کند و تکامل یابد.

 ۲. هویت گروهی (Group or Social Identity)

هویت گروهی به احساس تعلق فرد به گروه‌ها و جمع‌های اجتماعی، مذهبی، قومی یا فرهنگی اشاره دارد. این تعلق به فرد کمک می‌کند جایگاه خود را در جامعه بشناسد و روابطش با دیگران را سازمان‌دهی کند. هویت گروهی همچنین زمینهٔ همبستگی، همکاری و ایجاد حس مسئولیت نسبت به گروه را فراهم می‌کند. این نوع هویت می‌تواند موجب تقویت انسجام اجتماعی شود، اما گاهی نیز محدودیت‌هایی برای انتخاب‌های فردی ایجاد می‌کند.

 ۳. هویت فرهنگی (Cultural Identity)

هویت فرهنگی بازتاب پیوند فرد با ارزش‌ها، باورها، رسوم، زبان و سنت‌های یک جامعه فرهنگی است. این هویت به فرد کمک می‌کند تاریخ، هنر و ارزش‌های جمعی جامعهٔ خود را بشناسد و آن‌ها را درک کند. زبان و فرهنگ نقش کلیدی در انتقال هویت فرهنگی دارند و به فرد امکان می‌دهند که خود را به نسل‌های گذشته و آینده مرتبط بداند. هویت فرهنگی، علاوه بر ایجاد تعلق جمعی، زمینهٔ فهم و احترام به تفاوت‌های فرهنگی دیگران را نیز فراهم می‌کند.

 ۴. هویت دیجیتال یا آنلاین (Digital/Online Identity)

هویت دیجیتال یا آنلاین به خودآگاهی و نحوهٔ نمایش فرد در فضای مجازی اشاره دارد. در عصر فناوری اطلاعات، این نوع هویت اهمیت زیادی یافته است زیرا تعاملات، روابط اجتماعی و حتی اعتبار حرفه‌ای افراد بخش بزرگی از طریق فضای آنلاین شکل می‌گیرد. هویت دیجیتال می‌تواند متفاوت از هویت واقعی باشد و انعکاسی از انتخاب‌های فرد در نمایش خود، محتواهای منتشرشده و شبکه‌های اجتماعی است.

 ۵. هویت تاریخی یا ملی (Historical/National Identity)

هویت تاریخی یا ملی شامل پیوند فرد با گذشته، میراث تاریخی و تجربهٔ مشترک ملی یا فرهنگی است. این نوع هویت حس تعلق به ملت، تاریخ، فرهنگ و ارزش‌های جمعی را ایجاد می‌کند و به فرد کمک می‌کند جایگاه خود را در تاریخ و جامعه درک کند. هویت ملی زمینهٔ همبستگی اجتماعی، مشارکت فعال در امور جمعی و حفظ حافظهٔ فرهنگی را فراهم می‌کند.

جمع‌بندی دربارهٔ انواع هویت

مطالعات نشان می‌دهند که هویت هر فرد چندلایه و در هم آمیخته است و انواع مختلف آن- فردی، گروهی، فرهنگی، دیجیتال و تاریخی/ملی- در تعامل با یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. این دیدگاه چندبعدی هویت، امکان درک بهتر پیچیدگی‌های شخصیت انسان و نحوهٔ تعامل او با جامعه و فرهنگ‌های مختلف را فراهم می‌آورد.

  1. ۵. عوامل تعیین‌کننده هویت

هویت تحت تأثیر عوامل متعددی شکل می‌گیرد. مهم‌ترین این عوامل عبارت‌اند از:

۱.  ویژگی‌های جسمانی و وراثتی

این عوامل شامل خصوصیات جسمی، جنسیت، استعدادها و توانایی‌های ذاتی فرد هستند. این مشخصه‌ها می‌توانند تأثیر قابل‌توجهی بر نحوهٔ ادراک فرد از خود و تعامل او با محیط داشته باشند. برای مثال، توانایی‌های جسمی یا ذهنی، ویژگی‌های ظاهری و جنسیت می‌توانند فرصت‌ها و محدودیت‌های اجتماعی فرد را تعیین کنند و در شکل‌دهی هویت اولیه او نقش داشته باشند.

۲.  خانواده و محیط اولیه

خانواده و محیطی که فرد در آن رشد می‌کند، نخستین منبع یادگیری هنجارها، ارزش‌ها و رفتارهای اجتماعی است. خانواده نه تنها سبک زندگی و باورهای فرد را شکل می‌دهد، بلکه حس تعلق، امنیت و نقش اجتماعی او را نیز تعریف می‌کند. محیط اولیه شامل همسایگان، دوستان کودک، مکتب و جامعه محلی نیز است که بر شکل‌دهی رفتارها و نگرش‌های او اثر می‌گذارند.

۳.  فرهنگ و زبان

فرهنگ و زبان عامل کلیدی در تقویت هویت شخص و گروه هستند. زبان ابزار اصلی انتقال ارزش‌ها، باورها و سنت‌های فرهنگی است و ارتباط فرد با دیگر اعضای جامعه فرهنگی را ممکن می‌سازد. هنر، موسیقی، رسوم، جشن‌ها و تاریخ جمعی نیز هویت فرهنگی را تقویت کرده و حس تعلق به یک جامعه و میراث مشترک را در فرد ایجاد می‌کنند.

۴.  تجارب اجتماعی و اقتصادی

تجارب زندگی اجتماعی و اقتصادی شامل آموزش، مکتب، دوستان، محیط کار، شبکه‌های اجتماعی و تعامل با دیگران است که تعین هویت را تحت تاثیر قرار می دهد. این تجربه‌ها نه تنها مهارت‌ها و دانش فرد را شکل می‌دهند، بلکه بر هویت اجتماعی، نگرش‌ها و انتخاب‌های فرد نیز تأثیر می‌گذارند. شرایط اقتصادی نیز می‌تواند فرصت‌ها و محدودیت‌هایی برای تجربهٔ هویت فردی و اجتماعی ایجاد کند.

 ۵. تاریخ و حافظهٔ جمعی

پیوند فرد با تاریخ خانوادگی، قومی یا ملی و آگاهی از گذشتهٔ جمعی نقش مهمی در هویت دارد. شناخت تاریخ، وقایع ملی، سنت‌ها و تجربه‌های گذشتگان حس تعلق و اصالت را تقویت می‌کند و به فرد کمک می‌کند جایگاه خود را در یک بستر تاریخی و جمعی درک کند. حافظهٔ جمعی همچنین می‌تواند احساس هویت گروهی و ملی را تقویت نماید.

 ۶.  انتخاب و کنش فردی

در کنار همهٔ عوامل پیشین، آزادی انتخاب و کنش فردی نقش کلیدی در شکل‌دهی هویت مدرن دارد. فرد با تصمیم‌گیری آگاهانه، تجربه‌های شخصی و انتخاب سبک زندگی می‌تواند هویت خود را بازسازی و تقویت کند. این بعد نشان می‌دهد که هویت تنها محصول محیط و ارث ژنتیکی نیست، بلکه یک فرآیند پویا و فعال است که فرد در آن نقش محوری دارد.

  1. ۶. هویت و پویایی آن

هویت یک مقولهٔ ثابت نیست بلکه سیّال، متحول، پویا و چندلایه است. پژوهش‌های معاصر نشان می‌دهند که هویت: تابع فکتور های زیرین است:

  • همیشه در تعامل با محیط و دیگران تغییر می‌کند.

هویت یک مفهوم ثابت و ایستا نیست؛ بلکه در طول زندگی و در تعامل مداوم با محیط اجتماعی، فرهنگ، خانواده و افراد مختلف شکل می‌گیرد و تغییر می‌کند. انسان با هر تجربهٔ جدید، رابطهٔ تازه یا نقش اجتماعی متفاوت، درک تازه‌ای از خود پیدا می‌کند. این رابطهٔ پیوسته میان فرد و محیط سبب می‌شود که هویت یک فرآیند پویا باشد، نه یک ساختار تغییرناپذیر.

  • با تجربه‌های جدید، مهاجرت، آموزش و فناوری اطلاعات دستخوش تحول می‌شود.

وقتی فرد با موقعیت‌های تازه روبه‌رو می‌شود- مثلاً رفتن به مکان‌های جدید، مهاجرت، کسب دانش تازه یا تجربهٔ تحولات شخصی- درکِ که از خود دارد تغییر می‌کند. آموزش، آگاهی‌های جدید فراهم می‌کند؛ مهاجرت باعث مواجهه با فرهنگ‌های متفاوت می‌شود؛ و فناوری اطلاعات هویت دیجیتال و شیوهٔ بیان فرد را دگرگون می‌سازد. این عوامل می‌توانند ارزش‌ها، باورها و حتی نقش‌های اجتماعی فرد را بازتعریف کنند.

  • ترکیبی از عناصر فردی، گروهی و فرهنگی است که همزمان عمل می‌کنند.

هویت تنها از یک منبع شکل نمی‌گیرد. ویژگی‌های فردی (باورها، شخصیت)، عضویت‌های اجتماعی (قومیت، مذهب، طبقه اجتماعی) و عناصر فرهنگی (زبان، هنر، سنت‌ها) هم‌زمان و در کنار هم در ساختن هویت نقش دارند. این عناصر بر یکدیگر اثر می‌گذارند و در یک تعامل پیچیده، تصویر نهایی فرد از «خود» را می‌سازند. به همین دلیل هویت چندبعدی، لایه‌لایه و یک ساختار درهم‌آمیخته است.

 دیدگاه‌های مدرن هویت‌شناسی بر این نکته تأکید می‌کنند که هویت یک پدیدهٔ پویا، عامل اجتماعی و قابل تغییر است؛ نه یک ماهیت ثابت و از پیش تعیین‌شده. این رویکرد معتقد است که انسان آزاد است هویت خود را بازسازی کند و با انتخاب‌ها، تجربه‌ها و اندیشه‌های جدید، معنای تازه‌ای برای زندگی و نقش اجتماعی خود بیافریند. دیدگاه مدرن بر این نکته تأکید دارد که هویت یک چیز ثابت ازلی نیست که تا ابد تغیر نکند. برعکس هویت قابل انتخاب، بازسازی و قابل تطبیق با شرایط نوین است.

  1. ۷. نتیجه‌گیری

هویت، فراتر از نام، نسب یا قومیت، ترکیبی از تجربه‌های فردی، تعلقات اجتماعی، فرهنگ، زبان و انتخاب‌های شخصی است. انواع هویت شامل هویت فردی، اجتماعی، فرهنگی و ملی است و هر یک نقش متفاوتی در توسعهٔ شخصیت و تعاملات اجتماعی ایفا می‌کنند. عوامل تعیین‌کننده هویت گسترده و چندبعدی هستند و شامل ژنتیک، خانواده، فرهنگ، تجربه‌های اجتماعی، تاریخ و انتخاب‌های فردی می‌شوند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که هویت یک فرآیند پویا و چندلایه است که همواره در تعامل با محیط و تجربه‌های فردی شکل می‌گیرد. شناخت علمی و دقیق هویت به افراد و جوامع کمک می‌کند تا تعاملات اجتماعی سالم‌تری داشته باشند و ضمن حفظ تفاوت‌ها، زمینهٔ همزیستی مسالمت‌آمیز را فراهم کنند.

۴ دسامبر ۲۰۲۵

 

  

 

09 دسامبر
۱ دیدگاه

“فریاد غم انگیز”

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۱۸ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۹  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

“فریاد غم انگیز”

  دلم این روزها، لبریز عشق است

  ضمیرم معبر و دهلیزعشق است

 خیالم   ما ورای   درڪ  و   تحقیق

 سوار دلدل و شبدیز عشق است

 بهار و  سبزه  و  گل  های  رنگین

 همه زیبا و رنگ‌ آمیزعشق است

 میان   خنده ها   و  گریه ای   تلخ

 نهفته راز سحر آمیز عشق است

 در این وادی هزاران عاشق خام

 اسیر لشڪر، چنگیز عشق است

 دلم عاشق مشو، از  غم  رها باش

 علاج درد تو، پر هیز  عشق است

 هر آوایی که از نی، می‌کشد سر

 همان‌فریاد غم انگیز عشق است

 پس از گل می شود! آواره، بلبل

همین پایان‌ آفت‌خیز عشق است

(رشیدی)  عاشقان  ڪم بصیرت

 بدون جرم حلق آویز عشق است

 چمن علی رشیدی

۱۷ قوس / آذر ۱۴۰۴

09 دسامبر
۱ دیدگاه

 مرا گدا خواهی

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۱۸ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۹  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 مرا گدا خواهی

تا به کی بر سرم بلا خواهی؟

 به  غم  هجر  مبتلا  خواهی؟

 سوختم   از   تب   فراق،  بیا!

درد من را تو بی دوا خواهی؟

 از سر شب شروع، تا دم صبح

خواب را از سرم جدا خواهی

 صبر  کن   تا  ببینمت دلشاد

فاصله بین  ما چرا  خواهی؟

من تو را بیشتر ز شاهنشاه…

به در  خود  مرا  گدا خواهی

! فکر تو دایم است همره من

 تو مرا از برت   جدا  خواهی

 در وفای”امان“چه کم دیدی؟

که  ز  بیگانگان  وفا خواهی

 امان قناویزی

فرانکفورت – آلمان

08 دسامبر
۳دیدگاه

زمستان

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

زمستان

 

در آستانه زمستان سرد

باد پیری شیون زنان

گیسوان جوانی را

می رقصاند

و من می بینم زنی را

که موهایش را در

برکه عشق می شوید

و با شانه محبت شانه می زند

 

و من هنوزایمان دارم

به آیه های مرموزو پر نوید

که از دل ماهیان نقره یی

بر خاسته است

 

و در تاریکی پردوام زندگی

خانه ام را

با هیزم دوست داشتن و مهر

روشن میدارم

وهرروز به زنده بودن

خوش آمدید می گویم!

 

هما طرزی

نیویورک

۲۰ نوامبر ۲۰۲۵

Winter

On the threshold of cold winter

The old wind makes the wailing of women

dance in the dance of young women

And I see a woman

washing her hair in the pond of love

And combing it with a comb of love

And I still believe

In the mysterious and promising verses

That came from the hearts of silver fish

And in the enduring darkness of life

I light my house

With the firewood of love and affection

And I welcome life every day!

Homa Tarzi

New York

November 20, 2025

08 دسامبر
۱ دیدگاه

بیا

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

بیا

 

۱۲۰ الف

 ای رفته از وطن چه شدی در وطن بیا

 در پیکر  نحیف   من  ای    پیرهن   بیا

 یکدم تمام  فاصله  در صفر ضرب کن

 نزدیکتر   ز دکمه   و  کاج  و   یخن بیا

 من مرده ام کجاست بشر دوستی تو

 برخیز سوی گور  به  عزم    کفن بیا

 شاید که باز سر  بزنم  در  هوای تو

 ای غنچه ی شگفته ء من در چمن بیا

یادی ز رفتگان  دل  تو شاد می کند

 یادی   بکن   ز رفته  و در انجمن بیا

شکیبا شمیم رستمی

 

 

08 دسامبر
۳دیدگاه

ترانهٔ مهر و انسانیت

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

ترانهٔ مهر و انسانیت

سخن از عشق اگر گویی شکوفد باغِ جان، ای مهربان

دلم از نور تو لبریز  است  در هر موسمـان، ای مهربان

به  دوستی   زنده  گردد  جانِ  هر  دل‌  خستۀ  دوران

که  درمانِ  دردِ آدم  هست  مهرِ بی‌کران ، ای مهربان

به راهِ  اهلِ معنا هر که گام از لطف  بنهد ، شاد گردد

که رهبر در سفرهایِ حقیقت عشقِ جانان، ای مهربان

ز مهر  و  صلح  و   انسان‌  دوستی  گردد  جهان   آباد

که آدم را  سزد  عزّت ، نه جورِ  دیگران  ، ای  مهربان

حقوق   آدمی   در هر   زمان باید  که  محفوظ است

که  او  گوهَر شود  در آفرینش بی‌گمان ، ای مهربان

اگر    دستِ   کرم    گیری ، جهان   آیینه‌ گون   گردد

بزرگی   در کمک   کردن بود اصلِ جهان، ای مهربان

گهی   از   گریهٔ   مظلوم  ، به خود   آییم   اگر   بیدار

به اشکی می‌توان شست آلامِ جهانیان، ای مهربان

ببخش آن را که دشمن بود؛ که عشق از کین فزون‌تر شد

حقیقت   را کجا   باشد  محلّ  کافران  ، ای  مهربان

دلِ آشفته را بنواز ، که پروردگارِ  مهربان می‌بخشد

تویی   آیینهٔ رحمت   در میانِ   مردمان ، ای مهربان

و   آخر   بیتی  آید   یاد   از   شاعر   به   رسم   مهر

که این نغمه سرود امروز با نامِ فائز روان، ای مهربان

خلیل الله فائز تیموری

 

