خاطرهای از یک هنرمند ماندگارـ در سوگ استاد آخوند محمد علی خطاط هروی!
( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ ۹ میزان ( مهر ) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————————————-
خاطرهای از یک هنرمند ماندگارـ
.
در سوگ استاد آخوند محمد علی خطاط هروی!
=================================
دوست عزیز و گرانقدرم، جناب استاد رفیع اصیل یوسفی، شاعر و ادیب مهربان، اهل دل و معنا، از من خواستند تا بخشی از خاطراتم را از استاد آخوند محمدعلی خطاط هروی بنویسم.
.
.
برای من، استاد محمدعلی خطاط تنها یک خوشنویس و هنرمند نبود؛ او یکی از ستارههای درخشان هنر خط و خوشنویسی و از فرزندان برجسته خاک هنرپرور هرات بود؛ شهری که قرنها مهد فرهنگ، دانش، ادب و هنر بوده است.
همواره باور داشتهام که خاک اولیای هرات، این سرزمین کهن فرهنگ و هنر، استعداد پرورش چنین فرزندان بزرگی را در خود داشته است؛ فرزندانی چون استاد کمالالدین بهزاد، استاد مشعل و استاد محمدعلی خطاط که هر یک بخشی از هویت هنری و فرهنگی این دیار را نمایندگی میکنند.
.
وصیتی که میخواست در زادگاهش آرام گیرد
.
هنگامی که استاد محمدعلی خطاط در مشهد مقدس دار فانی را وداع گفت، من در کابل مسئولیت دولتی داشتم و معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ بودم.
به من خبر رسید که قرار است پیکر استاد در مشهد مقدس به خاک سپرده شود.
این خبر برای من از آن جهت اهمیت ویژه داشت که استاد، پیش از وفات، وصیتی روشن کرده بود. روزی که جمعی از دوستان برای عیادت به خانه ایشان رفته بودیم، استاد از ما خواسته بود که پس از وفات، پیکرش را به هرات انتقال دهیم و در تپه سید عبدالله مختار به خاک بسپاریم.
من این موضوع را با مرحوم مولوی عنبری، شخصیت فرهنگی و تاریخنگار فرهیخته هرات، در میان گذاشتم و وصیت استاد را نیز برای ایشان بازگو کردم. مرحوم عنبری با توجه به خواست استاد، محلی را در دامنه تپه سید عبدالله مختار برای آرامگاه ایشان در نظر گرفت.
بر اساس مسئولیت فرهنگیای که در آن زمان بر عهده داشتم، با جناب امیر صاحب اسماعیلخان، حاکم محترم ولایت هرات، هماهنگی کردیم تا یک فروند هلیکوپتر برای انتقال پیکر استاد از مشهد به هرات فراهم شود؛ تا استاد، مطابق وصیت خویش، در زادگاهش آرام گیرد.
اما ماجرا به همین سادگی پیش نرفت.
.
از «بهشت» تا «جهنم»!
.
جمعی از دوستان و ارادتمندان مذهبی و سنتی استاد با انتقال پیکر ایشان به هرات مخالفت کردند. استدلال آنان این بود که مشهد مقدس همانند بهشت است و درست نیست پیکر استاد را از «بهشت» به «جهنم» منتقل کنیم!
با تأسف، این مخالفت تنها به بیان یک دیدگاه محدود نماند؛ بلکه حتی مرا نیز مورد انتقاد و اتهام قرار دادند که گویا با چنین اقدامی مرتکب گناه میشوم و این کار نشاندهنده ضعف ولایت من است.
یکی از علما نیز در سخنرانی خود، با اشاره به من، گفت:
«میخواهید استاد خطاط را از بهشت به جهنم ببرید!»
این سخن برای من، بیش از آنکه یک استدلال دینی باشد، نشانه غلبه احساسات و برداشتهای سنتی بر وصیت یک انسان و حق انتخاب او درباره محل دفنش بود.
موضوع را با فرزندان مرحوم آخوند، بهویژه فرزند بزرگ ایشان، استاد محمودجان خطاط، نیز در میان گذاشتیم. اما ایشان نیز نتوانستند در برابر فضای ایجادشده و استدلال دوستان و ارادتمندان پدر مرحوم خود ایستادگی کنند.
سرانجام، در میان آن فضای سنگین و جوسازیهای شکلگرفته، پیکر مطهر استاد محمدعلی خطاط در مشهد مقدس به خاک سپرده شد.
.
جایگاه انسان، به خاکی که در آن میآرامد نیست
.
من در آن زمان و همچنان امروز بر این باورم که استاد محمدعلی خطاط، پیش از هر چیز، هنرمندی بزرگ، خوشنویسی برجسته و چهرهای شناختهشده در فرهنگ و هنر کشور ما بود؛ شخصیتی متقی، پرهیزگار و دلباخته خاندان پیامبر و ائمه اطهار علیهمالسلام.
.
از نظر من، وصیت او شایسته احترام بود.
.
همچنین معتقدم که هیچ مکان و خاکی بهتنهایی نمیتواند سبب آمرزش انسان شود. آمرزش و رحمت الهی، به ایمان، کردار، نیت و رحمت بیپایان خداوند وابسته است؛ نه صرفاً به اینکه انسان در کدام شهر یا در کنار کدام مزار به خاک سپرده شود.
همانگونه که قرار گرفتن قبر یک انسان شقی در کنار اولیا و ائمه علیهمالسلام، بهخودیخود موجب آمرزش او نمیشود، دفن یک انسان صالح نیز اگر در جایی دور از زادگاهش باشد، از مقام معنوی و ارزشهای انسانی و الهی او نمیکاهد.
مرحوم آخوند محمدعلی خطاط، به گواه زندگی، هنر، تقوا و ارادتش به خاندان پیامبر و ائمه اطهار علیهمالسلام، انسانی صالح و متدین بود.
او هر جا که به خاک سپرده شده باشد، میراث واقعیاش همان آثار هنری، خوشنویسیهای ماندگار، نام نیک و خاطرهای است که در دل دوستداران فرهنگ و هنر هرات و افغانستان باقی گذاشته است.
و چه زیباست که انسان، به جای آنکه آرامگاهش را معیار بزرگی و کوچکی او بدانیم، زندگی و کردار و آثارش را معیار قضاوت درباره او قرار دهیم.
استاد خطاط امروز در میان ما نیست؛ اما هنر او، نام او و یاد او همچنان زنده است. هرات، زادگاه او، همچنان به داشتن چنین فرزندانی افتخار میکند و تاریخ هنر و فرهنگ این سرزمین، نام محمدعلی خطاط را فراموش نخواهد کرد.
درود خدای مهربان بر روان تابناک آن هنرمند فرهیخته باد و امید که نام و آثارش برای نسلهای آینده، همچنان چراغی برای شناخت فرهنگ و هنر این سرزمین باشد
.
حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان
این نقش از قلمت ماند یادگار عمر
.
درخاتمه نوزدهمین دوره بنیاد سایت ۲۴ ساعت را که که کارنامه ی شایان و درخشان در فضای رسانهای میدیا و مطبوعات اینترنتی جهان معاصر برای مردم افغانستان دارد از صمیم قلب تبریک و تهنیت می گویم.
و همچنان بیست و نهمین سالروز تاسیس کانون هنرهای زیبا، اندیشه ودانش « کهزاد » را که در محور هنر، فرهنگ،ادبیات و داشته های گرانسنگ هنری وفکری سرزمین ما ،کوشا و ساعی بوده ـ بحضور تمامی دست اندرکاران و سرپرست این نگارستان هنری خجسته مهر مبارک باد.
.
مصباح هراتی
۳۰/سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
۸ میزان ۱۴۰۵خورشیدی.


جناب استاد مصباح هراتی بزرگوار از شریک ساختن این خاطره تلخ با دوستان ممنونم ، ایکاش دوستان و ارادتمندان استاد حقایق عینی جامعه را در نظر گرفته و به وصیت آن بزرگمرد ارج می نهادند . روح استاد بزرگوار عطار هروی را شاد وخشنود طلبیده و برای شما طول عمر با برکت تمنا دارم.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی