قـا فــلۀ اشک
تاریخ نشر جمعه ۱۸ جدی ۱۳۹۴ – هشتم جنوری ۲۰۱۶ هالند
قـا فــلۀ اشک
عزیزه عنایت :
دیشب به هـوای رخت ای یار گریـستم
چـون شمع گدازیدم و تکرا ر گریسـتـم
تاریخ نشر جمعه ۱۸ جدی ۱۳۹۴ – هشتم جنوری ۲۰۱۶ هالند
قـا فــلۀ اشک
عزیزه عنایت :
دیشب به هـوای رخت ای یار گریـستم
چـون شمع گدازیدم و تکرا ر گریسـتـم
تاریخ نشر جمعه ۱۸ جدی ۱۳۹۴ – هشتم جنوری ۲۰۱۶ هالند
غم شانه به شانه ی من افتاد به راه
نعمت پژمان
هربار به حالِ خویش کردم چو نگاه
دیدم که به واقعن مرا نیست گناه
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۷ جدی ۱۳۹۴ – هفتم جنوری ۲۰۱۶ هالند
درمیـــــــــان لاله رویان من زگل نازکــــــــترم
مرحوم الحاج عزیزاحمد پنهان
میکشـــــــــد امشـــــــــب خرام او برنگ دیگرم
زین قیامت کی توان یارب بآســـــــــان جان برم
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۷ جدی ۱۳۹۴ – هفتم جنوری ۲۰۱۶ هالند
نداى قلب و آهنگ دلت را
سارا نایاب
06.01.2016
فروغ ی بحر آغوش تو گردم
سراپا مست و مدهوش تو گردم
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۷ جدی ۱۳۹۴ – هفتم جنوری ۲۰۱۶ هالند
دشمنت گر بالباس دوستی همسان شود
(حضرت ظریفی)
تقدیم شعر دوستان!
دشمنت گر بالباس دوستی همسان شود
آسـتـیـن را مـار مـی آیـد بـلای جـان شـود
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۷ جدی ۱۳۹۴ – هفتم جنوری ۲۰۱۶ هالند
گوهر آدمیت
سید همایون شاه (عالمی)
بر من ز عطــــر آدمیت گــوهر آورید
ما را خــــــرد دهید و حقیقت درآورید
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۷ جدی ۱۳۹۴ – هفتم جنوری ۲۰۱۶ هالند

قانون شکن
عبدالغفور امینی
در وطن رنج و اَلَم بسیار گو
از شرایط جُمله گی بیزار گویی
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۶ جدی ۱۳۹۴ – ششم جنوری ۲۰۱۶ هالند
بیدار شو
محمد نعیم جوهر
——-
غنی را همچو کرزی تاب دادی
ربانی را چو مسعودخواب دادی
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۶ جدی ۱۳۹۴ – ششم جنوری ۲۰۱۶ هالند
رباعی
میر عبدالله بدر
ما شادی به غم یار بفروخته ایم
صد درد خریده سینه را سوخته ایم
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۶ جدی ۱۳۹۴ – ششم جنوری ۲۰۱۶ هالند
پرستشگاه دل
نورالله وثوق
حواسم را مُخل گردیده بانو
پرستشگاه دل گردیده بانو
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۶ جدی ۱۳۹۴ – ششم جنوری ۲۰۱۶ هالند
با كشتي شكسته، در بحر بيكرانيم
محمد یوسفی
با كشتي شكسته، در بحر بيكرانيم
در موج پرخروشان، آهسته ما روانيم
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۶ جدی ۱۳۹۴ – ششم جنوری ۲۰۱۶ هالند
به استقبال يكى از سروده هاى زيبا و پُر محتواى استاد عزيزم جناب واصفى صاحب سروده شده است
حسن شاه فروغ
دور از ميهن
عشق در آتش بسوزاند كبابِ خويش را
خُم زِ غم پرورده ميدارد شرابِ خويش را
تاریخ نشر سه شنبه ۱۵ جدی ۱۳۹۴ – پنجم جنوری ۲۰۱۶ هالند
دررثاء پروفیسردکتورمحمد عثمان هاشمی
بسمه تعالی
ما همه ازخداوند(ج) بوده وبازگشت مان به سوی اوست.
پوهنوال داکتر اسدالله حیدری
5 / جنوری 2016 ،سدنی،آسترالیا
روزی طبق معمول به سایت های انترنتی افغانی ما سرمیزدم که در سایت وزین گفتمان مطلبی با عنوان “فرارازکام مرگ”نوشتهء دکتورمحمد عثمان هاشمی توجه ام را جلب نمود.قبل از خواندن مطلب فوق، خیلی ها خرسندگردیدم. بفکرآنکه استاد محبوب ما درقید حیات بوده وبه زودی خواهم توانست با ایشان ارتباط قائم نمایم.
تاریخ نشر سه شنبه ۱۵ جدی ۱۳۹۴ – پنجم جنوری ۲۰۱۶ هالند
بشکن بشکن
رسول پویان
تا که چشمی وا کنی آواز بشکـن بشکن است
تا که پا بر عـرصه بنهادی زمان رفتن است
تاریخ نشر سه شنبه ۱۵ جدی ۱۳۹۴ – پنجم جنوری ۲۰۱۶ هالند
بادهٌ الفت
سيدجلال على يار
راز دلِ هيچكس پرسان مكن
آنچه ميدانى زعلم پنهان مكن
تاریخ نشر سه شنبه ۱۵ جدی ۱۳۹۴ – پنجم جنوری ۲۰۱۶ هالند
بد نمیشود
نوشته نذیر ظفر
۱۶/۰۱/۰۴
گـــــــر یار مـــــیل یار کند بد نمیشود
ما را زخـــــــود شمار کند بد نمیشود
تاریخ نشر سه شنبه ۱۵ جدی ۱۳۹۴ – پنجم جنوری ۲۰۱۶ هالند
من خوشـــــــه چین خرمن احسان بیدلم
شعر از: مرحوم الحاج عزیزاحمد پنهان
انتخاب وارسالی از : احمد خالد عزیز
*********
من خوشـــــــه چین خرمن احسان بیدلم
یعنی یکی زحلقـــه بگـو شـــــــان بیدلم
تاریخ نشر دوشنبه ۱۴ جدی ۱۳۹۴ – چهارم جنوری ۲۰۱۶ هالند
احمد محمود امپراطور
افغانستان
ز چشـــم ابـــر دراین خطه سنگ می بارد
بجـــای منطـق و برهـــــان تفنگ می بارد
تاریخ نشر دوشنبه ۱۴ جدی ۱۳۹۴ – چهارم جنوری ۲۰۱۶ هالند
خداى من !!!
وليه ارين
۴ جنوری ٢٠١٦
گام هاى خسته ام را
توان رفتن ببخش …
تاریخ نشر شنبه ۱۲ جدی ۱۳۹۴ – دوم جنوری ۲۰۱۶ هالند
آخرین غزلم در سال 2015م
ماجرای فرقت
سید همایون شاه “عالمی”
بازآ که انتظارت این دیده چار کرده
خونِ دلم به مژگان بنگر قطار کرده
تاریخ نشر شنبه ۱۲ جدی ۱۳۹۴ – دوم جنوری ۲۰۱۶ هالند
چه بگویم چه نویسم ؟
ارسالی از : محترم احمد خالد عزیز
*******
یار را نیســـــت نگاهی چه بگویم چه نویسم
من گم کشـــــته زراهی چه بگویم چه نویسم
تاریخ نشر پنجشنبه دهم جدی ۱۳۹۴ – ۳۱ دسامبر ۲۰۱۵ هالند
سال نو؛ سال کشتار
رسول پویان
سال نـو بر مـردم ما سـال کشتار است و بس
کودک و پیر و جـوان ما عزادار است و بس