جوانان ما؛ بیایید زندگی را با چشم باز شروع کنیم
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۱۰ سنبله ( شهریور) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱ سپتامبر۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————————————
جوانان ما؛ بیایید زندگی را با چشم باز شروع کنیم
**************************************
یک موضوع را سالهاست در میان بعضی از خانوادههای ما میبینم و فکر میکنم وقت آن رسیده که دربارهاش صادقانه صحبت کنیم.
بسیاری از جوانان ما، چه تازه از افغانستان به خارج آمده باشند و چه از کودکی در خارج بزرگ شده باشند، وقتی ازدواج میکنند، گاهی بهجای اینکه زندگی مشترک را با عقل، تفاهم و برنامهریزی آغاز کنند، از همان روز اول زیر بار توقعات سنگین میروند.
گاهی خانوادهٔ عروس چنان توقعاتی از داماد دارند که جوان، هنوز زندگی مشترک خود را شروع نکرده، گرفتار قرض و بدهی میشود. مراسم بزرگ، تالار گران، طلا، لباسهای گرانقیمت، مهمانیهای پرهزینه و هزار خرج دیگر… اما سؤال این است:
بعد از عروسی چه میشود؟ آیا زندگی با عروسی تمام میشود یا تازه از همان روز آغاز میگردد؟ بعضی از زوجها بعد از ازدواج نیز به جای اینکه برای آیندهٔ خود برنامهریزی کنند، مسابقهٔ مصرف را ادامه میدهند: موتر جدید و گرانقیمت، خانهٔ بزرگتر از توان مالی، طلا و زیورات، رستورانتهای گران، سفرهای پرخرج، مهمانیهای پیدرپی و هر ماه یک پارتی برای خویشاوندان و دوستان.
در حالی که شاید پشت این ظاهر زیبا، حساب بانکی خالی و چندین قرض پنهان باشد. گاهی زن کار میکند و درآمد خود را برای خودش نگه میدارد؛ شوهر هم باید تمام مصارف خانه، موتر، کرایه یا قسط خانه، طلا، رستورانت، مهمانی و خواستههای دیگر را بپردازد. البته این سخن به معنی آن نیست که زن نباید پول خودش را داشته باشد. زن و مرد هر دو حق دارند استقلال مالی داشته باشند. اما در یک زندگی سالم، باید دربارهٔ درآمد، هزینه، پسانداز و آینده با هم تفاهم و مسئولیت مشترک داشته باشند.
زندگی مشترک یعنی من و تو؛ نه اینکه یکی فقط مصرفکننده باشد و دیگری همیشه پرداختکننده. جوان عزیز! قبل از اینکه ازدواج کنی، فقط به زیبایی، لباس، عروسی و مهمانی فکر نکن. ببین کسی که میخواهی با او زندگی کنی، دربارهٔ پول چه فکری دارد؟ آیا اهل قناعت است؟ آیا کار و زحمت را ارزش میداند؟ آیا میتواند برای آینده پسانداز کند؟ آیا حاضر است در روزهای سخت در کنار تو بایستد؟ آیا میداند که زندگی در خارج از کشور با عکسهای اینستاگرام و فیسبوک فرق دارد؟ آیا میفهمد که خانه با قرضهای سنگین آباد نمیشود؟ و مهمتر از همه:
آیا هر دوی شما یک هدف مشترک برای آینده دارید؟ اگر درآمد ماهانهٔ شما محدود است، لازم نیست به خاطر حرف مردم موتر گران بخرید. اگر توان خرید طلای زیاد ندارید، لازم نیست خودتان را زیر قرض ببرید. اگر توان مهمانی بزرگ ندارید، لازم نیست برای نشان دادن آبرو قرض کنید. آبرو با قرض خریداری نمیشود. بعضیها برای یک شب عروسی دهها هزار دالر خرج میکنند، اما چند سال بعد هنوز قسط همان عروسی را میپردازند. بعضیها برای اینکه از اقوام و دوستان عقب نمانند، امروز را با پول فردای خود میسازند؛ در حالی که فردا، فرزندانشان باید تاوان تصمیمهای امروز را بدهند.
به خانوادهها هم یک حرف: پدر و مادر عروس و داماد باید بدانند که ازدواج فرزندانشان میدان رقابت نیست. داماد را با توقعات غیرمنطقی زیر قرض نبرید. دختر خود را به خانهٔ کسی نفرستید که مجبور باشد برای برآوردن توقعات خانوادهٔ شما سالها بدهکار باشد. به دختر و پسر خود یاد بدهید که زندگی را بسازند، نه اینکه زندگی را نمایش بدهند. اگر داماد توان خرید یک موتر معمولی را دارد، همان کافی است. اگر توان خرید یک خانهٔ متوسط را دارد، همان خانه میتواند محل آرامش باشد. اگر توان مهمانی ساده را دارد، همان مهمانی با محبت هزار بار بهتر از مهمانی باشکوهی است که پشت آن قرض و اضطراب باشد. زن و شوهر، هر دو مسئول آیندهاند زن نباید شوهر را دستگاه پولسازی بداند.
شوهر هم نباید زن را فقط مصرفکننده تصور کند. هر دو باید بنشینند و بگویند: درآمد ما چقدر است؟ خرج ضروری ما چقدر است؟ چه مقدار باید پسانداز کنیم؟ برای خانه چقدر کنار بگذاریم؟ برای تحصیل اولادها چه کنیم؟ برای بازنشستگی چه برنامهای داریم؟ اگر یک روز یکی از ما کار خود را از دست داد، چه میکنیم؟ اینها سؤالهای واقعی زندگی است. نه اینکه این ماه کجا رستورانت برویم و ماه آینده برای چه کسانی مهمانی بدهیم! جوانان ما، یک لحظه فکر کنید؛ زندگی مسابقه نیست. قرار نیست به خاطر اینکه فلان فامیل موتر جدید خریده، شما هم بخرید. قرار نیست چون فلان خانواده هر ماه مهمانی میدهد، شما هم بدهید. قرار نیست چون کسی خانهٔ بزرگ دارد، شما هم با قرض خانهٔ بزرگ بگیرید. قرار نیست برای رضایت مردم، آرامش خود و خانوادهتان را قربانی کنید. مردم چند روز دربارهٔ موتر و لباس و عروسی شما صحبت میکنند؛ اما قسط و قرضش را شما سالها پرداخت میکنید. پول خود را صرف چیزهایی کنید که آینده میسازند: -خانه و امنیت مالی -تحصیل اولادها -پسانداز و سرمایهگذاری -وسیلهای که متناسب با توان مالی باشد -آرامش خانواده -رشد فکری و حرفهای -ساختن آینده به جای اینکه به مردم نشان بدهیم چه داریم، تلاش کنیم واقعاً چیزی برای آینده داشته باشیم. و یک حرف آخر: ما اگر میخواهیم نسل آیندهٔ ما موفقتر باشد، باید فرهنگ خود را از چه میگویند مردم ، به چه چیزی به نفع خانوادهٔ ماست، تغییر بدهیم.
عروسی یک شب است؛ اما زندگی مشترک دهها سال ادامه دارد. مهمانی یک شب است؛ اما قرض ممکن است سالها بماند. موتر نو زیباست؛ اما آرامش مالی زیباتر است. طلا خوب است؛ اما امنیت آینده ارزشمندتر است. خانهٔ بزرگ خوب است؛ اما خانهای که با آرامش و بدون فشار مالی در آن زندگی کنید، بهتر است. جوانان عزیز، زندگی خود را برای نمایش به مردم نسازید؛ برای آرامش خود، همسر خود و آیندهٔ اولادهای خود بسازید. وقت آن رسیده است که از چشم و همچشمی، مصرف بیجا و توقعات غیرمنطقی فاصله بگیریم. زندگی موفق آن زندگی نیست که دیگران به آن حسرت بخورند؛ زندگی موفق آن است که خودت در آن آرامش داشته باشی و فردایت از امروزت بهتر باشد.
با احترام
ولی شاه عالمی
