آیینه ی دل
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۲۷ سنبله ( شهریور) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۸ سپتامبر۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
——————————————————————————————————————————————————–
آیینه ی دل
تو را گُم کرده بودم ، خویش را پیدا نمی کردم
تو آن مهتابِ من بودی ، که پیدا کرد جانم را
همین یک رَدِ پا از تو ، مرا تا صبح می بُردست
که هر شب نور می پوشد ، غبارِ آستانم را
دلم را تا تهِ ویرانی دنیا کشاند این شب
ولی یک خنده ات آورد فصلِ اَرغوانم را
اگر آیینه ی دل را غبارِ خستگی پوشاند
نگاهت باز می سازد ، تمامِ آسمانم را
به دریا دل سپردم ، تا مگر خود را ببینم باز
ولی در موج گُم کردم تمامِ بی کرانم را
خدا از زخم هم گاهی دری بر نور بگشاید
از آن در می کشم هر بار ، بارِ ناتوانم را
فنا را آخرِ راهِ محبت گفته اند ، اما
تو معنا کرده ای در من شکوه در جهانم را
سالار البرز

جناب البرز عزیز بسیار زیبا قلم زدید ، سعادتمند و کامگار باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی