دندانسازان حرفهای و پیشکسوت هرات
( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۱۵ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۶ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–
دندانسازان حرفهای و پیشکسوت هرات
=======================
از غلام حیدر افغان تا دکتر سینا همایونی؛ روایت یک خاندان
پیشگام در تاریخ طب دندان افغانستان
=================
مقدمه
در سفری که به شهر تاریخی هرات داشتم، برای معاینهٔ دندانهایم به کلینیک تخصصی و دیجیتالی دهان و دندان داکتر همایون مراجعه کردم. من در سالهای مهاجرت در شهر مشهد ایران با داکتر محمدحسن همایون و دکتر حسین همایون آشنایی داشتم. این آشنایی دیرینه، زمینهٔ دیدار دوباره و گفتوگوهای صمیمانه را فراهم ساخت.
در این مرکز تخصصی، اعضای یک خانواده، شامل پدر، مادر، همسر و عروس خانواده، با اتاقهای معاینهٔ جداگانه و تجهیزات پیشرفتهٔ دندانپزشکی، به مراجعین خدمات درمانی ارائه میکنند. کلینیک در بخش تحتانی محل رهایشی خانواده قرار دارد و مجموعهٔ آن، با ویلای بزرگ، صحن حیاط، باغچههای گل و سبزه و محل پارک موترها، جلوهای آراسته و آرامشبخش دارد. شمار زیاد مراجعین نیز نشاندهندهٔ جایگاه این مرکز در میان مردم است.
هنگامی که در بخش پذیرش، تصویرهای غلام حیدر خان دندانساز و فرزندش، مولانا غلام رسول، را دیدم، خاطرات گذشته در ذهنم زنده شد. من از زندهیاد مولانا غلام رسول و فرزندان ایشان خاطراتی داشتم و به همین مناسبت از اعضای خانواده خواستم تا زیستنامه و تاریخچهٔ فعالیتهای این خاندان را با من شریک سازند.
در این میان، معلومات مفصلی از داکتر سینا همایونی، از نوادگان غلام حیدر خان، به دست آوردم. در چندین نوبت مراجعه به کلینیک، از صحبتهای داکتر محمدحسن همایون و فرزندش، داکتر سینا همایونی، بهرهمند شدم. این گفتوگوها مرا بر آن داشت تا گوشهای از تاریخ دندانسازی در هرات و زندگی مردانی را بنویسم که در روزگار خود، با دانش، تجربه و تلاش شخصی، در خدمت مردم قرار داشتند.
هدف این نوشته آن است که نام و نشان این پیشگامان در حافظهٔ تاریخی و فرهنگی سرزمین ما زنده بماند و نسل جوان با بخشی از پیشینهٔ حرفهای و اجتماعی آنان آشنا شود.
نگاهی کوتاه به تحول دندانسازی در هرات:
شهر تاریخی هرات، همانند دیگر شهرهای بزرگ افغانستان، در عرصهٔ طب دندان نیز مسیر پرفرازونشیبی را از شیوههای سنتی و تجربی تا آموزشهای اکادمیک و تکنولوژیهای نوین پیموده است. این تحول را میتوان بهگونهٔ کلی در چند مرحله بررسی کرد:
۱. دورهٔ سنتی: روزگاری که درمان درد دندان و کشیدن دندان بیشتر به دست حکیمان، دلاکها و برخی پیشهوران، از جمله زرگران، انجام میشد و دانش این حرفه عمدتاً بر تجربههای شخصی و شیوههای موروثی استوار بود.
۲. دورهٔ آموزشهای نیمهمسلکی: با گسترش آشنایی مردم با ابزارهای تخصصیتر، برخی افراد از طریق شاگردی، تجربهٔ عملی و کورسهای کوتاهمدت دندانسازی به این حرفه روی آوردند.
۳. دورهٔ گسترش دانش و مهارتهای تخصصی: در این مرحله، آموزشهای منظمتر، آشنایی با ابزارهای جدید و توسعهٔ خدمات ترمیمی و ساخت پروتزهای دندانی، زمینهٔ پیشرفت این حرفه را فراهم ساخت.
۴. دورهٔ آموزشهای اکادمیک و دندانپزشکی نوین: تأسیس دانشکدههای ستوماتولوژی و گسترش آموزشهای دانشگاهی، زمینه را برای تربیهٔ دندانپزشکان متخصص و استفاده از روشهای علمی و تکنولوژیهای جدید فراهم کرد.
در این مسیر، نام شماری از دندانسازان تجربی و پیشکسوت هرات در خاطرهٔ مردم باقی مانده است. در میان آنان، غلام حیدر خان و فرزندش مولانا غلام رسول جایگاه ویژهای دارند؛ دو شخصیتی که زندگیشان تنها به حرفهٔ دندانسازی محدود نبود، بلکه با تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روزگار خود نیز پیوند داشت.
غلام حیدر افغان؛ پیشگام دندانسازی تجربی و نوگرایی:
بر اساس روایت خانوادگی و معلوماتی که در اختیارم قرار گرفته است، غلام حیدر خان، مشهور به غلام حیدر افغان، از چهرههای پیشگام دندانسازی تجربی در افغانستان و از شخصیتهای ترقیخواه و آزادیدوست روزگار خود بود. در روایت زندگی او، افزون بر مهارت حرفهای، از علاقهمندیاش به دانش، نوگرایی و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی نیز یاد میشود.
گفته میشود که وی در روزگار زمامداری امیر عبدالرحمن خان، در شهر تاریخی قندهار چشم به جهان گشود. او فرزند احمد شاه خان افغان و نوادهٔ محمدعلی خان افغان بود و به یکی از خانوادههای شناختهشدهٔ قندهار تعلق داشت.
غلام حیدر خان در چهاردهسالگی زادگاه خود را ترک کرد و برای آشنایی با جهان و فراگیری دانش، راه سفر به سرزمینهای دوردست را در پیش گرفت. در جریان این سفر، از هند بریتانیایی، حجاز، قلمرو امپراتوری عثمانی و روسیهٔ تزاری گذشت و سرانجام در شهر مسکو اقامت گزید.
اقامت در مسکو، نقطهٔ عطفی در زندگی او بود. در همین شهر با داکتر ارنست راسخوف، دندانپزشک ارمنیتبار، آشنا شد. این آشنایی زمینهٔ ورود او به عرصهٔ آموزش و فراگیری دانش و مهارتهای دندانپزشکی را فراهم ساخت.
غلام حیدر خان در کنار فراگیری مهارتهای حرفهای، به مطالعهٔ اندیشههای نوین و آشنایی با جنبشهای ترقیخواهانه و تحولات سیاسی و اجتماعی زمان خود نیز علاقه داشت. بر اساس روایتهای موجود در خانواده، آشنایی او با وزیر مختار سفارت افغانستان در مسکو و گسترش ارتباطاتش با شخصیتهای سیاسی، زمینهٔ نزدیکی بیشتر وی به دربار افغانستان را فراهم کرد. در همین چارچوب، از ارتباط او با امیر عبدالرحمن خان و فرزندانش، امیر حبیبالله خان و نصرالله خان، نیز یاد شده است.
اقامت غلام حیدر خان در روسیه تا انقلاب اکتوبر ۱۹۱۷ میلادی ادامه یافت. پس از این انقلاب و در پی دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی ناشی از آن، او تصمیم گرفت به سرزمین آبایی خود بازگردد. در روایت زندگی وی آمده است که در این جریان از همسر روس خود جدا شد و راه بازگشت به افغانستان را در پیش گرفت.
بازگشت او با یکی از دورههای مهم تاریخ معاصر افغانستان، یعنی مبارزات استقلالطلبانه و اصلاحات سیاسی و اجتماعی، همزمان بود. گفته میشود که غلام حیدر خان از دوستان نزدیک و حامیان شاه امانالله خان به شمار میرفت و با اندیشههای آزادیخواهانه و تجددطلبانهٔ آن دوره همسویی داشت.
با گسترش تحولات سیاسی و اجتماعی، موقعیت او نیز دستخوش تغییر شد. پس از استرداد استقلال افغانستان، در چارچوب مأموریتهای دولتی و فعالیتهای اجتماعی، راهی ولایت هرات گردید و در این شهر اقامت اختیار کرد.
ورود مظاهر تمدن جدید به هرات:
غلام حیدر خان در هرات، افزون بر فعالیت در عرصهٔ دندانسازی، در میان شخصیتهای بانفوذ اجتماعی و فرهنگی شهر نیز حضور داشت. او به آشنایی جامعه با مظاهر تمدن جدید و دستاوردهای علمی و فنی زمان خود علاقهمند بود.
در روایتهای مربوط به زندگی وی، از واردکردن نخستین موتر یا اتومبیل، موتورسایکل، بایسکل، کمرهٔ عکاسی و تجهیزات سینما به هرات یاد شده است. این موارد، در صورت تأیید از طریق اسناد تاریخی، میتوانند بخشی مهم از تاریخ ورود فناوریهای جدید به این شهر را روشن سازند.
در روزگاری که بسیاری از این وسایل برای مردم ناشناخته بودند، ورود چنین ابزارهایی میتوانست نشانهای از تغییر در شیوهٔ زندگی و گسترش آشنایی با فناوریهای جدید باشد. غلام حیدر خان را در روایت خانوادگی، از جمله کسانی میدانند که در معرفی این مظاهر نو به جامعهٔ هرات سهم داشتهاند.
زندگی خانوادگی او نیز با فرازونشیبهایی همراه بود. بنا بر معلومات ارائهشده، وی در حدود چهلسالگی با فرخ بانو لقا، دختر یکی از خوانین شناختهشده، ازدواج کرد. حاصل این پیوند، هفت فرزند، شامل چهار پسر و سه دختر، بود. اما این زندگی با اندوهی بزرگ روبهرو شد؛ زیرا فرخ بانو پس از تولد آخرین فرزندش، بر اثر عفونت ناشی از ولادت درگذشت.
در ادامهٔ تحولات سیاسی افغانستان، سقوط سلطنت شاه امانالله خان و به قدرت رسیدن حبیبالله کلکانی، شرایط تازهای را به وجود آورد. این دگرگونیها بر زندگی بسیاری از شخصیتهای سیاسی و اجتماعی آن دوره تأثیر گذاشت و غلام حیدر خان نیز از پیامدهای آن بینصیب نماند. با وجود این، او فعالیتهای حرفهای خود را ادامه داد و دانش و تجربهاش را در خدمت مردم هرات قرار داد.
وی بخش عمدهٔ سالهای بعدی عمر خود را در این شهر سپری کرد. افزون بر دندانسازی، در عرصهٔ فعالیتهای اجتماعی و امور اصناف نیز نقش داشت و بهعنوان یکی از شخصیتهای بانفوذ و وکیل عمومی اصناف مختلف شناخته میشد.
بر اساس روایت خانوادگی، غلام حیدر خان در مجموع از دو ازدواج خود در افغانستان، نه پسر و هفت دختر داشت. شماری از پسرانش در رشتههای دندانسازی، طب دندان و طب معالجوی فعالیت کردند. بدین ترتیب، پیوند این خاندان با عرصهٔ طبابت، بهویژه دندانسازی، در نسلهای بعدی نیز ادامه یافت.
در میان فرزندان او، مولانا غلام رسول جایگاه ویژهای دارد؛ شخصیتی که زندگیاش از آموزش و مطالعه تا دندانسازی، شعر و معاشرت با اهل فرهنگ، گسترهٔ متنوعی را در بر میگرفت.
مولانا غلام رسول؛ دندانساز، آموزگار و اهل اندیشه:
زندهیاد مولانا غلام رسول، فرزند غلام حیدر افغان و نوادهٔ احمد شاه خان افغان، در سال ۱۳۰۴ هجری خورشیدی در شهر قندهار افغانستان متولد شد.
او آموزشهای ابتدایی خود را تا صنف پنجم در قندهار فراگرفت و سپس برای ادامهٔ تحصیل به لیسهٔ سلطان رفت. پس از آن، وارد مکتب حربی شد، اما مسیر آموزشی خود را تغییر داد و به لیسهٔ امانی، که بعدها با نام لیسهٔ نجات نیز شناخته میشد، پیوست. وی در سال ۱۳۲۲ هجری خورشیدی از این لیسه فارغ شد.
پس از فراغت، مدتی به فراگیری دانش و مهارتهای دندانسازی در کورس دندانسازی کابل پرداخت. با این حال، به دلیل شرایط خاص روزگار و علاقهٔ فراوان به آموزش و پرورش، مسیر کاری خود را به سوی معارف تغییر داد و در چارچوب وزارت معارف بهعنوان معلم ایفای وظیفه کرد.
او در دورهای در هرات و بادغیس به تدریس پرداخت. این سالها با زمانی همزمان بود که خانوادهاش به هرات تبعید شده بود و پدرش، غلام حیدر افغان، نیز در این شهر سکونت داشت.
مولانا غلام رسول، در کنار فعالیت آموزشی، ذهنی جستوجوگر و علاقهمندی فراوانی به مطالعه داشت. او موضوعات فلسفی، علوم ماورای طبیعت و هیپنوتیزم را دنبال میکرد؛ مباحثی که در فضای اجتماعی و فکری آن زمان، گاهی با برداشتهای سنتی تعارض پیدا میکرد و واکنشهایی را برمیانگیخت.
بر اساس روایت خانوادگی، پرداختن او به این موضوعات با فشارهای اجتماعی و عقیدتی همراه شد و سرانجام به انتقال وی به منطقهای دورافتاده انجامید. با آنکه جزئیات اداری و تاریخی این رویداد نیازمند بررسی بیشتر است، آنچه در خاطرهٔ آشنایان او باقی مانده، تصویر مردی است که به مطالعه، تجربه و جستوجوی اندیشههای متفاوت علاقه داشت.
خاطرهای از یک شب در بکرآباد هرات:
حدود پنج دهه پیش، در شبی که در یک ضیافت بزرگ در محلهٔ بکرآباد هرات برگزار شده بود، من نیز در جمع مهمانان و در کنار مولانا غلام رسول حضور داشتم.
در جریان محفل، حاضران از مولانا خواستند تا یکی از افراد را با استفاده از هیپنوتیزم به خواب ببرد. او شخصی را انتخاب کرد و وی را در حالت خواب هیپنوتیزمی قرار داد و سپس بیدار ساخت.
پس از آن، مولانا به من اشاره کرد و گفت که از میان حاضران، همین جوان برای خواب هیپنوتیزمی مناسب است. از من خواسته شد که موافقت کنم، اما من که در آن زمان جوان بودم، نپذیرفتم.
این خاطره هنوز در ذهنم زنده است. آن شب، گذشته از شگفتی حاضران، گوشهای از شخصیت متفاوت مولانا و علاقهٔ او به موضوعاتی را نشان میداد که در آن روزگار برای بسیاری از مردم ناشناخته بود.
از معلمی تا دندانسازی:
مولانا غلام رسول پس از پایان فعالیت آموزشی خود، به دندانسازی روی آورد. این تغییر مسیر، او را بار دیگر به حرفهای پیوند داد که پیش از او در خانوادهاش ریشه داشت.
دکان دندانسازی وی، افزون بر آنکه محل کار و ارائهٔ خدمات به مردم بود، به پاتوقی برای گفتوگو و تبادل اندیشه میان شماری از فرهنگیان، روشنفکران و اهل دانش هرات تبدیل شد. همانگونه که عطاری مرحوم محمدعلی عطار محلی برای دیدار و گفتوگوی اهل فرهنگ بود، محل کار مولانا نیز فضایی برای طرح مباحث فلسفی، تاریخی، اجتماعی و فکری به شمار میرفت.
مولانا به پیروی از پدر، در منزل دوم سرای حاجی عبدالخالق خان نیازی دستگاه دندانسازی خود را برپا کرد. او تا اواسط دههٔ ۱۳۵۰ هجری خورشیدی در کاروانسرای زرد هرات به فعالیت حرفهای ادامه داد.
در سالهای پایانی جمهوری سردار محمد داوود خان، محل کار خود را به جای دیگری انتقال داد؛ مکانی در نبش جادهٔ بهزاد، در جوار عکاسخانهٔ امید. در آنجا نیز به فعالیت دندانسازی ادامه داد و با شمار زیادی از مردم و فرهنگیان در ارتباط بود.
با وقوع کودتای هفتم ثور ۱۳۵۷ و تحولات سیاسی پس از آن، زندگی مولانا نیز وارد مرحلهای دشوار شد. بنا بر روایت موجود، مدتی پس از کودتا از سوی استخبارات حکومت وقت بازداشت گردید و در جریان تصفیههای سیاسی آن دوره، با خطر جدی اعدام روبهرو شد.
این رویداد، نقطهٔ عطفی در زندگی او بود و سرانجام زمینهٔ مهاجرت و تبعید اجباری وی به شهر مشهد ایران را فراهم کرد. پس از مهاجرت، از فعالیت حرفهای در عرصهٔ دندانسازی کناره گرفت و سالهای باقیماندهٔ عمر خود را در محیط خانواده و فضایی آرامتر سپری کرد.
در آن سالها، مطالعه، سرودن شعر، دیدار با دوستان و معاشرت با آشنایان قدیمی، بخش مهمی از زندگی روزمرهٔ او را تشکیل میداد.
دندانسازی در مهاجرت؛ پیوندی میان استاد و شاگرد
دوران مهاجرت بسیاری از دندانسازان هرات به ایران، تنها به جابهجایی محل زندگی آنان محدود نبود؛ این دوره با انتقال تجربهها، شکلگیری روابط حرفهای و آموزش نسلهای تازه نیز همراه بود.
در مشهد، در یک ساعتسازی واقع در چهارراه لشکر، که به یکی از ساعتسازان پیشکسوت هرات تعلق داشت، شماری از فرهنگیان هرات به شمول مولانا در آن ساعت سازی می نشستند و با هم تبادل افکار می کردند. بکی از اقوام ووابستگان مرحوم مولانا همانا شیراحمد وطن دوست بود که در عرصه ء ساخت دندان آموزش دیده بود. شیر احمد بشر دوست، که بعدها در قسمت شمالی پارک پایحصار هرات به همسایگی ما به آپارتمان های حاجی امیر محمد خزانه دار دکان دندانسازی داشت، . او هم شخصیتی بود متواضع واحتماعی وی همچنان به مشهد هجرت نموده بود با تاسف با همسرش یکجا بطور مرموزی درخانه اش کشته شد.
از شاگردان شیر احمد بشر دوست نیز زندهیاد قاضی غلام نبی حکاک، دوست و همصنفی من، بود که بعدها ریاست عمومی ادارهٔ حقوق بشر در هرات را بر عهده داشت. او در کنار ساخت پروتزهای دندانی، در پرکاری دندان نیز مهارت قابل توجهی داشت.
یکی از دندانهای مرا نیز وی پر کرده بود؛ پرکاریای که پانزده سال دوام آورد. روزی که یک دندانپزشک ایرلندی دندانهایم را معاینه میکرد، به همان دندان اشاره کرد و گفت که بهخوبی پر شده است.
در پاسخ برایش گفتم که این کار را یکی از همصنفیهای قاضیام انجام داده بود؛ در روزگاری که برق در دسترس نبود و دستگاه برمه را با نیروی پا به حرکت درمیآوردند.
این خاطره، برای من نمونهای از مهارت و تجربهٔ دندانسازانی است که در شرایط محدود، با ابزارهای ساده و تکیه بر دانش عملی خود، خدمات ارزشمندی به مردم ارائه میکردند.
نشستهای فرهنگی در مشهد:
مولانا غلام رسول در دوران اقامت در مشهد، همچنان با جمعی از فرهنگیان و آشنایان هرات نشست و برخاست داشت. از میان آنان، زندهیاد سخیداد خان سخا، سرمعلم، را به یاد دارم؛ هرچند نام شماری دیگر از حاضران این نشستها از خاطرم رفته است.
در آن سالها، من برای مدتی بهعنوان ترجمان موقت در کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان کار میکردم. این دوره با زمانی همزمان بود که حکومت اسلامی در افغانستان اعلام شده بود و شماری از پناهندگان، با تحویل کارتهای مربوط، در برابر دریافت مبلغی برای بازگشت به کشور آماده میشدند.
من همراه با یکی دو تن از کارکنان دنمارکی و نارویژی آن سازمان، در میان مردم عادی، فرهنگیان و تجار ملی رفتوآمد میکردیم و دیدگاههای آنان را دربارهٔ روند بازگشت جمعآوری مینمودیم.
یکی از محلهایی که برای این دیدارها پیشنهاد کردم، همان ساعت سازی بود که مولانا غلام رسول و شماری از فرهنگیان در آن رفتوآمد داشتند.
یک روز پیش از مراجعه، ساعتساز را از آمدن خود و همکاران سازمان ملل متحد آگاه ساختم. روز بعد، هنگامی که به آنجا رفتیم، مولانا نیز حضور داشت و گفتوگوهایی دربارهٔ وضعیت پناهندگان و موضوع بازگشت به افغانستان صورت گرفت.
این دیدارها برای من اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا بار دیگر فرصت مییافتم با مردی همصحبت شوم که افزون بر مهارت حرفهای، تجربههای فراوانی از تاریخ، سیاست و فرهنگ هرات در سینه داشت.
پایان زندگی مولانا غلام رسول:
سرانجام، زندهیاد مولانا غلام رسول در سال ۱۳۹۰ هجری خورشیدی، در هشتادوششمین سال زندگی، بر اثر عارضهٔ قلبی درگذشت.
از او سه پسر و پنج دختر به یادگار ماند. از میان فرزندانش، داکتر محمدحسن همایون و حسین همایون راه حرفهای خانواده را ادامه دادند و در عرصهٔ طب دندان به فعالیت پرداختند. در نسل بعد نیز داکتر سینا همایونی به این مسیر پیوست.
با درگذشت مولانا، زندگی مردی پایان یافت که در طول عمر خود، نقشهای گوناگونی را تجربه کرده بود: آموزگار، دندانساز، اهل مطالعه، شاعر و همراه فرهنگیان. یاد او برای کسانی که با وی نشست و برخاست داشتند، تنها به حرفهاش محدود نمیشود؛ بلکه با خاطرهٔ گفتوگوها، دیدگاههای متفاوت و پیوندهای فرهنگی نیز همراه است.
داکتر سینا همایونی؛ ادامهٔ راه در عصر دندانپزشکی دیجیتالی:
داکتر سینا همایونی، فرزند داکتر محمدحسن همایون، نوهٔ مولانا غلام رسول و از نوادگان غلام حیدر افغان، از دندانپزشکان شناختهشدهٔ شهر هرات است که در عرصهٔ دندانپزشکی معاصر فعالیت دارد.
بر اساس معلومات ارائهشده، وی افزون بر فعالیتهای درمانی و کلینیکی، در بخش آموزش اکادمیک نیز سهم داشته و بهعنوان عضو کادر علمی و رییس دانشکدهٔ ستوماتولوژی پوهنتون غالب ایفای وظیفه کرده است. او همچنان برای مدتی مسئولیت بخش معالجوی شفاخانهٔ کادری غالب هرات را بر عهده داشت.
داکتر سینا همایونی پس از کنارهگیری از ریاست دانشکده، فعالیتهای تخصصی خود را در کلینیک شخصیاش ادامه داد. او در کنار پدرش، داکتر محمدحسن همایون، مادر و همسرش، داکتر انوشه اوستا، دختر داکتر عبدالسبحان صدیقی، استاد فاکولتهٔ طب پوهنتون هرات، به ارائهٔ خدمات دندانپزشکی میپردازد. بر اساس معلومات موجود، او در کنار کار کلینیکی، فعالیت آموزشی خود را در پوهنتون غالب نیز ادامه میدهد.
کلینیک تخصصی و دیجیتالی دهان و دندان این خانواده، نمونهای از پیوند تجربهٔ نسلهای گذشته با آموزشهای دانشگاهی، تجهیزات پیشرفته و روشهای نوین درمانی است. در این مرکز، خدمات در چارچوب یک مجموعهٔ خانوادگی و تخصصی ارائه میشود؛ مجموعهای که در آن، تجربهٔ پدر و آشنایی نسل جوان با فناوریهای تازه در کنار هم قرار گرفتهاند.
داکتر سینا همایونی دورههای تخصصی مرتبط با دندانپزشکی زیبایی، لمینتهای سرامیکی و ایمپلنتهای دندانی را نیز سپری کرده است. او از جمله کسانی دانسته میشود که در گسترش دندانپزشکی دیجیتالی در حوزهٔ غرب افغانستان سهم داشتهاند.
این مرحله از تاریخ خانواده، نشان میدهد که چگونه حرفهای که در گذشته بیشتر بر تجربهٔ عملی، ابزارهای ابتدایی و مهارتهای فردی استوار بود، امروز به حوزهای علمی و تخصصی تبدیل شده است؛ حوزهای که با دانش دانشگاهی، فناوری دیجیتالی، تجهیزات پیشرفته و روشهای نوین درمانی پیوند دارد.
سخن پایانی؛ پاسداشت پیشکسوتان و میراث حرفهای هرات:
تاریخ یک شهر تنها در کتابهای رسمی، بناهای تاریخی و اسناد دولتی خلاصه نمیشود. بخش مهمی از تاریخ اجتماعی هر جامعه در زندگی مردمانی نهفته است که در حرفههای گوناگون کار کردهاند، دانش خود را به دیگران انتقال دادهاند و در شرایط دشوار، خدمت به مردم را ادامه دادهاند.
غلام حیدر افغان، مولانا غلام رسول و نسلهای بعدی این خاندان، در روایت خانوادگی و خاطرات کسانی که با آنان آشنا بودهاند، نمونهای از چنین پیوندی میان حرفه، فرهنگ و زندگی اجتماعی به شمار میروند.
غلام حیدر خان با تجربهٔ زندگی در سرزمینهای دور، آشنایی با دندانپزشکی و علاقهمندی به مظاهر تمدن جدید، بهعنوان یکی از پیشگامان این حرفه در خاطرهٔ خانواده و مردم هرات باقی مانده است. مولانا غلام رسول نیز با تجربهٔ معلمی، فعالیت در عرصهٔ دندانسازی، مطالعات فلسفی و نشستهای فرهنگی، چهرهای فراتر از یک پیشهور معمولی داشت. نسلهای پس از آنان، با ادامهٔ فعالیت در عرصهٔ طب دندان و ورود به آموزشهای تخصصی و فناوریهای نوین، این میراث را به دورهای تازه انتقال دادهاند.
البته، برای نگارش تاریخ جامع دندانسازی در هرات، بررسی اسناد تاریخی، مدارک آموزشی، آرشیفهای دولتی، عکسهای قدیمی و روایتهای مستقل دیگر نیز ضروری است. چنین پژوهشی میتواند جایگاه هر یک از این شخصیتها را با دقت بیشتری روشن سازد و زمینهٔ ثبت منظم تاریخ طب دندان در افغانستان را فراهم کند.
من این نوشته را بر پایهٔ خاطرات شخصی، گفتوگوهای خود با اعضای خانوادهٔ همایون و معلوماتی که در اختیارم قرار گرفته است، تهیه کردم. امیدوارم این تلاش کوچک بتواند زمینهساز توجه بیشتر به تاریخ پیشهوران، دندانسازان تجربی، دندانپزشکان و خاندانهایی شود که در تحول حرفهای و فرهنگی هرات سهم داشتهاند.
یاد و نام پیشکسوتان، هنگامی بهدرستی زنده میماند که تجربههای آنان ثبت شود، نسل جوان از تلاشهایشان آگاهی یابد و میراث علمی و فرهنگیشان با دقت و امانت به آیندگان انتقال پیدا کند.
قابل تذکر می دانم اینکه احفاد و نوادگان زنده یاد غلام حیدر خان دندانساز که اکثر آنها دندانساز و داکتر با لقب و تخلص های مختلف هم زیاد است چون: نصرالدین ممتاز، غلام محی الدین حیدری، غلام محمد رنجبر، فضل احمد رنجبر ، گل احمد حیدرپور، علی احمد رنجبر متخصص ارتوپیدی، همچنان دکتور شکیلا ممتاز، دکتر اسدالله ممتاز ، دکتور جواد ممتاز ، دکتور مهدی ممتاز، سیروس ممتاز، دکتور فاطمه رنجبر ، دکتور سجاد ابراهیمی ،دکتر علیرضا ابراهیمی ، نسیم احمدی ، جابر احمدی ، علی احمد احمدی می باشند
یاد همهٔ پیشکسوتان دندانسازی و دندانپزشکی هرات گرامی باد.
منابع و مآخذ
زندگینامۀ مرحوم داکتر غلامحیدر خان افغان
الف. اسناد رسمی و مدارک تاریخی
۱. شهادتنامۀ دورۀ ابتدایی مرحوم غلامرسول مولانا. صادره از مراجع تعلیمی قندهار، تاریخ صدور نامشخص. سند رسمی تحصیلی حاوی مشخصات هویتی شاگرد و نام پدر، مورد استناد برای اثبات کاربرد تخلص «افغان» در نام مرحوم داکتر غلامحیدر خان افغان. اصل سند در شهر مشهد، نزد فرزندان ارشد مرحوم غلامرسول مولانا، محفوظ است.
در متن این شهادتنامه، مشخصات هویتی به زبان پشتو چنین ثبت گردیده است:
«غلام رسول خان افغان د غلام حیدر خان افغان زوی و»
این عبارت، که نام فرزند و پدر را با تخلص «افغان» ثبت کرده است، از شواهد مکتوب و رسمی در تأیید کاربرد این تخلص در اسناد هویتی خاندان به شمار میرود.
۲. سند مالکیت ملک مرحوم داکتر غلامحیدر خان افغان در مسکو. روسیه، تاریخ صدور نامشخص. سند ملکی متعلق به نامبرده، مورد استناد در بررسی پیشینۀ مالکیت و اقامت ایشان در شهر مسکو. منبع: اسناد تاریخی خانوادگی.
۳. تذکره و شهادتنامههای تحصیلی مرحوم غلامرسول مولانا. صادره از مراجع رسمی و تعلیمی افغانستان، تاریخ صدور اسناد نامشخص. مدارک هویتی و تحصیلی مورد استناد برای بررسی محل تولد، سوابق تحصیلی و پیشینۀ خانوادگی نامبرده. منبع: اسناد خانوادگی.
ب. منابع تاریخ شفاهی و خاطرات خانوادگی
۴. مولانا، غلامرسول. خاطرات و روایتهای شفاهی از زندگی مرحوم داکتر غلامحیدر خان افغان، پدر ایشان؛ شامل اطلاعات مربوط به پیشینۀ خانوادگی، زندگی شخصی، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و رویدادهای دوران حیات نامبرده. منبع: روایتهای شفاهی منتقلشده در خاندان.
۵. همایون، محمدحسن. خاطرات و روایتهای خانوادگی پیرامون زندگی، فعالیتهای علمی و اجتماعی مرحوم داکتر غلامحیدر خان افغان و تداوم طبابت دندان در نسلهای خانوادگی. منبع: تاریخ شفاهی خاندان.
۶. همایونی، سینا. روایتها و اطلاعات خانوادگی دربارۀ پیشینۀ تاریخی خاندان داکتر غلامحیدر خان افغان، میراث علمی و حرفهای ایشان و استمرار طبابت دندان در نسلهای متوالی. منبع: تاریخ شفاهی خاندان.
ج. منابع منتشرشده و الکترونیکی
۷. غیرت، سخی (انجینر). خاطرات و یادداشتهای تاریخی منتشرشده در صفحۀ فیسبوک ایشان. منبع الکترونیکی؛ تاریخ انتشار و نشانی مستقیم مطلب نیازمند تکمیل است.
د. آرشیف تصاویر و اسناد خانوادگی
.
.
۸. آرشیف خصوصی خاندان داکتر غلامحیدر خان افغان. مجموعۀ عکسهای تاریخی، تصاویر خانوادگی و اسناد مرتبط با زندگی، فعالیتهای اجتماعی و پیشینۀ خانوادگی مرحوم داکتر غلامحیدر خان افغان. منبع: مجموعۀ اسناد و تصاویر محفوظ نزد بازماندگان خاندان.
.
نصرالدین سلجوقی
۲۸ اکتوبر ۲۰۲۶


جناب استاد سلجوقی عزیز ، از مقاله زیبا و ارزنده تان ممنونم ، سعادتمند باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی