د غم څپې
د غم څپې
سمیع الدین افغانی
د نشرنيټه ۱۴ – ۳ – ۲۰۱۲
په مــــــوږ د مرګ بدې څپې تېرېږ ي
څــــه عجیبه شانتې صــــحنې تېرېږ ي
د زړه ګوګل ته مـو لاس ویـــوړو رقیب
د درد او غـــــــم بدې شیبې تېرېږ ي
د غم څپې
سمیع الدین افغانی
د نشرنيټه ۱۴ – ۳ – ۲۰۱۲
په مــــــوږ د مرګ بدې څپې تېرېږ ي
څــــه عجیبه شانتې صــــحنې تېرېږ ي
د زړه ګوګل ته مـو لاس ویـــوړو رقیب
د درد او غـــــــم بدې شیبې تېرېږ ي
ای شاعر
تیمورشاه تیموری
المان
تاریخ نشر چهارشنبه ۲۴ حوت ۱۳۹۰ – ۱۴ مارچ ۲۰۱۲
چگونه درک نمایم لسانت ای شاعر
کجاروم که بیابم نشانت ای شاعر
توشاعری ومنم عمرخویش داده بباد
مرابکش به سوی استانت ای شاعر
همنوائی
الحاج محمد ابراهیم زرغون
فیورد – ناروی
دوازدهم مارچ ۲۰۱۲
تاریخ نشر سه شنبه ۲۳ حوت ۱۳۹۰ – سیزدهم مارچ ۲۰۱۲
همنوائیم ، همنوائی کار ماست
دشمن ظلمیم ، وحدت یار ماست
نیست بادا ؛ ظالم و خونخواریش
این دعای صبح وشام اذکار ماست
شهادت مظلومانهء شانزده تن از هموطنان مظلوم ما که توسط سربازان از خدا بیخبر امریکایی در نیمه شب گذشته به رگبار مسلسل بسته شدند را خدمت تمامی هموطنان گرامی تسلیت عرض نموده و از جامعهء جهانی و دولت حاکم بر کابل مجدانه میخواهیم تا مسببین این حادثه را به سزای اعمال شان رسانیده و در آینده جلو همچون حوادث را بگیرند.
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
دوازدهم مارچ ۲۰۱۲
ناخلف ها
باز دیشب جنایتی کردند
بیشرف ها خیانتی کردند
مردم زار و خسته از بیداد
همه را قتل به ساعتی کردند
لب خاموش
محمد زرگر پور
تاریخ نشر دوشنبه ۲۲ حوت ۱۳۹۰ – دوازدهم مارچ ۲۰۱۲
برو ای بغض گلو گیر شده
راحتم کن ، که دگر دیر شده
حرمت و لطف و صفای دوران
دیده ام ، چشم دلم سیر شده
این سروده برای هشتم مارچ آماده شده بود ، اما نظر به مشکلات تخنیکی در کمپیوترم نتوانتسم فایل آنرا به موقع باز نمایم ، اینک با پوزش آنرا تقدیم میکنم به تمام زنانی که بنحوی قربانی خشونت ، ظلم ، تعدی و زن ستیزی گردیده اند:
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
هشتم مارچ ۲۰۱۲
تاریخ نشر شنبه ۲۰ حوت ۱۳۹۰ – دهم مارچ ۲۰۱۲
هجومِ ظُلمت
احساس می کنم که دگر پیر گشته ام
افسرده و حزین و زمین گیر گشته ام
دردِ وطن که سوزِ نهانیست بر دلم
رنجورِ غربتم و چه دلگیر گشته ام
رباعیات و دوبیتی ها
از : الحاج محمد ابراهیم حبیب زی
قسمت پنجم
تاریخ نشر جمعه ۱۹ حوت ۱۳۹۰ – نهم مارچ ۲۰۱۲
اشـعۀ نـورهدایت زحـق بـرسـرمن دمیـده بود
چون شیرمادرکه به حلق طفل تشنه چکیده بود
حلـقـم نمـود تـر چنان ز خشـکـنای ایـن حیـات
این عهـد و وفـای بـود که زعـرفان رسیده بود
مقام زن
محمد اسحاق ” ثنا “
ونکوور، کانادا
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۸ حوت ۱۳۹۰ – هشتم مارچ ۲۰۱۲
ای زن گرامی، درنظرم همچو گوهری
از هر چه است عزیز و به جانم برابری
آرام جان و قوت دل نور دیده گان
گنج امید و موج طرب شوخ دلبری
ودود ” فضـلی”
اپـلـدورن – هالند
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۸ حوت ۱۳۹۰ – هشتم مارچ ۲۰۱۲
زن بُـوَد صورتگـری بعـد ازخــداونــدِ جـهــان
زن فـروغِ چشـمِ گـردون است والـفـت بـیکـران
زن لطیف است وظریف است وشفیق ومهربـان
سـیـنـه ی بـی کـیـنــه و بــارانِ مـهـــرِ آسـمــان
نورالله وثوق
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۸ حوت ۱۳۹۰ – هشتم مارچ ۲۰۱۲
رویش زن
زبانش عین آهن حرف می زد
به شانِ نیشِ سوزن حرف می زد
سرِهر برزنی بازورِ نیزه
علیهِ رویش زن حرف می زد
روز جهانی زن یا هشتم مارچ را که به روز یاد بود نهضت نسوان مسمی است به تمام زنان قهر مان جهان و خاصتا به زنان تاریخ ساز ؛ قهر مان و شجاع افغان عرض تبریک گفته مو فقیت های چشمگیر شانرا در امور زنده گی آرزوبرده ومحو دشمنان شانرا هر چه زودتر از بارگاه خداوند منان خواهانم .و این سروده ام را نثار مقام والای شان مینمایم .
نوشته نذ یر ظفر
۲ – ۶ – ۲۰۱۲
مقام زن
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۸ حوت ۱۳۹۰ – هشتم مارچ ۲۰۱۲
زنده گی بی زن ؛ نباشد زنده گی
نور باید ، تا دهد رخشنده گی
زن بود خورشید روزو ماه شب
دست در گهواره این همراه شب
به مناسبت هشتم مارچ
نغمه آزادی
نورالدین«همسنگر»
هالند – مارچ ۲۰۱۲
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۸ حوت ۱۳۹۰ – هشتم مارچ ۲۰۱۲
ای آتش افروخته از کوره بدرشو
هر خاروخس دامن این خاک شرر شو
فریاد بزن غربت این شام سیاهی
درهرنفس این شب دیرینه سحر شو
عزیزه عنایت
۶ – ۳ – ۲۰۱۲
هالند
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۸ حوت ۱۳۹۰ – هشتم مارچ ۲۰۱۲
تو گلاب گلستانی و نشـاط روح و جانی
توشکوهی این جهانی وفرشته ی زمانی
شمع پرفروغ هستی زتوروشن است دایم
تو طلوع صبح امید,و نوای عـاشقــا نی
درگذشت هنرمند مردمی ،آواز خوان محبوب و ممثل مؤفق رادیو مرحوم ظاهر هویدا را خدمت خانوادهِ محترم هویدا ، فامیل های وابسته ، جامعهء فرهنگی هنری کشورو سایر هموطنان هنردوست تسلیت عرض نموده ، ضمن شادی روح این هنرمند عزیز ، سروده ای را تقدیم خواننده گان محترم می نمایم:
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
ششم مارچ ۲۰۱۲
پیک اجل
گرفت پیک اجل آشکار هویدا را
نگر به ظاهرِ ماتم سرای یلدا را
من از دیار غریبی گرفته است دلِ من
چه شد بلبل آواره های شیدا را
تاریخ نشر سه شنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۰ – ششم مارچ ۲۰۱۲
اگر چه گفتمت ، ای نورِ دیده می آیم
برهنه پا و گریبان دریده می ایم
به تو، ز اولِ اول، نوشته ام ، که کجا
چگونه ام ، ز کجا ها پریده می آیم
تاریخ نشر سه شنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۰ – ششم مارچ ۲۰۱۲
بیا برادرِ من یارِ رنج دیده بیا
بیا که تیر جفا بر دلم خلیده بیا
سکوتِ مردمِ عالم برای چیست بگو
به یادِ مردمِ نالان و دل رمیده بیا
استاد شیراحمد یاور کنگورچی
۱۱- ۴ – ۱۳۸۸
افغانستان
تاریخ نشر سه شنبه ۱۶ حوت ۱۳۹۰ – ششم مارچ ۲۰۱۲
امسال ما به گونهء پار و پیرار ماست
چون گلشن خزان شده فصل بهار ماست
کردیم بدور از بری خود اهل خویش را
با دشمن زبون شده قول و قرار ماست
تاریخ نشر دو شنبه ۱۵ حوت ۱۳۹۰ – پنجم مارچ ۲۰۱۲
بخواهی ، یا که نخــواهی ، به دیده می آیم
چو قطره اشکی ز غم ها ، چکیده می آیم
خـــزانِ عــمـر رسید و چـو بـرگ پائیزی
بــه آهِ ســـــردِ یـتـیـمان ، رسـیده می آیم
تاریخ نشر دوشنبه ۱۵ حوت ۱۳۹۰ – پنجم مارچ ۲۰۱۲
چه مژده ای بدلم نورِ دیده می آیی
تو با ترانه و شعر و قصیده می آیی
سراغ تو بگرفتم ز دوستانِ عزیز
شنیده ام که صبا با سپیده می آیی
تاریخ نشر یکشنبه ۱۴ حوت ۱۳۹۰ – چهارم مارچ ۲۰۱۲
بـلــــی ، صـــدای دلــــت را شــنیده می آیم
بــه پــــا و پَـــر نـه ، ولــیکن بــه دیده می آیم
مفاصل آب، چو سیماب و خشک رگ رگ و پی
چـــو مـــــرغ بســــملِ در خــــون تـپـیده می آیم
تاریخ نشر یګشنبه ۱۴ حوت ۱۳۹۰ – چهارم مارچ ۲۰۱۲
شبی صدای دلم را ، شنیده می آیی
برای مرهم زخمم دویده می آیی
فغان و ناله بلند است زروزگارِفراق
برای وصل فراقت تپیده می آیی
زمانۀ کج
سید همایون شاه (عالمی)
۲۰ فبروری ۲۰۱۲ م
کرنرزول – کارولینای شمالی
ایالات متحده امریکا
تاریخ نشر یکشنبه ۱۴ حوت ۱۳۹۰ – چهارم مارچ ۲۰۱۲
سپرده ایم کجــــانرا به این زمــانۀ کج
دوام عمر ندارد ســــــــتون خانۀ کج
ز پول طــفل یتیمی مکن تو خانه و در
ببین که بیضه بیُفــــتد ز آشــــــیانۀ کج
مرغ آزاد
محمد اسحق ” ثنا “
ونکوور – کانادا
دوم مارچ ۲۰۱۲
تاریخ نشر شنبه سیزدهم حوت ۱۳۹۰ – سوم مارچ ۲۰۱۲
آه آسوده نیم تا که بر آرم نفسی
نه بکس است امیدی و نه هم داد رسی
کاروان رفته به راهی و سفر دور ودراز
نه ز منزل خبری و نه صدا و جرسی
تاریخ نشر شنبه سیزدهم حوت ۱۳۹۰ – سوم مارچ ۲۰۱۲
شــبـی صــدای دلـت را ، شـنـیـده می آیم
بـــه کـوچه باغِ وجودت ، خـمـیـده می آیم
شکسـتـه بــــال و پَــرَم از جـفای جـبـرِ زمان
بـه بـالِ جان ، بـــه هــوایــت پریـده می آیم
تاریخ نشر شنبه سیزدهم حوت ۱۳۹۰ – سوم مارچ ۲۰۱۲
شبی به دربِ سرایت دویده می آیم
شکوفه های دلم چیده چیده می آیم
بهار حسن تو بس عالمی دگر دارد
چو قطره قطرهِ باران چکیده می آیم