۲۴ ساعت

09 ژوئن
۱ دیدگاه

تمنای وصال

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۱۹ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۹ جون ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————-

تمنای وصال

 دلم با توست، اما تو چه بی‌مهری، نمی‌دانم

 چرا هردم در این گلخانه  دلگیری؟ نمی‌دانم

 به بیداری نه‌ای با من، ولی در خواب من هر شب

 از این پیوند ما  داری  چه تعبیری؟نمی‌دانم

 من امشب تا سحر  دارم  تمنای وصالت را

 تو هم آیا ز من صد بوسه می‌گیری؟نمی‌دانم

 ز    من   دیدی   به هر  دم   صد  گُداز  ، آیا

 میان آتش عشقت چه تصویری؟نمی‌دانم

 جوانی در بساطم موج‌های مست و بی‌باک‌اند

 من اصلاً حرف‌های کهنه و پیری نمی‌دانم

 لبت را بر لبم بگذار ، از غم‌  ها  جدایم کن

 تو از این داغیِ عشقم چه پنداری؟نمی‌دانم

 به آغوش  تو  بسپارم   گل‌  اندام داغم را

 تو بر این صحنه‌ها داری چه تدبیری؟نمی‌دانم

میان وصلت ما، بوسه‌ها را مال خود خواهم

 تو هم آیا که می‌خواهی مقادیری؟نمی‌دانم

بیا تا شعله‌افشانیِ تنورِ عشق را امشب…

 نیایی، در خودم بند است و زنجیری نمی‌دانم

هما_باوری جرمنی

۱ دسامبر ۲۰۲۴ 

 

 

یک پاسخ به “تمنای وصال”

  1. admin گفت:

    زیبا سرودید بانو باوری گرامی ، قلم تان همیشه رنگین باد.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما