کودکِ هردم شهید
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
ششم جولای ۲۰۱۲
کودکِ هردم شهید
آواز مادرم به وجودم نوید بود
هر لحظه ایکه روح و تنم نا امید بود
دیدار او نشانه ای از مهربانی ها
وقتی که مهر و الفت و عشق ناپدید بود
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
ششم جولای ۲۰۱۲
کودکِ هردم شهید
آواز مادرم به وجودم نوید بود
هر لحظه ایکه روح و تنم نا امید بود
دیدار او نشانه ای از مهربانی ها
وقتی که مهر و الفت و عشق ناپدید بود
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
چهارم جولای۲۰۱۲
عالم اسرار
آخر ای سرورِ من مونس وغمخوار تویی
مرهمِ دردِ منِ خسته و بیمار تویی
بی وجود تو همه کون و مکان هیچ بود
باعث خلقت این عالمِ اسرار تویی
بمناسبت توطئهء اخیر جناب کرزی در ارتباط به نفی زبان فارسی از دانشکده های مهندسی و طب
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
بیست و ششم جون ۲۰۱۲
چال شیطانی
باز کرزی قصد ویرانی نمود
حمله ای با چال شیطانی نمود
او بنام علم و تحصیل و سبق
نفی فرهنگ خراسانی نمود
مسئلهء اعدام و سیاست یک بام و دو هوا
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
در طی سه دههء اخیر سیل مهاجرت به کشور های همسایه شرایطی را بوجود آورد که حتی انسان های نابکار و مجرم نیز به خیل مهاجرین بپیوندند و به جرایم بیشماری منجمله قاچاق مواد مخدر دست یازند. اما
اینکه چگونه و چه کسانی در این میان سود بردند بماند به جای خودش .
اگر به تاریخچهء جرایم بر اساس حقایق عینی جامعه که بنحوی افشا شده است توجه نموده و بدان بنگریم در می یابیم که در بیشتر کشور های جهان اکثر قاچاقچیان حرفوی از پشتوانه های بی دریغ دولتمردان و سیاستمداران این کشور ها برخورد استند.
درد پنهانی
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
سیزدهم جون۲۰۱۲
باز آمد فصل شورِ انقلاب
پاره سازید جملگی تور و نقاب
چهرهء دشمن برون آرید زپشت
بر دهانش بار ها کوبید به مشت
به استقبال سروده ای زیبایی
از استاد محمد اسحق « ثنا »
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
بیست و هفتم می ۲۰۱۲
درد بی وطنی
ز جور حادثه آواره ی کویر منم
به کوی غربت و درمانده و اسیر منم
شکسته تیر بلا چلهستون خانه ی من
دلم گرفته ز اندوه و ناگزیر منم
همایش یک روزه درملبورن استرالیا
چرا هزاره ها سرزمین آبایی خود افغانستان را
ترک میکنند؟
تاریخ نشر یکشنبه دهم ثور ۱۳۹۱ – ۲۹ اپریل ۲۰۱۲
روز یکشنبه مؤرخ پانزدهم اپریل سال روان ، همایشی به نام چرا هزاره ها سرزمین آبایی خود افغانستان را ترک میکنند از سوی انجمن هزاره های آسترالیا در ملبورن باحضور جمعی از آگاهان سیاسی فرهنگی ، دانشجویان و دانش پژوهان این شهر برگزار گردید . این همایش یکروزه حوالی ساعت۰۰ : ۹ صبح آغاز و تا ساعت ۳۰ : ۴ عصر ادامه یافت که مورد توجه خاص اشتراک کننده گان قرار گرفت .
نامه ای سر گشاده به حضرت آیت الله العظمی
خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
بیست ونهم اپریل ۲۰۱۲ میلادی
دهم اردیبهشت (ثور) ۱۳۹۱خورشیدی
ضمن آرزوی سلامتی حضرتعالی ، بدینوسیله توجه شما را به مسایلی معطوف میدارم که با تأسف یا بدان توجهی صورت نگرفته و یا از نفس قضیه بی خبر مانده اید. شهروندی هستم از کشور همسایه ء شما که زبانم زبان حال مردم ماست ، مردمی که بیش از سه دهه از عمر شانرا در حالی سپری نمودند که دست بیداد زمان بر سرنوشت شان حاکم بوده است .
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
نوزدهم اپریل ۲۰۱۲
حلقه ی دستار
راست گفتی ( مشفقا ) کرزی دگر هوشیار نیست
در خمار چرس مدهوش است و او را عار نیست
ملک را ویرانه بنمود با برادر های خویش
وا عجب عقلی که جز در حلقه ی دستار نیست
و اینهم شمهء دیگر از جنایات برادرِ طالب و یا بعبارهء دیگر برادر ناراضی آقای کرزی
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
هیجدهم اپریل ۲۰۱۲
برادرِ طالب !!!
کرزی به ما بگو که ماتم سرای چیست
این ناله ها و درد در اینجا برای چیست
اینان که بر زمین فتادند بروی خاک
بر کشته ها ببین که این ماجرای چیست
شهابِ شوق
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
دوازدهم اپریل ۲۰۱۲
صدای ناله به گوشم رسیده همسایه
گمان برم که برگ ها تکیده همسایه
چه شد مگر که طوفان انقلاب آمد
به هر کناره خونی چکیده همسایه
بازهم دست جنایتکاران از خدا بی خبر با حملات انتخاری جان تعدادی از مردم بیگناه و مظلوم ما را گرفت ، روح قربانیان این حادثه را شاد و نفرین ابدی بر مجریان و مسببین این جنایت می فرستیم.
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
دهم اپریل ۲۰۱۲
چرا ، چرا؟
امروز دلم دو باره گرفت ای خدا چرا
دور از وطن به رنج و غمم مبتلا چرا
تاکی اسیرِ وحشتِ پیر جنایتیم
زان ناکسان که قتل کنند بی صدا چرا
عاشقانِ میهن
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
هشتم اپریل ۲۰۱۲
تاریخ نشر دوشنبه ۲۱حمل ۱۳۹۱ – نهم اپریل ۲۰۱۲
منم مریضی که دردم به جزء وطن نبود
به سرزمین غریب رنگی از چمن نبود
ستاره ها بدرخشند ولی نه مال منند
به شامِ تارِ من اینجا ره ی عدن نبود
صبح امید
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
هفتم اپریل ۲۰۱۲
باز دو باره در سرم یادِ وطن وطن بود
هر طرفش نظر کنم باغ وگل و چمن بود
خسته ی زار غُربتم رحمی نما بحال من
خدای مهربان من زخم ِ دلم کُهن بود
صدای عشق
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
ششم اپریل ۲۰۱۲
در امتداد یک شب ظلمانی و سیاه
وانگه که دیو حادثه بیداد می نمود
فریاد یا مدد ز حوالی بلند شد
روزی که خانه را غمی برباد می نمود
جوابیه ای بر تبصره ای دوست دانشمندم جناب آقای مشکور کابلی
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
چهارم اپریل ۲۰۱۲
سرور عالیقدر ، دانشمند فرهیخته جناب آقای مشکور !
با عرض سلام و ارادت متقابل حضور حضرتعالی ، خرسندم از اینکه بر من منت نهاده و پاسخی همه جانبه بر نبشته ام بیان داشتید. با مطالعهء نوشته زیبای شما دریافتم که گویا از خلال متن نوشته ام چنین استنباط نموده اید که بنده بطور کلی با مطرح نمودن سوالات مخالفم ، در حالیکه لازم می بینم تا نکاتی را درین مورد بعرض شما و سایر دوستانم برسانم:
اینکه در نوشته ام یاد آورشدم که بجای طرح سوالات در مورد کشور و سرنوشت مردم ما به دنبال پاسخی برای بیرون رفت ازین محضلات برایید ، چیزیست که با برداشت متفاوتی همراه بوده و بخوبی مشاهده کردید و خواندید که با طرح سوال به پاسخ سوال شما پرداختم ، یعنی نوشته ام به معنای نفی سوال کردن نبوده است .
پاسخی بر تبصرهء دوست عزیز و گرامی ام جناب آقای مشکور کابلی
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
سوم اپریل ۲۰۱۲
ضرر تاکی ؟
اخیرا سروده ای داشتم تحت عنوان ( ستاره ی اقبال ) که دوست عزیزم جناب حاجی آقای مشکور کابلی از طریق فیسبوک تبصره ای روی آن داشتند بدین شرح که تقدیم دوستان و خواننده گان هموطن می نمایم:
يكجا شويم همه بسازيم ديار ما !! بشير عزيز ، زيبا سروديد ، اما سوال اين هست كه بر چه محوري جمع شويم ؟ با كدام روش ميتوان اين امت مرحومه را جمع نمود ؟ كدامين مبنا ؟ اسلامي ، كدام اسلام ؟ اسلام طالب ؟ ( اسلام سلفي ) اسلام كرزي و اتباعش ( اسلام آمريكايي ؟ ) و يا دموكراسي ، كدامين دموكراسي ؟ همان دموكراسي كه در پاراچنار و كويته شيعيان را ميكشد !!! و دنيا سكوت ميكند !! همان دموكراسي كه خون سوري را مقدس و حرام و خون بحريني و فلسطيني را مباح و بي ارزش ميداند !! كدام دموكراسي !! التقاطي از قاتل و مقتول ، چپ وراست بر محور ناكجا آباد ؟؟ و الله من يكي كه نميدانم در افغانستان بر محور كدام سياست و كدام ارزش و كدامين راي جمع شويد !! دين شان بوي ريا ميدهد ! دموكراسي شان به خون و دالر و دروغ آغشته است ! سياستمدارش بي تعهد ، عوامش مطيع محض و خشك ، روشنفكرش بي دين و ديندارش بي عقل و بي تحليل از دنياي جديد و هنجار هاي جديد !! خدايا … اهدنا الصراط المستقيم ! صراط الذين انعمت عليهم ! غير المغضوب عليهم و لا الضالين
به استقبال از سروده ی زیبای دوست گرانقدر جناب آقای عزیزی
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
دوم اپریل۲۰۱۲
ستاره ی اقبال
آمد بهار و رنگ ندارد بهارِ ما
آتش زدند خانه و هم لاله زار ما
درد ها فزون گشته ز بیداد ظالمان
دردا ازین حکومت بی بند و بار ما
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
اول اپریل ۲۰۱۲
دل آهو نگاه کن بی قرار است
زبان بسته اسیر روزگار است
نگاه بر خنده ی جانسوز کرزی
در این ایام که فصل نوبهار است
سرور عالیقدر جناب آقای زرغون ! با سپاس و امتنان از لطف و ذره نوازی همیشگی تان که شامل حال این حقیر بوده ، ابیاتی چند حضور شما و سایر دوستان همدل پیشکش می نمایم:
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
سوم مارچ ۲۰۱۲
بنای وطن
تاریخ نشر شنبه ۱۲ حمل ۱۳۹۱ – ۳۱ مارچ ۲۰۱۲
خوشا دلی که تپد لحظه ای برای وطن
نفس کشد به هوای پر از صفای وطن
درین زمانه که حق را کشند و جور کنند
قیام کند و بگیرد بدست لوای وطن
با تشکر از دوست فرهیخته جناب آقای زرغون که با شعر زیبای خویش برمن منت نهادند ، سروده ی ذیل را تقدیم حضور دوستان همدل می نمایم.
قیوم بشیر
ملبورن – استرالیا
دوم مارچ ۲۰۱۲
پیامِ دردکشان
تاریخ نشر جمعه یازدهم حمل ۱۳۹۱ – ۳۰ مارچ ۲۰۱۲
صبا رسید و در آن پیک ماورای وطن
تمام حرف در آن حرفِ آشنای وطن
خجل منم که زماوای خویش جدا ماندم
ز سرزمیی که همواره جانفزای وطن
به پاسخ دوست عالیقدر ، شاعر شیرین کلام جناب محمد ابراهیم زرغون سروده شده که اینک تقدیم حضور دوستان می نمایم.
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
بیست و هشتم فبروری ۲۰۱۲
بهای صلح
تاریخ نشر پنجشنبه دهم حمل ۱۳۹۱ – ۲۹ مارچ ۲۰۱۲
همیشه تازه بود در سرت هوای وطن
شگفته باد سراسر گلِ رسای وطن
به شهر علم و فضیلت به آستانِ هری
شکسته باد دلِ دشمنِ بقای وطن
به پاسخ دوست گرانقدر جناب محمد ابراهیم زرغون
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
بیست وهفتم فبروری ۲۰۱۲
خزانهِ دوران
تاریخ نشر چهارشنبه نهم حمل ۱۳۹۱ – ۲۸ مارچ ۲۰۱۲
پیام رسید سحرگه ز بوستانِ وطن
ز همنوایی ( زرغون ) به دوستانِ وطن
نوشته است سلامی به عاشقانه طبعی
به این حقیر و به آن یارِ دل ستانِ وطن
جفای روزگار
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
بیست وچهارم مارچ ۲۰۱۲
چو دیدم واقعآ فصل بهارست
جهان گلگون ز لطف کردگارست
زمین تجدید میلاد کرده امروز
به هرسوسنبل و ریحان قطارست
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
نوزدهم مارچ ۲۰۱۲
تاریخ نشر سه شنبه اول حمل ۱۳۹۱ – ۲۰ مارچ ۲۰۱۲
نو بهار آمد و این خانه خزان است هنوز
غصه ها بر دل هر پیر و جوان است هنوز
درد بی مهری و فریاد و هیاهوی وطن
هرطرف غمزده از جورِ زمان است هنوز