روح و نَفْس چیست؟
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۱۳ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۴ آگست ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————–
روح و نَفْس چیست؟
بادِ نفس مر سینه را ز اندوه صیقل می زند
گر یک نفس گیرد نفس مر نفس را آید فنا
مولانا جلال الدین « بلخی »
برهان الدین « سعیدی»
روح « حقیقت لاهوتی »: –
روح : علم ، نور و امر خالق حکیم و آفریده است که در کالبد « جان » انسان دمیده « نفخه » شده و در قرآن عظیمالشأن به شکل ذیل:
« الرُّوحُ ، الرُّوحُ الْأَمِینُ، رُوحُ الْقُدُسِ، مِنْ رُوحِی، رُوحًا ، رُوحِنَا و یا الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی » آمده و از جمله « غیوب و اسرار » الله تعالی میباشد که علم آن به کسی داده نشده، مگر اندکی.
باید خاطر نشان ساخت که:
علمای کرام « تفسیر، کلام و تصوف » معتقدند که: « روح » حقیقت عامل حیات و منسوب به امر الله تعالی و « نَفْس » از ابعاد روح بوده که ناظر به حقیقت وجودی و شخصیت انسان است و جوابگو اعمال و کردار نیک و بد آدمی، میباشد. بگونه مثال: امام ابن القیم جوزیه در « کتاب الروح »؛ المسأله العشرون ، چنین بیان کرده که:
« تفاوت میان نفس و روح، تفاوت در صفات و اعتبارات است، نه تفاوت در ذات و حقیقت واحد». یعنی « روح » جنبه آسمانی و حقیقتِ حیات بخش انسان است و « نَفْس » بُعد درونی و حقیقتِ شخصی اوست که در تعامل با کالبد مادی قرار میگیرد.
نَفْس « مرتبه دنیوی »: –
ــ نَفْس در ادبیات:« جان ، ذات ، روح و روان » را گویند. مترادف نَفْس: « سرشت و خویشتن »؛ متضاد نَفْس : « جسم، تن و عقل » و جمع نَفْس: « نَفْس ها » است. همچنان نَفْس در ادبیات عرفانی و فلسفی: « جوهر ، هویت درونی ، مظهر حیات و احساسات درونی » بیان شده و ترکیب های کنایی و اصطلاحا ت نَفْس به شکل ذیل : « هم نَفْس ، خوش نَفْس ، نَفْس گرم ، نَفْس سرد، نَفْس های شمرده شده، تنگ نَفْس ، یک نَفْس ، مُرده نَفْس » مورد استعمال میباشد.
ــ نَفْس درعلم طب « دیدگاه زیستی و تنفسی »: مایه بقای سلول های جسم « دم و باز دم » و فرمانده و روانِ مدبّر بدن است. که هرگونه اختلال در تنفس، جان را به خطر میاندازد و هرگونه آشفتگی در روان، جسم را بیمار میکند. همچنان روان شناسی مشهور « زیگموند فروید »: نَفْس « روان» را به یک ساختار سه لایهای: ضمیر « نهاد »، باطن « فراخود » و خودِ درونی « من »؛ تقسیم کرده که شامل: مجموعه ابعاد درونی، ناخودآگاه و هویت یابی انسان، میباشد.
نَفْس در علم فلسفه: – جوهر مجرد و غیرمادی موجود زنده است که شامل :« منشأ حیات و منبع ادراک » میباشد . چنانچه در مورد ارسطو فیلسوف یونان قدیم در « کتاب النفس ») خویش چنین بیان کرده است: « نَفْس ، کمالِ اول برای یک بدن طبیعیِ سازمان یافته ( آلی ) است که بالقوه دارای حیات میباشد.» و مراتب آن را به : « نَفْس نباتی، نَفْس حیوانی و نَفْس ناطقه » تقسیم کرده است.
ــ نَفْس: جان، هویت، شخصیت و منِ واقعی انسان ، آیینه معرفت، میدان مبارزه درون انسان « مایه درک، شعور، عقل، ثواب و عقاب » است که در قرآن کریم در قالب مشتقات مفرد، جمع و متصل به ضمایر مانند: « نَفْس، أَنْفُس، نُفُوس، نَفْسِی، نَفْسُهُ و…» به کار رفته که عمدتاً به معنی « ذات و شخص انسان، روان و حقیقت درونی انسان، جان و حیات » است که به سه نوع: نَفْس اماره « طغیان گر »، نَفْس لوامه « وجدان بیدار و ملامت گر » و نَفْس مطمئنه « عبادت خالصانه الله تعالی و رسیدن به کمال و آرامش »، میباشد. چنانچه:
ــ شیخ الرئیس ابوعلی سینا « بلخی »: درکتاب الشفاء « بخش طبیعیات ــ فن ششم » بیان کرده که: نَفْس « این همان جوهری است که در انسان، ابتدا در اجزای بدن تو و سپس در کل بدن تو تصرف و تدبیر میکند… و این جوهر در درون تو یکی است و آن، همان تو « هویت واقعی تو» هستی.
ــ مولانا داکتر محمد سعید « سعید افغانی » در کتاب خویش بنام شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری « هروی » در باب نَفْس ، چنین نوشته است: « … نَفْس را از این جهت نفس نامند که نفس زننده به آن آرامش یابد ، و آن را سه درجه دارد: یک: نفسی در حین استتار که مملو از خوردن خشم، و وابسته به علم است. دو: نفسی است در حین تحلی . سه: نفسی مطهر به آب قدس. »
فلهذا؛ به یقین میتوان یاددهانی کرد که:
کلید شناخت الله تعالی؛ در معرفت نَفْس است و هر نفسی در گرو اعمال خویش میباشد! بنابراین:
ــ نَفْس خود را میتوان توام با « توبه و تزکیه » تَخلی « پاکسازی » کرد.
ــ نَفْس خود را میتوان از « هوی و هوس ، لغزش، آلوده گی و معصیت » منزه ساخت و با تقرب جستن به الله تعالی، تَحلی « آراستن» کرد و امراض آن را درمان بخشید.
ــ نَفْس خود را میتوان با کسب انوار معرفت و رحمت الله تعالی؛ به کمال و سعادت ؛ تَجلی « درخشش نور حق » رسانید.
الهی؛ آی آفریدگار و خالق « روح و نَفْس »!
یقین دارم که هر نفسى چشنده مرگ است و به سوی تو؛ بازگردانده میشود. بنابراین، دستان ناتوانم به درگاه مقدس تو بلند است و مخلصانه از تو استدعا مینمایم که:
ــ از هجوم و سوسههای نفسانی و شیطانی « نَفْس اماره » به درگاه حق تو پناه میبرم ! پس؛ مرحمت کن تا انوار هدایت و رهنمائی راه حق و حقیقت تو، تجلی بخش قلبم گردد.
ــ مرحمت کن تا « نَفْس لوّامه » خود را در راه صراط المستقیم توأم با « تقوا و پرهیزگاری » و خاصتاً با « نماز، ذکر، صدقه و اعمال خیر »؛ تقویت و هدایت نمایم.
ــ با لطف خود « استقامت ، صبر و شکیبایی » عنایت کن تا با « توبه، استغفار و اعمال احسن » قلبم را به یاد تو آرامش دهم و با نور معرفت تو؛ به کمال و سعادت « نَفْس مطمئنه » برسم.
امین یا رب العالمین
برهان الدین « سعیدی »
منابع و مآخذ:
ــ سوره ۱۷: الإسراء « بنیاسرائیل »، ایه مبارکه « ۸۵ » : روح از امر الله تعالی است و…
ــ سوره ۱۵: الحجر ، ایه مبارکه « ۲۹ »: الله تعالی آدم را افرید و روح خود را در او دمید.
ــ سوره ۲۳ : المؤمنون ، ایه مبارکه « ۱۰۰» : … بعد از مرگ نگهداری درعالم برزخ تا قیامت.
ــ سوره ۲۹: العنکبوت، ایه مبارکه « ۵۷ »: هر نفسى چشنده مرگ است و به سوی ما برمیگردد.
ــ سوره ۲۱:الأنبیاء،ایه مبارکه« ۴۷»: در مورد ترازوی عدل ومحکمه اعمال خوردو بزرگ نفس.
ــ سوره ۷۴: المدثر ، ایه مبارکه « ۳۸ »: هر نفسی در گرو اعمال خویش است.
ــ سوره ۳۹: الزمر، ایه مبارکه « ۴۲ » : الله تعالی نفسها را در هنگام مرگ میگیرد…
ــ سوره سوره ۲: البقره ، ایه مبارکه « ۲۸۶» : هیچ نفسی به اندارزه توانش تکلیف نمی بیند.
ــ سوره ۹۱: الشمس ، ایات مبارکه « ۷ تا ۱۰»: در مورد نفس که رستگار میشود.
ــ سوره ۳: آل عمران ، ایه مبارکه « ۱۸۵ » : در مورد اینکه نفس چشنده مرگ است.
ــ سوره ۱۲: یوسف ، ایه مبارکه « ۵۳ »: نفس امّاره که پیوسته طغیان گروبه بدی فرمان میدهد.
ــ سوره ۷۵: القیامه ، ایه مبارکه « ۲ »: در مورد نفس لوّامه.
ــ سوره ۸۹: الفجر، ایات مبارکه « ۲۷ تا ۳۰»: در مورد نفس مطمئنه که وارد بهشت میشود.
ــ سوره ۷۹: النازعات، ایات مبارکه « ۴۰ و ۴۱ »: جای نفس پاک از هوی و هوس؛ درجنت است.
ــ سوره ۱۶: النحل ، ایه مبارکه « ۳۲ »: در مورد گرفتن جان مومنان با سلام و بردن به بهشت.
ــ سوره ۶: الأنعام ، ایه مبارکه « ۹۳ »: نَفْس گناهکاران و ستمگران با عذاب خوارکننده است.
ــ کتاب صد میدان: خواجه عبدالله انصاری؛ میدان نود و دوم صفحه « ۳۰ » در مورد نفس.
ــ کتاب شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری هروی : مولف داکتر محمد سعید « سعید افغانی » ، صفحات « ۳۳۰ و ۳۳۱» در مورد باب نفس.
ــ گزیده کیمیای سعادت : امام محمد غزالی ؛ صفحه « ۵۱ تا ۶۵» در مورد معرفت نفس.
ــ کتاب « الروح »، نوشته ابن القیم جوزیه: مسأله بیستم « فرق میان روح و نفس ».
ــ تفسیراحمد: مفسراستاد امین الدین « سعیدی »: جزء « ۱۳، ۱۴ و ۱۵» سوره الاسرا ، ایه ۸۵ صفحه « ۳۷۷ تا ۳۷۹ » درمورد روح .
ــ کتاب: « من و نهاد »: نوشته زیگموند « فروید » کتاب دوم، فصل اول در مورد نفس.
ــ معلومات داکتر مصباح الدین « سعیدی»: در مورد روح و نفس.
ــ فرهنگ زبان فارسی و فرهنگ عمید: صفحه « ۱۱۰۲ » و صفحه « ۹۱۸ »: در مورد نفس

جناب آقای سعیدی عزیز از مطلب عالی و ارزنده تان ممنونم ، سعادتمندو سرافراز باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی