۲۴ ساعت

19 آگوست
۱ دیدگاه

فردای روشن دختران

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۲۸ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱۹ آگست ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————————————–

فردای روشن دختران

آن کیست کاندر رفتنش صبر از دل ما می‌برد

از خانه‌  های  بی‌چراغ  اندوه و غم را می‌برد

دختر به مکتب می‌رود  شوق  دل ما  می‌برد

بر کوچه‌ی  افسردگان  عطر  دل‌  آرا  می‌برد

هر واژه‌ای کز کلک آن انگشت روشن می‌چکد

ما را ز   گور  تیرگی   تا   مرز   معنا   می‌برد

با هر ورق با هر  قلم   خورشید  را  پیدا کند

از چشم شب خواب گران از دل  تماشا می‌برد

هرچند دفتر  بشکنند   اندیشه   بالا می‌رود

دانش چراغی روشن است اندوه فردا می‌برد

آن طفل دانش‌جوی ما با مهر خود در هر قدم

باران شادی  می‌شود  فیض مصفا می‌برد

گر بشکنندش دفتر و گر خامه‌اش را برکنند

اندیشه‌اش پَر می‌کشد ما را به بالا می‌برد

هر حرف الفبای او فانوس شب‌های سیاه

از جان محنت‌ دیدگان  زنگار  غم‌ها می‌برد

هر مادری کز شوق او اشک دعا بر دیده داشت

با دانش   فرزند   خود   اندوه  دنیا می‌برد

فهیمه جلال

25 ژانویه
۱ دیدگاه

مادر!

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر یکشنبه  مؤرخ ۵ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۵  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

مادر!

تویی   مادر  ، پناهِ   اشکِ  پنهانِ  شبستان‌ ها

 دعایت می‌چکد پیوسته،  چون  امواجِ باران‌ها

به اشکِ پاکِ چشمانت، دلم محکم شده در راه

تویی آرامِ   دل   در ازدحامِ   خوفِ  طوفان‌  ها

 تویی تفسیرِ صبر از قطره‌ های اشکِ پنهانی

که باریده‌ به  جانِ  دل ، شبیهِ  فصلِ باران‌ ها

جهان وقتی  مرا  پیچید در بن‌ بستِ   تردیدش

 به نامت  می‌گشاید دل ، گره از رنجِ دوران‌ها

 اگر  دنیا  مرا  صد  بار   دیگر   زیر  و رو  سازد

 که نامت قبلهٔ دل‌هاست، نورِ  نابِ  ایمان‌ ها

 دعا کن تا نفس‌  هایم  هنوز  امیدِ   حل  دارد

 به مهرِ تو  دلم گردد  سراسر  باغِ   ریحان‌ ها

 دعای   مادران    امضای   تقدیرِ    خدا  باشد

 که با  نامش  فرو  ریزد  غمِ  دیرینهٔ   جان‌ ها 

فهیمه «جلال»