هویت و فرهنگ هرات ازکجا ریشه می گیرد (بخش چهاردهم)
( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۱۷ میزان ( مهر) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۹ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————-
هویت و فرهنگ هرات از کجا ریشه می گیرد
************************************
پیوسته بگذشته :
سه شخصیت نخبه ی هراتی که
.
امسال صد و سی ساله شدند.
———————————
در سده ی نزدهم دانش و تکنولوژی به سرعت توسعه یافت و در قرن بیستم بیشتر رشد کرد و اینک در قرن بیست و یکم این پیشرفت شتابناکتر شده است. انگار گذار از یک قرن به قرن دیگر مولود پدیده های جدید است.
در سال ۱۸۹۶ در هرات سه نوزاد چشم به جهان گشودند و پدر و مادر بر آنان این گونه نام نهادند: عبدالمجید، دوست محمد و صلاح الدین. اولی فرزند عبدالحکیم هراتی تاجر نامدار زمان خود بود. دومی در یک خانواده نظامی به دنیا آمد و سومی در دودمانی فاضل و دانشمند.
پدر صلاح الدین مفتی سراج الدین سلجوقی مردی عالم و مشهور بود. اگر در نظر بگیریم که در آن زمان صد و سی سال پیش شمار خانواده های با سواد در ولایت هرات از شمار انگشتان دست و پا تجاوز نمی کرد، آنگاه معلوم می شود که چه اقبالی داشتند این نوزادان که در خانواده هایی درس خوانده و عالم و نامی به دنیا آمدند. از کودکی درس خواندند. تحصیل کردند و به فعالیت پرداختند.
عبدالمجید با پدرش با کاروان های اشتری میان افغانستان و ترکستان روسی در آسیای مرکزی به تجارت پرداخت. عبدالمجید حکیم زاده در تاشکند تحصیل کرد. زبان روسی آموخت و با علوم اقتصادی و مبانی علوم سیاسی و اجتماعی آشنایی یافت. فعالیت مستقل تجارتی خود را بنیاد نهاد. در همین اوضاع و احوال بود که انقلاب اکتبر در روسیه اتفاق افتاد، به مسکو رفت ، تجارت خود را توسعه بخشید.
این در روزگاری بود که لنین سیاست اقتصادی نوین یا نپ را دستور روز ساخته بود. تجارت تا حدی آزاد شد. به فعالیت های کوچک و متوسط اقتصادی اجازه داده شد. داد و ستد بازار و دوران پولی سرعت گرفت.
عبدالمجید خان هراتی که زیر نام حکیموف در کار تجارت بود ازین وضعیت به قوت بهره برد. مناسبات خود را با سفارت افغاسنتان استوار کرد. می گویند مدتی به سمت عضو سفارت هم کار کرده است. در آن وقت سردار هاشم خان سفیر افغانستان در مسکو بود. این سردار هاشم خان هم آدم جالب و کنجکاوی بوده است. استعداد و لیاقت عبدالمجید خان را در می یابد و از مشورت ها و همکاری با او استفاده می کند. عبدالمجید خان که کافی ثروتمند شده بود فعالیت های تجارتی خود را به المان انتقال می دهد و در آن کشور شرکت خود را توسعه می بخشد.
چون محمد نادر خان به قدرت می رسد و هاشم خان در سمت صدر اعظم به چوکی می نشیند به شاه مشوره می دهد که به منظور سروسامان دادن به اوضاع اقتصادی ناگوار کشور عبدالمجید خان را به کابل دعوت نماید و از وی مشوره بخواهد. نادر خان دو بار به عبدالمجید خان تلگراف ارسال می کند و خواهش می کند به کابل برگردد. عبدالمجید خان جواب نمی دهد. بار دیگر برادر خود سردار عبدالغزیز خان را که در مسکو بوده است ( شاید نزد برادر خود سردار هاشم خان آمده بود) وظیفه می دهد که به المان برود و عبدالمجید خان را با خود کابل بیاورد. سردار می رود المان و به عبدالمجید خان می گوید اوضاع کشور خیلی خراب است.
هنگامی نادر خان به قدرت رسید در خزانه دولت فقط هشت هزار افغانی موجود بوده است. عبدالمجید خان از طریق هرات به افغانستان می آید. در هرات با مشارکت تاجران هراتی عبدالخالق خان، دوست محمد خان ایماق، سید عظیم و سید کریم، جعفر مختار زاده، غلام حیدر مختار زاده و دیگران یک شرکت سهامی تاسیس می کند. همکاری تاجران قندهار و کابل را نیز در این پروژه جلب می کند. پنج ملیون افغانی در شرکت تهیه می شود. دوملیون هم دولت سهم می گیرد.
با این هفت ملیون آستین ها را بر می زنند و به کار می پردازند. بانک ملی تاسیس می شود. سپس افغانستان بانک. سرمایه ابتدایی افغانستان بانک را هم بانک ملی تهیه می کند. با همین هفت ملیون سرمایه بنیاد صنایع و زراعت صنعتی و انرجی افغانستان گذاشته می شود. شرکت نساجی تاسیس می شود. کارخانه های نساجی پلخمری، گلبهار، پشمینه بافی قندهار، کارخانه سمنت پلخمری، مرحله اول پروژه هلمند، کارخانه های برق چک وردک، سروبی و پلخمری، کارخانه قند بغلان، شرکت پخته کندز ساخته می شود و به فعالیت می پردازند.
بانک ملی به همکاری حکومت انحصار شکر، مواد نفتی، موتر را در دست می گیرد. نرخ شکر از سیر ۱۰ افغانی به ۸ افغانی و نرخ موتر سواری شورلیت از بیست هزار افغانی به ۱۲ هزار افغانی و نرخ پترول فی لتر از ۹ افغانی به ۶ افغانی کاهش می یابد.
این دوره را می توان دوره تمرکز قدرت سیاسی توام با نوعی استبداد و استقلال نسبی فعالیت های غیر متمرکز اقتصادی تعریف کرد. چنین تجربه هایی در کشورهای زیادی جریان یافته است که بنیاد ترقی های بعدی را تامین کرده است.
این بحث ادامه دارد. . .

جناب استاد غیرت عزیز قلم زیبای تان را می ستایم ، ممنون از شریک ساختن این معلومات ارزنده با ما و خوانندگان ما.
باعرض حرمت
قیوم بشیرهروی
درود خداوند برشما !
معلومات بسیار ارزنده بود .
افتخار به چنین فرزندان مهربان ووطنپرست وطن که درراه آبادی و پیشرفت وطن کار کرده اند . روح شان شاد باشد وشما به سلامت باشید که از کار نامه های این هموطنان یاد آوری کردین .