شهریارِ این زمانم
هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ ۳۰ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۲۰ می ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————–
شهریارِ این زمانم
آسمانِ صاف و بی ابرم چراغانیستم
مرد میدان نام دارم کابلستانیستم
صورتِ زیبای دارم باطنِ خیلی قشنگ
زاده ای افغانستانم چون خراسانیستم
در دلم عشق و محبّت در سرم صدق و صفا
مثل قلبِ شمس تبریزی چراغانیستم
روز و شب در سینه ام نظمِ خوشِ پر می زند
همچو مولانای بلخی در فراوانیستم
شاهنامه در دو دستم فال حافظ در بغل
چون رفیق و دوست فردوسیِ ایرانیستم
از کلامم عطر می بارد سراسر بوی خوش
میوه های باغ جنّت شعر جانانیستم
چار فصلم کوک گردیدهست روی موج عشق
سبز سبزم، عطر بارانم ، بهارانیستم
مثنوی دارم ، دوبیتی با رباعی با غزل
سفره ای رنگین یک پر جوش مهمانیستم
خاص فرهنگِ خودم را پاسداری می کنم
عشق خوش در سینه دارم تاجکستانیستم
بوستانِ سعدیم من شور و شوق عشقری
شهریارِ این زمانم گرم و بارانیستم
گاه گاهی گرم و نرمم، گاه گاهی بیشتر…
از هوای سرد پاییزی زمستانیستم
دوستی در شعر من هر لحظه جاری می شود
گرچه خاموشم، ولی سرسخت توفانیستم
شعر من بالای شمشیر تو غالب می شود
چونکه من رود روانم، بحر طغیانیستم
جا به جایی پرتگاهی تازه قایم کرده ام
ملّتِ بی بند و بارم رو به رویرانیستم
دوستان تنها غزل می ماند از من بعد از این
محو می گردم چو این دنیای دون، فانیستم….
#محرابی_صافی
























