۲۴ ساعت

28 جولای
۳دیدگاه

گفتگویی با محترمه بانو هما طرزی شاعر، نقاش و دیزاینر لباس و جواهرات

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه 6 اسد  ( مرداد ) 1404  خورشیدی – 28 جولای  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

 

در ادامهِ گفتگو ها با همکاران قلمی سایت 24 ساعت

اینک صحبتی داریم  با شاعر  ، نقاش و دیزاینر ورزیده 

کشور محترمه بانو  هما طرزی که حضور

خواننده گان محترم پیشکش میگردد.

 سؤال :

بانو طرزی گرامی با سپاس و امتنان از همکاری های قلمی شما میخواهم در نخست خود را برای خوانندگان محترم سایت 24 ساعت معرفی کنید و همچنین بفرمایید صاحب چند فرزند میباشید ؟

 

 جواب :

در هفتم جنوری ۱۹۵۱ در شهر کابل چشم به جهان گشودم و بعد از پایان دوره دانشگاهی در دانشگاه کابل و اخذ لیسانس در رشته علوم تربیتی و زبان انگلیسی، جهت ادامه تحصیلات و اخذ دکترای ادبیات فارسی‌ در دانشگاه تهران به تحصیل پرداختم ، ولی به علت وقوع انقلاب اسلامی در ایران تحصیلاتم نا تمام مانده و با ورود آقای خمینی به ایران در فبروری 1979 مجبور به ترک آن کشور گردیده و به کشور آمریکا کوچ نمودم ، زیرا به وجود آمدن رژیم  کمونیستی در کشورم مانع رفتنم به زادگاه ام افغانستان گردید.

من فقط یک پسر دارم .

 

 سؤال :

لطف بفرمایید در مورد کار و فعالیت های قبلی تان در افغانستان قدری روشنی بیاندازید و همچنین بفرمایید در حال حاضر مصروف چه فعالیت ها می باشید؟

 

 جواب :

از آوان جوانی شعر می‌ سرودم که اشعارم  بین سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۵ به طور مرتب در نشریات معتبر افغانستان چون :

مجله پشتون ژغ )صدای افغان ، ( مجله میرمن )بانو ، ( مجله ژوندن )زندگی‌‌ ، ( مجله اردو )ارتش  و ( روزنامه پر تیراژ کاروان ) بطور مرتب به چاپ رسیده است .

همچنان همزمان آثارم در مجلات معتبر ایران ، سخن ، یغما و اطلاعات  هفتگی به چاپ میرسید .

شعر مرگ مادر در سال ۱۹۷۰ برنده جایزه اول ادبی در دانشگاه کابل گردید که تا کنون بار ها به چاپ رسیده است .

همچنان بعنوان نخستین کاندید دختر شایسته در افغانستان برگزیده شده بودم و نخستین مدل تبلیغاتی در کشورم نیز بودم.

بعد از آمدن به امریکا:

مدت 13 سال طراحی لباس و خیاطی نمودم.

ازسال ۱۹۹۲ تا سال ۱۹۹۹ درشرکت Bergdorf Goodman  به عنوان مدیرتغییر  و دگرش  لباس و طراحی جواهرات عروس ایفای وظیفه نمودم. ازسال ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۰۸ در شرکت طراح  معروف ایتالیایی  Giorgio Armani به عنوان رئیس تغییر  و دگرش  لباس  در سرتاسر امریکا  مشغول کار بودم . از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ درشرکت Lord & Taylor   به عنوان رئیس  تغییر و  دگرش لباس سرتاسر امریکا  به وظیفه ام ادامه دادم . از سال ۲۰۱۵ تا  ۲۰۱۸ در کمپانی Bloomingdales به  عنوان رئیس خدمات مشتریان ایفای وظیفه نمودم. از سال ۲۰۱۸ تا  ۲۰۲۰ در کمپانی Brooks Brothers  به عنوان رئیس تغییر و دگرش لباس در سراسر آمریکا ایفای وظیفه نمودم.

اکنون در کمپنی ALT به حیث ریس انکشاف و توسعه استعداد ها و مشاور مدیر کل  کمپنی مشغول کار استم.

 

 سؤال :

علت ترک وطن و پیوستن به خیل مهاجرین چه بوده و در کدام سال ناگزیر به ترک وطن شدید و در حال حاضر در کدام کشور زندگی می کنید؟

 

 جواب :

من جهت ادامه تحصیل در سال 1974 ترک وطن نمودم و به ایران رفتم که با کمال تاسف نتوانستم دوباره برگردم. و در سال 1979 با انقلاب اسلامی ایران به امریکا در شهر نیویورک آمدم و تا حال زندگی میکنم.

 

 سؤال :

در مورد سرودن شعر میخواهم بدانم که از کدام سال به سرودن آغاز نمودید و در کدام قالب های شعری می سرایید؟

 

 جواب :

 از سنین 10 و یا 11 سالگی شعر می سرودم ولی جدی نمی گرفتم  ،تا اینکه در 18 سالگی بعد از مرگ ناگهانی مادرم اشعارم بچاپ رسید و شکل جدی گرفت. بیشتر در قالب شعر سپید و گاهگاهی نیمایی می سرایم .و باور برین است که نخستین بانوی سپید سرا و نیمایی سرا در افغانستانم.

البته دو کتاب هم در غزل دارم.

 

 سؤال :

اطلاع یافتم که تاحال بیشتر از ده اثر از شما به زینت چاپ آراسته شده ، اگر لطف نموده نام بگیرید و بفرمایید اگر خوانندگان عزیز ما از چه طریقی میتوانند آنها را بدست بیاورند؟

 

 جواب :

– میلاد نسترن‌ها

ـ زمزمه‌های نیایش

ـ کوچ پرنده‌گان

ـ نوید سحری

ـ شکوه برف‌ها

ـ بهار در پاییز

افزون بر این گزینه‌هایی:

ـ واژه‌های آبی

ـ برگ‌های خشکیده

ـ عشق های ماندنی

– رقص شگوفه ها

– سه پنجره

-و من عشق را زیستم

به‌گونه دیجیتالی نشر شده‌اند.

 

همچنان 4 آلبوم نقاشی و 4 آلبوم دیزاین لباس و یک آلبوم دیزاین جواهرات  درسال 2024 به چاپ رسیده.

 

 سؤال :

آیا به جز از سرودن شعر درکار های فرهنگی و اجتماعی دیگر در شهر محل سکونت تان فعالیت دارید یا خیر؟

 

 جواب :

خیر ، چون کارم تمام وقتم را در بر می گیرد.

 

 سؤال :

شعر را چگونه تعریف میکنید و به نظر شما شاعر خوب کیست و از چه خصوصیاتی میتواند برخوردار باشید؟

 

 جواب :

شعر از دید من بیان احساس به شیوه هنری و ویژه که زیبایی کلام را همراه بوده و بیان احساس یا فریاد دل را گوارا تر و دلپذیر تر می کند. البته در قدیم فقط به کلام موزون شعر گفته می شد که من به آن معتقد نیستم. برای من پیامی که شعر با خود همراه دارد از اهمیت بیشتری برخوردار است تا فورم و شکل آن.

 

 سؤال :

اشعار کدام شاعران را بیشتر می پسندید؟

 

 جواب :

از شاعران کلاسیک مولانا،  حافظ،  طاهره قدرت العین، مهستی گنجوی،  خواجه عبد الله انصاری، و شیخ بهایی را دوست دارم و از شاعران معاصر فروغ فرخزاد، سهراب سپهری،  لطیف ناظمی، حمیرا نگهت دستگیر زاده، یوسف کهزاد، و بعضی از سروده های پرتو نادری.

 سؤال :

نظر تان در مورد سایت 24 ساعت چیست و از کدام سال به همکاری آغاز نمودید:

 

 جواب :

سایت 24 ساعت به دلیل نداشتن تعصب و بیطرفانه بودنش،  بدون در نظر داشت قوم و زبان و نسل و نژاد و همچنان زنده نگهداشتن میراث فرهنگی واقعی کشور غم دیده ونگون بخت ما برایم بسیار با ارزش است. این تنها سایتی است که فریاد  حقیقی ما را با چشم ها آشنا می سازد. بیشتر از دوسال می شود که با این سایت پر محتوا همکاری دارم.

 

 سؤال :

برای جوانان هموطن ما که در دیار غربت زندگی می کنند چه توصیه ها ی دارید؟

 

 جواب :

امیدوارم جوانان ما میراث دار واقعی ما باشند و نگذارند تا  بدی های کنونی محیط جدید  در آنها تاثیر گذار شود. باید بکوشند و با زحمات خلل ناپذیر به دنیا ثابت سازند که ما مردمان با فرهنگ و میراث دار انسانیت هستیم نه زاده  سرزمین وحشت و دروغ و ریا و ظلمت!

 

 سؤال :

در پایان اگر پیام و یا مطلبی است که نپرسیده باشم لطف نموده بیان کنید.

 

 جواب :

تنها پیام من به شما و دست اندر کاران سایت پر محتوا و مثبت 24 ساعت ، ادامه این راه پر محتوا و مفیدیست که آغاز نموده اید واز بارگاه ایزدی ، موفقیت های بی پا یان را برایتان آرزو مندم. همیشه شاد و سلامت و موفق باشید!

 

بشیر هروی :

خانم طرزی گرانقدر از اینکه به سؤالاتم پاسخ دادید از لطف  شما تشکر و قدردانی نموده ، سعادتمندی و طول عمر با برکت برایتان تمنا دارم.

 

 

 

 

 

23 جولای
۳دیدگاه

دوست دارم

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه 1 اسد  ( مرداد ) 1404  خورشیدی -23 جولای  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

دوست دارم

دوست دارم

هر روز با تو خدا حافظی کنم

چون بهانه ای است برای بوسیدنت

 

و دوست دارم

هر روز با تو قهر کنم

چون بهانه ای است برای آشتی کردنت

 

و دوست دارم

هر روز از هوش روم

چون بهانه ای است برای به آغوش کشیدنت

 

و دوست دارم

هر روز از نو عاشقت گردم

چون بهانه ای است برای سرودنت

 

و دوست دارم

هر روز تکرارت کنم

چون بهانه ای است برای به حافظه سپردنت

هما طرزی

نیویورک 11 جنوری 2024

هر روز با تو خدا حافظی کنم

چون بهانه ای است برای بوسیدنت

 

و دوست دارم

هر روز با تو قهر کنم

چون بهانه ای است برای آشتی کردنت

 

و دوست دارم

هر روز از هوش روم

چون بهانه ای است برای به آغوش کشیدنت

 

و دوست دارم

هر روز از نو عاشقت گردم

چون بهانه ای است برای سرودنت

 

و دوست دارم

هر روز تکرارت کنم

چون بهانه ای است برای به حافظه سپردنت

هما طرزی

نیویورک

11 جنوری 2024

 

15 جولای
۳دیدگاه

شهر آفتاب

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  24 سرطان  ( تیر ) 1404  خورشیدی – 15 جولای  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

شهر آفتاب

           به همسرم

تو از شهر آفتاب می آیی

و من در ابر های عشق

هنوز دیدنت را زمزمه می کنم

و اشک هایم به پیشوازت می خندند

 وقتی به من میرسی

در آغوشت یک بغل نور بیاور

و یک سبد صمیمیت

تا خانه ای سرد  تنهایی ام

دوباره نورانی شود

و بدنت را با چشم باز لمس کنم

ودوباره به حافظه ام بسپارم

هما طرزی

نیویورک

11 جنوری 2024

 

10 جولای
۱ دیدگاه

شعر هایم

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه 19 سرطان  ( تیر ) 1404  خورشیدی – 10 جولای  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

شعر هایم

 

شعر هایم چون غنچه های نیمه باز

بر درخت تنت

می در خشند پر نیاز

وو قتی راه میروی

ستاره بارانت می کنند

و وقتی می خوابی

انگار نور ماه در تو تابیده

 

اما در باغی که درخت تنت نفس می کشد

درختان را به قتل گاه می برند

و در بازار ممنوعه ها

تیر بارانش می کنند

 

به من بگو عزیز!

غنچه هایم را کجا برم؟

و به کی بسپارم؟

تا دست غریب به آن نرسد

و از بوی باروت در امان باشد

و تن تو از قتل گاه

یک آسمان بدور…

هما طرزی

نیویورک

11 جنوری 2024

 

29 ژوئن
۳دیدگاه

تو می خندی

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه 8 سرطان  ( تیر ) 1404  خورشیدی – 29 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

 تو می خندی

                               به پروردگارم

دلم برای عشقی می تپد

که مرا به تو وصل می کند

شتابان و پر ماجرا

 

خورشید چه عاشقانه صدایم می زند

و ماه و ستاره گان در سجده ی عشق خفته اند

و من در محراب نگاه هات

همان کولی بی سر زمین و سرگردانم

 

پا هام هنوز

در زمین چرکین گیر کرده

و یارای کوچیدنم نیست مگر…

و بالها یم در دستان تو می رقصند

و چشمان منتظرم

سیلاب عشق را مهمان شده

وقتی صدایت می زنم

در کنارمی

و وقتی می بینمت

در تمام هستی ام  می چرخی

دستان سردم را در دستان گرمت نگهدار

و منی مسافررا در سفر کوتاه اش تنها مگذار

 

بنده بودن چه زیباست

تا ذات تو خدا باشد

و چشمان تو نور راه باشد

و در هستی من 

بخندی

و بخندی

و بخندی

هما طرزی

نیویورک

10 جنوری 2024

25 ژوئن
۳دیدگاه

قاب کهنه

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه 4  سرطان  ( تیر ) 1404  خورشیدی – 25 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

قاب کهنه

                  به همسرم

من ترا از قاب کهنه ی تقویم در آوردم

و در برگه پر نور قلبم گذاشتم

 

تو هنوز در من می رقصی

و تو هنوز در من نفس می کشی

و تو هنوز در من عشق را تکرار می کنی

 

ما خدایان عاشق

در سرزمین پرشکوه عشقیم

 

وقتی در خوابم

و دستانت بر بدنم می لغزند

و نفس هات

هنوز بوی عطرت را می افشانند

آه که گرمایت را چه نزدیک حس می کنم

 

آری تو از من جدا نیستی

و تو در من به عبادت نشسته ای

و من درکتاب زندگی ات استخاره می کنم

 

سال های خوشی را

در سر زمین عشق زیستیم

که صدات

همان نسیم پرتلالوی زندگی بود

که موهایم را به بازی می گرفت

و با تیک تاک قلبم همرا می شد

و آرامش من همان

آغوشت بود

و هنوز هر شب در آغوشت به خواب می روم

و بالش ات را

روی بالشم میگذارم

تا بیشترین لحظه ها را

در آغوشت باشم

 

و هنوز در روز شماری زندگی

چشمم به در دوخته شده

تا روزی در را باز کنی و بگویی:

هما جونم حالت چطوره؟

هما طرزی

نیویورک

9 جنوری 2024

 

22 ژوئن
۳دیدگاه

آبستن

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه 1  سرطان  ( تیر ) 1404  خورشیدی – 22 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

آبستن

 

آه چه آبستنم از عشق

و از هوای پر عطر دوست داشتن ها

و چه آرام آرام نگاهت می کنم

در قاب قلبم

تا بی انتها

روزی از تو نگینی می سازم

بر انگشتر قلبم

و در دستان عشق

می کشانمت امیدوار

و چون حلقه ای مهری

در دستانم می چرخانمت پر صدا

و هروقت هوست کردم

لمست می کنم

و هر بارخواستمت

می بوسمت

و هر وقت آزارم دادی

روی میز می گذارمت

و از دور تماشایت می کنم

تا در چشمان فراموشی

جاودانه گردی

 

هما طرزی

نیویورک

 9 جنوری 2024

18 ژوئن
۴دیدگاه

همهمه

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه 28  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 18 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

همهمه

 

در همهمه ی عشقت

علف های سبز را

در لاله تنم لمس کردم

و در وسوسه ی بودنت

چنان مست شدم

که باران بارید

و سبزه ها خیس شدند

و من هنوز

در صدای دریای تنت

می رقصیدم

و تو را به آغوش می کشیدم

تا آخرین نفس های

پیش از سکوت

هما طرزی

نیویورک

8 جنوری 2024

 

 

 

15 ژوئن
۳دیدگاه

شتاب

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه 25  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 15 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

شتاب

 

تو در شتابی تا یادهات

در دیواره های فکرم بیرنگ شوند

و از خاطره ها جدا

و در دل ها ناپیدا

و من با قلم هام

هنوز ترا در نفس های خانه ام

نقاشی می کنم

با مهر و صمیمیت

 ما دو قصه ای ناگفته خواهیم ماند

و تا قرن ها

بگوشی نخواهیم رسید

مگر در قصه های پر مهر کوچی های بی سرزمین

در پس کوهای سبز

و درختان پر نور آن سرزمین

که در شاخه هایشان بجای برگ

ستاره می درخشد

و در جویبارش به جای آب

اشک های عاشقانه ام جاریست …

 

هما طرزی

نیویورک

 8 جنوری 2024

 

 

 

13 ژوئن
۳دیدگاه

غربت

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه 23  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 13 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

غربت

            به همسرم  

من در غربت آغوشت

میلادم را در نور تنهایی

جشن می گیرم

باشکوه و دلپذیر!

