میلهء بهاری
میلهء بهاری
نوشته نذیر ظفر
۸ – ۴ – ۲۰۱۲
ور جینیا – امریک
تاریخ نشر دوشنبه ۲۱حمل ۱۳۹۱ – نهم اپریل ۲۰۱۲
فصل بهار ؛ میله ء یاران خوشست
شو خی و گلگشت عزیزان خوشست
سا یه ای بید و لب هر جو یبار
گویم اگر راست به پغمان خوشست
میلهء بهاری
نوشته نذیر ظفر
۸ – ۴ – ۲۰۱۲
ور جینیا – امریک
تاریخ نشر دوشنبه ۲۱حمل ۱۳۹۱ – نهم اپریل ۲۰۱۲
فصل بهار ؛ میله ء یاران خوشست
شو خی و گلگشت عزیزان خوشست
سا یه ای بید و لب هر جو یبار
گویم اگر راست به پغمان خوشست
پیک مراد
باستقبال غزل شیوا و دلنشین شاعر فرهیخته و والامقام
قیوم جان بشیر هروی عزیز
الحاج محمد ابراهیم زرغون
فوردا – ناروی
هشتم اپریل ۲۰۱۲
« صبح امید می رسد، مردن اهریمن بوّد »
مژده دهد « بشیر » ما پیک مراد من بوّد
سوخت تنم در انتظار مژه تکید و بیقرار
صلح رسد به اعتبار ضامن این وطن بوّد
قامت ما خمیده شد پرده درید و چیده شد
درد مند
نو شته نذ یر ظفر
۴ – ۴ – ۲۰۱۲
ورجینیا-امریکا
تاریخ نشر یکشنبه ۲۰ حمل ۱۳۹۱ – هشتم اپریل ۲۰۱۲
اشکها در مان درد ما نشد
نا له ها پایان درد ما نشد
سو ختیم و سو ختیم تا انتها
سو ختن سا مان درد ما نشد
قصیده ای نصیحتگرانه به کوچه گردان سایتهای انترنتی
محمد عزیز( عزیزی)
۷ – ۴ – ۲۰۱۲
تاریخ نشر یکشنبه ۲۰ حمل ۱۳۹۱ – هشتم اپریل ۲۰۱۲
برادران وخواهران محترم !
السلام وعلیکم ورحمة الله وبرکاته
از چندی بدینطرف یک تن از کمونیستهای افراطی رژیمهای قبلی بصورت پیهم مقالات ونوشته جات گندیده وعفنی را که از سایتهای کمونیستهای ایرانی ومجوسیهای ساسانی ایران که بر علیــه دین مقدس اسلام ( حضرت ذات باریتعالی – جناب پیامبراسلام (ص) – قرآنکریم و… ) وشعایر دینی ( مانند نماز – روزه حج و….سایر عبادات اسلامی ) نوشته اند ؛ آنها را کپی کرده وقسما با افرازات خود مخلوط کرده واکثرا آن نوشته ها را در سایتهای کمونیستهای افغانی وایرانی دوباره به نشر میرساند وبعضا دیده شده نوشته های این آدم گنده دهن ، وبد زبان ، در سایتهای برادران مومن مان نیز بصورت دزدکی اقبال نشر پید میکند وبعد از اینکه با اعتراض خواهران وبرادران مسلمانان افغانی خود مان مواجه میشود از روی صفحات سایتهای اسلامی نیز برداشته میشود.
درد بیدرمان
صالحه وهاب واصل
۲۸ – ۳ – ۲۰۱۱
هالند
تاریخ نشر شنبه ۱۹ حمل ۱۳۹۱ – هفتم اپریل ۲۰۱۲
خـدا دل را بـرای غـــم بـــه من داد
جگرپُـرخون دو چشم نـم به من داد
ز من بـگـــرفت عشـــق و آرزو را
خوشی و شادی ها را کم بـه من داد
آشیانـه میسازم
شاه محمود قادری
کابل
تاریخ نشر شنبه ۱۹ حمل ۱۳۹۱ – هفتم اپریل ۲۰۱۲
سراپاخونم وبانقش زمانه میسازم
مجبورم وبانــازهردیوانه میسازم
میسوزم بـه اشکی کزمژگانی چـکد
به هرگنجی دلــم را ویرانـه میسازم
صبح امید
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
هفتم اپریل ۲۰۱۲
باز دو باره در سرم یادِ وطن وطن بود
هر طرفش نظر کنم باغ وگل و چمن بود
خسته ی زار غُربتم رحمی نما بحال من
خدای مهربان من زخم ِ دلم کُهن بود
صبح سعادت
محمد اسحاق ” ثنأ ”
ونکوور – کانادا
ششم اپریل ۲۰۱۲
تاریخ نشر شنبه ۱۹ حمل ۱۳۹۱ – هفتم اپریل ۲۰۱۲
باز به گلشن رسید شاهد فصل بهار
ابر به بارت کند لولو و گوهر نثار
سنیل و هم نسترن نرگس و هم یاسمن
رسته به صحن چمن چلوه گرازهرکنار
خط قرمز
نعمت الله پژمان
هرات / افغانستان
تاریخ نشر شنبه ۱۹ حمل ۱۳۹۱ – هفتم اپریل ۲۰۱۲
با قهوه قسمت کرده بودم غصه هایم را
آن شب که پنهان کردم از خود ردِ پایم را
دودِ پریشان خاطرِ بی خانه ای بودم
سیگار بیخود جستجو میکرد جایم را
صدای عشق
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
ششم اپریل ۲۰۱۲
در امتداد یک شب ظلمانی و سیاه
وانگه که دیو حادثه بیداد می نمود
فریاد یا مدد ز حوالی بلند شد
روزی که خانه را غمی برباد می نمود
بــــاز آمـــــد بهــــــــار
احمد محمود امپراطور
۱۷ – حمل ۱۳۹۱
افغانستان
تاریخ نشر جمعه ۱۸ حمل ۱۳۹۱ – ششم اپریل ۲۰۱۲
بــــاز آمـــــد بهــــــــار و نـــامد او
چشــــــــم در انتظار روی نـکو
باز جامی شـــــراب امیـــــــــــــدم
خالی از می شد و ، شکست سو
بنام خدا
بهار
سید اسحاق دلجو حسینی
شانزدهم حمل ۱۳۹۱ چهارم اپریل ۲۰۱۲
اسلو – ناروی
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۷ حمل ۱۳۹۱ – پنجم اپریل ۲۰۱۲
نه ساغرنه ساقی نه شاهد نه صهبا
جدایم زیار ودیارو غریبم وتنها
***
در این وادی حیرت افزای هستی
نشد حاصلی زین همه شوروغوغا
هیزم
نوشته نذیر ظفر
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۷ حمل ۱۳۹۱ – پنجم اپریل ۲۰۱۲
دل بداغ عشق بر یان گشت ورفت
یار ما از ما گریزان گشت ورفت
بلبلان سر ها به زیر بال کرد
نا امید از ابر نیسان گشت ورفت
آمد بهار
استاد شیراحمد یاور کنگورچی
۱۶ – ۱ – ۱۳۹۱
افغانستان
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۷ حمل ۱۳۹۱ – پنجم اپریل ۲۰۱۲
آمد بهار و بلبل و صوت هزار کو
چشمه کجا و شرشره و جویبار کو
هستم به شهر و شهر ندارد لطافتی
سبز کجا و و دامنهء سبزه دار کو
ازداغ وطـن گــریه میکنم
شاه محمود قادری
کابل
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۷ حمل ۱۳۹۱ – پنجم اپریل ۲۰۱۲
چـوبـلبل،ازوداع چـمن گــریه میکـنم
مسـافــرم،ازداغ وطـن گــریه میکنـم
گــذاشـتــه انــد تــرابــادام روزگــــار
ای صـید بـه حـال تـومن گریه میکنم
جوابیه ای بر تبصره ای دوست دانشمندم جناب آقای مشکور کابلی
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
چهارم اپریل ۲۰۱۲
سرور عالیقدر ، دانشمند فرهیخته جناب آقای مشکور !
با عرض سلام و ارادت متقابل حضور حضرتعالی ، خرسندم از اینکه بر من منت نهاده و پاسخی همه جانبه بر نبشته ام بیان داشتید. با مطالعهء نوشته زیبای شما دریافتم که گویا از خلال متن نوشته ام چنین استنباط نموده اید که بنده بطور کلی با مطرح نمودن سوالات مخالفم ، در حالیکه لازم می بینم تا نکاتی را درین مورد بعرض شما و سایر دوستانم برسانم:
اینکه در نوشته ام یاد آورشدم که بجای طرح سوالات در مورد کشور و سرنوشت مردم ما به دنبال پاسخی برای بیرون رفت ازین محضلات برایید ، چیزیست که با برداشت متفاوتی همراه بوده و بخوبی مشاهده کردید و خواندید که با طرح سوال به پاسخ سوال شما پرداختم ، یعنی نوشته ام به معنای نفی سوال کردن نبوده است .
تبصره ای بر جوابیهء شاعر پاکنهاد بشیر هروی
مشكور كابلي – فرانكفورت
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۶ حمل ۱۳۹۱ – چهارم اپریل ۲۰۱۲
به نام خداوندي كه در اين نزديكيست
دوست عزيز ونهايت گرامي بشير هروي عزيز را از صميم قلب سلام ميرسانم!!
از اينكه تبصره شكسته و ريخته حقير را قابل نقد و بررسي دانستيد بر خود باليدم و از این روی خواستم باب این گفتگو را مفتو ح نهاده تا هم بر علمم افزوده و هم در اثر مجالست و مصاحبت با نیکان روانم را صفا بخشم .
نكته اول : اينكه نيك فرموديد بياييد بجاي مطرح كردن سوال ها ، درصدد پيدا كردن جواب ها برآييم ! بنده اين نكته را به شكل موجبه جزئيه ميپذيرم و هم در جهت تكميل فرمايش شما عرض ميكنم :
میخندد
نعمت الله پژمان
هرات / افغانستان
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۶ حمل ۱۳۹۱ – چهارم اپریل ۲۰۱۲
دل که بر پوچی دنیای لجن می خندد
دیر مانده ست که بر دار و کفن می خندد
گاه در اوجِ گرفتاریم حتا دلِ سنگ
مثلِ پیرانِ خردمند به من می خندد
پاسخی بر تبصرهء دوست عزیز و گرامی ام جناب آقای مشکور کابلی
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
سوم اپریل ۲۰۱۲
ضرر تاکی ؟
اخیرا سروده ای داشتم تحت عنوان ( ستاره ی اقبال ) که دوست عزیزم جناب حاجی آقای مشکور کابلی از طریق فیسبوک تبصره ای روی آن داشتند بدین شرح که تقدیم دوستان و خواننده گان هموطن می نمایم:
يكجا شويم همه بسازيم ديار ما !! بشير عزيز ، زيبا سروديد ، اما سوال اين هست كه بر چه محوري جمع شويم ؟ با كدام روش ميتوان اين امت مرحومه را جمع نمود ؟ كدامين مبنا ؟ اسلامي ، كدام اسلام ؟ اسلام طالب ؟ ( اسلام سلفي ) اسلام كرزي و اتباعش ( اسلام آمريكايي ؟ ) و يا دموكراسي ، كدامين دموكراسي ؟ همان دموكراسي كه در پاراچنار و كويته شيعيان را ميكشد !!! و دنيا سكوت ميكند !! همان دموكراسي كه خون سوري را مقدس و حرام و خون بحريني و فلسطيني را مباح و بي ارزش ميداند !! كدام دموكراسي !! التقاطي از قاتل و مقتول ، چپ وراست بر محور ناكجا آباد ؟؟ و الله من يكي كه نميدانم در افغانستان بر محور كدام سياست و كدام ارزش و كدامين راي جمع شويد !! دين شان بوي ريا ميدهد ! دموكراسي شان به خون و دالر و دروغ آغشته است ! سياستمدارش بي تعهد ، عوامش مطيع محض و خشك ، روشنفكرش بي دين و ديندارش بي عقل و بي تحليل از دنياي جديد و هنجار هاي جديد !! خدايا … اهدنا الصراط المستقيم ! صراط الذين انعمت عليهم ! غير المغضوب عليهم و لا الضالين
به استقبال از سروده ی زیبای دوست گرانقدر جناب آقای عزیزی
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
دوم اپریل۲۰۱۲
ستاره ی اقبال
آمد بهار و رنگ ندارد بهارِ ما
آتش زدند خانه و هم لاله زار ما
درد ها فزون گشته ز بیداد ظالمان
دردا ازین حکومت بی بند و بار ما
معذورم و معذورم
نعمت الله پژمان
هرات / افغانستان
تاریخ نشر دوشنبه ۱۴ حمل ۱۳۹۱ – دوم اپریل ۲۰۱۲
بر مرگم اگر راضی شدی دور ترم کن
تب کردی اگر از همه رنجور ترم کن
لب هایت اگر طعمِ مرا خوب چشیدند
در کوزه بیاندازم و انگور ترم کن
حد دانایی
صالحه وهاب واصل
هالند
۱۶ – ۲ – ۲۰۱۲
تاریخ نشر دوشنبه ۱۴ حمل ۱۳۹۱ – دوم اپریل ۲۰۱۲
رشکم آید که دل از عشق تو شد سودایی
ای که در جای بهشت جـان مـرا مأوایی
روشنی بخشِ دلم لب مگشا، باش خموش
کز خموشـــانه نظر ، بِه ز لبـم گویـــایی
بهـــار خونین قنــدهـــار
( حمل سال ۱۳۹۱)
محمد عزیز( عزیزی)
۳۰ – ۳ – ۲۰۱۲ لندن
تاریخ نشر دوشنبه ۱۴ حمل ۱۳۹۱ – دوم اپریل ۲۰۱۲
آمــد بهـــار سال ونیـــــامــد بهــــار ما
افزوده گشت غــــم به دلِ غمگسار مــا
شادی کنند جمله درین فصل نو بهــار
خون می چکد زچشم ودلِ اشکبار مــا
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
اول اپریل ۲۰۱۲
دل آهو نگاه کن بی قرار است
زبان بسته اسیر روزگار است
نگاه بر خنده ی جانسوز کرزی
در این ایام که فصل نوبهار است
بیاموز
تیمور شاه تیموری
المان
تاریخ نشر یکشنبه ۱۳ حمل ۱۳۹۱ – اول اپریل ۲۰۱۲
ای دل تپشی از در میخانه بیاموز
شور و شعفی از لب پیمانه بیاموز
یا شمع صفت شعله بجان و تن خود زن
یا سوختنی از پر پروانه بیاموز