آتش فشان دل
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۳۰ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۲۰ جون ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————-
آتش فشان دل
در آغوشت چو پیچیدم دلم شورِ نهان دارد
تنم عطرِ همان شب را برای هر زمان دارد
دلِ شوریده از یادت گرفت آتش میانِ شب
تپیدنها در این سینه هنوز از تو نشان دارد
نسیمِ یادِ تو هر شب به خوابم شور میآرد
نگو دیگر نمی مانی دلم با تو جهان دارد
لبم با شوق میلرزد نگاهت تیغِ پنهانیست
که در لبخندِ خاموشت هزاران داستان دارد
به هر سو میروم یادِ تو با من همنَفَس گشته
دلم بیتو نه جان دارد که داغِ بیامان دارد
خزانم را ببین هر برگ من رنگ طلا دارد
فضایِ زرد و نارنجی برایت ارمغان دارد
شبم بینور چشمانت شده چون تار و پودِ غم
که خوابم شعله میبیند که روحم داغِ آن دارد
بمان ای عشق، تا این شعله خاموشی نگیرد باز
که این دیوانهی چشمت ز لبخندت نشان دارد
ببین این شعر میسوزد ببین آتش به جان من
که این شاعر فقط وقتی تو را بیند زبان دارد
بدون عطر آغوشت نفس در سینهام تنگ است
و این شاعر فقط با تو غزل را در توان دارد
تو را در شعرهایم شببهشب با آه میجویم
دلِ این شعر من شیدا ز تو حسنِ بیان دارد
من از روزی که رفتی در خودم گمتر شدم هر شب
جهان بیتو چه بیرحم است رویم صد سُنان دارد
تو آن شاهی که بعد از تو به ملک دل تکان آمد
دلم شد مرز متروکی در آتش صد فغان دارد
تو بودی آنکه خوابم را پُر از لبخند میکردی
ولی بعد از تو هر شب خواب من آتشفشان دارد
هما باوری
جرمنی
۲۵ فبروری ۲۰۰۹

بانو باوری گرامی بسیار زیبا سرودید ، سعادتمند و سرافراز باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی