کودکِ هردم شهید
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
ششم جولای ۲۰۱۲
کودکِ هردم شهید
آواز مادرم به وجودم نوید بود
هر لحظه ایکه روح و تنم نا امید بود
دیدار او نشانه ای از مهربانی ها
وقتی که مهر و الفت و عشق ناپدید بود
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
ششم جولای ۲۰۱۲
کودکِ هردم شهید
آواز مادرم به وجودم نوید بود
هر لحظه ایکه روح و تنم نا امید بود
دیدار او نشانه ای از مهربانی ها
وقتی که مهر و الفت و عشق ناپدید بود
دنـیــــای رنـگ
ودود ” فضـلی”
اپـلـدورن – هالند
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۵سرطان ۱۳۹۱ – پنجم جولای ۲۰۱۲
چـرا بـه عـشـقِ مـن هــردم هــوای بـیـرنگـیست
چـرا بــه سـاز وســرودم نـــــوای دل تـنگـیسـت
چــرا حـضــورِ مـحـبــت بـــدل نـیــــامـیــــزد
گـمان مـیـرود هــردو بــه هـمـدیگــرجنگـیـست
اِبلیس به ستوه آمده
حسن شاه فروغ
از لندن
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۵سرطان ۱۳۹۱ – پنجم جولای ۲۰۱۲
« کرزی » زِ تو ایـن ملـتِ افـغـان گله دارد
خاکِ وطن ازدستِ تو،ای جان گله دارد
صدعقده بدل هست وطن راکه ندانی
هر رِشتـهٔ این عُـقده زِ پیمان گلـه دارد
محمد جان مهجور
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۵سرطان ۱۳۹۱ – پنجم جولای ۲۰۱۲
بیاد سخره سنگت همی سوزم بدخــــــــشانم
به مثل چوب دراتش همی سوزم بدخـــــشانم
زهجرت دوستان کوهــــــسار اهــــل دروازم
چوشمع بزم به اغیاران همی سوزم بدخشانم
مجرم بیگناه
نوشته نذیر ظفر
۴ – ۷ – ۲۰۱۲
ورجینیا – امریکا
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۵سرطان ۱۳۹۱ – پنجم جولای ۲۰۱۲
هیچ یک همدل طبیب دل برای ما نشد
هیچ داورئی بدرد دل دوای ما نشد
بر سر شوریدهء ما هر که نا خن میزند
از خود و بیگانه نادم در جفای ما نشد
هزاران مسموم
محمد نعیم ” جوهر ”
۳ – ۷ – ۲۰۱۲
آلمان
تاریخ نشر پنجشنبه ۱۵سرطان ۱۳۹۱ – پنجم جولای ۲۰۱۲
ز آتشِ دشمنِ دیرینه وطن میسوزد
بُلبُل و باغ و گلستان وچمن میسوزد
زینهمه راکت وهاوان وبم وتوپ وتفنگ
سالها شد که مرا گور و کفن میسوزد
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
چهارم جولای۲۰۱۲
عالم اسرار
آخر ای سرورِ من مونس وغمخوار تویی
مرهمِ دردِ منِ خسته و بیمار تویی
بی وجود تو همه کون و مکان هیچ بود
باعث خلقت این عالمِ اسرار تویی
میهن
محمد جان مهجور
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۴سرطان ۱۳۹۱ – چهارم جولای ۲۰۱۲
خواهمت آبادو ازاد میهن آبائ من
جز بتو الفت ندارم ای همه سودای من
رفت عمر من همه درحسرت آبادیت
میکنم افسوس ها ای مسکن وماوای من
تقدیم کننده حسن شاه فروغ از لندن
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۴سرطان ۱۳۹۱ – چهارم جولای ۲۰۱۲
تاکی؟چنین آواره ام،ازدستِ جنگ ودُشمنی
تاچند؟ درین غُربت سرا،سوزم بَیادی میهنی
تاکـی؟ هـمه مـرگ آوران،احکامِ نابودی دهند
تاچند؟ایـن زنجـیـر هـا،بَر دست و پایم میزنی
غایب
نوشته نذ یر ظفر
ورجینیا – امریکا
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۴سرطان ۱۳۹۱ – چهارم جولای ۲۰۱۲
یاد رخ تو چون کنم شعر زبانه میکشد
واژه به واژه میدمد عشق نشانه میکشد
قا فیه تنگ میشود همچو دهان پسته ات
شاعر بو ستان تو رنج شبانه میکشد
بمناسبت آتش زدن کلبه های مُحقر مهاجرین افغان
درکشوری که داد از اسلام و مسلمانی میزنند ؟؟؟!!!( ایران)
محمد عزیز( عزیزی)
۳ – ۷ – ۲۰۱۲
لندن
تاریخ نشر چهار شنبه ۱۴سرطان ۱۳۹۱ – چهارم جولای ۲۰۱۲
برادران وخواهران عزیزم !
مصرع زیر:
« از یزد اگر بسوی هریوا سفر کنی »
«ای هموطن زظلم یزیدی شوی رهـا»
از استاد صبا شاعر توانمند معاصر کشور ما بارتباط حوادث خونبار وتراژیدی آتش زدن خانه های مهاجرین افغان در یزد ایران در فیس بوک نوشته شده بود ومن با قرائت آن غزلی بعنوان استقبال بشرح زیر نوشتم که با شما در میان میگذارم.
زه به درشم
سميع الدين افغاني
۷ – ۳ – ٢٠١٢ م .کال
ته قرار راسره وکړه زه به درشم
لږ مدار راسره وکړه زه به درشم
چې وعدې دې د وصال راوړي ترغوږه
د ريبار راسره وکړه زه به درشم
مخمس بر غزل:
حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل رح
احمد محمود امپراطور
۱۲ سرطان ۱۳۹۱ خورشیدی
کابل – افغانستان
تاریخ نشر سه شنبه ۱۳ سرطان ۱۳۹۱ – سوم جولای ۲۰۱۲
خطـــا ز خویش رهــــــــــا کن صــــواب را دریـــــاب
بــــــــــرو بــــــه مکتــب دل اکتـــــساب را دریـــــاب
ز آب معنــــــــــــــــــویت انجــــــــــذاب را دریــــاب
ببنــــــد چشم و خط هـــــــــــــــر کتاب را دریــــاب
ز وضــــــــــــــــــع این دو نقط انتخـــــاب را دریـــاب
رباعیات ودوبیتیها
از : الحاج محمد ابراهیم حبیب زی
قسمت یازدهم
تاریخ نشر یکشنبه ۱۱سرطان ۱۳۹۱ – اول جولای ۲۰۱۲
درئقش جهـان قطـرۀ در جام بدیدم
زان قطـره جهانی به فـرجام بدیدم
من آنکـه نیـم لایـق ایـن نقـد معـلی
میناومدینه،حرم راسرانجام بدیدم
نامراد
صالحه وهاب واصل
هالند
۱۴ – ۳ – ۲۰۱۱
تاریخ نشر یکشنبه ۱۱سرطان ۱۳۹۱ – اول جولای۲۰۱۲
چشم من خستــــه گشتـــه از ظلمـــت
جز سیاهی نـــه آیــــدم بــــــه نظــــر
نـور الفت به من نتــابیـــــده ســـــت
ننواخته سـت دســت مهــری مـــــرا
به استقبال غزل زیبای محترم استاد ” ثنا ”
سلطنت حُسن
محمد نعیم ” جوهر ”
لعل بدخشـــــان
احمد محمود امپراطور
جمعه نهم سرطان ۱۳۹۱هجری خورشیدی
کابل – افغانستان
مــرغ دل مــــا را تو مــگو بی پـــــر و بال است
پرواز ِ به مقصد شدن اش سعی وصال است
می باش خبـــــر صعب شود سهل به فــــــردا
چیــــــزی که محال است مگویید محال است
بدخشان
عبدالاحمد”آهنگرپور”
بهار سال۱۳۹۰
تاریخ نشر جمعه ۹ سرطان ۱۳۹۱ – ۲۹ جون ۲۰۱۲
بدخشانم،بدخشانم بدخشان
توهستی زادگاه رادمردان
فدای معدن لاجوردو لعلت
کمایی کردهء نام درخشان
تقدیم به شاعر گرانمایه جناب نعیم ” جوهر “
محمد اسحاق ” ثنا “
ونکوور، کانادا
ثنا خوان
تاریخ نشر جمعه ۹ سرطان۱۳۹۱ – ۲۹ جون ۲۰۱۲
این دل من بسته فرمان اوست
واله و سر گشته و حیران اوست
خون جگر چند بریزد دو چشم
چند چنان دیده به گریان اوست
مسافر تنها
صالحه وهاب واصل
۲۰- ۱ – ۲۰۱۱
هالند
تاریخ نشر پنجشنبه ۸ سرطان۱۳۹۱ – ۲۸ جون ۲۰۱۲
کردم سفـرو یــاد تو شــــد همسفــر من
تصویرتو درچشم وخیـــالت به سـرمن
تا راه سفرکــوتـه شـــود ازغــم دوری
سودای تو پـرکرده همــه دورو بـــرمن
بمناسبت توطئهء اخیر جناب کرزی در ارتباط به نفی زبان فارسی از دانشکده های مهندسی و طب
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
بیست و ششم جون ۲۰۱۲
چال شیطانی
باز کرزی قصد ویرانی نمود
حمله ای با چال شیطانی نمود
او بنام علم و تحصیل و سبق
نفی فرهنگ خراسانی نمود
تاریخ نشر دوشنبه ۵ سرطان۱۳۹۱ – ۲۵ جون ۲۰۱۲
با عرض سپاس و ابراز امتنان از شاعر گرانمایه، محترم اسحاق ثنا که به استقبال یکی از سروده های ناموزون بنده که تحت عنوان ” رخ آیینه” چند سال قبل سروده شده بود، شعری زیبایی سروده اند، یاد آوری می کنم که من در همهء اقوال فصیحم، ولی در وصف شمائل ایشان اَخرس.
به همین مناسبت جا دارد تا جناب محترم اسحاق ثنا را مخاطب قرار داده و بنویسم:
زیبا سروده یی و چه زیبا سروده یی
گویا که حرفِ دردِ دلِ ما سروده یی
یک نوبهار لاله به صحرای گرم و خشک
یک آبشار نغمه به دریا سروده یی
به پیشواز پیروزی مسلمان مصر
وزوال فرعون زمان معاصر
محمد عزیز(عزیزی)
۲۴ – ۶ – ۲۰۱۲
تاریخ نشر دوشنبه ۵ سرطان۱۳۹۱ – ۲۵جون ۲۰۱۲
به مصــر و امت اسلام در جهان تبریک
شکست قدرت فرعون این زمــان تبریک
بهـــار جنبش امت فرا رسیـده کنــون
اُ فول فصل شتا ویا خزان تبریک
شهـرمـه !
عزیزه عنایت
۱۷ – ۶ – ۲۰۱۲
هالند
تاریخ نشر یکشنبه چهارم سرطان ۱۳۹۱ – ۲۴ جون ۲۰۱۲
امشب صدای پای تو در گو ش میرسد
آهسته و متیــن چــه خــا موش میـر سد
در خـلـوتی سکـوت شبـی پـر ستـاره ام
ازشهرمـه, ســوار زریـن پوش میــرسد
صالحه وهاب واصل
۲۷ – ۱۱ – ۲۰۱۱
هالند
تاریخ نشر یکشنبه چهارم سرطان ۱۳۹۱ – ۲۴جون ۲۰۱۲
قسم بــه شب که من از بـــــودنـت نمی دانـم
ولی که رگ رگ جانم ز تــــوست میــــدانم
قسم به ماه که زیبا تـــر از تــــو نیست کسی
تو روح گـــــرم بهـــــاری و من زمســــتانم