 

08 دسامبر
۳دیدگاه

افغان سِتان مان چه شد؟

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

افغان سِتان مان چه شد؟

 ای خـدا! آن  زادگاهم ، افغان ستان مان  چه  شد؟

کابـل  زیـبـا  و لــوگـر ، قـنـدهـار مـان  چـه شـد ؟

 غزنه ی باستان که بودش یکزمان  شمس جهان 

فـاتـح هنـد بزرگ ، سلطان محمودِ  مان  چه  شد؟

مهــد فـرهـنگ  وطـن ، شهــرهـرات  بـی نـظـیــر

خـواجه عبـدالله انصار ، اولـیـای مـان  چـه شــد؟

بـامـیـان بــا  شـهـکــارهــای ، بـی مـثــال آســیـا

بـلـخ وگـردیـزو جلال آبـاد، لـغمان  مـان چه شد؟

قـرب کـابـل ، آب کـوثـرجـاری از کــوه هــای آن

قـطـعـه ی جنـت نمـا ، تپۀ  پغمـانِ  مـان چه شد؟

خـائـنـان مـیـهـنــم ،آن نـوکـران شـرق  وغــرب

لعنتی فرعـون وقت ، آن وفاداران  مان چه شد؟

داشتیـم چه روزهای خوشِ ، در مـزار شاه دیـن

آن اخـوت  وان مـروت ، از میـان مـان چه شـد؟

گشت ویران کشور ما ، از شرق تا غـربش همه

شهـرهـای مهـد عـلـم و افـتخــار مـان چـه شـد؟

آهــوان مـیـهـنـم  تـرک  وطـن  بـنـمـــوده انــد

با غـزالان سـیاه چشم ،  دره های مان  چه شد؟

آن مسـلمـانـی  و آن  پـــا بـنــدی  اســـلام نــاب

آن گذشـتن ها ز جان ، در راه دین مان چه شد؟

شب همه شب تا سحر ها ، “حیدری” دارد دعا

یا الهی !  صلح وآرامش ، ازملک مان چه شد؟

پوهنوال داکتراسد الله حیدری

۶ دسامبر ۲۰۲۵ 

سیدنی – استرالیا

 

08 دسامبر
۱ دیدگاه

جدول کلمات متقاطع (شماره ۲)

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

دانشمندان و روانشناسان  توصیه داشته اند:

همانطوریکه ورزش روزانه براى صحت و تقویه

بدن رول ارزنده دارد ، تخصیص  دادن ساعتى

از  زندگی  روزمره در حصه  گرفتن سرگرمی

ها  مانند حل جدول  ها ، چیستان ها ،  یافتن 

حروف  کلمات ،  اعداد  ، شطرنج  و غیره  در 

انکشاف  ذهن، فکر و  مغز شان موثر بوده و

دایماً مغز فعال نگهداشته می شود.

 

========================================

طرح جدول از : محترم انجنیر غلام جیلانی غیاثی

برای اینکه حل این جدول آسان شده باشد، خانه های یک حرفی نیز شرح داده شده است.

افقی:

۱-  از اعضای بدن  —  پشت سر — .(به شما) عربی (جمع).

۲ –آواز بلند و چیغ  —  بصیرت با غلط املایی.  

۳-   تکرار یک حرف و یک عدد  —  یکی از ولسوالی ها در ولایت تخار —  سرچپهً آن زیاد نیست.

۴-  همراه با کمان است بدون حرف آخر — سر ویس — از آنطرف آمر کارگران.

۵-  نم و رطوبت اگرمعکوس شود — سیری و مشبوع —  ضد ماده.

۶-  هم نام است و هم دولتمند وتوانگر— غذای روزانه ما از خبازی که درافغانستان برای تعدادی همین هم میسر نمی شود.

۷-  برای ایستادن، راه رفتن، دویدن و سایر حرکات بدن ضروری است — آدم بی رحم، ظالم و قسی القلب را گویند ـ هم یه معنی زهر و هم در پای حیوانات مانند اسپ ، بز و ګاو است.

۸-   درصورت معکوس ازوسایل حمل و نقل موتری درمقابل پرداخت پول کرایه —  شروع دعا — این هم از اعضای بدن انسان.

۹-  چوب سربریده  — اصلی — خشک نیست.  

۱۰-   از آلات موسیقی وطن عزیز ما افغانستان — بمعنی پوشیده و سری.

۱۱-  چوب شکن با خود دارد   —   هم محبت است و هم تاپه   — مساوی به صد سال است.

عمودی:

۱-  جمع دفتر — یکجا ومتصل.

۲-  به معنی شیوع، بروز و انتشار —  جمع سبب.

۳-  ازحروف انگلیسی و چای انګلیسی — سر رشته — دراخیرباغ  —  سر کرده  — تکرار یک حرف.

۴-  کشوری که یه قلب آسیا مشهور است.

۵-  شب نزول قرآن وبمعنی عزت هم است —  ازحروف الفبا، اما معکوسش نکنید که گژدم هم دارد — مختصر(سگ من) ومعکوس آن حشره ایست که باعث انتقال امراض میشود.

۶-  سر فراز —  بد نیست —  بیچاره سائل است پول میخواهد —  درهفته دوبار، درماه یک بار و در سال هیچ نمی آید.

۷-  اجداد —  نصف اول اندراب — نصف اول سمرقند.

۸-  به طیارات  تیز رو،  باسرعت زیاد  اطلاق میگردد.

۹-  تکرار آن عاشق مجنون  —  سر شناس —   دراخیر تابستان می آید  —  آخرین حرف الفبا — معکوس آن ازشهرهای ایران.

۱۰-  این هم یکی از شهرهای دیگرایران است — از آلات دیگرموسیقی وطن عزیز ما افغانستان .

۱۱-  به کسیکه تکبّردارد گفته میشود — به کسیکه مُهرمی زند گفته می شود.

 

حل جدول در هفته اینده

 

08 دسامبر
۳دیدگاه

دُرِ دَری 

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

دُرِ دَری 

چون زبانم فارسی و  لهجه‌ام دُرِ دَری 

چیز شیرین‌تر ندیدم جز صدای مادری

 

وارث فرهنگ دیرین، گنجِ فیاض جهان 

دفتر تاریخِ ما را کرده  بس روح‌پروری

 

نغمه‌هایش در دلم چون صوت بلبل جاودان 

می‌رساند بر دلِ انسان نوای سروری

 

هر سخن کز جان برآید بر لب خواننده‌گان 

چون شمیم گل لطیف و چون نسیم دلبری‌

 

هر که دور افتد ز فرهنگ و زبانش بی‌نشان 

چون درخت تشنه در صحرا و دشت بی‌بری

 

گرچه صدها صوت و لهجه هست در چرخ جهان 

لیک آواز وطن شیرین‌تر از هر مشتری

 

ای زبانم، ای گرامی، ای نشان  پرفروغ 

نور خورشید   جهانی  ، آفتاب  خاوری

 

هر پرنده با نوایی  دلنشین دارد سخن 

شهره‌تر از همه بادا  نغمه کبک دری

 

بر رواق دفتر  دنیا  خطِ   زرین عشق 

بیت سعدی می‌کند بر دیده‌ها  جلوه‌گری

 

نیستم شاعر ولی در زیر لب با زمزمه 

چون قناری می‌سرایم با نوای زرگری 

 

ای بشیر! ای پیروِ دیوانِ مولانایِ بلخ 

نظمِ ناموزونِ تو دارد هزاران مشتری

 بشیر شیرین سخن

07 دسامبر
۱ دیدگاه

گل و بلبل

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ ۱۶ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۷  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

گل و بلبل

دیگر   شبیه    قبل   ولا   گل   نمی کنی

دل را برای عشق کسی شل نمی کنی

فهمیده‌ای که عالم و آدم عوض شده است

خود را  برای  هیچ  کسی پل نمی کنی

اندک  که درد ، در  بزند  پشت  خانه ات

بی صبر  می شوی و  تحمل نمی کنی

دیگر به فکر  ناز  و   جوانی   نمی روی

یک شاخه  گل ز ناز به کاکل نمی کنی

دنیا میان هر دو لبت بی نمک شده است

دیگر حکایت از گل و بلبل نمی کنی….

محرابی _صافی

07 دسامبر
۱ دیدگاه

حل جدول کلمات متقاطع ( شماره ۱ )

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ ۱۶ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۷  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

با سپاس و امتنان از همکار گرامی ما جناب انجنیر

غلام جیلانی غیاثی اینک حل جدول شماره یک

را پیشکش می نماییم.

06 دسامبر
۱ دیدگاه

مخمس بر یکی از بهترین  غزل های توحیدی و عرفانی حضرت ابوالمعانی بیدل رح  .

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۱۵ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۶  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

مخمس بر یکی از بهترین  غزل های توحیدی و

عرفانی حضرت ابوالمعانی بیدل رح  .

( همه کس کشیده محمل بجناب کبریایت )

دل من پرُ است ز مهرت، سر خود نهم به پایت

شده ام   مُسَخرِ   تو   ، نفَسَم   شده   هوایت

به زبان  ذکر  گویم   ، شب و  روز  بوّد سنایت

” همه کس کشیده محمل ، به جناب کبریایت

من و  خجلتِ  سجودی  ، که نکرده ام برایت”

چو گدا به درب شاهِ ، سر شب سحر غنودم

که به ناله کرده ام آه ، به جبین عرق فزودم

چو    بِگویم   از   دَرِ عجز   ، بِپذیر  ثنا  درودم

” نه بخاکِ در بسودم ، نه بسنگش  آزمودم

بکجا   برم  سری   را ،  که نکرده ام فدایت”

به هزار جلوه خون است ، دلِ من ازین سوالم

که چه سان جمال بینم ، ذره ام  بی کمالم

خجلم ز معصیت ها ، که  به روزِ  حشر نالم

” نشود   خمار    شبنم ،   مئ  جام انفعالم

چو سحر به مغز چیند، سرخالی از هوایت”

نفسم چو بی اثر ماند ،  سر  فطرتم  بپیچد

به تواضعِ عجز سامان ، که غرور بمن نزیبد

ز خزان عمر خواهم ، دلِ من  ز  غم شکیبد

” طربِ بهارِ   امکان   ، به  چه  حیرتم فریبد

به برِ   خیال   دارم   ، گلِ   رنگی از قبایت “

نه غرور   جای   دارد ،  نه  مثال دارد اینجا

ز کمالِ آن خجالت  ، سرِ   اقبال  دارد اینجا

نه هُما پَرَد به اوجِ ،  نه چو بال   دارد  اینجا

” هوسِ دماغِ شاهی، چه خیال دارد اینجا

به فلک   فرو    نیاید   ، سرِ کاسهء گدایت “

همه عمر دویدم از پی، که به ذکرِ تو نوازم

نرسیده ام به سازی ، که به عشقِ تو بسازم

که به حیرتم فزون شد،به چه تحفهء بنازم

” به بهار نکته سازم ، ز  بهشت بی نیازم

چمن    آفرینِ   نازم  ،   به    تصوِرِ  لقایت”

تو ز رحم و شفقتِ خود، به کنارِ دردمندان

نظری ز لطف داری ، به منِ غریب چندان

ز شکوهِ همتِ تو ، که نشست به تخت شاهان

” نتوان کشید دامن ، ز غبارِ   مستمندان

بِخرام و ناز ها کن ، سرِ ما و نقشِ پایت”

همه جا حضوری با من ، تو قریبِ شاهرگِ من

نه گلی به باغ خندد ، نه طراوتِ به گلشن

دلِ من گهُر   بِبندد ،   که به  نامِ تو تپیدن

“نفس از تو صبحِ خرمن ، نگه از تو گل بدامن

تویی آنکه در بَرِ من ، تهی از من است جایت”

همه جلوه هات نورم ، ز تغافل همچو کورم

ز غبارِ شوکتِ مُلک، به قناعتی چو مورم

به رهِ حلاج اسیرم ، که ز دار او منصورم

“ز وصال بی حضورم ، به پیام  ناصبورم

چقدر ز خویش دورم، که به من رسد صدایت”

قدمی شمرده بِگذار ، نبری گمان که  حرَف است

تو مباش همچو اسراف ، ز تکبرِ   که  سَرف است

بِشنو سخن ز زرغون که بطینتِ تو ظرَف است

“نفسِ هوس خیالان ، به هزار نغمه صرَف است

سرِ درد سر ندارم ، منِ بیدل و دعایت “

الحاج محمد ابراهیم زرغون

اسلو – ناروی

پنج دسامبر ۲۰۲۴ 

سنا = روشنایی ، نور و فروغ و بلندی ذکر شده

ثنا = مدح کردن ، نیایش و ستایش و دعا کردن

06 دسامبر
۳دیدگاه

چند دوبیتی جدید (قسمت دوم)

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۱۵ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۶  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

چند دوبیتی جدید (قسمت دوم)

مدفن آبائی ام

گــربـمـیـرم دربــرت، ای مــدفــن آبــائـی ام

شـادوخــرم می شـود،ایــن دل ســودائــی ام

تا بکی ازدوریت چشم  پرازخون روزوشب

مــیـهــن زیـبـــای مـن،ای کـشــورآبــائـی ام

جـورزمانــه

آخر از جورزمانه ، شد نصیبم دوریت

آه وواویلا چه سازم ، ازغم رنجـوریت

خـائنـان ناخلف،کردنـد ترا دریای خون

ای وطن دیگرندارم ، طاقت مهجوریت

خلیل زاد

خلیل زاد،ای  خلیل زاد ،ای خبیث زاد

تــوبــودی دشــمــن مـیـهــن،زاجــداد

نــبــودی نــطــفـــهء پــاک، ازولادت

وگــرنه می نـکـردی ، ملکت بربـا د

ظالمان شیخ وشاب

 ای خدا!شد ملک ما ازبُن خراب

ازجـفــای ظـالـمـان شـیخ وشـاب

ظـالـمــان نـــوکـــران  اجـنــبـــی

کن زلطفـت جملـه   ظالم راعقاب

عـالـم غــربــت

آخرازکوی تومادر، بس دورشدم

وزغم هجروفراقـت، بی نـورشدم

عـالــم غـربـت وهـجــران وطــن

شب وروزم زفکرتو،رنجورشدم

آسمان زیبا

دورازتوبه غربت و  جنون می سوزم

وزدامـن پـاک تـو بـرون  مـی ســوزم

شـب هـا بـه یـاد  آســمــان زیـبــا یـت

دربسترخواب همچومجنون می سوزم

دیـدن کهـسـارت

درآرزوی دیـدن کهـسـارت ، مـی میرم

وزحسرت دوری گلـبـهـارت  مـی میرم

تاکی؟بتوان صبـرهمه دوری  وهجرانت

خواهم به برت،که درانتظارت می میرم

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

۲۱ سرطان ۲۰۲۳  

سیدنی – آسترالیا

                                                                                                                              

06 دسامبر
۳دیدگاه

فریادِ خاموشان  

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۱۵ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۶  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

فریادِ خاموشان  

به بیدادِ شبِ تارِ  ستم، فغان کنیم  

ز داغِ دختران،  ناله‌ای ن هان کنیم  

به جرمِ علم، در زندانِ جهل مانده‌اند  

بیایید و ز زنجیر  شان ، رهان کنیم  

زنانِ پاک،  ز کار   و  کرامت  افتاده  

به نامِ عدل، چرا ظلم را بیان کنیم؟  

بدونِ مَحرم و بی‌جرم، در خیابان‌ها  

به جرمِ بودنِ خود، دردمند و جان کنیم  

قلم شکست و زبان‌ها به خون نشسته شدند  

چگونه از دلِ این خاک، گل عیان کنیم؟  

خبرنگار و   فعال ، در بندِ ظلم و جور  

به یادِ عهدِ وفا، اشکِ  دیده‌گان کنیم  

نهادِ  مدنی،  فریاد  می‌زند هر شب  

که ای جهان! به ستم، کی توان امان کنیم؟  

جهان چو خفته و ما در حصارِ آتش و دود  

به بانگِ عدل، در این ظلمت آشیان کنیم  

حقوقِ بشر، ای  نهاد های   جهانی!  

کجاست وعده‌ی یاری؟ چرا نهان کنیم؟  

اگرچه خصم به شمشیرِ جهل می‌تازد  

به نورِ مهر،  شبِ   تیره   را نهان کنیم  

به نامِ عشق  و به   یادِ امیدِ فردا  ها  

به شعر، قصه‌ی این دردِ بی‌کران کنیم  

به خونِ دل،    بنویسیم   بر   درِ تاریخ  

که ما هنوز، به امیدِ سحر، جوان کنیم  

به نامِ  دخترِ   افغان  ، به  یادِ مادرِ رنج  

به هر زبان، سخن از حقِ جاودان کنیم  

و گرچه فائز از این درد، سوخت در دلِ شب  

به شعر، شعله‌ی  بیداد  را  عیان کنیم  

خلیل الله فائز تیموری 

 

 

05 دسامبر
۱ دیدگاه

عطرِ نسترن

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۱۴ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۵  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

عطرِ نسترن

 دلم یک کلبه می خواهد

 میانِ جنگی انبوه از گلهای رنگارنگ

 که بوی عطرِ یاس و نسترن پیچد

هنگامِ بهار، فرسنگ تا فرسنگ

 دلم یک کلبه می خواهد

 که تابستان آن سبز و قشنگ باشد

 خزان اش قهوه ای و زرد و نارنجی

 سراپا رنگ رنگ باشد

 زمستان اش بتابد نورِ خورشید بر در و دیوار

 و من باشم کنارِ یار

 کنم احساس در دستان پر مهراش

 گرمای محبت را

 وفا و پاکی و عشق و صداقت را

 نگاهش چلچراغِ شامِ من باشد

فقط وردِ زبان اش نامِ من باشد

 زچشمان اش بخوانم من

 هزاران راز و صدها حرف

 دلم یک کلبه می خواهد

 به شیرینی یک رویا

 به پاکی و صفای برف

. مریم نوروززاده هروی

اول جنوری ۲۰۲۳

 از مجموعهُ”پاییز “

 هلند.

05 دسامبر
۱ دیدگاه

دنیای خودم

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۱۴ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۵  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 دنیای خودم

لحظه لحظه   می روم در فکر رویای خودم

همچو موجی بیکران در عمق فردای خودم

هرکجا  دیدم همه  در حسرت دیدار سوخت

باز   کردم    آن    خیال    آرزو  های   خودم

از درون   خاکسترم    روح  و  روانم سوخته                                                                                                                                          این  همه  دردم   ببین افتاده در پای خودم

بارها   از ظلم   این   دنیا   شکایت  کرده‌ام

آخر افتادم  به  دردِ بی کسی  های خودم

گر چه دنیا هم روان با ظلم و استبداد خویش

جز بدی ، خوبی ندیدم من به دنیای خودم

آن که هیچ آرام نخفت و فکر من یادِ تو بود

ای خدا ، کی می‌ رسم در ملک آبای خودم

✍ عالیه میوند  

فرانکفورت – آلمان

۶ اکتوبر ۲۰۲۵

 

05 دسامبر
۳دیدگاه

یادت

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۱۴ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۵  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

      یادت

 

یادت مرا به جاودانه ها می برد

وبه بامدادی

که چون چنار بلندی

در طلوع عریانی ام

قد بر افراشتی

و چون نسیمی

بر گیسوان بلندم عشق دمیدی

و من در برکه بسترم

چون نسترن عطراگین

ترا سرودم

ترا سرودم

و ترا سرودم

 

هما طرزی

نیویورک

 ۱۷ جنوری ۲۰۲۵

 

Remembering you

Your memory takes me to the eternal

And to the morning

When, like a tall plane tree

In the dawn of my nakedness

You raised me up

And like a breeze

You blew on the long hair of love

And I, lying in my pond

Like a fragrant narcissus

I sang about you

And I sang about you

And I sang about you

Homa Tarzi

New York,

January 17, 2025

04 دسامبر
۱ دیدگاه

پرستار

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۱۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۴  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

پرستار

خوشا   وقتی   که دلدارم تو باشی

خوشا دردی که غم‌خوارم تو باشی

شفا      یابم    ز    دردِ     نا   علاجم

اگر    روزی    پرستارم    تو   باشی

به لب  خندی زنی ، جان  تازه گیرم

که  روشن  مثلِ مه‌ یارم  تو  باشی

دلِ   من  گرچه   از  دنیا  بریده‌ست

چه خوش وقتی مددکارم تو باشی

زِ طوفان‌ های  عالم  واهمه نیست

اگر   ساحل  ، نگهدارم   تو   باشی

به شیرینیِ   لبخندت    قسم  جان

که ای کاش آخرین کارم تو باشی

علی احمد زمانی

 

 

04 دسامبر
۱ دیدگاه

برای عاشق بودنم

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۱۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۴  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

برای عاشق بودنم

بگذار
دستانت
در روشنی چشمانم
شکوفه کنند،
آن‌گونه که نسیم
بر برگ خیس بهار
می‌لغزد
و بی‌صدا
جهان را بیدار می‌کند ،
به انگشتانت بگو
راه تنم را
آرام بیاموزند ،
بر گونه‌هایم
شعر شوند
و در جنگل موهایم
شب خاموش
طعم نور بگیرد
اما ،
ای پناه من !
گاهی
با آغوشی ساده
تمام جهانم شو ،
که دل من
شاخه‌ای لرزان است
که با نگاهت
تا مرز شگفتن
می‌تپد،
من
پیچکی‌ ام
که بر دستان تو
معنا می‌گیرد ،
و همین
برای عاشق‌بودنم
کافی‌ست.
میترا وصال
لندن – انگلستان
۱ دسامبر ۲۰۲۵ 
04 دسامبر
۱ دیدگاه

ایام توست

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۱۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۴  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 ایام توست

 آنچه از خود مى برد هر دم مرا پیغام توست

 بر سرم هر کس که آید بر گمانم گام توست

 گشته بر ما این جهان جاى  فساد و فتنه ها

 هر که غافل پا گذارد بیگمان  در  دام توست

 این به جا، گر عاشقى رنجى ز معشوقى کشد

 کن بجا هر چه خواهى،جان من!ایام توست

 هر طرف  پر پر  زند   مرغ    دلم  پروانه  وار

 کى نشیند تا نداند  لانه اش  در بام توست

 من نمیگردم از این پس هیچ در میخانه ها

 آنکه مدهوشم بسازد جرعه اى از جام توست

کى تواند لحظه اى غافل ز تو گردد”امان”؟

 آنچه هر جا بر  زبان  آورد  بعد  نام توست

 امان قناویزى

فرانکفورت – آلمان 

 

 

 

04 دسامبر
۳دیدگاه

قانون التفات

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۱۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۴  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

شاعر : زنده یاد استاد صابر هروی – فرستنده : محترمه ادیبه صابر صادقیار.

قانون التفات

از پا فتاده ام  و به  کنجی نشسته ام 

در را بروی  خویش  ز احباب بسته ام 

وارسته ام  ز خویش  به  قانون التفات 

امید خود ز هر  کی  و   جا گسسته ام 

دل گر شکست کی شکنم تا به رستخیز 

عهدی که در وفا و رضای تو بسته ام 

امید زندگی به منت نیست تا به شام 

از بسکه زار و ابتر و بیمار و خسته ام 

تا (صابرت ) شدم و به عشق تو مبتلا 

چشم طمع ز از خود و بیگانه بسته ام . 

صابر هروی

بغلان – افغانستان

۱۳۳۵ خورشیدی

04 دسامبر
۱ دیدگاه

عالمِ خیال 

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۱۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۴  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

عالمِ خیال 

دیروز  را  به خاطر   امروز   زیستم

امروز  را  به  خاطر   فردا  گریستم

گاهی به آسمانم و گاهی به روی خاک

اینگونه زرد و زار به دنبال چیستم؟

از خویشتن سوال من این است روز و شب

آخر منی شکسته و رنجور کیستم؟

در باور و عقیده‌ی من شکّ و شبهه نیست

چون سکّه پشت و روی ندارم،  یکیستم

در  عالم  خیال  به  پرواز   می‌شوم

خواهان تک ستاره‌ی ماه و پریستم

هرچند ذهن کودن دارم به علم و فن

در بحث دلبری همه جا بیست، بیستم

ابریشمم  ، کتانم   و   با نخ تنیده‌ام

ترکیب رنگ‌های  تر  و  اطلسیستم

عزمِ ضعیف و روح نحیف است در تنم

با شور و شوق عشق جوانم، قویستم

دستی مرا بگیر که فرصت غنیمت است

در  ایستگاه    دیگر   باید   بایستم

یکبار  هم برای دلِ عاشقم بمان !

یک عمر را به خاطر این روز زیستم….

۱۴۰۴/۰۹/۰۹

#محرابی_صافی

 

 

 

04 دسامبر
۱ دیدگاه

خط خوانا

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۱۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۴  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

خط خوانا

#
من  خمارِ  نفسِ   سوختۀ   صهبایم
تو  مپندار که  فارغ  ز می  و مینایم
خاکِ رسوایی من گرچه به افلاک رسید
بینِ یک  جمع  اگر   دلشدهٔ   تنهایم
باز هم پنجره ی صبح به رویم بازاست
دست شب، بسته کند گر همهٔ درهایم
چلچراغِ  رخِ تو بی تب و  تابم کرده
چه کنم  من؟  پرِ پروانۀ  بی پروایم
من درآیینۀ چشمانِ  تو خود را دیدم
گم شوم هرچه ز خود، درنظرت پیدایم
بی تو تصمیم ندارم به دگر راه روم
با تو در بحرِ هدف،  کشتیِ همپایم
آفتابی نشد این اشکِ گران، پیشِ کسان
می هراسم که دوچشمِ تو کند رسوایم
رازِ   مرموز   ندارم   ز نگاهِ  تو نهان
من که در دفترِعشقِ تو خطِ خوانایم
علی احمد زرگرپور
۲۰ / ۰۸/ ۱۴۰۴ خورشیدی

 

 

03 دسامبر
۳دیدگاه

بیداد روزگار

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ ۱۲ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۳  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

بیداد روزگار

افسوس که چون نخلِ خزان گشتیم و بی‌بر 
افتاده به طوفانِ  حوادث ،  همه بی‌سر
سوزیم چو شمعی به شبستانِ مُصیبت 
چون   صیدِ  گرفتار   به  دمِ  تیغ و خنجر
ویران شده   خانه  ، زِ هجومِ  شبِ تیره 
خاموش  شد  از کلبه   نوایِ   مهرِ مادر
بُردند   زِ ما   نورِ   خرد ، علم  و  معارف 
بستند   زِ  ما  راهِ  جهان،  راهِ   سراسر
از صحنۀ   دنیا   عقب مانده وطن، وای 
از دست شد آن عزّت  و   فرهنگِ برابر
بیدادگران   می‌شکنند   بال   و   پَرِ  ما 
در خون کشند خسته‌دلان، غرق به خنجر
بگرفت وطن   چهرۀ محزون و پریشان 
آیینهٔ   تاریخ   پر  از   غصّه   و   مضطر
از خاکِ   شهیدان   وطن   لاله  دمیده 
وز خونِ جوانان  شکُفت  آتشِ  سنگر
بیدادگرِ  دَهر   به   نیرنگ   و   فریبش 
بست از وطنم  راهِ شرف ، راهِ  مُظفر
اما به خدا شعلهٔ  آتش به دلِ ماست 
می‌جوشد ازین درد به جان غیرتِ دیگر
پامال شده انصاف، حقوقِ مدنی مُرد 
هیچ چاره نمانده، کجاست قاضی و داور؟
با دست دعا بر درِ حق باش بشیرم
 تا حق گشاید به  وطن  راهی مُنور
 بشیر احمد بشیر شیرین‌سخن

 یکشنبه ۲۳ نوامبر ۲۰۲۵