 

اما تو آیه ای از عشق نگفتی

تا نکند آغوشم در میخانه ی دل باز شود

و هما هنوز ترا

در تنهایی اش تکرار کند

 

هما طرزی

نیویورک

1 جنوری 2024

 

 

11 ژوئن
۳دیدگاه

این زن

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه 21  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 11 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

این زن

         تقدیم به زن افغان

باز در کوچه های بیدادگر

در شهر فتنه ها

بوی دود

و تعفن اندیشه ها

ترا به ژرف ترین  اندوه ها مهمان میکند

واژه آزادی 

وسلامت فکر 

همان قصه دیرینه هاست 

هوای شهر

در بی‌ اکسیژنی ،

در بی‌ خبری ،

در بی‌ دانشی ،

و در بی رحمی، 

شش های بیخبران را آزار نمیدهد 

ولی این  زن است

تا در آتش بسوزد

و قصه دیرینه مانرا

تکرار کند .

هما طرزی

نیویورک 

۴ اپریل ۲۰۱۵

 

09 ژوئن
۴دیدگاه

افق های مه آلود

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه 19  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 9 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

افق های مه آلود

                         به وطنم

در افق های مه آلود

صورتت هنوز پیداست

کوچه های نمناک

مرا به شهر عشق ها می‌ برند

در شهری که با گرمای ما

درهایش بافته  شده  …

و قفل های سرخ رنگ عشق را

با کلید های محبت

به آن آویخته ا‌ند

و عطر انسانیت ،

آرامش را به مردم هدیه میکرد .

آن وطن کجاست ؟

هما طرزی

نیویورک

۴ مارچ ۲۰۱۵  

01 ژوئن
۳دیدگاه

نور شب

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه 11  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 1 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

نور شب

              به غربت

از نور خورشید دزدیده ام

و به بازوان شب بخشیده ام

تا باران عشق را

در سینه اش بکارد

و صبحگاهان  به زمین هدیه کند

شاید

غربت را از یاد بریم …

هما طرزی

نیویورک

۲۹ جنوری ۲۰۱۵

 

27 می
۳دیدگاه

صدای با د

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  6  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 27 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

صدای با د

              به وطنم

میروم بسوی خانه ای

که در آن گل کاشتیم

خانه ای که :

نسترن  میرقصید ،

و زنبق میخندید ،

شکوفه های آلبالو و زرد آلو

بهم عشق میورزیدند

و صدای با د

با برگ ها آشتی بود

و ما تولد عشق را

هر لحظه شاهد بودیم

و محبت 

غنچه ها را به آغوشش  میفشرد

 

و زندگی‌ آغازی داشت

سبز و زیبا

و در امتداد باغ

من و تو به او پیوسته بودیم

همیشه شاد و همیشه سبز 

هما طرزی

نیویورک

 ۲۹ جنوری ۲۰۱۵

 

24 می
۲دیدگاه

رویاها

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  3  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 24 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

رویاها

       به وطنم

رویاهام

رویاهای سبزم

رویاهای خوبم را –

در باغ پاییز گم کردم

در میان برگ های خشکیده غربت

در میان برگ های بی‌ جان

بی‌ بو و به دور از لطافت های بهاری …

رویاهایم هرگز سبز نشدند

مگر در میان

بازوان تنومند یاد هایم

 در دیارم

در آن دور ها

 در آن خوب ها

در آن سبز ها

آه که سالهاست

در باغش قدم ننهاده ام …

هما طرزی

نیویورک

۲۹   جنوری ۲۰۱۵

20 می
۳دیدگاه

کوچه ی ما

هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  30 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی -20 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

کوچه ی ما

           به وطنم

من در قلب کوچه

ودر  نفس هاش بتو پیوستم

من در انتهای روزنه نور

کودکانه ترا دیدم

و در بهاران عشق

ترا بوییدم 

کتاب هام ،

قلم هام ،

همیشه ترا بیاد دارند

و آن کوچه 

کوچه ای که پیوند ما درآنجاست 

و درک کوچه آبستن از خاطرات ماست

و هنوز در تپش های قلبش شریکیم

ولی رنگ کوچه 

رنگ ما نیست

رنگ دیگریست

که به بیگانگان پیوسته

ولی من به همان کوچه میروم

که در خانه ای شما ره ۷۰۷ 

چشم گشودم

در کوچه ای که جامی  نام داشت

در ناحیه ۲ شیرپور ،

شهرنو

کابل ، افغانستان

ودرخانه ای که صدای تلفن  با شماره ۲۱۶۸۳ بلند میشد

و قلب کوچک من در آن کوچه بزرگ

به بزرگی آسمان ها بتو پیوسته بود 

هما طرزی

نیویورک

  ۱۷ جنوری ۲۰۱۵

18 می
۳دیدگاه

هوا صاف بود

هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه 28 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 18 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

هوا صاف بود

هوا صاف بود

و گلها گلستان سعدی را ورق میزدند

و غنچه ها با خمسه نظامی لب گشوده بودند

جوب ها شر شر کنان دیوان رودکی را میخواندند

درختان گیلاس با دیوان غلام محمد طرزی مشأعره میکردند

کبوتران منطق الطیر را زمزمه میکردند

و بلبلان به غزلیات شمس پناه برده بودند

 

درختان  آلبالو سرگرم دیوان استاد بیتاب بودند

قمری با شعر های شیخ بهایی پر گشوده بود

و  بره ها به مدرسه ای قاری ملک الشعرا می‌ رفتند

 

و درختان چهار مغز در فریادمناجات خواجه عبدالله انصاری باغ کلیله و دمنه را تکرار میکرد

و  دیوار ها با زبان استاد خلیلی آشنا بودند

و من ترا می‌ ستودم عاشقانه 

هما طرزی

نیویورک

۱۲ جنوری ۲۰۱۵

15 می
۳دیدگاه

آسمان

هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : پنجشنبه 25 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 15 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

آسمان

                   به پغمان

آسمان مرا صدا میزد

درختان گیلاس

و چشمه ای آب 

هوا حرف میزد ،

و برگ ها مثنوی میخواندند ،

سبزه ها فال حافظ” می‌  گرفتند ،

 

ودرختان  توت بوستان سعدی را ،

و درختان زرد آلو شاهنامه فردوسی را ،

و درختان شفتالو به دیوان جامی  دلبسته بودند 

 

هوا صاف بود

و گلها گلستان سعدی را ورق میزدند

و غنچه ها با خمسه نظامی لب گشوده بودند

جوب ها شر شر کنان دیوان رودکی را میخواندند

درختان گیلاس با دیوان غلام محمد طرزی مشأعره میکردند

کبوتران منطق الطیر را زمزمه میکردند

و بلبلان به غزلیات شمس پناه برده بودند

 

درختان  آلبالو سرگرم دیوان استاد بیتاب بودند

قمری با شعر های شیخ بهایی پر گشوده بود

و  بره ها به مدرسه ای قاری ملک الشعرا می‌ رفتند

 

و درختان چهار مغز در فریادمناجات خواجه عبدالله انصاری باغ کلیله و دمنه را تکرار میکرد

و  دیوار ها با زبان استاد خلیلی آشنا بودند

و من ترا می‌ ستودم عاشقانه 

هما طرزی

نیویورک

۱۲ جنوری ۲۰۱۵

 

12 می
۳دیدگاه

درد خار

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : دوشنبه 22 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 12 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

درد خار

                         به هموطنانم

زندگی‌، 

همان گل پر عطر 

که خار غربت در ساقه دارد

و دستان مان پر خون ،

پر درد، 

و کم زور

گلی نیست تا ببوییم

دلی‌ نیست تا بجوییم

دیگر زیبا ندیدیم

و زیبا نگفتیم

و زیبا نشنیدیم

آه درد خار

گل پر عطر چه شد ؟ ؟ ؟

هما طرزی

نیویورک

 ۱۶جنوری  ۲۰۱۴

09 می
۳دیدگاه

روز عجیب

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : جمعه 19 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 9 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

روز عجیب

         به کابل

روزیست عجیب !

باران نمی بارد

ولی دل آسمان پر است از رنگ ها

زرد و بنفش همه جا ست

زمین هنوز نمناک

و عطر می‌ پاشد

در زیر برفها 

گلی‌ در باغ نیست

برگ ها بخواب رفته ا‌ند

تیره رنگ 

ومن هنوز  

در پارک شهرنو قدم میزنم

آرام و پر اندیشه 

هما طرزی

نیویورک 

۱۶ جنوری ۲۰۱۴

 

 

 

06 می
۳دیدگاه

زیبا

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : سه شنبه  16 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 6 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

زیبا

             به وطنم

رنگ کبودی بر دلم نشسته

و با د موهایم را می‌ نوازد

با صبر 

 

در لغزش دستانم 

بر صفحه کاغذ

همه جا رنگ تست

که مرا زنده نگهداشته 

 

اگر همیشه سبز بودی

و در کنارم 

چه زیبا می‌ بود 

هما طرزی

نیویورک

 ۱۶ مارچ ۲۰۱۶

 از مجموعهء برگ های خشکیده

 

 

 

 

04 می
۳دیدگاه

دل من

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : یکشنبه 14 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 4  می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

دل من

               به وطنم

دل من ،

پر از تپش آن پرنده ایست –

معصوم و پاک

بالهاش با ابر ها در پرواز

و در آسمان ها

به دنبال دانه …

تا  در تو زنده باشد

او با من دوست دیرینه

و با سرزمین هستی همراز

و هرجا باشد

هنوز بیاد تو می‌ تپد …

 

هما طرزی

نیویورک ۷

 جنوری ۲۰۱۴

 

02 می
۱ دیدگاه

نوای شب

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : جمعه 12 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 2  می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

نوای شب

 

نوای آرامی

از دل مرداب می شنوم

که شب را هم آغوش شده

 

و آن منم

که ترا

بیقرارانه صدا میزند

و صمیمانه می خواند

در تاریکی های زنده بودنش

پر از سکوت های

پر صدا…

 

هما طرزی

نیویورک

11 جنوری 2025

The sound of the night

I hear a quiet sound

from the heart of the swamp

that embraces the night

and it is I

who calls you

restlessly

and sings sincerely

in the darkness of its being alive

full of

loud silences…

Homa Tarzi

New York

January 11, 2025

30 آوریل
۳دیدگاه

کوچه

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : چهار شنبه 10 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 30 اپریل  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

کوچه

 

امروز کوچه

چه تنهاست

و امروز کوچه

چه بیصداست

و حرفی  برای گفتن ندارد

تنها صدای پای منست

که در آغوشش هویداست

و من صدای پای ترا

در حافظه کوچه

می شنوم

و می بینمت

و می بینمت

و می بینمت

و در تنهایی کوچه

هنوز بامنی…

 

هما طرزی

نیویورک

 22 فبروری 2025

Alley

Today the alley is

so lonely

And today the alley is

so silent

And has nothing to say

Only the sound of my footsteps

That is visible in its embrace

And I hear the sound of your footsteps

In the memory of the alley

And I see you

And I see you

And I see you

And in the solitude of the alley

You are still with me…

Homa Tarzi

New York

 February 22, 2025

26 آوریل
۳دیدگاه

انار

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : شنبه 6 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 26 اپریل  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

انار

 

ترا چون اناری

در رگهایم پاشیدم

سرخ شدم

سرخ…

 

تو در شاخه های تنم

استواری

و نگاه هات

ترکیدن دانه های انار است

در من

که واژه عاشق بودن را

زمزمه میکند

 

و دوام دوست داشتنت

همان کاسه آغوشم است

که پر از دانه های

انار تو باشد

در آغوش شب یلدایی من…

 

هما طرزی

نیویورک

13 فبروری 2025

 

Pomegranate

 

I sprinkled you like a pomegranate in my veins

I blushed

red…

You are the strength in the branches of my body

And your gaze

is the bursting of pomegranate seeds

In me

That whispers the word of being in love

And the continuation of loving you

Is the same bowl of my embrace

That is full of your pomegranate seeds

In the embrace of my Yalda night…

 

Homa Tarzi

New York

February 13, 2025