۲۴ ساعت

17 مارس
۴دیدگاه

بیقراری

تاریخ نشر یکشنبه ۱۷ مارچ  ۲۰۱۳ هالند

شفیق احمد ستاک

شفیق احمد ستاک

بیقراری 

شفیق احمد ستاک

تورنتو


***

مگردان زرد آخر، گونهء سرخ اناری را

مکن پائیز غم روز خوش فصل بهاری را

ز روی صلح گر آیی شبی جانا در آغوشم

برون کن از تنت، آن سینه بندِ انتحاری را

فضای فکرِ دینِ پاکِ خود، مسموم مکن دیگر

به سر مگذار دستار و کلاه انفجاری را

به بحرِ نیلگونِ آسمانِ صلح و آرامش

دمی بنگر، شکوهِ بالِ پروازِ قناری را

من و تو سالها یار هم و غمخوار هم بودیم

بیا و تازه کن یکبارِ دیگر، رسمِ یاری را

چو ” اعمی” و “بصیر” هرگز برابر نیست در عالم

رها کن، دامن ِ چرک و سیاهِ کورِ قاری را

به مصرِ زندگی گر ایمن از مکرِ زمان گردی

ز سر بیرون مکن، فکرِ عزیزِ رستگاری را

به اوجِ پاک نفسی همرکابِ خیلِ ایمان شو

مده از کف عنانِ یک چنین، اسب سواری را

” ستاک” اکنون که باز هم ازدیارِ خویشتن دوری

بخوان شعری برایش، کم نما دل بیقراری را 

شفیق احمد ستاک

 

۴ پاسخ به “بیقراری”

  1. admin گفت:

    ستاک گرامی مثل همیشه زیباست. موفق باشید. مهدی بشیر

  2. ولی پوپل گفت:

    حقیقت تلخ روزگار مان را زیبا به نگار ه نشسته اید .
    بیرون کن از تنت آن سینه بند انتحاری را

    بم انتحار ی این میراث شوم جهل و نادانی و بی عدالتی های اجتماعی.

    در امان باشید

  3. قیوم بشیر گفت:

    بسیار زیبا سرودید جناب ستاک عزیز ، مؤفق باشید!

  4. عزیزی گفت:

    زیبا سرودیدستاک صاحب گرامی
    عزیزی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما