عیسا دمی کجاست که احیای ما کند(بخش دوم)
ارسال شده توسط admin در اشعار
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۲۶ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۷ آگست ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————–
عیسا دمی کجاست که احیای ما کند
(بخش دوم)
تا سرمنزل سرود، رباب و دوتار هرات
محمد رفیع اصیل یوسفی :
پیوسته به گذشته :
در قسمت قبل از نشست های فرهنگی هنری و ادبی چهره های نام بردم که در [ گلدن شاپ]هرات، عصر ها گرد هم می آمدند – بحث وگفت و گو و در عین حال مبادله کتاب و مجلات و نشریات وطنی و معمولاً تازه ترین مطبوعات و نشرات ایران را داشتند.
روزی استادم – محقق عبدالغنی نیک سیر، مهمانی تازه را با خود به همین دکان آورد با همسرش! و بدیگران معرفی نمود :
مستر جان بیلی/ و ورونیکا – مستشرق بریتانیایی ، مهمان رسمی دولت جمهوری افغانستان هستند که رسماً مقیم هرات و برای خود خانه ای گرفته اند در سرک ،، باغ شاهی،، که نام جدیدش تازه { جمهوری} شده بود.
.
.
این دو مهمان تازه وارد از گرما، صمیمت و چهره ای متفاوت ولی آشنا، خونگرم و خیلی محبت آمیز در آن بهار سال ۱۳۵۳منشأ تغییر و تحول بزرگ روحی و روانی در زندگی آتی من شدند، که تاکنون به یاد دارم.
آنان کم، کم فارسی را با لهجه هراتی صحبت می نمودند ودر جای که منظور خودرا رسانده نمی توانستند – آقای غنی هما و یا کاکایم را که در لیسه عالی سلطان معلم انگلیسی بود به ترجمه مقصود شأن به پارسی کمک مینمودند.
آن زمان من دهساله بودم و شاگرد کوچک همین دکان که باید مرتب چای، کاسه، پیاله ، جاروب و صفایی هماره خدمت مینمودم .
.
.
مستر جان بیلی که در اصل زیر نظر اداره اطلاعات و کلتور هرات فعالیت می نمود و از طرف قوماندانی امنیه ولایت مجوز رفت و آمد به مناطق دوردست و داخل شهر را داشت و چون خانه ای برای خود گرفته بود، در حالیکه محافظ نداشت ، آزادانه بهر جای در رفت و آمد بود، حقا که امنیت وطن آن زمان مثال زدنی بود .
گاهی اوقات هم بوسیله استاد نیک سیر هروی، قرار و مدار های از دل همین دکان گلدن شاپ شکل می گرفت چنانچه روزی روان شاد ،، أمیر جان خوشنواز،، با عصا از درب دکان می گذشت و استاد نیک سیر متوجه شد و مرا به نزد استاد خوشنواز که از محلی خوانان خوشنام هرات بود فرستاد که دعوت کنم به دکان بیاید.
فکر می کنم که این نخستین جرقهِ آشنایی جان بیلی و ورونیکابا خانواده بزرگ خوشنواز ها بوده باشد که بعد ها سبب دوستی ژرف و مهر انگیزی بین خانواده های دو طرف گردید بطوریکه جان بیلی نزد استاد محمد رحیم خوشنواز – به آموزش هنر رباب نوازی هرات و ورونیکا همسرش ـ نزد یکی
از دختران أمیر جان خوشنواز به فراگیری هنر،، دایره،، نوازی رو آورد.
.
استاد امیر جان مردی صریح اللهجه، خوش بزم و خوش سخن بودو در ردیف محلی خوانان موسیقی اصیل سنتی دستی در آفرینش و خوانش آهنگ های جدید با ریتم کلاسیک خراسانی داشت. او ،، ورونیکا دوبلدی،، را دختر خویش خوانده بود وبرایش نام فارسی بر گزیده بود.
بعد ها سالیانی که در مشهد رضوی با زنده یاد محمد رحیم خوشنواز استاد مسلم رباب و موسیقی – مصاحبه ی داشتم از او درین زمینه و یاد آن دوران سوال نمودم که برایم گفت :
پدرم جان بیلی را برادر خواند و خانمش را دختر خویش و نام ( فرحناز) را برای ورونیکا برگزید و هرگاه که او بخانه ی ما می آمد جهت آموزش، تحقیق و فرا گیری دقیق هنر موسیقی ـ پدرم از هیچ کوششی دریغ نداشت و دانستنی های خود و فرزندانش را بی توقع و پاداش،رایگان بخشش میداشت ومی آموخت.»
باری هم یادم هست که به جاده شمالی مسجد جامع شریف هرات ، مرا نزد مرحوم صوفی غلام نبی،، زنده دل،، مشهور به صوفی خیاط فرستادند و مستر جان بیلی به او پیشنهاد نمود که می خواهد چند آهنگ محلی هرات را با صدای او ثبت کند و او می بایست در انتخاب شعر، آهنگ وملودی
دقت و مطالعه بیشتری بنماید تا یادگار بماند. خوبست که یاد آوری نمایم مدتی هم خانم ورونیکا یا فرحناز به عضویت دسته آواز خوانان محلی «( گل پسند)»های هرات در آمد و با زنان شان با نوازندگی ،، دایره،، در مجالس عروسی و شادی به خانه های هراتیان رفت و آمد میداشت که جریان این خاطرات را جناب استاد نصرالدین سلجوقی، جداگانه در کتابی که پیرامون پیشینه موسیقی محلی و فولکوریک هرات نوشته اند و مشروحا آورده اند .
.
گلپسند ها از جمله خانواده های محترم موسیقی محلی و معاصر هرات اند که نسل اندر نسل ممثل، خراباتیان، این شهر افسانوی بوده اند.
یکی دیگر از خدمات فرهنگی – جان بیلی و همسرش تهیه یک فیلم مستند و تجربی از حضورش در میان مردم هرات و افغانستان بود.
جان بیلی از مراسم معنوی نماز و اعتکاف گرفته تا درس خواندن دختران و پسران در مساجد خانگی – مراسم عروسی – شادی،برف اندازی های زمستانی و میوه های تابستانی را با مراسم،، ختنه سوری،، و خواستگاری ، عزاداری و فعالیت های شغلی کسبه کاران و بازاریان را در هم آمیخته و فکر می کنم که شاید مستند ترین فیلم برداری رنگی را در بیشتر از نیم قرن قبل تاریخ ، فرهنگ وذهنیت معاصر مردمان هرات بر جای گذاشته باشد که اکنون پیرامون کار نامه و زندگی نامه او بیشتر اشارت می نمایم.
گرمن از باغ تو یک میوه بچینیم چه شود
پیش پایی به چراغ تو بینم چه شود
« حافظ »
گویند که امید در غالب امید گوارا و جانفزاست. این وجیزه در مورد آلات موسیقی روح افزا و نهایت امید بخش است.
رباب افغانستان – عضوی از خانواده گسترده ،، عود،، های زخمه ای آسیایی مرکزی است که شامل رباب پامیر، رباب کاشغر، رباب هرات،رباب دولان – تونگنای نپالی و درانین تبتی می شود.
برای اولینبار پروفسور،، مارک اسکوبین،، و پروفسور لورین ساکاتا – دو موسیقی شناس آمریکایی بودند که برای شناسایی ساز های زهی مضرابی موسیقی اصیل و سنتی افغانستان، پاکستان، و شرق ایران « سیستان و بلوچستان » در دهه های ۱۹۶۰ میلادی و دهه پنجاه میلادی تحقیقات خود را آغاز و سفر های به هرات،کابل و بدخشان و پکتیا داشتند.
آنان داستان های کوتاه و شیرین سفر های عشق، موسیقی و دود تلخ،، حشیش،، هیپی های جهانگرد را به افغانستان و نیم قاره شنیده بودند که تن به این ماجرا جویی نمکین داده بودند.
ادامه دهنده این مسیر پر رمز و راز در دهه هفتاد میلادی کسی نبود جز جان بیلی و همسرش ورونیکا دبل دی…..
پروفسور John bailey از بزرگترین و تاثیر گذار ترین گروپ موسیقی شناسان جهان در حوزه فرهنگ و هنر آفرینان عرصه موسیقی اصیل افغانستان است. دستاوردهای علمی کاربردی و ملموس این زوج جوان و دانش دوست در دوران آرامش سبز وسرخ جمهوریت محمد داوود خان ۱۹۷۳//۱۹۷۸ در هرات و کابل به عنوان گنجینه ی بی بدیل و بخش مهمی از هویت سنتی موسیقی معاصر ماست .
این تلاش آنان موسیقی محلی مارا از گزند نابودی و فراموشی تاریخی نجات داد.
جان بیلی نخست در دانشگاه گلد اسمیت لندن، در رشته روانشناسی تجربی تحصیل کرد ، اما شیفتگی او به موسیقی اصیل شرقی ها بخصوص و موسیقی افغانستانی ، مسیر زندگی اورا برای همیشه دستخوش تغییراتی دل نشین قرار داد.
او و همسرش ورونیکا ـ رویکرد علمی،پژوهشی و آموزشی خود را بر پایه مستند سازی از طریق یاد گیری عملی بنا نهادند.
جان بیلی در هرات و کابل، صرفا یک ناظر غربی و فلسفه خوان موسیقی شرقی نبود! او خود را یک،، شوقی،، و شرق شناس عاشق موسیقی میدانست.
می دانیم که واژه،، شوقی،، در محاوره عموم مردم افغانستان چه بار معنایی مثبت و پر خاصیتی دارد!
این کلمه معمولاً برای آماتور های شیفته هنر در افغانستان بکار می رود و مولد است.
.
.
جان بیلی با شاگردی نزد اسطوره رباب هرات، استاد محمد رحیم خوشنواز و سپس نزد شهنشاه رباب/ استاد محمد عمر در کابلستان زانوی ادب در برابر این کهن ترین نوای برخاسته از دل قرون و اعصار زد و آموختن، تجربه و تخصص پیشه ساخت و هم اکنون نیز مسوولیت دیپارتمنت موسیقی شرقی دانشگاه لندن را عهده دار است.
او همچنین در نواختن دوتار هراتی به مهارتی بالا دست یافت که اینک در بعضی از کنسرت هایش نیز نوازندگی آن را با توانمندی به نمایش میگذارد….
واما همسر او ورونیکا! متخصص ادبیات ، نویسنده و موسیقیدان تحصیل یافته افکار اوست.
.
دستاوردهای ملموس در ،، اتنو موزیکولوژی،، یا موسیقی قومی توسط هردوی شأن افتخار آفرین برای مردم منطقه بویژه هرات بوده است. با توجه به بافت سنتی و مرد سالارانه جامعه آن زمان – جان بیلی به مجالس زنان دسترسی نداشت. این ورونیکا بود که با ورود به حریم خصوصی زنان،، نوازنده،، و خواننده هرات، هنر پنهان آنان را کشف و سپس ثبت نمود….
همچنین نتیجه سالیانی چند از بود باش خود را در هرات – ورانیکا کتابی نگاشت بنام: «(سه زن هراتی)» که این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۹۸۸ میلادی منتشر و بعد بار ها و بار ها نشر شد.
این کتاب یک اثر کلاسیک در ،، انسان شناسی،، فرهنگی هنری است. ورونیکا با تمرکز بر زندگی، سه زن، هراتی، پرده از زوایای پنهان و آشکار
دوستی ها، آواز ها و دغدغه های زنانه شأن برداشته و راز ها، نیاز ها و دستاوردهای اخلاقی و انسانی شأن را واکاوی ومورد پژوهش عمیق وهم جانبدارانه قرار می دهد.
مستند سازی موسیقی زنده زنان هرات با دایره نوازی و آواز خوانی زنان گل پسند و با ضبط،، میدانی،، توسط او در ذات خود یک تابوست که نظیرش را کسی دیگر نخواسته و یا نتوانسته است که انجام دهد؟
او به مجالس عروسی های زنانه و خانگی در هرات سرک کشید و عکس،گزارش و سوژه و خاطره نوشت.
این آخرین اثر او بعد ها توسط،، یونسکو،، در سال ۲۰۰۲ میلادی تحت عنوان افغانستان و موسیقی هرات » بصورت آلبوم منتشر و سندی گویا و هنرمندانه از تلاش های سی ساله او در حوزه هنر موسیقی محلی مردمان ساکن هریوا و کابلستان کهن سرود آریایی ما است.
کتاب موسیقی اصیل هرات به خامه و قلم جان بیلی، تحلیلی بی نظیر از ساختار موسیقایی و اجتماعی مردمان هریوا زمین است که پیش از جنگ با شوروی ها نگاشته شده و کتاب دیگر : « جنگ، تبعید و موسیقی افغانستان » اثری است که بعد از هجوم روس ها و تبعات اشغال، مهاجرت و غربت موسیقی معاصر افغانستان نگاشته شده است.
جان بیلی و ورونیکابا آمیختن علم موسیقی شناسی محلی و نوازندگی، دایره، دوتار و خصوصا،، رباب،، این شیون برخاسته از دل قرون و اعصار – مارا بدنیا ی عاری از جنگ، خشونت و افراطیگری فرا می خوانند!
از عشق فداکارانه آنان به مردم افغانستان، گنجینه ی از شعر،ترانه، سرود نغمات و نواهای دلنشین محلی بجای مانده واز خود به یادگار گذاشته اند که قلم، هنر و اندوخته شأن از گزند آدم های بی هنر و هنر ستیزان بدور باد.
.
.
جنگ و هنر، روایتگر ویرانی و رنجند! و این هنرمندان اند که با موسیقی، نقاشی، قلم، رنگ، شعر و نویسندگی،درد های آشفته و بیکران و بی پایان مارا نقش جاودانگی می زنند.
این سلسله خاطرات سالیاد تأسیس کانون هنرهای زیبا، اندیشه و دانش را در معرفی دوتن دیگر از چهره های سرشناس انشاالله ادامه خواهم داد، تا فرصتی دیگر درود وبدرود.
این متن خاطره انگیز در پنجمین سال روز تسلط سلطه طالبان ( ۱۵ اگست ۲۰۲۶ ) برابر با ( ۲۴ اسد ۲۰۲۶ ) در غربت کانادا نگاشته شده است.
محمد رفیع اصیل یوسفی
۲۴/اسد۱۴۰۵
Tags: رفیع اصیل یوسفی








جناب آقای اصیل یوسفی عزیز از خاطرات زیبا و معلومات با ارزش شان ممنونم ، درود بر شما.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی