۲۴ ساعت

21 اکتبر
۱ دیدگاه

درد وطن

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۲۹ میزان ( مهر) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۱ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

درد وطن

 چرا   دردِ  وطن  درمان  ندارد

چرا   این  رنج‌ ها  پایان  ندارد

 چرا خاموش شد آوای مکتب

 چرا پژمرده گشت خندِ مرتب

کجا رفتند، کجا شد صبحِ امید

چرا هر گرگِ دون آمد و  درید

 چرا نوکِ قلم‌ها گشته بی‌رنگ

 قلمداران همه گردیده دل‌تنگ

 چرا آموزگارم  خسته‌   تر شد

چرا تدریسِ استاد بی‌ثمر شد

 چرا تعلیم و تدریس بی‌نوا گشت

 چرا اخلاق و عرفان زیرِ پا گشت

 چرا اطفالِ  ما با  پایِ  خسته

به فرشِ نا امیدی‌ ها نشسته

چرا فرهنگِ ما بی‌سرپناه گشت

 چرا خاموش و خسته، بی‌بها گشت

چرا   تاریخ  بی‌  تصویر  مانده

چو نوری اندرِ  غبارِ  گیر مانده

 چرا نخبه غریبِ خانهٔ خویش

چرا مغزش اسیرِ رنج و تشویش

 چرا استادِ ما با بغضی پنهان

چرا بی‌خانه و بی‌توشه و نان

 چرا در کوچه‌های علم تار است

 کلامِ علم، بی‌مفهوم و زار است

 چرا دیروز با فردا عجین نیست

چرا تاریخِ ما را این‌چنین نیست

 چرا خندیدن و شادی گناه باد

 چرا آزادی  حرفی  بی‌بها باد

 کتاب خاموش در کنجِ قفس باد

ورق پامالِ هر نادان و خس باد

 اگر نوری نمی‌تابد به این خاک

 گناهی ماست، نه تقدیرِ افلاک

 ملتِ خوابیده و دور از نوا باد

 بسا درگیرِ هر چون‌ وچرا باد

اگر اشکی همی‌ریزد زِ چشمی

 بود آزرده از جریانِ خشمی

 هنوز این خاک، امیدِ تازه دارد

 بس است جور و ستم اندازه دارد

تو برخیز، ای جوانِ فکر و بینش

 بساز آینده را با همتِ خویش

 بخوان، بیدار شو، آزاده برخیز

 چراغی بر فروز از نورِ پرهیز

 اگر دیروزِ ما با درد  بگذشت

 زمستان‌گونه تلخ وسرد بگذشت

 باید با کاروان،  محمل برانیم

تا از کارِ جهان  دنبال  نمانیم

 بشارت ده، بشیر، بر اهلِ فرهنگ

 بگو نابود  بادا،  فتنه و جنگ

بشیر شیرین سخن

 

یک پاسخ به “درد وطن”

  1. admin گفت:

    جناب بشیر جان شیرین سخن عزیز ، زیبا سرودید ، سعادتمند باشید.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما