مرا تهنا مرا تهنا نمانی
جمعه گل سروری
اشکاشم -بدخشان
تاریخ نشر یکشنبه ۲۱ جوزا ۱۳۹۱ – ۱۰ جون ۲۰۱۲
مرا در گوشۀ تهنا نمانی
مرا در صخره وصحرا نمانی
ترا سوگند با نام الهی
مرا تهنا مرا تهنا نمانی
جمعه گل سروری
اشکاشم -بدخشان
تاریخ نشر یکشنبه ۲۱ جوزا ۱۳۹۱ – ۱۰ جون ۲۰۱۲
مرا در گوشۀ تهنا نمانی
مرا در صخره وصحرا نمانی
ترا سوگند با نام الهی
مرا تهنا مرا تهنا نمانی
نذیر احمد « مشفق »
شهر زندام – هالند
تاریخ نشر سه شنبه نهم جوزا ۱۳۹۱ – ۲۹ می ۲۰۱۲
ببین این چهلچله مطرب
دراین آهنگ نو
ازفصل بوستان دیگر گوید
زاحوال خودش . اما چسان در گهر گوید
به استقبال سروده ای زیبایی
از استاد محمد اسحق « ثنا »
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
بیست و هفتم می ۲۰۱۲
درد بی وطنی
ز جور حادثه آواره ی کویر منم
به کوی غربت و درمانده و اسیر منم
شکسته تیر بلا چلهستون خانه ی من
دلم گرفته ز اندوه و ناگزیر منم
می ناب
تاریخ نشر یکشنبه هفتم جوزا ۱۳۹۱ – ۲۷ می ۲۰۱۲
روز هـا فکـر من ایـنست ومـاه ها سـخنـم
که زبهـراعطا یش آرام بـریـن یک چمـنم
چـمنـم گلشـن اوسـت کـه از عـلـم لـدُ ن
ذره ای ریخـته ازبحروجودش برفکرکهنم
کابل
انجینر محمد هاشم رائق از : امریکا
مارج ۲۰۱۱
تاریخ نشر شنبه ششم جوزا ۱۳۹۱ – ۲۶ می ۲۰۱۲
خـدایـا کابلم خــواهم که گل رویـد بــه گـلزارش
چــراغ صلح افروزد بــــه دامان شب تارش
به خاکش ذوق جـان بینم،بــه آبــــش نشـهَ کوثر
عقاب صلح و آزادی بهردشت وبه کوهسارش
ای طالبان ، ای طالبان
هاشم حبیب زاده
۲۴ – ۵ – ۲۰۱۲
تاریخ نشر جمعه پنجم جوزا ۱۳۹۱ – ۲۵ می ۲۰۱۲
ای طالبان ای طالبان ما مردم افسرده ایم
مارا مکش تو بیش از این ما خسته و پژمرده ایم
پیش از تو نیز توهین شدیم تحقیر شدیم غارت شدیم
دیگر چه میخواهی زما چون آب دند فرسوده ایم
روسپی
سيد محمد اشرف فروغ
کابل – افغانستان
تاریخ نشر جمعه پنجم جوزا ۱۳۹۱ – ۲۵ می ۲۰۱۲
ای مردها!
ای زنها!
ای آدمهای با شرف!
خانه ها تان همیشه آباد
درد بی وطنی
محمد اسحاق ” ثنا “
ونکوور، کانادا
تاریخ نشر جمعه پنجم جوزا ۱۳۹۱ – ۲۵ می ۲۰۱۲
درخت خشکم و در گوشه کویر منم
ز پا فتاده و بی دست و پاو پیر منم
یکی یکی زنظر دوستان همی رفتند
از آن میانه یکی آنکه مانده دیر منم
طوفان
نذیر احمد « مشفق »
شهر زندام – هالند
تاریخ نشر پنجشنبه چهارم جوزا ۱۳۹۱ – ۲۴ می ۲۰۱۲
ای خسروان عالم طوفان شهرنشین
با چشم بد به کلبه این بینوا مبین
آن موجود ضعیف را پایمال خودمساز
دُر سکندریم که فتادیم بر زمین
سميع الدین افغاني
٢١ – ٥ – ٢٠١٢ م٠کال
دنشر نیټه ۲۴ – ۵ – ۲۰۱۲
ته د مينې لـــوی کتاب يې
ته دمينې لــوی درياب يې
ته تصویــر د ښکلا ګــانو
ته ښايسته شانته ګلاب يې
معلم دهکده
نذیر احمد « مشفق »
شهر زندام – هالند
تاریخ نشر چهارشنبه سوم جوزا ۱۳۹۱ – ۲۳ می ۲۰۱۲
از تو غزلی دوست وطندار شنیدم
چند غصه ازآن ببر ستمکار شنیدم
آنگاه بشنیدم یکی با میخ به فرق کفت
ازجنس من تو بوده اشرار شنیدم
تجلی
نوشته نذ یر ظفر
۲۰ – ۵ – ۲۰۱۲
تاریخ نشر دوشنبه اول جوزا ۱۳۹۱ – ۲۱ می ۲۰۱۲
عشق در سینه نهان بود نمیدانستم
نگهتء غنچه ای جان بود نمیدانستم
جلوه از هر طرفی برق بشارت میداد
همه تقریر و بیان بود نمیدانستم
ایقوم افغان تا بکَی!
عبدالکریم(خشنود هروی کهدستانی)
مورخه ۲۱ – ۵ – ۲۰۱۲ میلادی شهر کییف
جمهوری اوکرائن…
سالهاست درقیــدجنگی،ایقومِ افغان تابکَی !
سوختی ازآن دورنگی،ایقوم افغان تابکَی !
کو؟همان هِمّت ؛که آردغیرتِ قومت بجُوش
تومگرجامـــدچوسنگی؟ایقومِ افعان تابکَی !
رقــص بـســازِ دیگــران
ودود ” فضـلی”
اپـلـدورن – هالند
تاریخ نشر شنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۱ – ۱۹ می ۲۰۱۲
تـابکی بـرسـازِایـن دنـیـای دون بـــودن بــه رقـص
تـا بکـی ایــن راهِ پُــرازخــارپـیـمــودن بــه رقـص
هـیـچ کـس جــویـــایِ احــوالِ دلِ افـسـرده نـیســت
تابکی چـون آب سربـرهـرسنگ سـودن بـه رقـص
سراپا وَجد م و شورم
رباعیات و دوبیتی ها
از : الحاج محمد ابراهیم “حبیب زی ”
قسمت نهم
تاریخ نشر جمعه ۲۹ ثور ۱۳۹۱ – ۱۸ می ۲۰۱۲
افـتـیـده بـه دام دل مـن عشـق تـو د لـدا ر
گو یا کـه عشق تو از شوق دلم بـود خبر دار
عمری به سراغ چنین طمع دل بود امید وار
آرزو بـه کام آمـد و دل گـشت دور ز اغــیار
تنهایی تو
دوکتور نور احمد خالدی
سدنی ۲ اکتوبر ۲۰۰۹
تاریخ نشر پنجشنبه ۲۸ ثور ۱۳۹۱ – ۱۷ می ۲۰۱۲
روز و شب سر کنم آهسته به تنهایی تو
شهر به شهر گشته بدنبال شناسایی تو
هر طرف مینگرم یاد تو آید به خیال
همه جا نقش و نشانیست ز آشنایی تو
۱۲ می ۲۰۱۲ میلادی
دهلی جدید – هندوستان
تاریخ نشر دوشنبه ۲۵ ثور ۱۳۹۱ – ۱۴ می ۲۰۱۲
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من …
– گاۀ روييدنم، باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند.
– گاۀ پروريدنم، آغوشي گرم که بالنده ام سازد.
– گاۀ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند.
– گاۀِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
– گاۀ ترديدم، رهنمايي راۀ آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد.
احساس مادر برای پسر بد سرشتش
صالحه وهاب واصل
۹ – ۵ – ۲۰۱۲
هالند
تاریخ نشر یکشنبه ۲۴ ثور ۱۳۹۱ – ۱۳ می ۲۰۱۲
منم مادر بهشت است زیر پایم
شرار دوزخ است در اشکهایم
زمن روئیدی در دنیای هستی
ترا خالق چو نعمت داد برایم
محمد اسحاق ” ثنا “
ونکوور، کانادا
تاریخ نشر یکشنبه ۲۴ثور ۱۳۹۱ – ۱۳ می ۲۰۱۲
هستم ز دل همیشه دعا گوی مادرم
باشم اسیر قامت دل جوی مادرم
هر دم که میرسد به مشامم نسیم صبح
آرد به خاطرم رخ گلبوی مادرم
نو شته نذ یر ظفر
تاریخ نشر یکشنبه ۲۴ثور ۱۳۹۱ – ۱۳ می ۲۰۱۲
خداوند عزو جل ؛ بهشت را در زیر پای وی نهاد و رضای خود را در رضای وی قرار داد و نامش را مادر نهاد.
دعایش را مورد استجاب و آزارش را ما یه عتاب گردانید و لبخندش را سیمای از محبت و دستانش را رهنمای عطوفت نمود.
اشک اش را مشکل کشا و وجودش را ادامهء دنیا ساخت و در کلام خود در وصفش پرداخت.
بعد از خدا اگر سجودی دیگر میبود به یقین که بر مادر میبود؛ که وی فرشتهء بر مصلای شب است که تسبیح کنان لالایی میخواند و ذکر خیر میراندو با دلی آکنده از محبت مشعل گونه میسوزد و پرورش فرزند میکند.
سید محمد اشرف فروغ
کابل افغانستان
تاریخ نشر یکشنبه ۲۳ ثور ۱۳۹۱ – ۱۳ می ۲۰۱۲
آن شب که مادرم مرا به جای تخت تمیز و گرم شفاخانه،
به جای ملافه سفید و نرم،
روی خاک کثیف و پر از نم آن طویله
به زمین انداخت،
هیئات گلبدین
نوشته : نذ یر ظفر
تاریخ نشر شنبه ۲۳ ثور ۱۳۹۱ – ۱۲ می ۲۰۱۲
گلبدین باز خشم بار شده
اشک بر دیده اش قطار شده
باز قطع نظر ز دولت کرد
پول کم دید و در فرار شده
با استقبال از جناب عبدالغفور امینی
محمد عزیز ( عزیزی)
دوشنبه ۱۶ -۸ – ۲۰۱۰ لندن
گنــــــــــۀ ماست!
تاریخ نشر جمعه ۲۲ ثور ۱۳۹۱ – ۱۱ می ۲۰۱۲
میهن شده بر خاک برابر گنـــۀ ما ست !
هر روز شود تار وسیاه تر گنـــــۀ ماست!
این جنگ که بر نقشۀ بیگانه روان است
تائید چنین فتنه وهــم شر گنــــۀ ماست !
گنــــۀ کیســت ؟
عبدالغفور امینی
۲۲ اسد ۱۳۸۹
تاریخ نشر جمعه ۲۲ ثور ۱۳۹۱ – ۱۱ می ۲۰۱۲
میهن شد ه برخا ک برابرگُنه ی کیست ؟
هرروز شود بد تر وبد ترگنه ی کیست ؟
ما بیهوده با جنگ پی صلح روا نیم
گرمی نشود صلح میسر گنه ی کیست