۲۴ ساعت

17 نوامبر
۲دیدگاه

حس آزادگی

تاریخ نشر یکشنبه ۱۷  نوامبر ۲۰۱۳ هالند

شهلا لطیفی ولیزاده

شهلا لطیفی ولیزاده

حس آزادگی

شهلا لطیفی ولیزاده

****
‎‫هستی را درک کرده ای‫ با معنی اش
‎‫در سرا پنجه ی طبیعت با آن فراخیش

آیا برگ را صرف یک برگ بینی
‎‫سبز، زرد و یا نارنجی
‎‫آن برگ را گاهی نفس کشیده ای
‎‫شور هستی دارد

‫پوستش مخملین چو رخسار نوزاد درآغوش مادر
‎بویش نرم چون بوسه ی دخترک در سینه ی پُر درد پدر
‎رنگش ملایم چون عطوفت عشق
‎در درشتی های تن یک زن مجروح
‎و حسش مطبوع چون حس آزادی عقاب مست
‎در پشت آن قله ی غمزده که هنوز هم چه راست ایستاده یکرو
‎پس تو ای دوست
هستی را در تک برگ ستره بنگر
‎تا مواهب بنیادت زنده شود با یک حس آزادگی
‎نه بندگی

شهلا

 

۲ پاسخ به “حس آزادگی”

  1. admin گفت:

    شهلا جان سروده زیبا و دلنشین است . موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر

  2. بزرگوارم جناب بشیر، نهایت ممنونم از همه زحمات و تشویق پر مهر شما.

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما