۲۴ ساعت

07 نوامبر
۱ دیدگاه

هفت اقلیم قلم در دستان حجت خط 

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۱۶ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  -۷ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

هفت اقلیم قلم در دستان حجت خط 

==================
گویند تاریخ ـ تلفیقی شگفت انگیز از شمشیر وقلمست، گویا همه چیز بعد از فروکش نمودن چکاچکها ی دشنه ها و شمشیر هاـ با بیرون آمدن قلم ها از نیام ها آغاز می‌شود!
آنجا که ،، نی ،، آواز دل می شود ـ کتابت عشق با جوهر جان رنگ جاودانگی بخود می گیرد.
مشق قلم در هیاهوی زمین و زمانه ما در واقع خط خاطره هاست و کرشمه دایره ها…
سماع قلم غلغله غزل است و اصالت ،،نگار گری ـ تذهیب،،معرفت وفضیلت در حلقه زلف خط یار !
مشق عشق بر چهره کاغذ، رقص سیاه و سپید رنجست بر گنجی بوسعت،، ن والقلم و ما یسطرون،،
خلوت نشینان دایره و رنگـ ـ بوسه بر حریر ورق و دفتر نهند و جوینده ی مفاخر باشند تا انیس خط را به آغوش گیرند.
سی ویکم اکتبر ۲۰۲۶ گفتگوی به یاد ماندنی داشتم تلفنی با جناب محترم سید محسن حسینی،، حجت،، که بعد گذشت چهل سال صدای شانرا از « پطرزبورگ » پنسلوانیا در آمریکا شنیدم.
صحبت با یک هنرمند – یک همکلامی معمولی نیست بخصوص که آن هنر آفرین، معرفت اندیش باشد و اصالتگرا و تحول آفرین.
حسینی حجت از زاویه دیگر، تاریخ زنده و پویای هنر خوشنویسی معاصر افغانستان وجهان اسلام و حوزه تمدنی کابلستان است.
کسی که بر هفت قلم خط یا خطوط سبعه با شوق و ممارست مسلط است و زنجیره پیوسته،، خط مسلسل،، و ابهت شاهانه،، طغرا،، و عروس مشرقی،، نستعلیق،، را با روحیه صوفیانه اش آینه داری می کند.
هفت اقلیم قلم خط در دستان حجت خط، زنجیره ای از نور شده است بر جریده سال نامه کانون هنرهای زیبا، اندیشه و دانش که
،، مهر آیین،، گونه ۲۵سال گذشته سیمای صفحاتش حدیث دل دادگی بود و سر زندگی!
.
.
با حجت قلم در کانون اولیه هنر کده،، کهزاد،، که بنام استاد علی احمد کهزاد  نام گذاری نموده بودیم در دفتر مرکزی یکی از احزاب سیاسی واجتماعی در مشهد رضوی آشنا شدم اوایل  سال ۱۳۶۴خورشیدی یا ۱۹۸۵ میلادی بود که اولین تقویم بزرگ ـ هشت برگی سال بعدی را با خطوط خوشنویسی ثلث و نسخ استاد امین الله پیرزاد هروی و ومحترم سید محسن حسینی،، حجت،، زیر  نظر مرحوم معلم حبیب الله حیدری  در کتاب خانه  کانون  تهیه و بزیور چاپ آراستیم با تصاویر انبوهی از شهدا و پیشگامان رزم و جهاد میهنی علیه ایلغارهای ارتش سرخ شوروی که در هرات و حوزه جنوب/ و غرب کشور به مقام رفیع و عظمای شهادت نایل آمده بودند. مزین با آیات قرآنی و احادیث دینی بضمیمه تصویر های از جبهات جهاد ونبرد میهنی و در ادامه برپایی چندین نمایشگاه ( فریاد افغانستان)شامل کتاب، اسلاید، پوستر، عکس ، و نقاشی از انقلاب مردم افغانستان که دوست هنرمندم،، فریدون وارسته،، بیشترین بخش های هنر تجسمی و خوشنویسی را با الهام  از کلک خیال انگیز یوسف کهزاد و استاد احمد علی کهزاد چنین می اراست:
ما آن شقایقیم که باداغ زاده ایم..
و ده سال بعد یعنی از سال ۱۳۷۵ شمسی ـ مهر آیین چون خورشیدی معرفت افزا از خطوط گوناگون اساتید هنر خوشنویسی و
بخصوص شاگردان شأن در مقاطع سنی اغلب پایین و نو آموز ـ نور افشانی را آغاز کرد،،،،،
در واقع نتیجه و خروجی کانون هنرهای زیبا، کتاب،، رنگ و رنج،، بود و تلاوت نی و ،، هشت قلم هنر خط،، و تجلی‌گاه هنر خط،
در عوالم غربت، هجرت و آوارگی وبی پناهی! گویی غبار چهل سال آشنایی ومعرفت ودوستی با حسینی حجت و سید خلیل
حیدر زاده هروی خطاط هفت قلمی دیگر دیار ما از پیش چشمم فرو افتاده باشد با پیوستن مرحوم استاد امین الله پیرزاد هروی
در جمع هنرمندان مرکز آفرینش های هنری آستان قدس رضوی با سرپرستی استاد محمد علی عطار هروی – آقایان سید خلیل حسینی حیدر زاده و سید محسن حسینی حجت در واقع پازل اضلاع بعدی مرکز یاد شده را مکمل نمودند که جناب حجت خطوط اسلامی و قرآنی را در همین دوران و زیر نظر اساتید فوق الذکر با جدیت پیگیری و فرا گرفت. ایشان با ذکر بیت شعری نادر و زیبا  و پارادوکس گونه از ،، ابدال اصفهانی ،، آن دوران چنین جلوه و جلا می بخشند؛
دوش آمد  ناصحی سوی  ملامت  خانه ام
گفت عاقل می شوی،گفتم مگر دیوانه ام
حسینی حجت، قلمش که به هرات می رسد، جوهرش جان می گیرد و ماندگار ی هنرش را نوید می دهد چون آشنایی نزدیک باید
شناخت بیاورد و ره‌آورد غلبه قلم بر شمشیر را سرعت بخشد زیرا از  قدیم گفته اند که در پیشگاه قلم، قامت شمشیر خم است.
.
.
نگاهی به زندگی نامه و کار نامه :
سید محسن حسینی،،حجت،، متولد سال ۱۳۱۹ خورشیدی در ناحیه اول کابل،، باغ قاضی،،
است، او فرزند و نور چشم،، سید یعقوب شاه موسوی،، از سادات برجسته ومحبوب کابل که در هنر خطاطی دستی توانمند داشت می باشد.
سید محسن تحصیلات مقدماتی خود را نزد پدرش فرا گرفت و در ادامه وارد مکتب ابتدائی،، عاشقان و عارفان،،کابل شد و سپس وارد،، لیسه نجات،، گشت.
او پس از ختم بکلوریا مدت چهار سال لسان انگلیسی را در مرکز لسان کابل آموزش دید،
وهمزمان در  اداره وضعیت،، منجمنت،، حسابداری و اداری مقرر گردید.
در ابتدای تقرر به ماموریت در وزارت مالیه،، دارایی،، افغانستان گماشته شد و سپس در ،، شرکت نساجی افغان،، بکار مشغول شد، حسینی حجت در اواخر دوره شغلی خود بحیث آمر محاسبات ریاست فروش نساجی افغان مدت ۲۴ سال تمام خدمتگزاری نمود.
او که تحصیلات عالی خود را در رشته هنر، ادبیات و علوم اجتماعی به پایان رساند به هنر خوشنویسی علاقه مند ودر مطالعه تاریخ
و پژوهش های بین الاقوامی و بین المللی تاریخ جهان معاصر مطالعه و تحقیق نموده ماحصل آن تهیه یک مجموعه تاریخی از
جریانات سیاسی و اجتماعی و فکری از سال  ۱۳۳۵ شمسی تا ۱۳۹۰ش بمدت ۵۵ سالست کتابی که از ایشان در کابل ودر همین راستا در ۲ جلد منتشر شده است .
.
.
[ افغانستان از بحران دیمو کراسی وباز بحران] نام دارد که مجموعه ی خواندنی از تاریخ وفرهنگ وذهنیت معاصر مردمان ماست.
حسینی حجت، دستی نیز در عرفان و تفسیر قرآن دارد . او کتابی با عنوان  « اسما الحسنی » فراهم ساخته که منتشر  نشده است .
همچنین او آثاری در خطوط ثلث، نسخ، نستعلیق ، مسلسل، شکسته نستعلیق و طغرا نگاشته که امیدوارم روزی این مجموعه 
پیرامون خط خاطره انگیز،، طغرا،، که بیشتر  مورد پسند ایشان و تفنن سایر خوشنویسان  است سوال نمودم که اینگونه پاسخ شنیدم:
[طغرا یک گره هندسی متقاطع ـ خطی خاص، پیچیده و تنوع آمیز است و نوعی امضا که قبلاً شاهان و امیران و سلاطین روی فرامین، تعهدات و مکتوبات رسمی دربار ها می نهادند.]
.
.
در این مورد خوبست یادی بشود از سکه های  پنج افغانگی دوران سلطنت محمد ظاهر شاه پادشاه مخلوع و فقید افغانستان که در یک روی سکه تصویر ظاهر شاه و در طرف دیگر آن جمله ( المتوکل محمد ظاهر شاه) نقش بسته بود.
این شیوه تقریباً معمول درباری وشخصی را که با کرشمه دایره ها و ابهت شاهانه همراست در دستان حجت خط جلوه و جلای دگر بخود می گیرد که نمونه های  خط طغرا اورا با موضوعات و مفاهیم محوری وکلیدی / دینی درین جا مشاهده خواهید نمود!
گر چه غم هنر خوردن، دلهره آور است و غم  نان را افزون می کند ـ اما حسینی حجت  با تکیه به عرفان اسلامی پای خطوط،سته،
و شش گانه بیش از شش دهه است که  سرو قامت ایستاده است.
این فراز با شکوه هنری، پرواز به گذشته ها نیست بلکه تلنگریست بر بازوی نسلها وعصر ها ـ تا در فردا ها ی پیش رو، پاره های پراکنده هویت خودرا به عاطفه و حافظه تاریخ بسپارند و از مسخ تاریخ وفرهنگ برهند.
واقعیت روشنگری و آگاهی، رمز خوشبختی و سعادت انسان هاست و مارا از غرق شدن در باتلاق سود،سرمایه و منفعت بر حذر و
حامی است، این سطور تجلیل از جان مشتاقیست که الفبای دانش، عقلانیت و اندیشه و هنر را با نان و سواد در آمیخت و بخورد هموطنان دردمند خود رسانید.
بعد از رحلت استاد حاج امین الله پیرزاد هروی بخشی از سرپرستی کانون هنرهای زیبا،اندیشه و دانش در کابل بدوش ایشان 
قرار داشت در روزگاری که طوفان تفنگ ها وتوپ ها خفته بودند و قلمها بیدار,,,,,, برای من و بسیاری از دوستان در کانون هنرهای زیبا اندیشان افغانستان ـ سیمای  حسینی حجت و کارنامه او مانند پیرزاد هروی و دیگر رهروان و شاگردان اوست.
انسانی حلیم،متواضع، دلسوز و وفا دار  ومطیع سنت ها و دستاوردهای گذشتگان!
هنر مند بمان ـ
که ماندن در دلها 
نی با نان است، نی با نام 
با مهر است و خلوص و گذشت 
در این سفره کوتاه خاکی 
نه مالکیم نه ماندگار 
بلکه مهمانیم و میزبان…..
با هر کمال  اندکی  آشفتگی  خوش است 
هر چند عقل کل شده ای بی جنون مباش 
 «بیدل»
رفیع اصیل یوسفی
.
۱۴ عقرب / آبان ۱۴۰۵