عاشقِ زار
( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ ۷ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۲۹ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–
عاشقِ زار
خویش میدانم که آخر بر سری دارش منم
گرچه میدانم ولی بازم خریدارش منم
میزند هردم به مژگان بر دلی صد پاره ام
تیر باران کرده ما را عاشقِ زارش منم
خنده بر لب دارد اما راز ها در خنده اش
قصد جان دارد مرا منظور آزارش منم
میکُشد آخر مرا با هر نگاهش نازنین
بینِ مرگ و زنده گی مشتاق دیدارش منم
تاب و طاقت می برد افتد فشارم ناگهان
بس که معتادم به او از بس گرفتارش منم
میدهد هشدار دل را با لبِ شیرین خود
لرزه ها افتد به تن بر زیر آوارش منم
سر به تن هرگز نباشد یا سرِ زانوی یار
یا که این باشد و آن باشد سزاوارش منم
یک نفس باشد به تن دیگر مرا امید نیست
از نفس افتاده ام از بس طلبگارش منم
سال ها با ناز چشمش زنده گورم کرده است
یک همین سر مانده در تن این بدهکارش منم
او اگر خواهد که میخواهد نمیگوید مرا
همچو طاهر عاشق و بیمار و دلدارشدلدارش منم
سید آصف طاهری
نیدرزاکسن – آلمان

جناب طاهری عزیز ، بسیار زیبا سرودید ، قلم تان را رنگین و طبع تان را رسا می طلبم.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی