۲۴ ساعت

06 نوامبر
۱ دیدگاه

دندان‌سازان حرفه‌ای و پیشکسوت هرات

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۱۵ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۶ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

دندان‌سازان حرفه‌ای و پیشکسوت هرات
=======================
از غلام حیدر افغان تا دکتر سینا همایونی؛ روایت یک خاندان
پیشگام در تاریخ طب دندان افغانستان
=================
مقدمه
در سفری که به شهر تاریخی هرات داشتم، برای معاینهٔ دندان‌هایم به کلینیک تخصصی و دیجیتالی دهان و دندان داکتر همایون مراجعه کردم. من در سال‌های مهاجرت در شهر مشهد ایران با داکتر محمدحسن همایون و دکتر حسین همایون آشنایی داشتم. این آشنایی دیرینه، زمینهٔ دیدار دوباره و گفت‌وگوهای صمیمانه را فراهم ساخت.
در این مرکز تخصصی، اعضای یک خانواده، شامل پدر، مادر، همسر و عروس خانواده، با اتاق‌های معاینهٔ جداگانه و تجهیزات پیشرفتهٔ دندان‌پزشکی، به مراجعین خدمات درمانی ارائه می‌کنند. کلینیک در بخش تحتانی محل رهایشی خانواده قرار دارد و مجموعهٔ آن، با ویلای بزرگ، صحن حیاط، باغچه‌های گل و سبزه و محل پارک موترها، جلوه‌ای آراسته و آرامش‌بخش دارد. شمار زیاد مراجعین نیز نشان‌دهندهٔ جایگاه این مرکز در میان مردم است.
هنگامی که در بخش پذیرش، تصویرهای غلام حیدر خان دندان‌ساز و فرزندش، مولانا غلام رسول، را دیدم، خاطرات گذشته در ذهنم زنده شد. من از زنده‌یاد مولانا غلام رسول و فرزندان ایشان خاطراتی داشتم و به همین مناسبت از اعضای خانواده خواستم تا زیست‌نامه و تاریخچهٔ فعالیت‌های این خاندان را با من شریک سازند.
در این میان، معلومات مفصلی از داکتر سینا همایونی، از نوادگان غلام حیدر خان، به دست آوردم. در چندین نوبت مراجعه به کلینیک، از صحبت‌های داکتر محمدحسن همایون و فرزندش، داکتر سینا همایونی، بهره‌مند شدم. این گفت‌وگوها مرا بر آن داشت تا گوشه‌ای از تاریخ دندان‌سازی در هرات و زندگی مردانی را بنویسم که در روزگار خود، با دانش، تجربه و تلاش شخصی، در خدمت مردم قرار داشتند.
هدف این نوشته آن است که نام و نشان این پیشگامان در حافظهٔ تاریخی و فرهنگی سرزمین ما زنده بماند و نسل جوان با بخشی از پیشینهٔ حرفه‌ای و اجتماعی آنان آشنا شود.
نگاهی کوتاه به تحول دندان‌سازی در هرات:
شهر تاریخی هرات، همانند دیگر شهرهای بزرگ افغانستان، در عرصهٔ طب دندان نیز مسیر پرفرازونشیبی را از شیوه‌های سنتی و تجربی تا آموزش‌های اکادمیک و تکنولوژی‌های نوین پیموده است. این تحول را می‌توان به‌گونهٔ کلی در چند مرحله بررسی کرد:
۱. دورهٔ سنتی: روزگاری که درمان درد دندان و کشیدن دندان بیشتر به دست حکیمان، دلاک‌ها و برخی پیشه‌وران، از جمله زرگران، انجام می‌شد و دانش این حرفه عمدتاً بر تجربه‌های شخصی و شیوه‌های موروثی استوار بود.
۲. دورهٔ آموزش‌های نیمه‌مسلکی: با گسترش آشنایی مردم با ابزارهای تخصصی‌تر، برخی افراد از طریق شاگردی، تجربهٔ عملی و کورس‌های کوتاه‌مدت دندان‌سازی به این حرفه روی آوردند.
۳. دورهٔ گسترش دانش و مهارت‌های تخصصی: در این مرحله، آموزش‌های منظم‌تر، آشنایی با ابزارهای جدید و توسعهٔ خدمات ترمیمی و ساخت پروتزهای دندانی، زمینهٔ پیشرفت این حرفه را فراهم ساخت.
۴. دورهٔ آموزش‌های اکادمیک و دندان‌پزشکی نوین: تأسیس دانشکده‌های ستوماتولوژی و گسترش آموزش‌های دانشگاهی، زمینه را برای تربیهٔ دندان‌پزشکان متخصص و استفاده از روش‌های علمی و تکنولوژی‌های جدید فراهم کرد.
در این مسیر، نام شماری از دندان‌سازان تجربی و پیشکسوت هرات در خاطرهٔ مردم باقی مانده است. در میان آنان، غلام حیدر خان و فرزندش مولانا غلام رسول جایگاه ویژه‌ای دارند؛ دو شخصیتی که زندگی‌شان تنها به حرفهٔ دندان‌سازی محدود نبود، بلکه با تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روزگار خود نیز پیوند داشت.
غلام حیدر افغان؛ پیشگام دندان‌سازی تجربی و نوگرایی:
بر اساس روایت خانوادگی و معلوماتی که در اختیارم قرار گرفته است، غلام حیدر خان، مشهور به غلام حیدر افغان، از چهره‌های پیشگام دندان‌سازی تجربی در افغانستان و از شخصیت‌های ترقی‌خواه و آزادی‌دوست روزگار خود بود. در روایت زندگی او، افزون بر مهارت حرفه‌ای، از علاقه‌مندی‌اش به دانش، نوگرایی و فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی نیز یاد می‌شود.
گفته می‌شود که وی در روزگار زمامداری امیر عبدالرحمن خان، در شهر تاریخی قندهار چشم به جهان گشود. او فرزند احمد شاه خان افغان و نوادهٔ محمدعلی خان افغان بود و به یکی از خانواده‌های شناخته‌شدهٔ قندهار تعلق داشت.
غلام حیدر خان در چهارده‌سالگی زادگاه خود را ترک کرد و برای آشنایی با جهان و فراگیری دانش، راه سفر به سرزمین‌های دوردست را در پیش گرفت. در جریان این سفر، از هند بریتانیایی، حجاز، قلمرو امپراتوری عثمانی و روسیهٔ تزاری گذشت و سرانجام در شهر مسکو اقامت گزید.
اقامت در مسکو، نقطهٔ عطفی در زندگی او بود. در همین شهر با داکتر ارنست راسخوف، دندان‌پزشک ارمنی‌تبار، آشنا شد. این آشنایی زمینهٔ ورود او به عرصهٔ آموزش و فراگیری دانش و مهارت‌های دندان‌پزشکی را فراهم ساخت.
غلام حیدر خان در کنار فراگیری مهارت‌های حرفه‌ای، به مطالعهٔ اندیشه‌های نوین و آشنایی با جنبش‌های ترقی‌خواهانه و تحولات سیاسی و اجتماعی زمان خود نیز علاقه داشت. بر اساس روایت‌های موجود در خانواده، آشنایی او با وزیر مختار سفارت افغانستان در مسکو و گسترش ارتباطاتش با شخصیت‌های سیاسی، زمینهٔ نزدیکی بیشتر وی به دربار افغانستان را فراهم کرد. در همین چارچوب، از ارتباط او با امیر عبدالرحمن خان و فرزندانش، امیر حبیب‌الله خان و نصرالله خان، نیز یاد شده است.
اقامت غلام حیدر خان در روسیه تا انقلاب اکتوبر ۱۹۱۷ میلادی ادامه یافت. پس از این انقلاب و در پی دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی ناشی از آن، او تصمیم گرفت به سرزمین آبایی خود بازگردد. در روایت زندگی وی آمده است که در این جریان از همسر روس خود جدا شد و راه بازگشت به افغانستان را در پیش گرفت.
بازگشت او با یکی از دوره‌های مهم تاریخ معاصر افغانستان، یعنی مبارزات استقلال‌طلبانه و اصلاحات سیاسی و اجتماعی، هم‌زمان بود. گفته می‌شود که غلام حیدر خان از دوستان نزدیک و حامیان شاه امان‌الله خان به شمار می‌رفت و با اندیشه‌های آزادی‌خواهانه و تجددطلبانهٔ آن دوره هم‌سویی داشت.
با گسترش تحولات سیاسی و اجتماعی، موقعیت او نیز دستخوش تغییر شد. پس از استرداد استقلال افغانستان، در چارچوب مأموریت‌های دولتی و فعالیت‌های اجتماعی، راهی ولایت هرات گردید و در این شهر اقامت اختیار کرد.
ورود مظاهر تمدن جدید به هرات:
غلام حیدر خان در هرات، افزون بر فعالیت در عرصهٔ دندان‌سازی، در میان شخصیت‌های بانفوذ اجتماعی و فرهنگی شهر نیز حضور داشت. او به آشنایی جامعه با مظاهر تمدن جدید و دستاوردهای علمی و فنی زمان خود علاقه‌مند بود.
در روایت‌های مربوط به زندگی وی، از واردکردن نخستین موتر یا اتومبیل، موتورسایکل، بایسکل، کمرهٔ عکاسی و تجهیزات سینما به هرات یاد شده است. این موارد، در صورت تأیید از طریق اسناد تاریخی، می‌توانند بخشی مهم از تاریخ ورود فناوری‌های جدید به این شهر را روشن سازند.
در روزگاری که بسیاری از این وسایل برای مردم ناشناخته بودند، ورود چنین ابزارهایی می‌توانست نشانه‌ای از تغییر در شیوهٔ زندگی و گسترش آشنایی با فناوری‌های جدید باشد. غلام حیدر خان را در روایت خانوادگی، از جمله کسانی می‌دانند که در معرفی این مظاهر نو به جامعهٔ هرات سهم داشته‌اند.
زندگی خانوادگی او نیز با فرازونشیب‌هایی همراه بود. بنا بر معلومات ارائه‌شده، وی در حدود چهل‌سالگی با فرخ بانو لقا، دختر یکی از خوانین شناخته‌شده، ازدواج کرد. حاصل این پیوند، هفت فرزند، شامل چهار پسر و سه دختر، بود. اما این زندگی با اندوهی بزرگ روبه‌رو شد؛ زیرا فرخ بانو پس از تولد آخرین فرزندش، بر اثر عفونت ناشی از ولادت درگذشت.
در ادامهٔ تحولات سیاسی افغانستان، سقوط سلطنت شاه امان‌الله خان و به قدرت رسیدن حبیب‌الله کلکانی، شرایط تازه‌ای را به وجود آورد. این دگرگونی‌ها بر زندگی بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی آن دوره تأثیر گذاشت و غلام حیدر خان نیز از پیامدهای آن بی‌نصیب نماند. با وجود این، او فعالیت‌های حرفه‌ای خود را ادامه داد و دانش و تجربه‌اش را در خدمت مردم هرات قرار داد.
وی بخش عمدهٔ سال‌های بعدی عمر خود را در این شهر سپری کرد. افزون بر دندان‌سازی، در عرصهٔ فعالیت‌های اجتماعی و امور اصناف نیز نقش داشت و به‌عنوان یکی از شخصیت‌های بانفوذ و وکیل عمومی اصناف مختلف شناخته می‌شد.
بر اساس روایت خانوادگی، غلام حیدر خان در مجموع از دو ازدواج خود در افغانستان، نه پسر و هفت دختر داشت. شماری از پسرانش در رشته‌های دندان‌سازی، طب دندان و طب معالجوی فعالیت کردند. بدین ترتیب، پیوند این خاندان با عرصهٔ طبابت، به‌ویژه دندان‌سازی، در نسل‌های بعدی نیز ادامه یافت.
در میان فرزندان او، مولانا غلام رسول جایگاه ویژه‌ای دارد؛ شخصیتی که زندگی‌اش از آموزش و مطالعه تا دندان‌سازی، شعر و معاشرت با اهل فرهنگ، گسترهٔ متنوعی را در بر می‌گرفت.
مولانا غلام رسول؛ دندان‌ساز، آموزگار و اهل اندیشه:
زنده‌یاد مولانا غلام رسول، فرزند غلام حیدر افغان و نوادهٔ احمد شاه خان افغان، در سال ۱۳۰۴ هجری خورشیدی در شهر قندهار افغانستان متولد شد.
او آموزش‌های ابتدایی خود را تا صنف پنجم در قندهار فراگرفت و سپس برای ادامهٔ تحصیل به لیسهٔ سلطان رفت. پس از آن، وارد مکتب حربی شد، اما مسیر آموزشی خود را تغییر داد و به لیسهٔ امانی، که بعدها با نام لیسهٔ نجات نیز شناخته می‌شد، پیوست. وی در سال ۱۳۲۲ هجری خورشیدی از این لیسه فارغ شد.
پس از فراغت، مدتی به فراگیری دانش و مهارت‌های دندان‌سازی در کورس دندان‌سازی کابل پرداخت. با این حال، به دلیل شرایط خاص روزگار و علاقهٔ فراوان به آموزش و پرورش، مسیر کاری خود را به سوی معارف تغییر داد و در چارچوب وزارت معارف به‌عنوان معلم ایفای وظیفه کرد.
او در دوره‌ای در هرات و بادغیس به تدریس پرداخت. این سال‌ها با زمانی هم‌زمان بود که خانواده‌اش به هرات تبعید شده بود و پدرش، غلام حیدر افغان، نیز در این شهر سکونت داشت.
مولانا غلام رسول، در کنار فعالیت آموزشی، ذهنی جست‌وجوگر و علاقه‌مندی فراوانی به مطالعه داشت. او موضوعات فلسفی، علوم ماورای طبیعت و هیپنوتیزم را دنبال می‌کرد؛ مباحثی که در فضای اجتماعی و فکری آن زمان، گاهی با برداشت‌های سنتی تعارض پیدا می‌کرد و واکنش‌هایی را برمی‌انگیخت.
بر اساس روایت خانوادگی، پرداختن او به این موضوعات با فشارهای اجتماعی و عقیدتی همراه شد و سرانجام به انتقال وی به منطقه‌ای دورافتاده انجامید. با آن‌که جزئیات اداری و تاریخی این رویداد نیازمند بررسی بیشتر است، آنچه در خاطرهٔ آشنایان او باقی مانده، تصویر مردی است که به مطالعه، تجربه و جست‌وجوی اندیشه‌های متفاوت علاقه داشت.
خاطره‌ای از یک شب در بکرآباد هرات:
حدود پنج دهه پیش، در شبی که در یک ضیافت بزرگ در محلهٔ بکرآباد هرات برگزار شده بود، من نیز در جمع مهمانان و در کنار مولانا غلام رسول حضور داشتم.
در جریان محفل، حاضران از مولانا خواستند تا یکی از افراد را با استفاده از هیپنوتیزم به خواب ببرد. او شخصی را انتخاب کرد و وی را در حالت خواب هیپنوتیزمی قرار داد و سپس بیدار ساخت.
پس از آن، مولانا به من اشاره کرد و گفت که از میان حاضران، همین جوان برای خواب هیپنوتیزمی مناسب است. از من خواسته شد که موافقت کنم، اما من که در آن زمان جوان بودم، نپذیرفتم.
این خاطره هنوز در ذهنم زنده است. آن شب، گذشته از شگفتی حاضران، گوشه‌ای از شخصیت متفاوت مولانا و علاقهٔ او به موضوعاتی را نشان می‌داد که در آن روزگار برای بسیاری از مردم ناشناخته بود.
از معلمی تا دندان‌سازی:
مولانا غلام رسول پس از پایان فعالیت آموزشی خود، به دندان‌سازی روی آورد. این تغییر مسیر، او را بار دیگر به حرفه‌ای پیوند داد که پیش از او در خانواده‌اش ریشه داشت.
دکان دندان‌سازی وی، افزون بر آن‌که محل کار و ارائهٔ خدمات به مردم بود، به پاتوقی برای گفت‌وگو و تبادل اندیشه میان شماری از فرهنگیان، روشنفکران و اهل دانش هرات تبدیل شد. همان‌گونه که عطاری مرحوم محمدعلی عطار محلی برای دیدار و گفت‌وگوی اهل فرهنگ بود، محل کار مولانا نیز فضایی برای طرح مباحث فلسفی، تاریخی، اجتماعی و فکری به شمار می‌رفت.
مولانا به پیروی از پدر، در منزل دوم سرای حاجی عبدالخالق خان نیازی دستگاه دندان‌سازی خود را برپا کرد. او تا اواسط دههٔ ۱۳۵۰ هجری خورشیدی در کاروان‌سرای زرد هرات به فعالیت حرفه‌ای ادامه داد.
در سال‌های پایانی جمهوری سردار محمد داوود خان، محل کار خود را به جای دیگری انتقال داد؛ مکانی در نبش جادهٔ بهزاد، در جوار عکاس‌خانهٔ امید. در آن‌جا نیز به فعالیت دندان‌سازی ادامه داد و با شمار زیادی از مردم و فرهنگیان در ارتباط بود.
با وقوع کودتای هفتم ثور ۱۳۵۷ و تحولات سیاسی پس از آن، زندگی مولانا نیز وارد مرحله‌ای دشوار شد. بنا بر روایت موجود، مدتی پس از کودتا از سوی استخبارات حکومت وقت بازداشت گردید و در جریان تصفیه‌های سیاسی آن دوره، با خطر جدی اعدام روبه‌رو شد.
این رویداد، نقطهٔ عطفی در زندگی او بود و سرانجام زمینهٔ مهاجرت و تبعید اجباری وی به شهر مشهد ایران را فراهم کرد. پس از مهاجرت، از فعالیت حرفه‌ای در عرصهٔ دندان‌سازی کناره گرفت و سال‌های باقی‌ماندهٔ عمر خود را در محیط خانواده و فضایی آرام‌تر سپری کرد.
در آن سال‌ها، مطالعه، سرودن شعر، دیدار با دوستان و معاشرت با آشنایان قدیمی، بخش مهمی از زندگی روزمرهٔ او را تشکیل می‌داد.
دندان‌سازی در مهاجرت؛ پیوندی میان استاد و شاگرد
دوران مهاجرت بسیاری از دندان‌سازان هرات به ایران، تنها به جابه‌جایی محل زندگی آنان محدود نبود؛ این دوره با انتقال تجربه‌ها، شکل‌گیری روابط حرفه‌ای و آموزش نسل‌های تازه نیز همراه بود.
در مشهد، در یک ساعت‌سازی واقع در چهارراه لشکر، که به یکی از ساعت‌سازان پیشکسوت هرات تعلق داشت، شماری از فرهنگیان هرات به شمول مولانا در آن ساعت سازی می نشستند و با هم تبادل افکار می کردند. بکی از اقوام ووابستگان مرحوم مولانا همانا شیراحمد وطن دوست بود که در عرصه ء ساخت دندان آموزش دیده بود. شیر احمد بشر دوست، که بعدها در قسمت شمالی پارک پای‌حصار هرات به همسایگی ما به آپارتمان های حاجی امیر محمد خزانه دار دکان دندان‌سازی داشت، . او هم شخصیتی بود متواضع واحتماعی وی همچنان به مشهد هجرت نموده بود با تاسف با همسرش یکجا بطور مرموزی درخانه اش کشته شد.
از شاگردان شیر احمد بشر دوست نیز زنده‌یاد قاضی غلام نبی حکاک، دوست و هم‌صنفی من، بود که بعدها ریاست عمومی ادارهٔ حقوق بشر در هرات را بر عهده داشت. او در کنار ساخت پروتزهای دندانی، در پرکاری دندان نیز مهارت قابل توجهی داشت.
یکی از دندان‌های مرا نیز وی پر کرده بود؛ پرکاری‌ای که پانزده سال دوام آورد. روزی که یک دندان‌پزشک ایرلندی دندان‌هایم را معاینه می‌کرد، به همان دندان اشاره کرد و گفت که به‌خوبی پر شده است.
در پاسخ برایش گفتم که این کار را یکی از هم‌صنفی‌های قاضی‌ام انجام داده بود؛ در روزگاری که برق در دسترس نبود و دستگاه برمه را با نیروی پا به حرکت درمی‌آوردند.
این خاطره، برای من نمونه‌ای از مهارت و تجربهٔ دندان‌سازانی است که در شرایط محدود، با ابزارهای ساده و تکیه بر دانش عملی خود، خدمات ارزشمندی به مردم ارائه می‌کردند.
نشست‌های فرهنگی در مشهد:
مولانا غلام رسول در دوران اقامت در مشهد، همچنان با جمعی از فرهنگیان و آشنایان هرات نشست و برخاست داشت. از میان آنان، زنده‌یاد سخی‌داد خان سخا، سرمعلم، را به یاد دارم؛ هرچند نام شماری دیگر از حاضران این نشست‌ها از خاطرم رفته است.
در آن سال‌ها، من برای مدتی به‌عنوان ترجمان موقت در کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان کار می‌کردم. این دوره با زمانی هم‌زمان بود که حکومت اسلامی در افغانستان اعلام شده بود و شماری از پناهندگان، با تحویل کارت‌های مربوط، در برابر دریافت مبلغی برای بازگشت به کشور آماده می‌شدند.
من همراه با یکی دو تن از کارکنان دنمارکی و نارویژی آن سازمان، در میان مردم عادی، فرهنگیان و تجار ملی رفت‌وآمد می‌کردیم و دیدگاه‌های آنان را دربارهٔ روند بازگشت جمع‌آوری می‌نمودیم.
یکی از محل‌هایی که برای این دیدارها پیشنهاد کردم، همان ساعت سازی بود که مولانا غلام رسول و شماری از فرهنگیان در آن رفت‌وآمد داشتند.
یک روز پیش از مراجعه، ساعت‌ساز را از آمدن خود و همکاران سازمان ملل متحد آگاه ساختم. روز بعد، هنگامی که به آن‌جا رفتیم، مولانا نیز حضور داشت و گفت‌وگوهایی دربارهٔ وضعیت پناهندگان و موضوع بازگشت به افغانستان صورت گرفت.
این دیدارها برای من اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا بار دیگر فرصت می‌یافتم با مردی هم‌صحبت شوم که افزون بر مهارت حرفه‌ای، تجربه‌های فراوانی از تاریخ، سیاست و فرهنگ هرات در سینه داشت.
پایان زندگی مولانا غلام رسول:
سرانجام، زنده‌یاد مولانا غلام رسول در سال ۱۳۹۰ هجری خورشیدی، در هشتادوششمین سال زندگی، بر اثر عارضهٔ قلبی درگذشت.
از او سه پسر و پنج دختر به یادگار ماند. از میان فرزندانش، داکتر محمدحسن همایون و حسین همایون راه حرفه‌ای خانواده را ادامه دادند و در عرصهٔ طب دندان به فعالیت پرداختند. در نسل بعد نیز داکتر سینا همایونی به این مسیر پیوست.
با درگذشت مولانا، زندگی مردی پایان یافت که در طول عمر خود، نقش‌های گوناگونی را تجربه کرده بود: آموزگار، دندان‌ساز، اهل مطالعه، شاعر و همراه فرهنگیان. یاد او برای کسانی که با وی نشست و برخاست داشتند، تنها به حرفه‌اش محدود نمی‌شود؛ بلکه با خاطرهٔ گفت‌وگوها، دیدگاه‌های متفاوت و پیوندهای فرهنگی نیز همراه است.
داکتر سینا همایونی؛ ادامهٔ راه در عصر دندان‌پزشکی دیجیتالی:
داکتر سینا همایونی، فرزند داکتر محمدحسن همایون، نوهٔ مولانا غلام رسول و از نوادگان غلام حیدر افغان، از دندان‌پزشکان شناخته‌شدهٔ شهر هرات است که در عرصهٔ دندان‌پزشکی معاصر فعالیت دارد.
بر اساس معلومات ارائه‌شده، وی افزون بر فعالیت‌های درمانی و کلینیکی، در بخش آموزش اکادمیک نیز سهم داشته و به‌عنوان عضو کادر علمی و رییس دانشکدهٔ ستوماتولوژی پوهنتون غالب ایفای وظیفه کرده است. او همچنان برای مدتی مسئولیت بخش معالجوی شفاخانهٔ کادری غالب هرات را بر عهده داشت.
داکتر سینا همایونی پس از کناره‌گیری از ریاست دانشکده، فعالیت‌های تخصصی خود را در کلینیک شخصی‌اش ادامه داد. او در کنار پدرش، داکتر محمدحسن همایون، مادر و همسرش، داکتر انوشه اوستا، دختر داکتر عبدالسبحان صدیقی، استاد فاکولتهٔ طب پوهنتون هرات، به ارائهٔ خدمات دندان‌پزشکی می‌پردازد. بر اساس معلومات موجود، او در کنار کار کلینیکی، فعالیت آموزشی خود را در پوهنتون غالب نیز ادامه می‌دهد.
کلینیک تخصصی و دیجیتالی دهان و دندان این خانواده، نمونه‌ای از پیوند تجربهٔ نسل‌های گذشته با آموزش‌های دانشگاهی، تجهیزات پیشرفته و روش‌های نوین درمانی است. در این مرکز، خدمات در چارچوب یک مجموعهٔ خانوادگی و تخصصی ارائه می‌شود؛ مجموعه‌ای که در آن، تجربهٔ پدر و آشنایی نسل جوان با فناوری‌های تازه در کنار هم قرار گرفته‌اند.
داکتر سینا همایونی دوره‌های تخصصی مرتبط با دندان‌پزشکی زیبایی، لمینت‌های سرامیکی و ایمپلنت‌های دندانی را نیز سپری کرده است. او از جمله کسانی دانسته می‌شود که در گسترش دندان‌پزشکی دیجیتالی در حوزهٔ غرب افغانستان سهم داشته‌اند.
این مرحله از تاریخ خانواده، نشان می‌دهد که چگونه حرفه‌ای که در گذشته بیشتر بر تجربهٔ عملی، ابزارهای ابتدایی و مهارت‌های فردی استوار بود، امروز به حوزه‌ای علمی و تخصصی تبدیل شده است؛ حوزه‌ای که با دانش دانشگاهی، فناوری دیجیتالی، تجهیزات پیشرفته و روش‌های نوین درمانی پیوند دارد.
سخن پایانی؛ پاسداشت پیشکسوتان و میراث حرفه‌ای هرات:
تاریخ یک شهر تنها در کتاب‌های رسمی، بناهای تاریخی و اسناد دولتی خلاصه نمی‌شود. بخش مهمی از تاریخ اجتماعی هر جامعه در زندگی مردمانی نهفته است که در حرفه‌های گوناگون کار کرده‌اند، دانش خود را به دیگران انتقال داده‌اند و در شرایط دشوار، خدمت به مردم را ادامه داده‌اند.
غلام حیدر افغان، مولانا غلام رسول و نسل‌های بعدی این خاندان، در روایت خانوادگی و خاطرات کسانی که با آنان آشنا بوده‌اند، نمونه‌ای از چنین پیوندی میان حرفه، فرهنگ و زندگی اجتماعی به شمار می‌روند.
غلام حیدر خان با تجربهٔ زندگی در سرزمین‌های دور، آشنایی با دندان‌پزشکی و علاقه‌مندی به مظاهر تمدن جدید، به‌عنوان یکی از پیشگامان این حرفه در خاطرهٔ خانواده و مردم هرات باقی مانده است. مولانا غلام رسول نیز با تجربهٔ معلمی، فعالیت در عرصهٔ دندان‌سازی، مطالعات فلسفی و نشست‌های فرهنگی، چهره‌ای فراتر از یک پیشه‌ور معمولی داشت. نسل‌های پس از آنان، با ادامهٔ فعالیت در عرصهٔ طب دندان و ورود به آموزش‌های تخصصی و فناوری‌های نوین، این میراث را به دوره‌ای تازه انتقال داده‌اند.
البته، برای نگارش تاریخ جامع دندان‌سازی در هرات، بررسی اسناد تاریخی، مدارک آموزشی، آرشیف‌های دولتی، عکس‌های قدیمی و روایت‌های مستقل دیگر نیز ضروری است. چنین پژوهشی می‌تواند جایگاه هر یک از این شخصیت‌ها را با دقت بیشتری روشن سازد و زمینهٔ ثبت منظم تاریخ طب دندان در افغانستان را فراهم کند.
من این نوشته را بر پایهٔ خاطرات شخصی، گفت‌وگوهای خود با اعضای خانوادهٔ همایون و معلوماتی که در اختیارم قرار گرفته است، تهیه کردم. امیدوارم این تلاش کوچک بتواند زمینه‌ساز توجه بیشتر به تاریخ پیشه‌وران، دندان‌سازان تجربی، دندان‌پزشکان و خاندان‌هایی شود که در تحول حرفه‌ای و فرهنگی هرات سهم داشته‌اند.
یاد و نام پیشکسوتان، هنگامی به‌درستی زنده می‌ماند که تجربه‌های آنان ثبت شود، نسل جوان از تلاش‌هایشان آگاهی یابد و میراث علمی و فرهنگی‌شان با دقت و امانت به آیندگان انتقال پیدا کند.
قابل تذکر می دانم اینکه احفاد و نوادگان زنده یاد غلام حیدر خان دندانساز که اکثر آنها دندانساز و داکتر با لقب و تخلص های مختلف هم زیاد است چون: نصرالدین ممتاز، غلام محی الدین حیدری، غلام محمد رنجبر، فضل احمد رنجبر ، گل احمد حیدرپور، علی احمد رنجبر متخصص ارتوپیدی، همچنان دکتور شکیلا ممتاز، دکتر اسدالله ممتاز ، دکتور جواد ممتاز ، دکتور مهدی ممتاز، سیروس ممتاز، دکتور فاطمه رنجبر ، دکتور سجاد ابراهیمی ،دکتر علیرضا ابراهیمی ، نسیم احمدی ، جابر احمدی ، علی احمد احمدی می باشند
یاد همهٔ پیشکسوتان دندان‌سازی و دندان‌پزشکی هرات گرامی باد.
منابع و مآخذ
زندگی‌نامۀ مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان
الف. اسناد رسمی و مدارک تاریخی
۱.⁠ ⁠شهادت‌نامۀ دورۀ ابتدایی مرحوم غلام‌رسول مولانا. صادره از مراجع تعلیمی قندهار، تاریخ صدور نامشخص. سند رسمی تحصیلی حاوی مشخصات هویتی شاگرد و نام پدر، مورد استناد برای اثبات کاربرد تخلص «افغان» در نام مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان. اصل سند در شهر مشهد، نزد فرزندان ارشد مرحوم غلام‌رسول مولانا، محفوظ است.
در متن این شهادت‌نامه، مشخصات هویتی به زبان پشتو چنین ثبت گردیده است:
«غلام رسول خان افغان د غلام حیدر خان افغان زوی و»
این عبارت، که نام فرزند و پدر را با تخلص «افغان» ثبت کرده است، از شواهد مکتوب و رسمی در تأیید کاربرد این تخلص در اسناد هویتی خاندان به شمار می‌رود.
۲.⁠ ⁠سند مالکیت ملک مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان در مسکو. روسیه، تاریخ صدور نامشخص. سند ملکی متعلق به نامبرده، مورد استناد در بررسی پیشینۀ مالکیت و اقامت ایشان در شهر مسکو. منبع: اسناد تاریخی خانوادگی.
۳.⁠ ⁠تذکره و شهادت‌نامه‌های تحصیلی مرحوم غلام‌رسول مولانا. صادره از مراجع رسمی و تعلیمی افغانستان، تاریخ صدور اسناد نامشخص. مدارک هویتی و تحصیلی مورد استناد برای بررسی محل تولد، سوابق تحصیلی و پیشینۀ خانوادگی نامبرده. منبع: اسناد خانوادگی.
ب. منابع تاریخ شفاهی و خاطرات خانوادگی
۴.⁠ ⁠مولانا، غلام‌رسول. خاطرات و روایت‌های شفاهی از زندگی مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان، پدر ایشان؛ شامل اطلاعات مربوط به پیشینۀ خانوادگی، زندگی شخصی، فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و رویدادهای دوران حیات نامبرده. منبع: روایت‌های شفاهی منتقل‌شده در خاندان.
۵.⁠ ⁠همایون، محمدحسن. خاطرات و روایت‌های خانوادگی پیرامون زندگی، فعالیت‌های علمی و اجتماعی مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان و تداوم طبابت دندان در نسل‌های خانوادگی. منبع: تاریخ شفاهی خاندان.
۶.⁠ ⁠همایونی، سینا. روایت‌ها و اطلاعات خانوادگی دربارۀ پیشینۀ تاریخی خاندان داکتر غلام‌حیدر خان افغان، میراث علمی و حرفه‌ای ایشان و استمرار طبابت دندان در نسل‌های متوالی. منبع: تاریخ شفاهی خاندان.
ج. منابع منتشرشده و الکترونیکی
۷.⁠ ⁠غیرت، سخی (انجینر). خاطرات و یادداشت‌های تاریخی منتشرشده در صفحۀ فیسبوک ایشان. منبع الکترونیکی؛ تاریخ انتشار و نشانی مستقیم مطلب نیازمند تکمیل است.
د. آرشیف تصاویر و اسناد خانوادگی
.
.
۸.⁠ ⁠آرشیف خصوصی خاندان داکتر غلام‌حیدر خان افغان. مجموعۀ عکس‌های تاریخی، تصاویر خانوادگی و اسناد مرتبط با زندگی، فعالیت‌های اجتماعی و پیشینۀ خانوادگی مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان. منبع: مجموعۀ اسناد و تصاویر محفوظ نزد بازماندگان خاندان.
.
نصرالدین سلجوقی
۲۸ اکتوبر ۲۰۲۶

07 ژوئن
۱ دیدگاه

استاد محمد علی عطار هروی خوشنویس و کتیبه نگار برجسته

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۱۷ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۷ جون ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————-

استاد محمد علی عطار هروی

خوشنویس و کتیبه نگار برجسته

استاد محمد علی عطار خوشنویس برجسته ، فرزند محمد اسماعیل فرزند ملاحسن در سال ( ۱۳۲۸ خورشیدی) در شهر هرات و دریک خانوادهء مذهبی دیده بجهان گشود. ٬ پدر و نیاکان او همگی عالمان دین بودند،  اما پدرش ترک منبر گفت و به عطاری روی آورد. زنده یاد محمد علی از خورد سالی شیفتهء خوش نویسی بودو نخست در مکتب خانه ها درس خواند٬ و پس ازآن نزد پدر به فراگیری خوش نویسی پرداخت . کندو کاو در خطوط و قطعه های خوش نویسی به جا مانده از استادان پیشین در هرات ٬ اورا با چشم اندازی های دیگر ازاین هنر آشنا کرد. وزمانی نزد ملا محمد صدیق نیازی به فراگیری خطوط کهن ٬ کوفی و عربی پرداخت.

استاد محمد علی همچنان کار های هنری خودرا با کاوش در آثار باستانی ٬ اسناد تاریخی وگردآوری مسکوکات دوره های بنی عباس٬ بنی امیه٬ غزنویان و دیگران را پی گرفت تا به نمونه های اصیل خط کوفی دست یابد.

ازآثار منتشره ءاو می توان به کتبِ نمونه های خط سنگ نبشته های هرات ،  الهی نامه خواجه عبدالله انصاری و مرقع قرآن اساور ( ۱۳۸۶ خورشیدی ) اشاره کرد . نمونه های از خطوط وی نیز در کتابی به نام گنجینهء خطوط در افغانستان با دیباچه و شرح زندگی وی به خامه زنده یاد محمد رضا مایل هروی در سال ( ۱۳۴۶ خورشیدی) از طریق وزارت اطلاعات و  کلتور وقت به دست نشر سپرده شده و همچنان ازآثار دیگر او می توان از کتاب های قرآن محلی ( تهران ۱۳۶۶ خورشیدی ) و هنرآیه نگاری در قرآن کریم در سال ( ۱۳۷۵ خورشیدی ) در تهران یاد نمود. کتیبه های اورا اندرون مسجد جامع بزرگ هرات ٬ گنبد ملک غیاث الدین ٬ مسجد لشکرگاه و گازرگاه ٬ کتیبه های مزار خواجه مودود چشتی ٬ دارالمعلمین هرات ٬ زیارت مولانا عبدالرحمن جامی ٬ مسجد بکر آباد ٬ مسجد گوهر شاد مشهد ودر دیگر اماکن می توان سراغ نمود. مجموعهء مرقعات و آثاراورا در موزیم هرات و کتیبه برای مسجد مسلمانان هامبورگ به درازای چهل متر می توان مشاهده نمود.

من به یاد دارم که در سال ( ۱۳۴۴ خورشیدی) کورس خطاطی در صالون هرات ننداری از طرف ادارهء اطلاعات و فرهنگ راه اندازی شده بود که بیست نفر شاگرد در آنجا به فراگیری حسن خط نستعلیق می پرداختند که نگارنده هم افتخار شاگردی استاد را با دیگر دوستانم چون مرحوم فضل الله زرکوب ، بهبود عطار ، زنده یاد ناصر ناهض و محمد سعید سلجوقی داشتم. درین کورس تمام کتیبه ها و اثار استاد به عنوان یک نمایشگاه به معرض دید قرار داشت. مدیریت کورس را مولوی نصرالدین عنبری از اطلاعات و فرهنگ به عهده داشت که با تاسف عمر این کورس کم بود و بیش از دوماه بیشتر ادامه نداشت. در حالیکه ما شاگردان به مشق و نوشته مصروف بودیم در یک قسمت دیگر کورس مکروفونی هم موجود بود که لین های این مکروفون به بلند گو های شهر وصل بود ٬ همه روزه برای یک ساعت یا بیشتر ازان استاد محمد صدیق راشد سلجوقی و گاهی هم مولوی عنبری به سخنرانی ها دینی می پرداختند.  استاد با خانوادهء سلجوقیان محشور بود. در مشهد همسایهء ایرانی داشتم که در بخش کفشداری زیارت امام رضا کار می کرد و او با استاد عطار آشنایی داشت٬ آن همسایه درمورد من برایش گفته بود که در مشهد در کنار او زیست می نمایم. استاد از او خواسته بود تا اورا به خانهء من بیاورد آن شحص استاد را بعد از ختم کار به موتور سیکل خود آورده بود که با تاسف من در خانه نبودم. درآن زمان تیلفون همراه هم وجود نداشت تا هماهنگی صورت می گرفت. تا من خواستم به ملاقات آن استاد بروم او از این دنیا رخت بر بست و رخ در نقاب خاک کشید.

آری ! استاد عطار با تسلط رژیم کمونیستی همراه با خانواده ناگزیر به ایران هجرت نمود و در شهرمشهد در ادارهء پژوهش های اسلامی در بخش آستان قدس رضوی ٬ بخش هنر خطاطی ایفای وظیفه می نمود. تااینکه در نیمهء شب پنجشنبه بیست و هفتم حوت سال (۱۳۷۱خورشیدی) داعی اجل را لبیک گفت ودر زیارت امام رضا (ع) به خاک سپرده شد.

قابل تذکر می دانم که به مناسبت بیستمین روز در گذشت آن زنده یاد محفل ترحیمی در حسینیهء نصرت به اشتراک فرهنگیان هرات و جمهوری اسلامی ایران تدویر یافته بود که نگارنده هم در ایام هجرت خود در ایران درین مراسم اشتراک داشت. درین محفل آثار گرانبهای مرحوم استاد عطار هم به نمایش گذاشته شده بود که چشم هر بیننده را خیره می ساخت و پس از ختم محفل همه ازاین نمایشگاه پرارزش بازدید به عمل آوردند. تا جایی که به خاطر دارم یک تعداد مقالات ٬ مرثیه ها و لکچر ها از طرف فرهنگیان فرهیخته چون زنده یاد استاد سعادت ملوک تابش ٬ استاد فدایی ٬ محمد اکبر عشیق ٬ رستمی هروی و دیگران ایراد می شد. مجری این برنامه مرحوم غلام حیدر اسیر اشعار زیبایی را در لابه لای برنامه به خوبی دکلمه می کرد. مراسم را با دورباعی که به خط خود استاد نگاشته شده بود افتتاح نمود:

یک چند به  کودکی  به استاد شدیم           

                 یک چند زاستادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که برما چه گذشت           

                از خاک تیره آمدیم و برباد شدیم

جای بسی خوشبختی است که مجموعه ی این محفل تحت نام شاعر کتیبه ها به کوشش زنده یاد غلام حیدر اسیر هروی به تیراژسه صد نسخه تکثیر شده بود. جای آن دارد تا مطالبی را به صورت خلاصه در مورد چگونگی دفن آن زنده یاد در مشهد و بعضی مرثیه های سروده شده طور یادگار حسب آتی به نگارش بگیریم:

از مقدمه این اثر بر می آید که استاد نجیب مایل٬ غلام حیدر اسیر هروی ٬ آقای مصباح و جبرییلی اسرار داشتند تا جنازهء استاد فقید به هرات انتقال گردد تا در جوار سایر هنرمندان متاخر هریوای باستان دفن گردد. طوری که اوشان در خانه استاد نشسته بودند ٬ موضوع انتقال جنازه را با هرات با پسر ارشد در هریوای باستان برایش تفهیم نمودند. وی که چشمانش گودی می نمود پکر مانند گفته است که باید با دیگران مشوره نماید. بعد از مشوره زن ها نظر داده بودند که درهمین زیات امام رضا به خاک سپرده شود.

در سال (۲۰۰۰ میلادی) با مساعدت سازمان ملل متحد ، همراه با خانواده از ایران به آیرلند مهاجرت و سکنی پذیر شدم. روزی در سال (۲۰۰۱) در یک کنفرانس بین المللی چندین فرهنگی[۱] که بین آیرلند ٬ امریکا ٬ بریتانیا ٬ تاجیکستان راه اندازی شده بود  دعوت شده بودم که با اشتراک من افغانستان هم شامل این کنفرانس گردید. درین کنفرانس من توانستم نمونهء اثار استاد عطار را از روی کتیبه های گنجینه ء خطوط که به کوشش مرحوم استاد رضا مایل از طرف وزارت اطلات و کلتور وقت به زیور چاپ آراسته شده بود انتخاب و قطعات همه  خطوط را با ترجمهء آن به انگلیسی ، در کنار آثار نقاشی یک خانم آیرلندی در سیویک موزیم دبلین [۲] به معرض نمایش قرار دادم که این نمایشگاه مورد تماشای بازدید کنندگان زیادی قرار گرفته بود.

 چند روز بعد از ختم کنفرانس آقای تام براون[۳] مدیر کتابخانهء گالوی یکی از شهر های آیرلند با من در تماس شد و خواست تا این نمایشگاه درکتابخانهء عامهء گالوی [۴] هم به معرض نمایش قرارداده شود. او برایم یکی دوشب هوتلی را ریزرو کرده بود و آن نمایشگاه هم با نشر یک رساله درآنجا راه اندازی شد.

 یکی از ژورنالیستان روزنامه گالوی بنام گالوی ادورتایزر[۵] با من مصاحبهء داشت که آن مصاحبه هم در همان روز های نمایشگاه نشر شده بود.

 باید علاوه نمود که در نمایشگاه های مذکور رساله های به زبان انگلیسی که در بردارندهء نمونهء آثار و شرح آن می باشد به دست نشر سپردم که به دسترس بازدید کننده ها قرار گرفت.

نمایشگاه دیگری نیز در آیرلند برای تبادلات فرهنگی در سطح بین المللی راه اندازی نمودم که درین نمایشگاه  به نمایش  آثار خطاطی ٬ میناتور ٬ نقاشی و هنر سرامیک پرداختم که نمونهء آثار استاد محمد علی عطار٬ آثار مینیاتوری استاد محمد ارشد بهزاد سلجوقی ٬ استاد دکتر عبدالکریم رحیمی و خلیل ازهر از استرالیا  و معرفی تنی چند از هنروران هرات چون: استاد عبدالجلیل توانا ٬ شهاب الدین مستمند غوری به زبان انگلیسی نشر ودر کنار نمایشگاه به دسترس بازدید کننده ها قرار گرفت.

همچنین در کتابخانه ء[۶] عامهء شهر دبلین،  نمایشگاه خطاطی و میناتوری را که دربردارندهء آثار استاد محمد ارشد بهزاد سلجوقی و استاد محمد علی عطار هروی و تنی چند دیگر از استرالیا را راه اندازی نموده بودم . که ازین نمایشگاه تلویزیون دولتی ایرلند بازدید نمود و گزارشی را در حدود دودقیقه تحت عنوان نماز دیگر ثبت و به نشر رسانید.

از استاد آثار دیگری باقی نمانده بود ،  خوشبختانه استاد برای دوستان بعضی از آثار خودرا تحفه داده بودند که آن آثار از بین مردم به کوشش آقای جاوید ضرغام مدیر عمومی فرهنگ و هنر ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات جمع آوری و در یک نمایشگاه در تالار علامه سلجوقی به معرض نمایش قرار داده شد.

در سال (۱۳۹۶خورشیدی) نیز محمد قاضی زاده خبرنگار وقت بی بی سی از راه اندازی نمایشگاه هنری استاد محمد علی عطار هروی به کوشش جاوید ضرغام آمر فرهنگ وهنر اسبق ریاست اطلاعات و فرهنگ خبر داده بود. گرچه بیشترین آثار استاد عطار در جنگ های چهاردهه قبل از بین رفته است خوشبختانه  اکثر آثار هنری مرحوم عطار در استان قدس رضوی مشهد ایران محفوظ می باشد.

نمایشگاه دیگری که شامل دوصد اثر استاد می باشد به کوشش فرهنگیان از خانه ها و از بین مردم و مساجد جمع آوری شده است. جاوید ضرغام که درراه اندازی نمایشگاه چهارده ماه کار کرده است توانسته به جمع آوری آثار او بپردازد . سید عبدالقادر رحیمی یکی از خطاطان خوشنویس هرات گفته است که استاد سخاوتمندانه نمونهء آثار خودرا به دوستان صمیمی خود اهداء می نمودند واین آثار از بین مردم جمع آوری شده است. این آثار همواره به عنوان یک گنجینه ای از خوشنویسی های بی مانند استاد عطار می باشد که همواره در نمایشگاه های مختلف وبه مناسبت های جداگانه در تالار علامه سلجوقی برای چند روزی در معرض نمایش قرار می گیرد.

منابع و ماخذ:

نگارستان هری ٬ زیست نامهء هنروران از عصر تیموری تا سدهء روان٬ نصرالدین سلجوقی.

جلوه های هنر٬ خطاطان و نقاشان از عصر تیموری تا سدهء روان ٬ نصرالدین سلجوقی.

گنچینهء خطوط ٬ مجموعهء آثار استاد محمد علی عطار هروی به کوشش رضا مایل هروی.

هنر سرامیک رسالهء به زبان انگلیسی نصرالدین سلجوقی ٬ چاپ آیرلند.

نمایشگاه خطاطی اسلامی رسالهء به زبان انگلیسی در کتابخانهء گالوی آیرلند ٬ نصرالدین سلجوقی.

16 مارس
۱ دیدگاه

معماری در عصر تیموریان

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : یکشنبه  ۲۵ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۳  خورشیدی – ۱۶ مارچ  ۲۰۲۵   میلادی –  ملبورن – استرالیا

معماری در عصر تیموریان

 

دوستان عزیز و خواننده گان محترم سایت ۲۴ ساعت و فیسبوک های آن سلام !

 

اخیرآ برادر دانشمند و دوست گرامی  ما جناب استاد نصرالدین سلجوقی لطف نموده و  یکی دیگر از آثار زیبا و با ارزش شانرا بنام  «معماری در عصر تیموریان » از شهر دوبلین کشور آیرلند توسط پست برایم فرستاده اند.

در گوشهٔ صفحه اول  آن چنین نوشته اند : ( بسمه تعالی ، بمطالحه برادر گرامی آقای مهدی بشیر هروی و سایت ۲۴ ساعت تقدیم است .)

با جهانی سپاس از جناب استاد سلجوقی عزیز ، مختصرآ به معرفی این اثر گرانسنگ میپردازم : 

در قسمتی از پیشگفتار آن چنین آمده است :

” معماری یکی از هنر های قدیم می باشد که این هنر تأثیر زیادی بر فرهنگ و زندگی انسان و همچنان زیبایی شهر ها و محیط زندگی مردم داشته است.بابد یاد آور شد که تاریخ معماری به دوران پیش از تاریخ باستان بر می گردد که تأثیرات آن بر فرهنگ و هنر های دیگر افزوده شده است .”

   همچنان علاوه از پیشگفتار  معلوماتی در بارهٔ معماری در عصر تیموریان ، معماری در شهر های افغانستان ، تزئینات در معماری تیموریان ،سبک معماری دورهٔ تیموریان ، قالب های معماری زمان تیمور ، آرامگاه های تیموری ،خصوصیات سبک معماری تیموریان ، خصوصیات مهم معماری در عصر تیموریان ، سبک آل مظفر ، جنبه های دیگر معماری تیموریان و بنا های معروف معماری تیموریان به نشر رسیده است .

 

معماری در عصر تیموریان که شامل بنا های تاریخی به ویژه شهر زیبای هرات بوده دارای ۹ فصل در ۲۲۲ صفحه با قطع و صحافت عالی و عکس های زیبا و رنگه و پشتی عالی در انتشارات شاهمامه چاپ شده است که به طور مختصر آ بدان اشاره می نمایم :

 

فصل اول: مساجد شامل مقدمه و معرفی ۱۵ مسجد .

فصل دوم : مدارس شامل مقدمه و معرفی ۴ مدرسه.

فصل سوم : آرامگاه ها در معماری تیموریان  شامل مقدمه و معرفی ۸  آرامگاه و همچنان مجموعهٔ گازرگاه شامل :

خانه زرنگار 

عمارت نمکدان 

غار درویشان 

و سنگ هفت قلم میباشد .

همچنان قصر تیمور ، رصد خانه الغ بیگ ، قلعه اختیارالدین یا دژ شمیران ، منار های مصلی هرات ، گنبد گاو چران  و پل مالان .

فصل چهارم : بازار ها و مراکز تجارتی  .

فصل پنجم : نقش خشت و کاشی در آئینهٔ معماری ها قدیم .

فصل ششم : معماران پیش کسوت .

فصل هفتم : خشت خام .

فصل هشتم : کاشی کاری .

فصل نهم : شامل کاشی کاران سنتی هرات ،حوض های تاریخی درهرات، اعمار کنیسه ها آمیخته ای از معماری سامی و تیموری، صنعت کاشی سازی در کشور های غربی ودر اخیر منابع و مآخذ.   

بنده مطالعه این کتاب نفیس را  به علاقمندان  کتاب توصیه میکنم  .

در اخیر ضمن عرض سپاس از دانشمند محترم جناب استاد سلجوقی عزیز بابت ارسال این کتاب زیبا و خواندنی  موفقیت بیشتر ایشان را آرزو میکنم. 

موفق وسلامت باشند.

 

باعرض حرمت

مهدی بشیر  

۱۶ مارچ ۲۰۲۵

هالند

 

11 اکتبر
۳دیدگاه

معرفی یک اثر تحقیقی

تاریخ نشر یکشنبه  ۲۰ میزان ۱۳۹۹ – ۱۱ اکتوبر ۲۰۲۰ هالند

معرفی یک اثر تحقیقی

کتاب دموکرسی اسلامی ونقشهء صلح در خاور میانه ، مجموعه ء ازیک کار تحقیقی می باشد که توسط دوست گرانمایه داکتر فرید یونس به زبان انگلیسی در امریکا به زیور چاپ آراسته شده است.

ادامه نوشته…

27 نوامبر
۱ دیدگاه

کاروان سوی هری

تاریخ نشر پنجشنبه  ششم  قوس ۱۳۹۳ – ۲۷ نوامبر ۲۰۱۴ هالند

کاروان سوی هری

کاروان سوی هری

ارسال کننده : نصرالدین سلجوقی

محترم نصرالدین سلجوقی

محترم نصرالدین سلجوقی

در سال ۱۳۳۴ شمسی  مطابق ۱۹۵۶ میلادی کشور مصر موسسهء را به نام ((دارالتقرب بین المذاهب)) زیر نظر مرحوم انورالسادات رئیس جمهور وقت که ریاست شئون اسلامی را هم عهده دار بود تاسیس نموده بود. به سلسله ء تبادلات فرهنگی در همان عصر شاعر و متمر اسلامی مصر بنام ابوالمجد غرض دیدار از موسسات تعلیمی در سرزمین های اسلامی به ملاقات علمای شهر هرات شتافته بود.

ادامه نوشته…

20 نوامبر
۱ دیدگاه

عرفای افغانستان در هند

تاریخ نشر پنجشنبه ۲۰ نوامبر ۲۰۱۴ هالند

کتاب

عرفای افغانستان در هند از قرن ۱۳ الی ۱۸ میلادی

نصرالدین سلجوقی

محترم نصرالدین سلجوقی

محترم نصرالدین سلجوقی

عرفای افغانستان در هند مجموعهء تیزس دوکتورای محترم دوکتور محمد الله افضلی میباشد که با مقدمهء پروفیسور شریف حسین قاسمی به تیراژ یکهزار جلد از طرف مرکز مطالعات استراتیزیک وزارت امور خارجه افغانستان در چهار فصل و سه صدو پنجاه صفحه طی سالجاری به دست نشر سپرده شده است.

ادامه نوشته…

05 سپتامبر
۱ دیدگاه

چوب بازی و (اتن) رقص ملی افغانستان

تاریخ نشر جمعه  پنجم  سپتامبر ٢٠١۴ هالند

محترم نصرالدین سلجوقی

محترم نصرالدین سلجوقی

 چوب بازی و (اتن) رقص ملی افغانستان

نصرالدین سلجوقی

رقص های ملی در اکثر کشور های جهان به مشاهده میرسد و در افغانستان (اتن) به عنوان رقص ملی ما اجرا می شود که این رقص همواره درایام سرور – جشن های استقلال – روز های ملی – در میله های عنعنوی نوروز باستانی و زمانی حین فتوحات و کودتا ها توسط مردم اجرا میشود. با تاسف آنانیکه تعصبات قومی را همواره دامن میزنند اتن ملی را نیز سیاسی نموده اند و اجرای آنرا خاص به ملیت پشتون ها نسبت میدهند که چنین نیست. این اتن نه تنها مربوط به تمام ملیت های افغانستان تعلق دارد  بلکه در ایران – کردسان ها – ترکیه و کشور های اروپائی وغربی هم با مراسم و حرکات متفاوت خاصی به عنوان رقص ملی اجرا می شود.

ادامه نوشته…

09 ژوئن
۲دیدگاه

جنرال عبدالقادر عامل ویرانی افغانستان

تاریخ نشر دوشنبه ۹ جون  ۲۰۱۴ هالند

جنرال قادر

 جنرال عبدالقادر عامل ویرانی افغانستان

دردو ساعت اول کودتای هفت ثور فهمیدم که گمراه شده ام

نصرالدین سلجوقی

******************************************************************************

دوستان عزیز و گرامی بنده نه کمونیست هستم و نه هم مجاهد ومربوط  به هیچ کروه و حزبی هم نمیباشم و از همه جنایتکاران و تفنگسالاران  متنفر هستم .کمونیستها  ، مجاهدین  و طالبان  همه عامل بدبختی و ویرانی و در بدری کشور ما بوده و هستند و از جمله جنایتکاران  میباشند . احیر آ بعضی از نویسنده ګان و دانشمند ان لطف کردند و کتابهای را در باره جنایات کمونستها  و یا به اصطلاح خلق و پرچم به  معرفی  گرفتند که قابل ستایش است . باید اضافه کرد که طی سه دهه اخیر صد ها کتاب در باره جنایات ،دزدی ، آدمکشی ، تجاوز و ویرانی های شهر کابل توسط گروه های مجاهدین نشر شده که متاسفانه این عزیزان ما هیچیک از این کتاب ها را به معرفی نگرفتند و حتی یک تبصره کوچک هم در باره آن نکردند. ما وشما شاهد هستیم که عامل بدبختی ، پریشانی  و یرانی کشور ما کمونیست ها نه بلکه  مجاهدین بوده اند و تا روزیکه وارد کابل شدند ، کابل آباد بود و حتی قصر تاریخی دارالمان . این تفنگسالاران بودند که در ظرف یکهفته کابل و اکثر نقاط کشور را چنان ویران و سوختاندندن که تا دهها سال دیگر آباد نخواهد شد. اکنون توجه تان را به مطالعه نوشته دانشمند محترم آقای نصرالدین سلجوقی که در باره کمونیست ها است جلب میکنم ، امیدوارم که قلم بدستان عزیز ما یکطرفه قضاوت نکنند و جنایات مجاهدین را نادیده نگیرند. موفقیت جناب سلجوقی عزیز را آرزو میکنم.

با عرض حرمت

مهدی بشیر

*****************************************************

محترم نصرالدین سلجوقی

محترم نصرالدین سلجوقی

چندی قبل گزارش رونمایی کتابی را تحت عنوان خاطرات سیاسی جنرال عبدالقادر با مناظره دوکتور پرویز آرزو از طریق فیس بوک مشاهده نموده بودم خوشبختانه در سفری که در هامبورگ جرمنی داشتم کتاب مذکور را از طریق یکی از دوستان دریافت نمودم که مطالعه آن برایم دلچسپ بود. گرچه ارائه ونشر چنین کتابی به همکاری آقای پرویز آرزو بر همگان سوال بر انگیز بوده که او چطور توانسته است در کنار همچو شخصیت بد نام تاریخ که سالها نام موصوف از صفحه روزگار پاک شده بود و محل و مسکن وی هم معلوم نبود به مناظره بپردازد ولی زمانیکه این گفتگو سراپا مورد مطالعه قرار گیرد چنین نتیجه گیری می شود که اجرای این امر تصادفی بوده نیکو وبجا. چه جنرال قادر با این مصاحبه چهرهء اصلی خود را توسط خودش نمایان نموده است.    

ادامه نوشته…