۲۴ ساعت

11 اکتبر
۱ دیدگاه

آفرین برنفس دلکش ولطف سخنش (قسمت اول)

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۱۹ میزان ( مهر) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱۱ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————-

آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش 

——————- 

خاطراتی از جناب شادروان استاد محمد علی عطار هروی

.

.

در زندگی هر انسانی ـ هستند کسانی که  حضور شان، مسیر زندگی ،، آدم،، را تغییر می دهد.

برای بنده – استادان از ارزشمند ترین اشخاصی که همواره با محبت از آنها  یاد می کنم.

خاطره من اینست که زمانی نزد استاد مشق می نوشتم.

شاید آن وقت نمی دانستم که کلمات و جمله های استاد، روزی بخاطره ای ارزشمند تبدیل خواهد شد.

استاد با صبر و حوصله ایراد های خطم را می گرفتند و راه درست،، نوشتن،، را برایم نشان می دادند، و می گفتند که قلم باید 

آرامش دل انسان را نشان دهد.

و خوشنویسی فقط تراشیدن قلم ، آماده کردن مرکب و زیبا نوشتن حروف و کلمات نیست؟

.

نمونه های از کار های هنری استاد نجیب الله انوری

.

خوشنویسی یعنی انسان بتواند احساس  صبر، عشق و شخصیت خودرا در یک صفحه به یادگار بگذارد.

استادان خوب ،تنها درس نمی دهند، بلکه در زندگی شاگردان شأن چراغی روشن می کنند که نور آن همیشه تابان است.

هر گاه بنده حقیر ، قلم بدست می گیرم آن آموزش و خاطرات در ذهنم زنده میشود.

امروز اگر چیزی از هنر دارم مدیون اساتیدی هستم که با دل سوزی و مهربانی ـ راه را به من نشان دادند ، شاید که خطم تغییر کرده باشد! 

اما جمله ها و رهنمودهای استاد در ذهنم باقیست و مانا.

از اساتیدی که با علم شان، با هنر شان و با اخلاق و محبت همیشگی شان چیز ی بما یاد دادند فراموش نخواهم کرد ـ نام و

یاد شأن در قلب ما ماندگار است…..

هزار  جهد  بکردم  که  سر   عشق  بپوشم 

نبود  بر   سر  آتش   میسرم   که   نجوشم 

به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت 

که تندرست  ملامت  کند چو من  بخروشم 

سعدی 

 

کلک خیال انگیز غزل غریب غربت در روزگار غریبی و عسرت، آنجا که مرز ها  تازیانه بر پیکر تاریخ و جغرافیا می زنند،مردی از تبار خورشید و خشت های فیروزه ی هریوای باستانی ، آستین همت بالا زد تا در قیام و قنوت قلمش ، خرد ، دانایی و توانایی را تکثیر کند….

با دوست دیرین، نویسنده،شاعر دردمند وهنردوست رفیع اصیل یوسفی که بعد مدت ها موفق شدم درد دل کنم از او در باره 

وضعیت بیماری جسمی، روحی اش سوال  نمودم، گفت:

که عمری دوباره خدا برایش عنایت نموده و عمل پانکراس معده با موفقیت همراه بوده، یاد دفتر ودیوان کانون هنرهای زیبا افتادم 

که چند روز قبل بدانجا رفتم و نبودش را  در کنار تابلو های،، هشت قلم خط،، استاد پیرزاد هروی و دیگر آثار برجسته خوشنویسان و

نقاشان خطاطان و نگار گران هرات که در موسسه خیریه جواد الایمه فراهم آورده بود عمیقأ خالی احساس نمودم.

از او پرسیدم در در غربت بیمارستان کانادا و جراحی بعد جراحی که طی دو سال متواتر داشته است – کسی یا کسانی ازهنرمندان

، هنردوستان هموطن جویای حال و احوالش بوده و دوران سخت درمان و نقاهت را چطوری گذرانده؟

او با طنز گونه ای از سخنان چارلی چاپلین چنین فضای زندگی، بیماری و بود وباش را در محیط مهاجرت و دوری یاران همدل برایم از

پشت امواج صدای نحیفش تعریف کرد که :

« دیوار بیمارستان ها، بیشتر از عبادت گاه ها،دعا شنیده اند، فرود گاه ها بوسه های بیشتری از سالن های عروسی بخود دیده اند،و مرده ها بیشتر از  زنده ها ـ گل دریافت می‌کنند.» و سپس اشاره کرد که این حالت برای دیگر مریضان هم جوارش که ازملیت های مختلف جهان بودند یکسان بوده و هیچ عیادت کننده ای مگر از بستگان خویش نداشته اند.

یادم از مریضی خودم آمد که بیست سال  قبل در بیمارستان امام رضا {ع} مشهد بستری و روزی استاد تابش و جمعی از دوستان

کانون هنرهای زیبا اندیشه و دانش ـ بدیدن من آمدند.

در آن جمع که اصیل مسوولیت تیماری مرا عهده دار بود برای استاد تابش هروی گفت که در حق من دعایی از خدا خواسته باشند!

 

ادامه دارد . . .

 

 

 

 

یک پاسخ به “آفرین برنفس دلکش ولطف سخنش (قسمت اول)”

  1. admin گفت:

    با سپاس از شما جناب استاد انوری عزیز ، روان زنده یاد استاد عطار هروی را شاد وخشنود می طلبم.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما