بارانِ عدل
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۲ سنبله ( شهریور) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۲۴ آگست ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–
بارانِ عدل
در سرزمینِ بی کسی ، در دامِ طوفان ما شدیم
بر شانههای یکدگر، چون نعشِ بیجان ما شدیم
در لای سیمِ خاردار ، آن مرغِ زخمی را نگر
در مرز و بومِ بی نشان، از درد ، نالان ما شدیم
طفلانی از نسلِ سکوت ، قربانیانِ جنگ ها
در راهِ مکتب خانهها ، هر لحظه حیران ما شدیم
در ازدحامِ شهرِ ما ، اندیشهای بیدار نیست
در بازیِ تقدیرِ خویش ، محکومِ زندان ما شدیم
بغضِ گلوی مادران ، در تیترِ خاموشِ خبر
از خیلِ هشتگها، عجب بیهوده پرسان ما شدیم
از عشق و شادی بیخبر، ماییم در صفهای نان
پیوسته سرگردان از این قانونِ دوران ما شدیم
در گرمیِ بازارِ خون ، از نامِ انسان خستهایم
چون برگِ خشکِ زیرِ پا، بیقدر و ارزان ما شدیم
باید ز چشمِ کودکان، آن سورهٔ «والعصر» خواند
تا در چنین آیینهای، بینی که خسران ما شدیم
روزی اگر بارانِ عدل ، بر خاکِ حاصلخیزِ ما
از ابرِ حق جاری شود ، از نو بهاران ما شدیم
سهیلا ضیایی

زیبا سرودید بانو ضیایی گرامی ، قلم تان رنگین و طبع تان رسا باد.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی