نقش پای سرگردان…..
( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۱۷ میزان ( مهر) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۹ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————-
نقش پای سرگردان…..
زمین از تشنگی و بوسه ی باران بگو با ما
ز رقص ریشه ها با چشمه ی پنهان بگو با ما
دگر خمخانه ها، میخانه ها، بیگانه با مستی ست
ز تاکستان و می خواران و بدمستان بگو با ما
اگر آزادی بی قلب ، بیگانه ز عشق آمد
ز شلاق و ز قفل و کنده و زندان بگو با ما
فقط گهواره ها خورشید ها را در بغل دارند
ز شور کودکان مست فردا خوان بگو با ما
بر این آفاق، بی دردی چو ابری سایه افکنده
ز درد زندگی بخشای بی درمان بگو با ما
از این آرامش پوسیدن پنهان دلم تنگ است
ز دریا و نهنگ و موج و از طوفان بگو با ما
تمام راه ها یک سر به اول باز می گردند
ز راه رفته تا اعماق بی پایان بگو با ما
بزن نبض زمین، برخیز از کومای خاموشی
ز شرق بی غروب و ظلمت ویران بگو با ما
به جنگ گله های گم شده در شب* بده پایان
از آن خورشید ها در قامت انسان بگو با ما
ز فردای که هر سو زندگی در رقص و جولان است
ز مرگ نظم دار و دفن قبرستان بگو با ما
بگو از ما به ما، دیریست بیگانه ز «ما» هستیم
ز« ما» گشتن ز «ما» بودن، ز «ما» سازان بگو با ما
چه سود از چلچراغ کهکشان خفته در ظلمت
ز گوگردی که می گردد، دمی خندان بگو با ما
به این پرسش که نازل گشته بر آفاق بی خورشید
جوابش را به نقش پای سرگردان بگو با ما
فاروق فارانی
آگست ۲۰۲۶
* منظور از «گله های گم شده در شب»، همان قومگرایانی است که در گام اول دشمن همان قومی اند که گویا « نمایندگی » آن را ادعا دارند.

جناب استاد فارانی عزیز قلم زیبا و طبع عالی تان را می ستایم ، سعادتمند باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی