۲۴ ساعت

17 آگوست
۱ دیدگاه

نیم قرن هم نفسی با واژهء مطبعه و رسانه

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۲۶ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱۷ آگست ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————————————–

رحیم الله جرمی

مدیر مسوول سایت فرهنگی روزنگار :

مهدی بشیر از چهره‌هایی است، که نامش با بخش مهمی از تاریخ مطبوعات افغانستان گره خورده است؛ از روزگار حروف‌ چینی دستی، کلیشه‌ سازی و صفحه ‌بندی سنتی، تا چاپ آفست و نشر اینترنتی .

او نزدیک به پنجاه سال در کنار روزنامه‌ ی «انیس»، سالنامه‌ی افغانستان، مجله‌ی «انیس اطفال ـ د کمکیانو انیس» و دیگر رسانه‌ های کشور کار کرده و پس از مهاجرت نیز با بنیادگذاری نشریه‌ی اینترنتی «۲۴ ساعت»، راه فرهنگی و رسانه‌ ای خود را ادامه داده است.

مهدی بشیر در یک صحبت جامع، با من، «بنیانگذار و مدیر مسوول پایگاه اینترنتی روزنگار»، که این نبشته بر اساس آن نگاشته شده است، از نخستین دیدارهای نوجوانی اش با مطبعه، شب‌های طولانی چاپ روزنامه، قلم سرخ سانسور، دشواری‌ های کار فنی، فعالیت برای کودکان و نوجوانان و تلاش ‌های فرهنگی خویش در سال‌های مهاجرت سخن میگوید.

مهدی بشیر از نسلی است که مطبوعات را نه وسیله‌ ی شهرت، بلکه میدان خدمت می‌دانست.

سایت فرهنگی “روزنگار” برای آشنایی بیشتر با زنده گی، خاطرات، نزدیک به نیم ‌قرن و فعالیت رسانه ‌ای او، مطلبی را آماده ساخته است، که متن کامل آن چنین است :

مهدی جان بشیر ، نیم قرن هم نفسی

با واژهء مطبعه و رسانه

در تاریخ مطبوعات افغانستان ، شماری از چهره ها نه تنها با یک روزنامه یا مقام اداری ، بلکه با یک دوره ی کامل از تحول رسانه و چاپ شناخته می شوند .

مهدی جان بشیر از همین شمار است ، مردی که نزدیک به نیم قرن از زندگی خود را در کنار واژهِ کاغذ ، رنگ چاپ ، مطبعه و رسانه سپری کرده است .

سرگذشت او ، بخشی از تاریخ مطبوعات افغانستان را بازتاب می دهد .

از روزگار حروف چینی دستی ، کلیشه سازی و صفحه بندی سنتی ، تا چاپ آفست و سپس نشر انترنتی .

او نه تنها شاهد این دگرگونی بزرگ بوده ، بلکه در هر مرحله ، سهم فعال و ماندگار در آن داشته است .

نخستین گام ها در سایه ی پدر

پیوند مهدی بشیر با مطبوعات از سال های نوجوانی و در سایه ی پدرش آغاز شد. شادروان استاد علی اصغر بشیر هروی ، شاعر ، نویسنده و روزنامه نگار شناخته شده ی کشور ، از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۲ خورشیدی مدیر مسوول جریده ی ملی « ترجمان » بود.

او برای نظارت بر چاپ جریده ، هفته ای چند بار به مطبعهِ دولتی می رفت و گاهی مهدی نوجوان را نیز با خود می برد. صدای ماشین های چاپ ، بوی رنگ و جوهر ، حروف فلزی ، کاغذ های انباشته و رفت و آمد کارگران ، برای مهدی نوجوان جهانی تازه و در انگیز بود.

همان دیدار ها نخستین علاقه به مطبوعات را در دلش ایجا کرد ، که بعد ها نزدیک به پنجاه سال ادامه یافت .

او در سال ۱۳۵۲ خورشیدی ، با مجله ی « انیس اطفال » آشنا شد ، نشریه ای که بعد ها « دکمکیانو انیس » نام گرفت .

مهدی بشیر برای بخش هایی چون « داستان ها » ، « بیایی بخندیم » ، « ارزنده و آموزنده » ، « به قلم شما » ، « با کشور تان آشنا شوید » ، « گفتنی ها ، دیدنی ها و شنیدنی ها » مطلب تهیه می کرد. نوشته های شگاه با نام اصلی و گاه با نام های مستعار چون « مهدی مهتدی » ، « مهدی مجمر » و « م. م .م » منتشر می شدند.

آن تجربه ها نشان می دهند که ورود او به مطبوعات تنها از راه چاپ نبود ، او از همان آغاز با نویسنده گی ، تهیه ی مطالب و شناخت مخاطب نیز آشنا شد.

در قلب روزنامه ی « انیس »

 

مهدی بشیر در سال ۱۳۵۳ خورشیدی ،  در دوره ی ریاست شادروان محمد ابراهیم عباسی بر روزنامه ملی « انیس » ، نخست معاون چاپ و سپس آمر چاپ شد.

او در سال های بعد عضو مسلکی سالنامه ی افغانستان بود و پس از تقاعد محمد ابراهیم عباسی و آغاز ریاست غلام شان سرشار روشنی ، بار دیگر مسوولیت آمریت چاپ « انیس » را بر عهده گرفت .

وی میگوید :

در زمان ریاست مرحوم ولی زلمی و درمحمد وفاکیش آمر چاپ و در زمان حمید روغ ، آمر چاپ و معاون اول سکرتر مسئوول بودم.

او می افزاید :

در زمان جلال نورانی افزون بر عضویت هیأت تحریر ، مدیریت مسوول مجله ی « دکمکیانو انیس » را نیز عهده دار بودم.

کار آمر چاپ  تنها یک وظیفه ی اداری نبود ، او صبح وارد اداره می شد ، مطالب فرستاده شده به حروف چینی را بررسی می کرد ، اندازه ی عنوان ها را می گرفت و نقشه ی صفحات را آماده می ساخت ، سپس عکس ها ، کلیشه ها و طرح صفحات را به صفحه بندان می سپرد و هرچند ساعت به مطبعه سر می زد تا مشکلات فنی را بر طرف کند.

پس از آماده شدن صفحات ، پروف آن را بررسی و برای تأیید در اختیار رئیس ، مدیر مسئول یا مسئول همان روز و شب روزنامه ، گذاشته می شد. پس از امضای نهایی ، روزنامه اجازه ی چاپ می یافت .

روز کاری او گاهی هشت ساعت و در مواردی تا بیست و چهار ساعت هم ادامه داشت . خبر های ناگهانی ، تغییرات سیاسی یا اصلاحات واپسین لحظه یی می توانستند همه ی برنامه ی چاپ را برهم بزنند . در چنین شب هایی ، کارکنان مطبعه تا صبح کار می کردند تا روزنامه به موقع به دست خوانندگان برسد.

قهرمانان خاموش مطبعه

در مطبوعات ، نام نویسنده ، شاعر و خبرنگار بیشتر دیده می شود ، اما بدون کار حروف چینان ، کلیشه سازان ف صفحه بندان و کارگران فنی ، هیچ نوشته ای به صفحه ی چاپی تبدیل نمی شد.

حروف چین باید واژها را با دقت از میان حروف فلزی انتخاب می کرد و صفحه بند می بایست عنوان ها ، مطالب ، تصاویر و اعلان ها را به گونه ای منظم کنار هم قرار می داد . یک اشتباه کوچک یا چند سطر اضافی می توانسد نظم تمام صفحه  را برهم بزند.

مهدی بشیر سال ها میان بخش تحریر و مطبعه نقش پیوند دهند را داشت . او هم خواست مدیران و نویسنده گان را می فهمید و هم از محدودیت های فنی کارگران آگاه بود.

از همین رو ، بخشی از تجربه ی او با تلاش کسانی گره خورده است ، که نام شان کمتر در تاریخ رسمی مطبوعات آمده ، اما اثر دستان شان در هر شماره ی روزنامه حضور داشته است .

میان سیاست ، قلم سرخ و سانسوز

دوران کاری مهدی بشیر با چند مرحله مهم تاریخ سیاسی افغانستان هم زمان بود ، از سال های سلطنت محمد ظاهر شاه و جمهوری محمد داؤد خان تا حکومت های خلق و پرچم  و دوره ی دکتر نجیب الله.

او خود را شخص بی طرف می دانست و به قول خودش ف با آنکه بسیاری از رؤسا و معاوان ادارات عضو حزب بودند ، کسی او را وادار به پیوستن به حزب یا جریان سیاسی نکرد . با این حال ، او می پذیرد که روزنامه های دولتی آن دوران بیشتر بازتاب دهنده ی دیدگاه ها و سیاسیت های  حکومت بودند.

یکی از دشوار ترین لحظه ها برای وی زمانی بود که روزنامه آماده ی چاپ می شد ، اما مدیر مسئول در آخرین لحظه با توش سرخ بر پروف خط می کشید ، جمله ای را حذف  یا عنوانی را تغییر می داد. در چاپ سنتی ، چنین تغییری ساده نبود ، حذف یا افزودن چند سطر می توانست سراسر صفحه را به هم بزند.

گاهی تغییرات عملی می شد و گاهی هم به دلیل تنگی وقت یا مشکلات تخنیکی ، روزنامه به همان شکل پیشین چاپ می گردید . حتی مواردی پیش می آمد که یک شماره کاملآ چاپ و بخشی از آن توزیع شده بود ، اما هیأتی از لوی سارنوالی « دادستانی کل » و وزارت اطلاعات دستور جمع آوری نسخه ها را صادر می کردند.

برای کارکنای که ساعت ها یا یک شبانه روز بر آن شماره کار کرده بودند ، جمعه آوری روزنامه پس از چاپ ، تجربه ای تلخ و فراموش ناشدنی بود.

انیس اطفال ، « مدرسه ای برای کودکان »

یکی از مهم ترین فصل های زنده گی فرهنگی مهدی بشیر با « انیس اطفال » یا « دکمکیانو انیس » پیوند دارد . این مجله در روزگاری منتشر می شد که منابع خواندنی ویژه ی کودکان و نوجوانان افغانستان بسیار اندک بود . او اهمیت کار برای کودکان را با بیت مشهور صائب تبریزی بیان می کند.

خشت اول گر نهد معمار کج

تا  ثریا   می   رود  دیوار کج

 از نگاه او ، کودکان خشت های نخستین بنای جامعه اند . از همین رو ، هر داستان ، شعر ، تصویر و مطلب آموزشی باید با دقت انتخاب می شد . این مجله ی کودک می بایست در کنار سرگرمی ، شوق مطالعه ، اخلاق نیک ، شناخت وطن و علاقه به دانستن را نیز در ذهن خواننده پرورش می داد.

مهدی بشیر در مقام مدیر مسئول ، در باره ی مطالب ، تصاویر و ترتیب صفحات تصمیم می گرفت و روند آماده سازی مجله را زیر نظر داشت .

د کمکیانو انیس « انیس اطفال » در آن زمان یگانه نشریه ی ویژه ی کودکا ن و نوجوانان و از پر تیراژ ترین مجلات افغانستان بود.

تفاوت آن با روزنامه های عمومی فقط در مخاطبانش نبود ، زبان و رسالت آن نیز فرق داشت . روزنامه رویداد های روز را بازتاب می داد ، اما مجله ی کودکان برای ساختن آینده منتشر می شد.

از حروف سربی تا ۲۴ ساعت 

مهدی بشیر دشواری های حروف چینی و کلیشه سازی سنتای را از نزدیک تجربه کرده است. در آن شیوه ، تغییر اندازه ی عنوان ، جابجایی تصویر یا افزودن چند سطر می توانست ساعت ها وقت بگیرد.

با گسترش چاپ آفست ، به ویژه از میانه ی دهه ی ۱۳۶۰ خورشیدی ، کیفیت تصاویر و زیبایی صفحات بهتر شد.

او در سال های ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۱ ، هنگام فعالیت در « انیس » و « د کمکیانو انیس » ، شاهد گسترش این شیوه ی تازه بود.

اما سفر مطبوعاتی او در مطبعه پایان نیافت ، پس از مهاجرت و اقامت در هالند ، علاقه ی دیرینه اش به فرهنگ و رسانه سبب شد نشریه ی اینترنتی « ۲۴ ساعت » را بنیان بگذارد . مردی که زمانی تقشه ی صفحات را با دست رسم می کرد ، این بار نشر را از راه صفحه ی کمپیوتر ادامه داد.

با تأکید بر استقلال و بی طرفی آغاز به کار کرد . در سرلوحه ی « ۲۴ ساعت » آمده است که این نشریه به هیچ گروه یا سازمان سیاسی در داخل و خارج افغانستان وابسته نیست و هدفش خدمت به مردم ، مبارزه با بی عدالتی و پرهیز از تعصب های زبانی ، مذهبی ، قومی ، منطقه ای و نژادی  است .

به باور مهدی بشیر ، مهم ترین تفاوت این رسانه با شماری از نشریات دیگر ، حفظ همین بی طرفی در نزدیک به نوزده سال فعالیت بوده است . « ۲۴ ساعت » با همکاری داوطلبانه ی نویسندگان و فرهنگیان ادامه یافته ،  نه از همکاران پول میگیرد ونه برای مطالب حق الزحمه می پردازد.

بیماری ، محدودیت جسم ، پایداری اندیشه

در سال های اخیر ، سکته ی مغزی و پیامد های آن فعالیت های مهدی بشیر را محدود ساخته است . او سه هفته در شفاخانه بستری بود و هنوز زیر درمان قرار دارد . مشکلات دید ، فراموشی و محدودیت های جسمی باعث شده اند که مانند گذشته توان ادامه ی همه ی کارهای فرهنگی را نداشته باشد.

با این همه ، چراغ « ۲۴ ساعت » خاموش نشده است ، برادرش ، قیوم جان بشیر هروی ، سرپرستی سایت را پذیرفته تا راهی که با علاقه و پشتکار آغالز شده ، ادامه یابد.

مهدی بشیر در آغاز « گفت و گو ایکه این متن بر اساس آن ترتیب گردیده است » ، با فروتنی از احتمال اشتباه در پاسخ هایش سخن می گوید و از مخاطب می خواهد لغزش های ناشی از بیماری را ببخشند. همین سخن ، تصویری انسانی از مردی به دست می دهد که با وجود دشواری های سلامتی ، هنوز برای ثبت خاطرات و تجربه های خود احساس مسئولیت می کند.

نامی در متن تاریخ مطبوعات

مهدی جان بشیر را نمی توان تنها آمر چاپ « انیس » ، همکار « هیواد » ، مدیر مسوول « د کمکیانو انیس » یا بنیان گذار « ۲۴ ساعت » دانست . مجموعه ی این تجربه ها او را به بخشی از حافظه ی زنده ی مطبوعات افغانستان تبدیل کرده است .

 نگارنده ی این متن ، به عنوان مدیر مسوول نشریه ی اینترنتی « روزنگار www.roznigar.com » در سال های بحرانی افغانستان افتخار همکاری با این دوست و همکار گرانقدر را داشته ام و از نزید شاهد حوصله ، صداقت ، بردباری و تعهد مسلکی او بوده ام .

در صحبتی که برای نوشتن این متن با آقای بشیر انجام دادم ، دیدم که پاسخ های او گاه کوتاه اند ، اما در پشت همین جمله های ساده ، ده ها سال خاطره نهفته است :

صبح هایی که با یک پیاله چای آغاز می شدند ، شب هایی که در مطبعه به پایان می رسیدند ، صفحه هایی که با توش سرخ تغییر می کردند ، روزنامه هایی که پس از چاپ جمع آوری می شدند و کودکانی که با « انیس اطفال » خواندن و اندیشیدن  را می آموختند.

در برابر دشواری ها شکیبا باشید!

پیام مهدی جان بشیر به جوانانی که امروز وارد عرصه ی رسانه و نویسنده گی می شوند ، ساده اما حاصل یک عمر تجربه است :

« جوانان عزیز ! با حوصله پیش بروید ، در برابر دشواری ها شکیبا باشید و امید خود را از دست ندهید »

به باور نگارنده ، مهدی جان بشیر از نسلی است که مطبوعات را نه نردبان شهرت ، بلکه میدان خدمت می دانست . نام او در حاشیه ِ تاریخ مطبوعات افغانستان نیست ، در متن آن است . در میان بوی کاغذ و جوهر ، صدای ماشین های چاپ ، صفحه های رنگین « انیس اطفال » و روشنایی ماندگار « ۲۴ ساعت ».

روزنگار – ناروی

۳۰ جون ۲۰۲۶  

 

 

 

یک پاسخ به “نیم قرن هم نفسی با واژهء مطبعه و رسانه”

  1. admin گفت:

    فرهیخته گرامی جناب جرمی عزیز از مطلب زیبای تان صمیمانه تشکر نموده ، سعادتمندی و سرافرازی شما را تمنا دارم.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما